هارولد اینیس :
اندیشمندی است که تاریخ غرب را از تاریخ سو گیری ارتباط و انحصار دانش مبتنی بر کتابت میداند . اینیس در اثرش به نام سو گیر سلطه کتابت را در نظر دارد به عقیده او برتری کتابت بعد از قرن 15 موجب کم رنگی و کاستی درس شفاهی شد . در چنین جامعه ای بسیاری از فعالیتهای ارتباطی انسان جدا از جمع و در خلوت صورت میپذیرد ( مطالعه کتاب ) و ملیت و ملی گرایی گسترش می یابد وی دوران سو گیری ارتباط را نامطلوب میداند و به ورای اثر خط و کتاب ( تلویزیون ) نظر ویژه ای دارد به نظر اینیس تلویزیون موجب میشود که توازنی سالم بین حواس پدید آید و مشارکت جای گوشه گیری بنیشیند . هارولد اينيس با طرح مفهوم «سوگيري ارتباطات» براي فناوريهاي ارتباطي و رسانهاي، سوگيري نسبت به «زمان» و «مكان» قائل است. او رسانههاي داراي سوگيري نسبت به زمان مانند پوست، سفال و سنگ را سنگين، ماندگار و با دوام و در مقابل، رسانههاي داراي سوگيري نسبت به مكان مانند كاغذ و پاپيروس را سبك و كم دوام ميداند. از ديد او، رسانههاي وابسته به زمان سنگين و ديرپا، يا مانند سنت گفتار، با دوام بودند و به سختي از بين ميرفتند. اما رسانههاي وابسته به مكان، سبك و قابل حمل بودند و امكان توسعه در مكان را داشتند.
فردیناندتونیس :
فیلسوف و جامعه شناس آلمانی معتقد است که در دنیا دو نوع گروه انسانی وجود دارد . گروهی که اجتماع نامیده میشود و گروهی که به جامعه معروف است . طبقه بندی دوگانه او بر اساس نوع اراده افراد و رابطه های ناشی از آن استوار است
1- اجتماع : وی اجتماع را به عنوان نوعی زندگی اجتماعی عالی تعریف میکند و معتقد است هر فرد انسانی به عنوان عنصری از اعضای اجتماع بطور خود انگیخته وظایف خود را انجام میدهد . یعنی گروهها روابط افراد جنبه طبیعی ، غریزی و عاطفی دارد . بین افراد پیوندهای طبیعی ، خونی و خانوادگی برقرار است . و افراد به علت محدودیت مکانی و جمعیتی گروه همدیگر را میشناسند .
2- جامعه : به عقیده وی در گروههای بزرگ انسانی که جامعه نامیده میشوند به سبب فراوانی و گوناگونی جمعیت روابط طبیعی ، خانوادگی و همبستگی های قبیله ای و قومی موجود نیست . افراد کثیری در سرزمین وسیعی که با هم زندگی میکنند هدفها و منافع معینی را پیگیری میکنند در این نوع جوامع که تکامل آن را در سرمایه داری میبینیم روح حسابگرانه چنان رشد میکند که هر کس برای خودش وجود دارد و افراد واحدهایی هستند که عملا میتوانند جای یکدیگر را بگیرند در این جوامع مالکیت خصوصی محترم است .
مارشال مک لوهان :
مک لوهان از مشهور ترین پیروان دیود رایزمن بود. او کانادایی بود و پس از پایان تحصیلات مهندسی به ادبیات علاقمند شد و رساله دکتری خود را در این زمینه نوشت . امروزه او را به عنوان پیشگویی فرزانه میشناسند .
مشهورترین آثار وی : کهکشان گوتنبرگ در مورد شناخت وسایل ارتباطی ، جنگ و صلح در دهکده جهانی است
مک لوهان در دهه 1960 نظریه تحول تاریخی بر مبنای ارتباطات را مطرح کرد و گفت: انسانها در جوامع اولیه ارتباطات صمیمانه ای داشتند ، ارتباطات رو در رو ، و مبنا حواس انسانی و همه حواس انسان بکار گرفته میشد . و وجود انسان کامل و اصیل نشان داده میشد.
. مک لوهان برای هر دوره تمدن بشر یکی از حواس بشر را مد نظر قرار داده است .
1- دوره کهکشان شفاهی یا تمدن باستانی : پیامها از طریق تسلط بیان و دریافت صمعی ( شنیداری ) منتقل میشود به این دلیل حس غالب شنوایی است و در این عصر ارتباط چهره به چهره و صمیمی است . فرد در این اوضاع و احوال مستقیما در میحط طبیعی خود قرار دارد و خود را با گروه اجتماعی خود ( قبیله ) ادغام میکند .
2- عصر تمدن بصری یا کهکشان گوتنبرگ : در این عصر حس غالب بینایی است و به اعتقاد او موجب جدایی انسان از محیط گرم روستایی شده و عصر ماشینی آغاز شد . به این دلیل که ارتباط افراد از طریق نشریات و کتابها به صورت مجزا و بی روح انجام میگیرد . ( عصر چاپی ، نخبه گرایی ، فرد گرایی ، انسان گرایی ) .
3- عصر کهکشان مارکونی یا تمدن الکترونیک : در این دوره حس شنوایی غلبه میکند . به نظر مک لوهان در این عصر مجددا تنوع اصالت بشر باز میگردد از این جهت نوعی بازگشت به وضع جامعه ابتدایی فاقد کتابت به شمار میآید . منتهی با تفاوت آشکار ، به نظر مک لوهان این امر بازگشتی به نظام قبیله ای در سطح جهانی محسوب میشود .
دیود رایزمن :
رایزمن نحوه زندگی بشر را در تاریخ اجتماعی ( از نگاه ارتباطات ) به سه مرحله تقسیم میکند :
1- دوران سنت راهبر : ارتباط چهره به چهره و رفتار بشر یکنواخت و قابل پیش بینی است و به او آرامش میدهد دراین مرحله سنتها حاکم است .
2- دوران درون راهبر : انسان با عقلانیت خود از آرامش خارج میشود و تلاش فردی برای پاسخگویی به نیازهای فردی در این دوره شکل میگیرد. ( فرد گرایی ) اهمیت سنت کاهش میابد و هماهنگی در رفتارها کم میشود .
3- دوران دگر راهبر : این مرحله ناشی از تمدن ارتباط جمعی و پیدایش ابزار سالاری است . در این مرحله فرهنگ بلعیده میشود و موجب از خود بیگانگی میشود این عصر فرا واقع و فرا آگاهی است . ظهور وسایل ارتباط جمعی در این دوران بوده است .
1) نظرية تزريقي
نظرية تزريقي، مصداق الگوي تأثير مطلق محتواي رسانهاي برنگرش و رفتار مخاطبان است. اين نظريه گوياي آن است كه پيامهاي رسانهاي به طور يكسان و يكنواخت به همه مخاطبان ميرسد و تأثيري مستقيم و فوري برجاي ميگذارد.
به عبارتي، نظرية تزريقي وسايل ارتباط جمعي را داراي مطلق، مستقيم و فوري بر مخاطب ميداند.
ويژگيهاي اصلي اين نظريه بدين قرار است:
1. مخاطبان به طور مستقيم و بدون ميانجي ساختار اجتماعي يا گروهي با رسانهها در ارتباط هستند.
2. مخاطبان به صورت مجموعة همسان و يكپارچه و از نظر وزن و ارزش، «برابر» فرض ميشوند
3. رسانهها قدرت تأثيرگذاري بالايي دارند (همان: 3-72).
2) نظريه استحكام يا تأثير محدود
نظرية استحكام، تأثير پيامهاي ارتباطي بر نگرش و رفتار مخاطب را محدود و عمدتاً در جهت تقويت و استحكام عقايد و باورهاي قبلي ميداند.
اين نظريه برخلاف نظرية ترزيقي، جريان ارتباط را دو مرحلهاي ميداند كه طي آن پيامهاي ارتباطي از رسانهها به واسطههايي به نام «رهبران افكار» ميرسد و از آنجا به ميان مردم (پيروان) منتقل ميشود.
4) نظرية برجسته سازي
به اين معنا كه رسانهها با برجسته ساختن بعضي از موضوعها و رويدادها، برآگاهي و اطلاعات مردم تأثير ميگذارند. گرچه نميتوانند تعيين كنند كه مردم «چگونه» بينديشند، اما ميتوانند تعيين كنند كه «دربارة چه» بينديشند. منظور از برجسته سازي رسانهها اين است كه رسانهها، به ويژه در اخبار و گزارشهاي خبري و برنامههاي مستند، اين قدرت را دارند كه توجه عموم را به مجموعهاي از مسائل و موضوعات معين و محدود معطوف سازند و از مسائل و موضوعات ديگر چشمپوشي كنند. فرايند برجستهسازي از سه اولويت رسانه، اولويت عموم و اولويت سياسي و رابطة بين اين سه شكل ميگيرد.
5) نظرية مارپيچ سكوت
عامل ديگري كه وارد عمل ميشود، «مارپيچ سكوت» است. به اين معنا كه در خصوص يك موضوع مناقشهانگيز، افراد دربارة توزيع افكار عمومي حدسهايي ميزنند. آنها سعي ميكنند دريابند كه آيا در اكثريت قرار دارند يا در اقليت؛ و سپس ميكوشند تعيين كنند كه آيا تغيير افكار عمومي در جهت موافقت با آنهاست يا خير. اگر آنها احساس كنند در اقليت قرار دارند يا تغيير افكار عمومي در جهت فاصله گرفتن از آنهاست، ترجيح ميدهند سكوت اختيار كنند. هر چقدر اقليت بيشتر سكوت كنند، مردم احساس ميكنند كه ديدگاه خاص و متفاوت ارائه نشده است و لذا مارپيچ سكوت تشديد مي شود
14-نظرية مطبوعات آزاد
در نظرية مطبوعات آزاد، اصل بر آزادي اظهار نظر و نقد است. تأكيد بر آزادي براي مبارزه با سانسور، كاهش اختلاف در جامعه، اصلاح اشتباهات است.
ب)نظریه رسانه های آزاد:
این نظریه ریشه در انقلاب کبیر فرانسه دارد یعنی ظهور رسانه ها فارغ از کنترل نظام حاکم.اصول و ارزش های پشت سر این نظریه همان ارزش های دولت های لیبرال دموکراتیک است تعنی باور به برتری فرد ،خرد ،حقیقت و پیشرفت و نهایتا حاکمیت اراده مردم.
اصول کلی نظریه مطبوعات آزاد:
1- انتشار وتوزیع برای فرد یا گروه بدون کسب پروانه قبلی مجاز است.
2- انتشار پیام ها باید از هر گونه سانسور و محدودیت قبلی آزاد باشد.
انتقاد وحتی حمله به نظام حاکم و دولت و سایر مقامات دولتی و احزاب مستوجب تنبیه نمی گردد.
15- نظرية مسئوليت اجتماعي
در اين نظريه، اصل بر ايجاد پيوند ميان «استقلال و آزادي رسانهها» و «وظايف و مسئوليتهاي اجتماعي» آنهاست كهتأكيد ميكند رسانهها بايد در عين پاسخگويي به نيازهاي مخاطبان، در برابر فعاليتهاي خود مسئوليت نيز داشته باشند و وظايف اجتماعي خود را محدود به گيرندگان پيام يا مالكان رسانهها ندانند.
ج) نظریه رسانه های کمونیستی شوروی:
پس از انقلاب روسیه در سال 1917 نظریه ای به تدریج دراتحاد جماهیر شوروی درباره رسانه ها شکل گرفت و اصول خود را بر اساس نظریه هاو اندیشه های مارکس تعبیر وتفسیر نمود.
اصول کلی این نظریه عبارتند از :
1. از آنجایی که رسانه ها در شکل گیری جوامع و حرکت به سمت کمونیست نقش مهمی دارند بنابراین رسانه ها باید تحت نظارت نهاد های وابسته به طبقه کارگر به ویژه حزب کمونیسم انجام وظیفه نماید. . از اين رو، رسانهها عمدتاً بايد يكدست باشند و تعارضهاي سياسي در جامعه را منعكس نكنند.
2. چون در جامعه سوسیالیستی طبقه کارگر صاحب قدرت است و برای حفظ چنین قدرتی ایت طبقه ناچار است رسانه ها را کنترل کند.
3. رسانه های شوروی باید خود را کاملا در کنترل ارگان های دولت قرار دهند.
17- نظرية رسانه هاي توسعه بخش
اين نظريه كه بيشتر در كشورهاي در حال توسعه شكل گرفته است، واكنشي نسبت به نابرابري ارتباطات و عدم تعادل اطلاعات است.
د) نظریه توسعه بخش :
این نظریات در کشور های جهان سوم شکل گرفته که دارای شرایط اقتصادی وسیاسی متفاوتی هستند .
اصول کلی این نظریه ها عبارتند از :
1. در کشورهای در حال توسعه فضا یا محیطی که برای توسعه رسانه های همگانی لازم است وجود ندارد.
2. عامل وابستگی کشور های جهان سوم به کشورهای توسعه یافته در زمینه هایی چون تکنولوژی ، مهارت های فنی و کالاهی فرهنگی است.
رسانه های توسعه بخش تلاش می کنند پیشرفت های فنی ،عمرانی ،علمی و... کشور های در حال توسعه را به صورت برجسته منعکس کنند
18- نظرية رسانههاي دموكراتيك – مشاركت كننده
نظرية رسانههاي دموكراتيك – مشاركت كننده با ايجاد جامعة تودهوار مخالف است و درمقابل، از حق كاربرد رسانهها در مقياسهاي كوچك اجتماعي دفاع ميكند.
نظریه های مشارکت دموکراتیک :
این تئوری بر پایه مشابهت های تئوری رسانه های توسعه بخش دارد با این تفاوت که در جوامع لیبرال جایگاه بیشتری دارند.
اصول کلی این نظریه :
1. تاکید بر ارتباط افقی یه جای عمودی
2. نفی کنترل دولتی بر رسانه ها
3. عدم تمرکز رسانه ها
در این نظریه نیازها ، علایقو آزادی های یک دریافت کننده فعال در یک جامعه احترام گذاشته می شود و امکان دسترسی به اطلاعات ،حق پاسخگویی وحق استفاده از ابزارهای ارتباطی برای کنش متقابل برای همه گروه ها ، اجتماعات وخرده فرهنگ ها قائل می شوند بنابر این نظریه به همین دلیل است که تمرکز رسانه ها در اختیاردولت را نفی می کند.
20-- نظریه طرفداری از استبداد (اقتدارگرا)
این نظریه توسط سیبرت مطرح شد وی همراه با تیم دانشگاهی خود در آمریکا روی این نظریه کار کرد .
ویژگی های نظریه طرفداری از استبداد (اقتدارگرا):
1- روزنامه نگار مقهوراست و تحت سلطه دولت است .
2- سانسور باید قبل از انتشار صورت گیرد . یعنی بعد از گذشتن از فیلترهای ریاست نشر با منتشر شود و با این کار اجازه انتشار مواردی که بر خلاف خط مشی های نشریه هست داده نمی شود .
3- اگر روزنامه نگار از اصولی که برایش پیش بینی شده است تخطی نماید مجازات خواهد شد .اشاره به دار آویختن نویسنده روزنامه صوراسرافیل در زمان صفویه در باغ شاه و مرگ گرامشی در زمان موسیلینی به دلیل مطالبی که وی علیه فاشیست چاپ می نمود .
4- روزنامه نگار در سازمان رسانه ای خود آزادی ندارد و مجاب به رعایت چارچوب و اصول آن رسانه می باشد .
5- به جای تاکید بر آزادی فرد یا اجتماع , مصلحت دولت مطرح می شود .وی حقوق شخصی را به رسمیت شناخته است اما در راستای مصلحت دولت .
13-نظريه اقتدارگرا
در اين نظريه، رسانهها نقش آمرانهاي براي اعمال قدرت در جامعه دارند. فقدان استقلال رسانهها و وابستگي آنها به دولت، از جمله ويژگيهاي نظام اقتدار گراي رسانهاي است. برپاية اين نظريه، حقيقت و قدرت دو روي يك سكهاند.
مانند تالیفات ارنست همینگوی در کتاب زنگها برای که به صدا درمی آیند که ازدولت اسپانیای آن زمان الهام گرفته در زمانی که فرانکو در مسند قدرت بود,پرتقال درزمان Salazar که مقام ارشد وقت در دولت پرتقال بود و ایتالیا در دوره اقتدار موسیلینی و آلمان در زمان اقتدار دولت هیتلر .
21 – نظریه نظام کمونیستی
این نظریه توسط ویلبر شرام در تکمیل نظریه اقتدارگرا و ادامه دهنده همان مسیرمطرح شد .
ویژگی های نظریه نظام کمونیستی :
1- ادامه طبیعی اقتدارگرایی ( زمان اوج نظریه در دوره استالین بعد از جنگ جهانی دوم می باشد ) ,
2- محصول انقلاب 1917 شوروی و از تفکرات لنین , مارکس , انگلس و استالین الهام گرفته است .این نظریه توسط لنین تئوریزه می شود و توسط استالین کامل و اجرایی می گردد.
3- این نظریه در قلمروی نفوذ شوروی به یک نظریه مسلط تبدیل می شود .کشورهایی مثل رومانی , بلغارستان , مجارستان تحت نظر کمونیست قرار می گیرند و بعد از جنگ جهانی دوم در تمامی کشورها اعمال می شود .
4- طبق این نظریه طبقه ی کارگری که قدرت را در جامعه ی سوسیالیستی در دست دارد برای حفظ قدرت باید ابزارهای تولید فکری را هم در کنترل خود داشته باشد .
5- همه رسانه ها باید تحت کنترل طبقه ی کارگر و حزب کمونیست باشند .
6- رسانه ها , ابزار های زندگی سیاسی هستند . رسانه به صورت ابزاربرای زندگی سیاسی در می آید .
به هر وسیله ای باید متکی شد تا به هدف رسید پس رسانه هدف نیست بلکه ابزار است .
7- رسانه ها بر حفظ نظم حاکم اجتماعی تاکید می ورزند .
23- نظریه مسئولیت های اجتماعی:
سرکوب قدرتهای محلی وتمرکز قدرت سیاسی در مرکز .
این نظریه بر اکثر کشورهای جهان حاکم است و در کنار نظریه ی لیبرال توسط پطرسون مطرح شد .
ویژگی های نظریه مسئولیت های اجتماعی :
1- ریشه ی آن به کمیسیون ازادی مطبوعات در آمریکا مربوط می شود .
2- در این نظریه بر مسئولیت اجتماعی روزنامه نگار تاکید می شود و او دارای مسئولیت اجتماعی در جامع می باشد .
3- روزنانمه نگار پیش از آنکه فکر تامین نیاز مخاطب باشد باید به فکر مصلحت مخاطب باشد و این مصلحت را رعایت کند .
4- در این نظریه بر بی طرفی , استقلال و عینی گرایی تاکید می شود .
5- در حقیقت این نظریه نظامی کامل و الگویی مناسب توسط ارائه دهندگان آن اعلام می شود .
6- کثرت گرایی رسانه ها و انعکاس آراء متنوع جامع و حق پاسخ دهی مخاطبان یکی از ویژگی های عمده ی آن است .
7- روزنامه نگاران ضمن اینکه پاسخگوی جامعه هستند پاسخگوی ماکان رسانه ها هم هستند .در دهه ی 80 دنیس مک کوئیل دو نظریه به چهار نظریه قبلی اضافه کرد .
نظریه مسئولیت اجتماعی :
این مدل رسانه ای ریشه در اندیشه های آمریکایی به ویژه در ابتکارات کمیسمون آزاد مطبوعات دارد. براساس تصمیم این کمیسیون فعالیت های رسانه ها درجامعه توام با مسئولیت اجتماعی است یعنی رسانه ها ی همگانی در معین حال که وظایف اطلاع رسانی ،تفریحی و آموزشی را انجام می دهند مسئولیت دارند که همه رخداد ها ،کشمکش ها ونظرات طرح شده در جامعه را بدون دخل وتصرف منعکس کرده و در باره آنها گفتگو نمایند به عبارت دیگر آزادی و مسئولیت دو روی یک سکه اند.همانطور که رسانه ها حق دارند از دولت و سایر نهادها انتقاد کنند در مقابل مسئولیتی در قبال مصالح و منافع ملی وامنیت ملی و پاسخ به نیازهای جامعه دارند.
اصول کلی این نظریه :
1. رسانه ها در این حال که اطلاع رسانی درست ، دقیق و مبتنی بر واقعیت را انجام میدهند برخی التزام های عملی نسبت به جامعه را بپذیرند.
2. رسانه ها باید از هر گونه خشونت،جنایت ، بی نظمی اجتماعی و توهین به اقلیت ها بپرهیزند .رسانه ها باید به طور کلی کثرت گرا و انعکاس دهنده نظرات مختلف در جامعه باشند و امکان دسترسی همگان به ارائه نظراتشان را ایجاد کنند.
24 – نظریه رسانه های توسعه
مک کوئیل معتقد است که کشورهای جدید دارای شرایط جدیدی هستند و باید برای آنها الگوهای جدیدی در نظر گرفته شود و 5 ویژگی را بیان می کند .
1- کشورهای در حال توسعه یک سری ویژگی های خاص دارند .( این نظریه های در دیدگاههای قبلی در نظر گرفته نشده)
2- در این کشورهای از اخبار بد گریزانند و خواهان اخبار مثبت هستند .
3- رسانه ها در خدمت دولتهای جهان سوم هستند .
نوعی وابستگی دارند و به دلیل تیراژکم , سوبسید , آگهی دولتی , دولت نوعی حق دخالت همیشه برای خود حفظ می کند .
4- اصولا رسانه های کشورهای در حال توسعه علیه سلطه خارجی قد برافراشته اند .
5- از خود مختاری و هویت فرهنگی دفاع می کنند .
نظریه های توسعه بخش به خاطر این مهم است که کشور ما ایران در حال سپری کردن دوران توسعه است یعنی در حال توسعه یافتن است .
مدافع این نظریه مطالعاتی است که توسط سازمان یونسکو و گزارش شوئن مک براید از سال 1980 ارائه شده است.در این نظریه توسعه ، نقاط مشترکی برای رسانه های جمعی کشور های جهان سوم آمده است.
این نقاط مشترک به شرح زیر می باشد:
الف) نبود الزامات ضروری نظام های ارتباطی توسعه یافته شامل زیر ساخت های ارتباطی و مهارت های حرفه ای منابع انسانی تولیدی و فرهنگی و مخاطبان.
ب) وابستگی این کشور ها به جهان توسعه یافته است که برای آنها فرآورده های فرهنگی چنذان الزام آور نیست. یعنی این که فرآورده های فرهنگی برای آنها مهم نیست.
ج) این کشور ها (جهان سوم) خود را وقف توسعه ی اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی به عنوان وظیفه ی مقدم ملی کرده اند.
اصول اساسی این نظریه به شرح زیر است :
1)رسانه ها باید وظائف توسعه بخشی مثبتی داشته و سیاست ثبت شده را بپذیرد و به آن عمل کند.
2)رسانه ها باید در محتوای مطالب خود اولویت به فرهنگ و زبان ملی وسپس اولویت را به پیوند با کشور های توسعه یافته دهند.
3)روزنامه نگاران و سایر شاغلین در زمینه ی شغلی خود در عین حال که دارای مسئولیت هستند باید از آزادی نیز بر خوردار باشند.
4)دولت این حق را دارد که به نفع اهداف توسعه در فعالیت رسانه ها مداخله کرده یا آنها را محدود کند در این را سانسور و کنترل مستقیم و یارانه قابل توجیه است.
25 – نظریه مشارکت دموکراتیک:
1- هنوز فاقد مشروعیت است . به رسمیت شناخته نشده است ولی مطرح می کند .
- هنوز فاقد مشروعیت است و نهادهای اجرایی خود را نیافته و بعنوان یک نظریه مستقل مورد قبول نیست.
2- آزادی گرایی, جامعه گرایی , داخلی گرایی و مساوات طلب از اصول این نظریه است .
3- بخشی از مضامین این نظریه درنظریه های دیگر مانند نظریه ی رسانه های توسعه وجود دارد .
4- تکیه بر جامع و ارتباطات افقی به جای ارتباطات عمودی یا ارتباطات جمعی .
- ارتباطات افقی : نگاه یکسان و افقی , واژه ها همنیشینی دارند , مشارکت مردمی در تهیه مطالب است .
- ارتباطات عمودی: آمرانه است , از بالا به پایین , حمومت دستور می هد و در رسانه ها انعکاس پیدا می کند .
5- این تئوری مشارکت دموکراتیک واکنشی علیه تجاری شدن رسانه ها , حاکمیت مالکیت خصوصی بر آنها و مرکزیت حاکم بر پخش در نظریه ی مسئولیت اجتماعی است .
- اشاره به کارکنان لوموند در مشارکت دمکراتیک در تهیه و انتشار روزنامه که روزنامه نگار مستقل است و حرف خودش را می زند و در ابعاد جهانی تاثیر گذار است , اگر در رآس این روزنامه فردی خاص باشد ممکن است با دولت تبانی نماید .
6- حقوق رسانه ها مقدم برحقوق مخاطبان نیست .
- حق مخاطب بر حق رسانه مقدم است . رسانه ای که حقوق مخاطب را مقدم بداند مشارکت دمکراتیک را می طلبد .
7- رسانه ها نبه خاط سازمان های رسانه ای , مالکان و آگاهی دهندگان بلکه برای مخاطبان تشکیل شده اند و ارتباطات مهمتر از آن است که فقط به دست , دست اندرکاران حرفه ای رسانه ها سپرده شود .
- رسانه هایی که زیر مالکیت و بلیط افراد خاص نباشند کنترل کردنشان سخت تر است زیرا زیر نظر توده ی مردم هستند.
گلوله جادویی
نظریه گلوله جادویی معتقد است که رسانه ها تاثیر بسیار قوی و عمیق و به طور یکنواخت بر روی سطوح وسیعی از مخاطبان دارد که می توان با ارسال مستقیم پیام همانند شلیک کردن یک گلوله در آنان از طریق طراحی یک پیام مشخص، آنان را وادار به عکس العمل نموده و پاسخ دلخواه و مورد انتظار را از آنان دریافت کرد.منظور از اصطلاح "شلیک گلوله" که در این نظریه بیان شده، تاکید بر آن است که جریان اطلاعات قوی و منسجم که به صورت مستقیم از یک منبع قدرتمند بر مخاطب یا دریافت کننده پیام می رسد، تاثیر زیادی بر وی دارد.
نظریه گلوله جادویی بر این باور است که پیام همانند یک گلوله است که از دهانه یک تفنگ (یک رسانه) به مغز یک نفر (مخاطب) شلیک می شود. در این دیدگاه رسانه یک منبع قدرتمند و خطرناک تلقی می شود، چرا که گیرنده یا مخاطب در مقابل هر گونه تاثیر پیام ناتوان است و هیچ چاره یی برای فرار وی از تحت تاثیر قرار گرفتن در مقابل پیام در این مدل ها دیده نشده است. مردم همانند یک اردک نشسته تصور شده اند. منفعل و بلاتکلیف و آن گونه که هیچ اداره ای از خود ندارند. البته مردم نیز همان طور بودند و آن گونه فکر می کردند که رسانه ها به آنان دیکته می کردند چرا که هیچ گونه مجرای اطلاعاتی دیگری به غیر از اطلاعات دریافتی نداشتند
نظریه کنش ارتباطی یورگن هابرماس:
یورگن هابرماس، در نظریه کنش ارتباطی خود بهدنبال ایجاد جامعهای میباشد که در آن کنشگران بتوانند بدون تحریف با همدیگر ارتباط داشته باشند و این ارتباط صرفاً مبتنیبر استدلال و منطق باشد و هیچگونه اجبار و الزامی در آن مداخله نکند. بهعبارت دیگر او میخواهد درباره حوزه عمومی (همان حوزه سیاست و اجتماع که افکار عمومی میتوانند در آن بهطور آزاد به گفتگو بپردازد) را با طرح این نوع کنش احیاء نماید. این نظریه بهعنوان غایت خود، وضعیتی را در نظر میآورد که در آن ارتباط کاملاً آزادانه و نامحدود صورت پذیرد. هابرماس این نظریه را در مقام ارائه راهحلی برای "استعمار زیستجهان" که ناظر به سلطه عقلانیت ابزاری و نظام بر زیستجهان میباشد، مطرح کرده و بر آن است که این روند باعث بحرانهای متعدد در جامعه سرمایهداری شده و تنها راهحل این قضیه در رهایی "زیستجهان" از چنگ استعمار "نظام" نهفته است تا از این طریق زیستجهان بتواند به شیوه مناسب خود (یعنی توافق ارتباطی آزادانه) عقلانی گردد.
این نظریهپرداز معاصر معتقد است، افراد دروغ میگویند چون میدانند که دیگران در نخستین مواجهه با آنان، سخن ایشان را حقیقت میپندارند و نه دروغ. از این زاویه، دروغگویان و فریبکاران از حس اعتماد و صداقت و صمیمیت دیگران سوء استفاده میکنند. هابرماس که تاکیدی ویژه بر مقوله موضوع «گفتوگو» دارد، تاکید میکند که اگر همه با این فرض وارد گفتوگو شوند که دیگری را دروغگو یا فریبکار بدانند، اساسا گفتوگوی جدی و توافقی محقق نخواهد شد. کنش ارتباطی موفق و ناظر به تفاهم، هنگامی شکل میگیرد که طرفین گفتوگو در فضای امن و آزاد، بیدغدغه و بهراحتی دیدگاه خود را تبیین کنند و در مقام ایفای نقش و تحمیق و فریب دیگران و تحریف حقیقت نباشند.