نظريه

نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط

ادامه نوشته

تئوری مسئوليت اجتماعی رسانه‌ها

 عامل سبب شكل‌گيري تئوري مسئوليت اجتماعي رسانه‌ها شد. نخست آن‌كه بازار آزاد در نظام سرمايه‌داري ليبرال، نتوانسته بود آزادي مطبوعات، امكان دسترسي افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را با فوايدي كه از آن مي‌رفت تامين كند. دوم آن‌كه پيشرفت تكنولوژي مطبوعات امكان دسترسي افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را كاهش داده و به عبارتي توسعه مطبوعات سبب افزايش قدرت يك طبقه شده نه همه طبقات. از سوي ديگر توسعه رسانه‌هاي جديد نياز به نوعي از كنترل اجتماعي بر آن‌ها را به وجود مي‌آورد. به اين ترتيب تئوري مسئوليت اجتماعي به پيوند ميان استقلال و وظايف اجتماعي رسانه‌ها پرداخت. در اين نظريه اگر چه مالكيت خصوصي رسانه‌ها كاملا مشروع شمرده شده اما پيام‌آفرينان فقط در قبال خريداران پيام و هم‌چنين سهام‌داران رسانه‌ها مسئول نبوده بلكه رسانه‌ها در سطح كلان در قبال جامعه نيز مسئوليت دارند. ضمن آن‌كه بايد جايگاهي براي ديدگاه‌هاي مختلف باشند.
نظريه مسئوليت اجتماعي در تلاش انطباق سه اصل نسبتا واگرا است:
الف. فرد آزاد است و قدرت انتخاب دارد.
ب. رسانه‌ها نيز آزادند.
ج. رسانه‌ها در برابر جامعه مسئولند؛ اگرچه براي حل اين تعارضات راه حل مشخصي وجود ندارد.
اين تئوري به دو نوع راه حل اساسي توجه كرده است:
الف. توسعه موسسات عمومي اما مستقل براي مديريت رسانه‌ها، توسعه‌اي كه به نوبه خود افق و قدرت سياسي مفهوم مسئوليت اجتماعي را افزايش دهد.
ب. رويكرد به تخصص‌هاي حرفه‌اي به منظور دستيابي به استانداردهاي بالايي از كارايي و خودگرداني رسانه‌ها، در واقع حرفه‌گرايي آن‌گونه كه توسط تئوري مسئوليت اجتماعي تشويق مي‌شود علاوه بر آن‌كه تاكيدي است بر حفظ استانداردها بالاي توليد و عرضه پيام، بر نوعي توازن و بي‌طرفي نيز توجه دارد.
بايدها و نبايدهاي نظريه مسئوليت اجتماعي را مي‌توان در 10 بند به شرح زير خلاصه كرد.
˜‏ بايدها:
۱. پذيرش مسئوليت‌هاي اجتماعي از سوي رسانه‌ها
۲. وابستگي به ارزش‌هايي چون صداقت، دقت، عينيت و بي‌طرفي در حد استانداردهاي بالاي حرفه‌اي
۳. متعهد در برابر وظايف اجتماعي، قبل از تعهد در مقابل مالكان رسانه‌ يا خواست گيرندگان پيام
۴. كثرت‌گرا و منعكس كننده گرايشات مختلف اجتماعي و جايگاهي براي طرح نقطه نظرات گوناگون
۵. مشروع شمردن دخالت دولت براي پاسداري از اهداف عمومي
۶. ايجاد سيستم‌هاي قانوني براي فعاليت‌هاي رسانه‌‌اي و تشكيل سنديكاهاي حرفه‌اي و جلوگيري از انحصارطلبي رسانه‌‌اي
۷. تشكيل گروه‌هاي تحقيقاتي براي ارائه گزارش‌هاي مستمر درباره رسانه‌ها
۸. برقراري سوبسيدهاي حمايتي براي رسانه‌ها
˜‏ نبايدها:
۹. حمله به اقليت‌ها
۱۰. تشويق جامعه به بي‌نظمي، خشونت و...

تئوری رسانه‌های شوروی [مسلكی]

مهم‌ترين مباني اين تئوري كه پس از سازماندهي رسانه‌هاي شوروي در سال 1917 آغاز شد آن است كه بنا به تعريف، در يك جامعه سوسياليستي، طبقه كارگر يا پرولتاريا قدرت را در اختيار دارد و براي حفظ اين قدرت لازم است ابزار "توليد فكري" را نيز كنترل كند. بنابراين تمام رسانه‌ها بايد تحت كنترل سازمان‌هاي كارگري و در نهايت كمونيستي باشند. هم‌چنين از آن‌جا كه جامعه سوسياليستي يك جامعه غيرطبقاتي است ـ يا مطلوب است كه باشد ـ بنابراين مطبوعات نيز نبايد در راستاي تعارض سياسي عمل كنند. علاوه بر آن از مطبوعات انتظار مي‌رود كه در شكل دادن جامعه به سوي كمونيسم نقش ايفا كرده و وظايف مشخصي هم‌چون اجتماعي كردن، كنترل غيررسمي اجتماعي و بسيج اجتماعي را براي تحقق اهداف اجتماعي و اقتصادي مسلك كمونيستي دنبال كنند و سرانجام بايد پيش‌فرض‌هاي ذهني ماركسيسم درباره تاريخ (خطوط قرمز مسلك كمونيستي) به صورت يك واقعيت عيني از سوي مطبوعات منعكس شود تا سبب كاهش افق تفاسير شخصي در اين مورد گردد. بديهي است به تبع تمامي اين مباني ارزش‌هاي خبري رسانه‌هاي شوروي متفاوت با ارزش‌هاي خبري نظام‌هاي ليبرال خواهد شد.
تمامي اين مباني بر اين اصل استوار است كه تسليم بي‌قيد و شرط رسانه‌ها در مقابل سانسور قبل از انتشار و كنترل نهايي حكومت يك اصل قطعي است، ضمن آن‌كه از رسانه‌ها انتظار مي‌رود كه علي‌رغم محدوديت‌هاي فوق، خودگردان بوده و از روش‌هاي حرفه‌اي استفاده نمايند تا بتوانند خواسته‌ و نيازهاي مخاطبان را [كه مغاير با اصول مسلكي نباشد] دنبال كنند.
به نظر من مي‌توان از تئوري شوروي، تئوري سايه‌اي را به نام تئوري مسلكي استخراج كرده و براي اين كار فقط كافي است كه به جاي طبقه پرولتاريا، از طبق مسلكي حاكم استفاده كنيم. در آن صورت با اقتباس از مك‌كوئيل بايدها و نبايدهاي آن مشتمل بر 7 مورد زير خواهد بود.
˜‏ بايدها:
۱. در خدمت خواسته‌ها و كنترل طبقه مسلكي حاكم
۲. عهده دار وظيفه مسلكي كردن جامعه
۳. موظف به هنجارسازي، آموزش و اطلاع‌رساني و انگيزاندن و بسيج‌گري
۴. برآورده كننده خواسته‌ها و نيازهاي مخاطبان ضمن وظيفه‌دار بودن در برابر جامعه
۵. اعمال سانسور
۶. مجازات پس از انتشار
˜‏ نبايدها:
۷. مالكيت رسانه‌ها از سوي افراد غيرمسلكي حاكم

نظريات ارتباط جمعي

هربرت الچول
ادامه نوشته

دولت‌های اقتدارگرا

ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی از حاکمین اقتدارگرا در جهان

هر لیستی که از چنین کشورهایی تهیه شود، لاجرم جای بحث خواهد داشت؛ فهرست‌هایی برای مشخّص ساختن کیفیت دموکراتیک و میزان آزادی کشورها تهیه شده که همگی از روش ساده‌انگارانه‌ی تیک زدن موارد یک جدول استفاده کرده‌اند و در عین حال اندیشه‌ی موجود در پس این جداول نیز خود خالی از سوگیری‌های اقتصادی نبوده است. عجیب نیست که در نظام جهانی کنونی کشورهای متعلّق به نظام‌های قدرت عمده‌ی غربی که از «قدرت نرم» استفاده می‌کنند اغلب در صدر چنین جدول‌هایی می‌نشینند. از سوی دیگر جاهایی چون ارمنستان، کره‌ی شمالی، چاد، ایران، زیمبابوه، عربستان سعودی و بورکینافاسو نیز به شدّت اقتدارگرایند. برای دیدن فهرستی از کشورهای اقتدارگرا برای مثال به جدول دموکراسی مجلّه‌ی اکونومیست رجوع کنید، هرچند این مجلّه، مجلّه‌ای اقتصادی- لیبرال است، امّا نهادهای دیگری چون عفو بین‌الملل یا خانه‌ی آزادی نیز جداولی با زاویه‌ی دید متفاوت تولید می‌کنند. بیش‌تر اوقات کشورهای ثروتمندتر در رأس چنین جدول‌هایی قرار می‌گیرند و کشورهای فقیرتر به قعر جدول سقوط می‌کنند؛ که این هم می‌تواند دلیل باز بودن دروازه‌های نظام‌های سیاسی این کشورها به روی منازعات باشد و هم نتیجه‌ی آن.

راه دیگر مواجهه با مشکل تلاش برای تهیه‌ی لیستی از رژیم‌های اقتدارگرا این است که اَشکال آشکار دولت (برای مثال انتخابات مستقیم مثل آن‌چه در بخش‌های سویس وجود دارد یا نمایندگی دانشگاهی و غیره) را با هم مقایسه نکنیم بلکه توازن قدرت میان نخبگان سیاسی و عموم مردم را در کشورهای مختلف مقایسه نماییم. چنین جدولی بر مبنای پرسش‌هایی از این دست شکل خواهد گرفت که آیا دولتی خاص اجازه‌ی تأثیرگذاری مستقیم در تصمیم‌گیری‌ها را به اتباع خود می‌دهد؟، آیا آزادی بیان را محدود می‌کند؟، اتباع خود را در گولاگ‌ها یا سیستم‌های بازداشتگاهی مشابه محبوس می‌سازد؟، آیا با ملّت‌های دموکراتیک‌تر رفتاری متخاصمانه دارد؟، آیا به شرایط کار نامطلوب امکان شکل‌گیری می‌دهد یا حتّی این که آیا به انواعی از برده‌داری امکان ظهور می‌دهد یا خیر؟.

1. دوات جمهوری خلق چین اغلب یک دولت اقتدارگرای مدرن انگاشته می‌شود. این جمهوری تنها با یک حزب اداره می‌شود که آن را حزب کمونیست چین می‌خوانند. سیاستگذاری‌ها در چین در جلسات سطوح بالا انجام می‌شود که در آن‌ها مردم هیچ‌گونه تأثیری در تصمیم‌هایی که برایشان گرفته می‌شود ندارند. دولت چین با حساسیت بسیار بر اینترنت این کشور نظارت می‌کند و هرچه را که کمترین شائبه‌ی حساسیت سیاسی در آن باشد، تحت نظر دارد. همچنین طبق گزارش گزارشگران بدون مرز، در لیست سیاه «دشمنان اینترنت» قرار دارد. آنهاهمچنین به دلیل نگرانی از این‌که شهروندانشان از سایت‌های عمده‌ی ایجادکننده‌ی شبکه‌های اجتماعی همچون فیس بوک و تویتر برای راه‌اندازی تظاهرات عمومی استفاده کنند، آن‌ها را مسدود می‌کنند. علاوه بر این آن تعداد از شهروندان که در اینترنت مطالب دموکراسی‌خواهانه منتشر کنند، از سوی دولت مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و گاه حتّی زندانی می‌شوند. معیار دیگری که بر مبنای آن بسیاری مدّعی می‌شوند که چین به حقوق شهروندان خود تجاوز کرده ‌است، تحمیل سیاست تک‌فرزندی در 1979 بود که زوج‌های متعلق به قوم هان را که ساکن مناطق شهری هستند، به داشتن تنها یک فرزند محدود می‌کند. هرچند که این سیاست برای کنترل جمعیت اعمال شد، امّا در نتیجه‌ی آن بسیاری از کودکان مؤنّث سقط یا کشته شدند(زیرا ممکن بود برخی زوج‌ها بر داشتن پسر برای بقای نام فامیل‌شان تأکید داشته باشند). علاوه بر این مشکلات بسیاری هم برای والدین دارای بیش از یک فرزند به‌وجود آمد، از جمله پرداخت جریمه، فشار برای سقط جنین یا عقیم‌سازی اجباری. دولت کمونیست ویتنام نیز اغلب اقتدارگرا خوانده می‌شود. ویتنام از سوی حزب کمونیست ویتنام اداره می‌شود که تنها حزب سیاسی قانونی در این کشور است. سیاست‌ها و قوانین همگی به‌طور یک‌سویه از طرف حزب وضع می‌شود و مردم در فرایند تصمیم‌گیری هیچ قدرتی ندارند. هرگونه مخالفت سیاسی ممنوع است. مخالفانی چون ویِت خانگ خواننده و آهنگ‌ساز و نگوین چی تین شاعر، به‌طور معمول دستگیر و زندانی می‌شوند و دولت مکرّراً مخالفان را به «براندازی حکومت»، «تهدید امنیت کشور» یا تلاش برای «سرنگونی دولت سوسیالیست مردمی»متهم می‌کند. در ویتنام اعتراضات با دقّت بسیار از سوی دولت تحت نظر قرار می‌گیرد؛ در این میان اعتراضات تابستان 2011 در حمایت از حاکمیت ویتنام بر جزایر پاراسل و اسپارتلی در شهرهای هانوی و سایگون و نیز اعتراضات کوچک‌تر درباره‌ی ادعاهای ارضی دولت از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. اینترنت نیز در این کشور به شدّت سانسور می‌شود، بیش‌تر سایت‌هایی که محتوای ضدّ کمونیستی، انتقادی یا ضدّ دولتی دارند یا حامی جمهوری سابق ویتنام هستند از سوی دولت مسدود می‌شوند. سایت‌های ایجادکننده‌ی شبکه‌ی اجتماعی از جمله فیس بوک نیز مسدود شده‌اند. ویتنام نیز در لیست سیاه «دشمنان اینترنت» گزارشگران بدون مرز قرار دارد. پس از جنگ ویتنام صدها هزار نفر از ساکنان جنوب ویتنام به اردوگاه‌های بازآموزی فرستاده شدند و در آن‌جا مجبور به کار و زندگی در شرایط بسیار نامطلوب بودند.

ولادیمیر پوتین و حسنی مبارک دو تن از رهبران اقتدارگرای روسیه و مصر

در روسیه هم پس از گزارش‌های متعدّد درباره‌ی جابه‌جایی آرای انتخابات پارلمانی 2011 و نیز ریاست جمهوری 2012 ویژگی‌های عمومی اقتدارگرایی در حال بروز است، این وضعیت با وضعیتی درآمیخته شده است که در آن حزب روسیه‌ی متحد که اکثریت آن طرفدار کرملین‌اند از جایگاهی ممتاز برخوردار است، دادگاه‌ها به طور مکرّر آرای سویافته صادر می‌کنند، مقرراتی وضع می‌شود که پیش‌برد مخالفت معنادار با دولت با مشکل مواجه می‌سازد و بر سر مشروعیت دور سوم ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین بحث‌هایی هست و تمام این‌ها نشان از احتمال بروز اقتدارگرایی در نظام سیاسی روسیه دارد. هنوز باید منتظر نتایج اظهارات اخیر رئیس جمهور(نخست‌وزیر سابق) پوتین و نخست وزیر (رئیس جمهور سابق) مدودف درباره‌ی لیبرالی کردن نظام سیاسی بود، البته به نظر می‌رسد که چنین گفتمانی تلاشی پوپولیستی برای برآمدن از پس نارضایتی‌های اجتماعی باشد.

 

نظریه سلطه رسانه ها در مقابل نظریه پلورالیسم رسانه ها

واژه Pluralism که در لغت به‌معنای "گرایش به کثرت" است، در اساسی‌ترین معنای خود، با برتری نظری چندگانگی بر تک بودن و اولویت تنوّع بر همسانی اشاره دارد. پلورالیسم یا کثرت‌باوری که در خود، مفهوم پذیرش و اصالت‌دهی به تعدّد و کثرت را دارد، در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، معرفتی و دینی مورد توجه قرار گرفت و از همین‌رو به‌حسب ساحت، به انواع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، معرفتی و دینی قابل تقسیم است.
این واژه اولین بار توسط لوتسه (Rudolf Hermann Lotze: 1817-1881) در سال 1841، میلادی در کتاب "مابعدالطبیعه" به‌کار رفت.[1]
پلورالیسم در آغاز، در عرصه سنّتی کلیسا مطرح گردید و به شخصی که در کل، دارای چند منصب گوناگون بود، پلورالیست گفته می‌شد. پس از آن، این اصطلاح به‌عنوان یک گرایش در مقابل گرایش مونیستی (Monoistic) و وحدت‌گرایی علیه "یگانه‌انگاری" در همه حوزه‌های قابل تصوّر برای تحقیق در امور انسانی پا به عرصه وجود گذاشت.[2]
 
انواع پلورالیسم
بر مبنای تعدّد حوزه‌هایی که در پلورالیسم طرح شد، اقسام گوناگونی از کثرت‌گرایی صبغه وجود یافت؛ که حد مشترک همه آنها به‌رسمیت شناختن کثرت در برابر وحدت است. این اقسام عبارتند از:
الف) پلورالیسم سیاسی؛ یکی از الگوهای رایج در جامعه‌شناسی سیاسی معاصر، الگوی پلورالیسم است؛ که در مقابل نظریه‌های مارکسیستی درباره مبنای طبقاتی دولت، بر تعدد مراکز قدرت اجتماعی تأکید می‌کند.
فرض اصلی دیدگاه پلورالیستی که به بررسی رابطه قدرت دولتی با مجموعه گروه‌ها و نیروهای اجتماعی می‌پردازد، تکثّر و تنوّع منابع قدرت است. بر مبنای این الگو، قدرت سیاسی، فرایند پایان‌ناپذیر رقابت و سازش میان نیروهای مختلفی است که نماینده علایق و منافع اجتماعی گوناگونی مانند گروه‌های صنعتی و تجاری، جنبش‌های کارگری، گروه‌بندی‌های قومی، مذهبی و ... هستند.[3] بر اساس این نوع از پلورالیسم، اقتدار همگانی در میان گروه‌های متعدّد و متنوّع، پخش‌ شده و این گروه‌ها، به‌عنوان مکمّل همدیگر عمل می‌کنند و دولت، تنها به حفظ توازن طبیعی میان آن‌ها بسنده کرده و حاکمیت مطلق در دست دولت یا هیچ فرد یا نهادی نیست.
کثرت‌باوران سیاسی برخلاف آنارشیست‌ها، منکر وجود دولت نیستند؛ بلکه برای آن، کارکردهای سودمندی را به‌رسمیت می‌شناسد؛ اما معتقدند که قدرت دولت، نباید انحصاری باشد؛ بلکه در عین نظارت کلی دولت، دیگر نهادهای اجتماعی و مقدم بر دولت، باید استقلال و قدرت خود را نگاه دارند. این نوع از پلورالیزم، یکی از اصول بنیادی لیبرال دموکراسی به‌شمار می‌رود.[4]
 
ب) پلورالیسم اجتماعی؛ پلورالیسم در این عرصه، عبارت از پذیرش کثرت و تنوّع در حوزه نهادهای مدنی، احزاب، جمعیت‌ها و عقاید ناظر به مصالح اجتماعی بوده و بر حضور و مشارکت نهادها، سازمان‌ها، تشکّل‌ها و احزاب متعدد تأکید می‌ورزد.[5]
پیشینه این نوع از کثرت‌گرایی به عصر روشنگری (رنسانس) برمی‌گردد که در آن، پذیرش فردگرایی و حقوق طبیعی و مواجهه انسان‌ها با تکثّر رسانه‌های جمعی، موجب رشد و بالندگی تفکر پلورالیسم اجتماعی به‌عنوان تفکر مشوٌق تشکیل احزاب، گروه‌های مدنی و مصاف دموکراتیک، گردید. از شرایط لازم برای چنین پلورالیسمی، نهادهای جامعه مدنی در برابر دولت است.[6]
 
ج) پلورالیسم اخلاقی؛ ساحت اخلاقی، یکی دیگر از ساحت‌های اندیشه کثرت‌گرایی است؛ که از نسبی‌انگاری ارزشی و نفی ضوابط عام و ثابت، ارتزاق می‌کند و نه‌تنها به پذیرش تکثّر در مرام‌های اخلاقی در مختصات جغرافیایی صحٌه می‌گذارد، بلکه در پرتو گذر زمان نیز می‌پذیرد که ارزش‌های اخلاقی رنگ و شکل عوض می‌کنند و کثرت طولی و تنوّع تطوری داشته باشند. پلورالیسم اخلاقی، اساساً ارزش اخلاقی را نسبی تلقّی کرده و باورداشت‌های اخلاقی را آن‌چنان جدی تلقّی نمی‌کند و اصول و باورهای اخلاقی را از جزمیت ساقط کرده و در ورطه تشکیک و نسبیٌت می‌اندازد.[7]
 
د) پلورالیسم معرفتی؛ این نوع از پلورالیسم، بر شکّاکیت معرفت‌شناختی اتّکا داشته، واقعیّات را غیر از درک بشری می‌داند و بر آن است که آنچه از راه حس وارد دستگاه ادراک می‌شود، با یک رشته قالب‌های پیش‌ساخته ذهنی قالب‌گیری شده و رنگ‌آمیزی می‌گردد. به‌همین جهت انسان، هیچ‌گاه به‌واقع، آن چنان‌که هست، نمی‌رسد و به‌واسطه همین نسبیت ادعایی موجود در عرصه معرفت، هیچ فرد یا گروهی حق ندارد ایده‌ای را به‌عنوان حقیقت مطلق بر دیگران تحمیل کند.[8]
این اعتقاد که در آن حقیقت، نسبی است و دست‌یابی به حقیقت مطلق، برای افراد بشر ممکن نیست، این نتیجه را دربر خواهد دارد که هر عقیده‌ای، سهمی از حقیقت را داراست و اندیشه‌ای که کاملاً مطابق حقیقت باشد، وجود ندارد. به‌همین دلیل، هیچ معیاری برای داوری میان ارزش‌ها و اعتقادات موجود نبوده و باید هر مذهب و آئینی را برحق دانست.
 
ه)پلورالیسم دینی؛ کثرت‌گرایی دینی نظریه‌ای در باب حق بودن ادیان و محق بودن دینداران است و برآن است که کثرتی که در عالم دین‌ورزی پدید آمده، حادثه‌ای طبیعی است که از حق بودن ادیان و محق بودن دینداران پرده برمی‌دارد و مقتضای دستگاه ادراکی آدمی و ساختار چند پهلوی واقعیت است. کثرت‌گرایان می‌گویند که یک حق نداریم؛ بلکه به‌دلیل چند ضلعی و چند لایه بودن واقعیت با حق‌های متعددی روبرو هستیم.[9]  لگنهاوزن در تفسیر این نوع از پلورالیسم می‌نویسد: «کثرت‌گرایی دینی نتیجه تلاشی است برای به‌دست آوردن مبنایی در الهیات مسیحی، برای تسامح و تحمّل ادیان غیر مسیحی؛ به‌همین دلیل، کثرت‌گرایی دینی، عنصری است در گونه‌ای از تجدّد یا لیبرالیسم دینی. کثرت‌گرایان دینی، تصدیق می‌کنند که همه ادیان بزرگ، راهی به‌سوی نجات عرضه می‌کنند و همه آنها دربردارنده حقیقت دینی‌اند ....»[10]
جان هیک (John Hick: 1922-live) علاوه‌بر معنای فوق، دو معنای دیگر برای پلورالیسم در دین ذکر کرده است. وی پلورالیسم دینی را به این معنا که هر دینی، نیمی حق و نیمی باطل است و تمام حق در یک دین وجود ندارد، دانسته و در تفسیر دیگری نیز پلورالیسم دینی را به‌معنای بی‌معنا دانستن و مشکوک بودن دین به‌عنوان یک واقعیت، در نظر گرفته است.[11]
البته در کنار اصطلاح پلورالیسم در دین، که مفهوم آن ذکر شد، با پلورالیسم در فهم دین نیز روبرو هستیم؛ که بر پذیرش تفسیرهای متباین از متون دینی (تعدد قرائت‌ها از دین) صحٌه می‌گذارد.[12]
 
و) پلورالیسم فرهنگی؛ تکثّرگرایی فرهنگی که به مسأله نحوه مواجه شدن با ناهمگنی مربوط می‌شود،[13] ضمن تأکید بر به‌رسمیت شناختی کثرت و تعدد فرهنگ‌ها، مذاهب و نحله‌های فکری موجود در جامعه، احترام گذاردن به حقوق مخالفین در حیطه رفتارهای اجتماعی و تحمّل اندیشه‌های متعدد همدیگر را مورد توجه قرار می‌دهد.
در واقع، آگاهی ملل مختلف از سلوک همدیگر، در پرتو رشد اطلاعات و رسانه‌ها و پی بردن به نافروکاستنی بودن آنها به مدل واحد، موجب شد، تا این تکثّر و گوناگونی، به‌زودی توسط جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان، تئوریزه و به‌رسمیت شناخته شود. طبق این نظریات، رفتارهای فرهنگی هر قوم، راهکارها و راهبردهایی هستند، که بسته به شرایط جغرافیایی، زیست‌محیطی، نژادی و ... در حوزه عقل جمعی شکل گرفته که در هر حال باید به آن احترام گذاشت و تنوّع آن‌را پذیرفت. بر همین مبنا، گروه‌های قومی و نژادی در عین اینکه زبان، مذهب و آداب و رسوم خود را حفظ می‌کنند، با گروه‌های دیگر کنار آمده و در عین حفظ تفاوت‌های خود، از یکسانی اجتماعی برخوردار می‌شوند.[14]
 
پلورالیسم رسانه‌ای
پلورالیسم فرهنگی، در امتداد مسیر خود، به‌نوعی از کثرت‌گرایی در عرصه رسانه‌ها منتهی می‌شود که می‌توان آن‌را "پلورالیسم رسانه‌ای" دانست. اصل تکثر رسانه‌ای شامل دو دیدگاه است. یک دیدگاه، تکثّر را مستلزم برخورد کاملاً برابر با گروه‌های مختلف دانسته و به‌طور مثال ساعات مساوی برای پخش نظرات کلیه اقلیت‌های قومی و زبانی و کلیه گروه‌های مخالف را طلب می‌کند و دیدگاه دیگر تکثّر را مستلزم انصاف دانسته و معتقد است رسانه‌ها باید به‌طور متناسب آنچه را در جامعه می‌گذرد (اعم از مسائل گروه‌های اجتماعی، عقاید سیاسی و ...) را منعکس و نیازهای (تمام) مخاطبین را برآورده سازند و به‌طور خلاصه، محتوای رسانه، متناسب با مخاطبان گوناگون، تنوّع داشته باشد.[15]
نظریه کثرت‌گرا، رسانه را در ارتباط با خواست‌ها و تقاضاهایی که از طرف گروه‌های مختلف و پراکنده اجتماعی که دارای منافع و دیدگاه‌های متفاوت هستند، پاسخگو دانسته و معتقد به چندگانگی منابع و تنوّع پیام‌ها براساس منافع همگان بوده و حق دسترسی تمامی گروه‌ها حتی گروه‌های منفرد و جانبی جامعه به رسانه‌ها را محترم می‌شمارد.[16]
مدل ارائه‌شده در این نظریه، که با بیش از یک دریافت از رسانه و یک مجموعه از ارزش‌ها سازگار است را می‌توان تجسّم آرمان آزادی‌خواهی که مخالف هر نوع کنترل یا جهت‌گیری رسانه‌هاست، تلقی کرد و به‌عنوان نوعی نگرش مسئولیت اجتماعی رسانه، در دموکراسی لیبرال در نظر گرفت. مطابق آن، نهادهای رسانه‌ای تمایل دارند و گاه تشویق می‌شوند که نیازهای منافع گوناگون رقیب را برآورند و خواسته‌های عموم را در چارچوب استانداردهای حرفه‌ای خودشان برآورده سازند.[17]
"مک‌کوایل" در مورد این مدل معتقد است که «مدل، گرایش بر این دارد که بر اراده آزاد و استقلال مخاطبان پای فشرده و می‌تواند با اصلاحاتی با مفهوم رسانه‌های رهایی‌بخش پیشنهاد "استنبرگ" (1970) سازگار شود.»[18]
 
نظریه سلطه رسانه
در مقابل نظریه پلورالیسم رسانه‌ها، نظریه سلطه قرار دارد؛ که به رسانه‌ها، به‌شکل مخدوم دیگر نهادهای اجتماعی، می‌نگرد. از دیدگاه این نظریه، رسانه‌های همگانی دارای مشخصات زیر هستند:
1. توسط عده معدودی -طبقه سرمایه‌دار یا دولت- کنترل می‌شوند.
2. یک بعدی عمل می‌کنند.
3. به‌نحو استانداردشده و از جهت عرضه انحصاری هستند.
4. بر مبنای این نظریه، رسانه‌ها با قدرتی که دارا هستند می‌توانند، هم از تغییر و تحول جلوگیری کنند و هم با هرگونه تهدیدی که مشروعیت وضع موجود و نظم را زیر سؤال می‌برد، به مقابله برخیزند. به‌عبارت دیگر رسانه‌ها با پرهیز از انعکاس صداهای منتقد و کاهش ظرفیت انتقادی افکار عمومی، به سازگاری مخاطبین با وضع موجود پاداش می‌دهند.
5. رسانه‌ها به‌وسیله درجه بالایی از تولید انبوه و توده‌ای محتوا، در جامعه، تهیه و قالب‌گیری می‌شوند.[19]
 
قوانین کثرت‌گرای رسانه‌ای
اولین سمینار جهانی پیشبرد مطبوعات مستقل و کثرت‌گرادر فوریه 1990، قوانینی را در مقابل مفاد نظریه سلطه وضع کرد که برخی از مواد آن به این شرح است:
1. مطبوعات (رسانه‌ها) باید در مقابل فشارهای اقتصادی مصون باشند؛ نه اینکه تحت انحصار مؤسسات سرمایه‌داری قرار گیرند.
2. مطبوعات، جهت انتشار اندیشه‌های گوناگون، نباید تحت انحصار دولت‌ها یا سنجش خصوصی قرار گیرند.
3. اختصاص بودجه دولتی به مطبوعات جهت تأمین استقلالشان.[20]

ویلبرشرام

آمریکایی – در سال 1952 بنیانگذار مطالعات ارتباطی است – او می گوید ک پیام باید به صورت رمز ارائه شود : 1- تصویر ذهنی ما قابل فهم نیست 2- برای فهم دیگران تصاویر ذهنی را تبدیل به مرز کنید – کتابش :1- رسانه های جمعی و توسعه ملی 2- تلویزیون در زندگی کودکان ما و ماهیت ارتباط میان انسان ها – موافق نظرات لرنر در زمینه ارتباطات و توسعه بود – پاسخ میانجی را مطرح می کند که : در یک سیستم ارتباطی علاوه بر خواندن و نوشتن، تفسیر هم می کند – علاوه بر این اگر شما علامت، نماد یا زبان را یاد گرفتید، پاسخ را هم بلد هستید به این پاسخ، پاسخ میانجی می گوید – شرام موازی با نظریات لاسول در خصوص نقش های ارتباطی معلم، نگهبان و راهنما را برای وسایل ارتباطی مطرح کرده است – او در در کتاب رسانه های جمعی و توسعه ملی، نگاه خوش بینانه نسبت به توسعه ارتباطات در جهان سوم دارد – کتاب مشهورش : چهار نظریه مطبوعات در مورد فرآیند دو مرحله ای بودن ارتباطات بحث می کند – 1 - سه عنصر را برای ارتباطات نیاز می داند : منبع، پیام و مقصد 2- بحث تجربه مطرح می شود در میدان تجربه 3- هر فرد در فراگرد ارتباط به کد گذاری، بازخوانی و دریافت و انتقال نیاز دارد.

دی فلور و باروکیچ

نظریه وابستگی مخاطبان – مخاطب منفعل است – به رابطه سه گانه : رسانه – مخاطبان و جامعه نیازمند است – دو نیاز وابستگی دارد: 1- نیاز به بهداشت اطلاعات (اطلاع از تحولات جامعه نوین و مدرن شهری) 2- نیاز به ندانستن و گریز از واقعیت ( برنامه های طنز در اوقات فراغت)  - خصوصیات این نظریه ک 1- تداوم نیازها 2- هر چه نیاز بیشتر باشد میزان وابستگی بیشتر است و تاثیر مخاطب هم بیشتر – تفاوت نظریه وابستگی مخاطب با تزریقی : در این است که در افراد انفعال و اعتیاد بوجود می آورد – در نظریه تززیقی: مخاطبان به پیام عکس العمل نشان می دهند ولی در نظریه استحکام : کسانی که زمینه تاثیرپذیر دارند تاثیر می گیرند و در نظریه وابستگی : مخاطبان تنها یک حس انفعال و رکود دارند و دچار بی حسی می شوندو عکس العملی نشان نمی دهند – انتقاد وارده : مطلق انگاشتن نقش رسانه ها و نادیده گرفتن ویژگی های فردی و ارتباطات میان فردی – رسانه ها را در انجام تغییرات نگرشی و رفتاری توانای مطلق می داند – در صورتی که توانایی رسانه ها خود متاثر از زمینه های قبلی مخاطب و ساختارهای اجتماعی است

نظریه نیازجویی 1970، استفاده و رضایت مندی

مخاطب به نیاز خود آگاه است – مخاطب اغازگر جریان ارتباط است – 5یژگی فرآیند انتقال پیام : 1- مخاطب پویاست 2- رقابت رسانه با خود و دیگر پدیده ها برای تامین نیاز مخاطبان الزامی است 3- جستجوگر است یعنی برای تامین نیازها و رضایت خود روش های مختلفی را تجربه می کند 4- مخاطبان برای تامین نیازهای معرفتی خودآگاهانه رسانه مورد نظر را انتخاب می کنند (از نیازآگاه هستند) 5- برای تامین نیازهای اساسی منابع مختلف ارتباطی و غیر ارتباطی با یکدیگر در ارتباط هستند – میزان ابهام و مناسب دانستن موضوع به کار و زندگی فرد برای رفع نیازهای شناختی است – اساسا رویکرد افراد به رسانه ها به دلیل کسب دو پاداش است : 1- پاداش آنی : اطلاع داشتن در مورد حوادث و رویدادهای روز 2- پاداش آتی : خدمات مقوله های آموزش دراز مدت – مهمترین انتقاد : تاثیر رسانه را بر ایجاد نیازها و تامین آنها نادیده گرفته است.

تجزيه و تحليل تعاريف ارتباط

جدول پاسخ‌های ارتباط چه نوع چیزی است؟
 جدول پاسخ‌‌های در ارتباط چه چیزی منتقل می‌شود؟
 جدول شروط گوناگون ارتباط، در تعاریف ارتباط (۱)
 جدول شروط گوناگون ارتباط، در تعاریف ارتباط (۲)
تعاريف موجود از ميان بيش از يک صد تعريف که روى کارت‌هائى منتقل و براساس محتوا، دسته‌بندى شده بود انتخاب شده است.
ادامه نوشته

نظریه های کاربردی

تئوری مشاركت دموكراتيك رسانه‌ها

 

ادامه نوشته

نظریه­های ارتباطی مرتبط با آثار وسایل ارتباط جمعی

1- نظریه تزریقی یا تاثیر قدرتمند ( هیتلر/ موسیلینی / کافلین)

در فاصله جنگ جهانی اول و دوم ارائه گردید، تکیه اصلی از عناصر ارتباطی بر روی پیام می­باشد بر اساس این نظریه پیام را می­توان به نحوی تجویز و منتشر نمود که بر قلب و ذهن مخاطب نفوذ کرده و رفتار مورد نظر فرستنده پیام در گیرنده پیام ایجاد گردد بر اساس این نظریه مخاطب منفعل است و ارتباط­گر همه کاره، همان طور که مواد داخل سرنگ به بدن بیمار بی­دفاع تزریق می­گردد پیام نیز مغزهای بی­دفاع را تحت نفوذ خود در می­آورد. پیام به افراد که به صورت جداگانه از یکدیگر قرار گرفته­اند مستقیم تاثیر می­گذارد نام دیگر این نظریه گوبلز می­باشد. معمولاً این نظریه فقط در کشورها و مجامع تک رسانه­ای عملیاتی می­باشد مانند کره­شمالی.

ادامه نوشته

نظریه ارتباطات

بعضی افراد معتقدند که ساده ترین روش برای شروع طبقه بندی نظریات ارتباط ، با تلاش جهت تعریف واژگان ارتباط و نظریه از نظر تئوری نادرست است. با این وجود آغاز مطالعه بر روی نظریه هایی که در رابطه با ارتباط هستند ، بدون فهم حتی موقتی و ضعیف انواع پدیده های ارتباطی ونیز فهم اینکه چه نظراتی درباره این پدیده ها تشکیل فرضیه - یا تخصصی تر - فرضیه خوب را میدهند دشوار است . 
ارتباط ، مفهومی تغییر پذیر است، درحالیکه شاید به کرّات ازاین واژه استفاده کنیم، رسیدن به تعریف دقیق این کلمه که مورد قبول دانشمندان امور ارتباطات باشد دشوار است. ارتباطات به حدی در رفتار انسان و ساختارهای اجتماع ریشه دارد که حتی تصور رخدادهای رفتاری یا اجتماعی بدون حضور ارتباطات دشوار است. 
ممکن است ارتباط را انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر تعریف کنیم.در واقع بسیاری از دانشمندان ارتباطات این تعریف را بعنوان تعریف کاربردی در نظر می گیرند و سخن معروف Lasswell(چه کسی چه چیزی را به چه کسی و با چه تاثیری) را روش احاطه بر رشته ارتباطات می دانند. سایرین معتقدند که جریانی تشریفاتی در ارتباطات وجود دارد که نمی توان آنرا بصورت ساختگی از بافتهای اجتماعی و تاریخی جدا نمود. با توجه به جدید بودن نسبی این رشته تحقیق ، انتظار یک مفهوم آفرینی مشترک بین تمامی افراد این رشته زود است. علاوه بر این ، خود فرضیه ارتباط از بسیاری جهات تلاش برای توصیف و توضیح دقیق ارتباط محسوب می شود. 
در واقع یک فرضیه توضیحات مختلفی از گروهی از پدیده های مشهود می باشد. Karl Popperفرضیه را به طرز جالبی تعریف کرده است :" توری که ما جهت صید لغت پهن می کنیم تا آن را بیان، توضیح و حاکم نماییم." گمان یک فرضیه درون تمامی جریانات تحقیقی قرار دارد و در حالیکه بسیاری دانشمندان علوم اجتماعی مایلند آزمایش روی یک فرضیه خوب را با علوم طبیعی انجام دهند، بسیاری افراد دیگر که به مطالعه ارتباطات مشغولند فرضیه را همانند سایر رشته های دانشگاهی می دانند. با این وجود هنگام سنجش درستی یک فرضیه، ملاکهای موجود در علوم و برگرفته شده از روشهای علمی اغلب تا حد بسیار زیادی صادقند. 
ادامه نوشته

روشها و فنون برخاسته از نظريه شرطي سازي کنشگر  

در اين بخش روشها و فنون تغيير رفتار و رفتار درماني برخاسته از نظريه شرطي سازي کنشگر معرفي مي شوند. اين روشها و فنون در چهار دسته قرار مي گيرند.

1. روشهاي افزايش نيرومندي رفتارهاي مطلوب موجود

2. روشهاي ايجاد رفتارهاي تازه

3. روشهاي نگهداري و گسترش رفتارهاي مطلوب

4. روشهاي کاهش و حذف رفتارهاي نامطلوب

ادامه نوشته

نظریه هربرت شیلر

۱- اسطوره آزادی و انتخاب شخصی

ازادی و انتخاب شخصی در مورد رسانه ها عملا مفهومی نداشته و مهمترین هدف هر رسانه ای

توجه به مسائل اقتصادی است تا در دنیای سرمایه داری منافع میان مدت و بلند مدت ان رسانه

حفظ شود .


ادامه نوشته

نظریه استفاده و رضامندی

مخاطب و  رسانه

اين نظريه كه به عنوان نظريه "روابط مخاطب رسانه‌ها" نيز مشهور است به جاي پيام، بر مخاطب تأكيد مي‌كند و بر خلاف نظر تأثيرات شديد رسانه، مصرف‌كنندۀ رسانه را به جاي بيان رسانه، به عنوان نقطۀ آغاز فرض مي‌كند. اين رويكرد مخاطبان را افرادي فعال مي‌داند كه از مفهوم و محتواي رسانه‌ها استفاده مي‌كنند؛ نه افرادی که منفعل و تحت تأثير رسانه هستند؛ بنابراين رویکرد استفاده و رضامندی، بين پيام‌هاي رسانه و تأثيرات، رابطه‌ مستقيمی فرض نکرده و معتقد است مخاطب از میان مجاری ارتباطی و محتواهایی که به وی عرضه می‌شود، بر اساس نوعی ملاک، دست به انتخابی آگاهانه و انگیزه‌دار می‌زند.

ادامه نوشته

نظریه شکاف آگاهی

این نظریه اولین بار توسط آقای فیلیپ تیکهونور و همکارانش ارائه شد.(philip J. Tichenor). در مقاله ای که وی در سال1970 ارائه کرده است به جریان رسانه های همگانی به عنوان عامل ایجاد تفاوت در میزان دانش و آگاهی مردم اشاده نموده و آن را ((نظریه شکاف آگاهی )) نام نهاده است.

وی معتقد است که همزمان با جریان اطلاعات توسط رسانه های همگانی در یک جامعه، بخشی از مردم که شرایط اقتصادی بهتری دارند ، دسترسی بیشتر و سریع تری نسبت به بخشی از مردم که وضع معیشتی نا مناسب تر دارند ، بدست می آورند . بنابراین ، شکاف در میزان آگاهی بین گروههای مختلف مردم بیشتر از آنچه که توسط رسانه ها کاهش یابد ، موجب افزایش فاصله ها بین آگاهی آنان می گردد.

ادامه نوشته

نظریه ریموند ویلیامز

ویلیامز بعد از فارغ‌التحصیلی‌اش، به‌مدتِ پانزده سال در گروه آموزشِ بزرگسالان در دانشگاهِ آکسفورد کار کرد و در این مدت دست به نوشتنِ آثارِ اصلی خود زد: «فرهنگ و جامعه، ۱۷۸۰-۱۹۵۰» (۱۹۵۸) و «انقلابِ درازمدت» (۱۹۶۱). ویلیامز در ۱۹۶۱ به‌عنوانِ مدس در رشته‌ی زبانِ انگلیسی و درام به جرگه‌ی استادانِ دانشگاهِ کمبریج پیوست و باقیِ عمرِ حرفه‌ای‌اش را در همان‌جا سپری کرد.

ادامه نوشته

نظریه جان تامپسون : رسانه ومدرنیته

سه نوع تعامل

براي کاوش در انواع وضعيت تعاملي تشخيص سه نوع تعامل رودر رو، رسانه اي و شبه تعامل رسانه اي مفيد خواهد بود.

ادامه نوشته

نظریه کاشت یا مارپیچ سکوت

این نظریه بر اساس سه فرضیه زیرطراحی شده‌است:
ادامه نوشته

نظریه برجسته سازی

این نظریه باز هم تاثیرات رسانه ها را درحوزه رفتار محدود می کند.اما با برجسته ساختن برخی از موضوعات می توانند بر اطلاعات مردم تاثیر بگذارند.به عبارتی ، رسانه ها گرچه نمی توانند تعیین کنند که مخاطبان چطور بیندیشند اما می توانند تعیین کنند که درباره چه بیندیشند .

ادامه نوشته

نظریه مسئولیت اجتماعی

1-  پیترسون معتقد است ریشه این نظریه به کمیسیون آزادی مطبوعات در امریکا بر   می گردد. در دوره بروز بلشویک ها و نگرانی امریکا از اشاعه تفکرات این نظام سبب شد با هدایت سناتور امریکا جو سنگینی در جامعه ظهور کند بسیاری از هنرذمندان و صاحبان فکر از سرزمین امریکا به سمت اروپا کوچ کردند و این فضا سبب شد تا امریکا با شفاف سازی در زمینه مسائل سیاسی این دوره را کنار بگذارد و آزادی های منطقی را در جامعه اشاعه دهد.

ادامه نوشته

نظریه رسانه های آزاد:

اصول کلی نظریه مطبوعات آزاد:

ادامه نوشته

نسخه الکترونيکي کتاب نظريه‌هاي روابط عمومي منتشر شد

نسخه الکترونيکي کتاب نظريه‌هاي روابط عمومي منتشر شد

دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي رسانه‌ها نسخه الکترونيکي کتاب نظريه‌هاي روابط عمومي را منتشر کرد.

ادامه نوشته

سوروکین و مدل های مربوط به توده

سوروکیناین اندیشمند ،جامعه امروز صنعتی را حسی می داند .در چنین جامعه ای امور ملموس مادی و عینی ارزش فوق العاده می یابند ، در حالی که امور معنوی به فراموشی سپرده می شوند.چنین جامعه ای بستر پیدایش مصلحت گرایی ، سود اندیشی و لذت گرایی است.و از خود بیگانگی در فراموشی خود خویشتن تجلی می یابد.

* مدل های مربوط به توده به مجموعه افرادی که در یک سرزمین پراکنده شده و تحت تاثیر ، نفوذ و شرایط مشابهی هستند ، توده می گویند.
توده غیر قابل شمارش ( ویژگی کمی ) و نامتجانس و بی شکل ( ویژگی کیفی ) است مانند : سن ، جنس ، شغل ، سواد ، مذهب و

ادامه نوشته

دروغ بزرگ دیدن دو ماه در 5 شهریور را

امسال هم مثل چند سال اخیر، شایعه‌ای در اینترنت پخش شده که شامگاه پنجم شهریورماه، مریخ آن‌قدر به زمین نزدیک خواهد شد که دو ماه در آسمان خواهد درخشید و شق‌القمر خواهد شد!

ادامه نوشته

برخي از نظريه ها

نظریه نفوذ اجتماعی( آلتمن و تایلر)

نظریه تقلیل یا کاهش بی ثباتی

نظریه دیدگاه تعاملی

نظریه جدل رابطه ای

نظریه احتمال شرح و بسط

نظریه قضاوت اجتماعی

نظریه اشاعه نوآوریها ( راجرز )

اصل همرنگی :

ادامه نوشته

نظریه فرانسوا شانل و قوانین هفتگانه روزنامه نگاری آچول

نظریه فرانسوا شانل :

محقق ارتباطات و فرانسوی , او دقیقا" مباحث ویلیامز را تایید می کند ومعتقد است در تمام کشورهایی که به صورتی در جهان خصوصا" غرب فعال است هر 4 نظریه درآنجا بصورت تلفیقی کار می کند 0 ( هم تجارتی , اقتدارگرا , پدر سالار و هم دمکراتیک).

 

قوانین هفتگانه روزنامه نگاری آچول :

آچول این قوانین هفتگانه را پس ازدادن نظریه هایش  مطرح نمود که عبارتند از

ادامه نوشته

موقعیت‌ شغلی رشته ارتباطات‌ در ایران

براساس‌ آمار ارائه‌ شده‌ در فصلنامه‌ "رسانه‌" از سال‌ 1351 تا 1373 حدود یک‌ هزار نفر دانشجوی علوم ارتباطات، فار‎‎غ‌التحصیل شده‌اند و از این‌ تعداد تنها 60 نفر در مطبوعات‌ مشغول‌ به‌ کار هستند و 940 نفر بقیه‌ به‌ مشاغل‌ غیرمطبوعاتی‌ اشتغال‌ دارند.
ادامه نوشته

طومار درخواست درج عنوان «هفته روابط‌عمومی» در تقویم رسمی کشور

وابط‌عمومی از ظرفیت لازم براي بهبود عملکرد سازمان‌ها برخوردار است
متن طومار درخواست درج عنوان «هفته روابط‌عمومی» در تقویم رسمی کشور تقدیم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که ریاست شورای فرهنگ عمومی را بر عهده دارند شد.
سید غلامرضا کاظمی دینان رئیس ستاد برگزاری هفته روابط‌عمومی با اعلام این خبر گفت: رونوشتی از نامه ارسالی به وزیر فرهنگ به دبیر شورای فرهنگ عمومی نیز ارسال شد.

ادامه نوشته