نظريه مشاركت دموكراتيك رسانه ها

خاستگاه اصلي اين نظريه، جوامع توسعهيافته ليبرال است. اين نظريه، واكنشي به تجاري و انحصاري شدن رسانه هاي بخش خصوصي و تمركز گرايي و بوروكراتيكي شدن نهادهاي بخش عمومي به شمار مي آيد كه از اين نظر به اعتقاد ارائه كننده آن يعني دنيس مك كوايل، با هنجارهاي نظريه مسئوليت اجتماعي اشتراكاتي دارد. ظهور رسانه هاي عمومي، انتظارات مردمي را براي انجام اصلاحات دموكراتيك اجتماعي در غرب بالا برد، ولي به تدريج، به نخبه گرايي، قدرت گرايي و انعطاف در برابر قدرت مستقر اجتماعي، به نوميدي از اين سازمانهاي بخش عمومي دامن زد. اصطلاح مشاركت دموكراتيك، به دنبال حق كاربرد وسايل ارتباطي براي تعامل در مقياسهاي كوچك اجتماع و خرده فرهنگهاست و بر تبادل نقشهاي فرستنده و گيرنده و پيوندهاي ارتباطي افقي در تمام سطوح اجتماع تأكيد دارد. به عبارت ديگر، اين نظريه ضد رسانه ها و مخاطبان كلان و در جهت مخاطبان خرد است و به طرفداري از چندگانگي، رسانه ها در ابعاد كوچك و جماعتي، نهادزدايي و جابهجايي نقشهاي فرستنده و دريافتكننده و كنش متقابل برخاسته است.
بر پايه آنچه بيان شد، عناصر نظري اين ديدگاه شامل آزاديخواهي، آرماني گرايي، سوسياليسم، برابري گرايي، زيست گرايي محيط و محلي گرايي است و در عمل به بهره گيري از راديوهاي محلي، تلويزيونهاي كابلي محلي، روزنامه هاي ديواري خياباني، نشريات زيرزميني و از اين دست تمايل دارد.
هر چند هنجارهاي اين نظريه با ديگر نظريه ها همپوشاني دارد و موجوديت آن به عنوان يك نظريه مستقل، محل ترديد است، ولي به نظر مي رسد هنجارهاي اصلي آن را در موارد زير مي توان خلاصه كرد:
1. هر يك از شهروندان و گروههاي اقليت، بايد حق دسترسي و بهره گيري مورد نظر خود را از رسانه ها داشته باشند.
2. مؤسسههاي رسانه اي و محتواي پيامها نبايد در كنترل متمركز سياسي يا دولتي باشد.
3. رسانه ها ابتدا بايد به مخاطبان خود تعلق داشته باشند، نه سازمانهاي رسانه اي يا مشتريان آنها.
4. گروهها، سازمانها و اجتماعات محلي بايد رسانه هاي خود را داشته باشند.
5. رسانه هاي كوچك، تعاملي و مشاركتي بهتر از رسانه هاي بزرگ يكسويه و حرفه اي هستند.
6. برخي نيازهاي اجتماعي مربوط به رسانه ها از سوي تقاضاي مصرف كنندگان فردي يا دولت دستاوردهاي اصلياش به خوبي بازتاب مييابد.
7. ارتباطات، مهمتر از آن است كه صرفاً به متخصصان حرفه اي سپرده شود.

نظریه های اتمی

۱- تالس

 تالس ملطی درحدودسال۶۲۴پیش ازمیلاد درشهرمیلیتوس درایونیه(غرب ترکیه    امروزی) به دنیاآمد.پدروی اکسامیس ومادرش کلئوبولینه نام داشتند.تالس   فیلسوف مکتب ملطی بود واز اوبه عنوان آغازگر فلسفه ونخستین چهره ی علم یادمیشود.یونانیان اورادرشمارحکمای سبعه آورده اند.مشهور است تالس در ۹۰یا۸۰ سالگی،هنگامی که نظاره گر یک مسابقه ورزشی بوده است،ازشدت گرما وتشنگی و ناتوانی جان سپرده است. وی معتقد بود تمام مواد جهان از  آب تشکیل شده است. 

ادامه نوشته

•پرداختن به تأثیر فناوری برزندگی اجتماعی، خصوصاً در باز تولید فرهنگ مردمی، •پرداختن به تأثیر فرهنگ م

پایه های علم شیمی نوین بر روی نظریه اتمی بنا شده.

اولین نظریات اتمی توسط لیوکیپوس و  دموکریتوس ارائه شد.

ادامه نوشته

مكتب فرانكفورت و اندیشه های والتر بنیامین

شنبه 23 مرداد 1389 04:07 ب.ظ

نویسنده : سیدامیرحسین هاشمی
ارسال شده در: نظریه های ارتباط جمعی ، نظریه های فرهنگی ،

« مكتب فرانكفورت» نامی است كه به گروهی از روشنفكران آلمانی زبان اطلاق می شود كه با انجمن پژوهش های اجتماعی فرانكفورت همكاری داشتند. این انجمن در اوایل دهه 1920 تأسیس شده بود. اما اعضای این گروه چنان از نظر علایق پژوهشی پراكنده بودند كه در نگاه اول روشن نمی شود.اندیشیدن به جمع آنها  به عنوان یك «مكتب» چه فایده ای دربر دارد. به علاوه، آنها با ظهور آلمان نازی متفرق شدند و بسیاری ، سر از ایالات متحده درآوردند. بنابراین نامی كه به جمع آنان داده شده از نظر جغرافیایی نیز چندان سودی ندارد. با این حال، وقتی به دقت بنگریم می توانیم نوعی موضع گیری مشترك را در روش شناسی آنان در مورد عقلانیت ونقد مدرنیته سرمایه داری كشف كنیم.آنها كه (مانند لوكاچ) به نوشته های وبر و هم چنین انتقادات فرهنگی ماركس متكی بودند و بدان ها استناد می كردند، عقیده داشتند كه عقلانیت رسمی (Zweckrationalitat) ،نیروی موذی و مخربی در جامعه است كه به جای پرداختن به اهداف نهایی، توجه خود را بر وسایل متمركز می كند.درنتیجه، آنچه مهم است، رویكردی روشنگرانه و معطوف به ارزش های انسانی – مانند آزادی – است، و رویكردی كه توانایی جامعه را در تحقق یا سركوب چنین هدفی بررسی می كند. اعضای«مكتب» به شدت به اندیشه اجتماعی فارغ از دغدغه ارزشی در پژوهش های اجتماعی می تاختند و به تحلیل های پوزیتیویستی به عنوان تمرینات بی مقصدی كه فاقد « منطق انتقادی» هستند حمل  می كردند. این حمله به Zweckrationalitat ضمناً در بردارنده انتقادهای آنان به بوركراسی و مصرف گرایی وصنایع فرهنگی است كه به آنها خواهیم پرداخت. صرف نظر از حمله به عقلانیت رسمی، می توانیم ابعاد گوناگون دیگری از وجود یك تشابه را بین اعضای مكتب فرانكفورت تشخیص بدهیم.

ادامه نوشته

دریای هستی من فصل ششم: برجسته سازی خصیصه ها و چارچوب دهی

طی سی و پنج سال اخیر نظریه برجسته سازی همچنان به تکامل خود ادامه داده است. این نظریه با برخی مفاهیم و نظریه های ارتباطات یک سو و هماهنگ است. این مفاهیم عبارتند از پایگاه بخشی، کلیشه سازی، تصویر سازی و دروازه بانی. پایگاه بخشی مربوط به افزایش برجستگی یک شخص است که در کوتاه مدت مورد توجه رسانه ای قرار می گیرد. این مفهوم با اهمیت و مهم بودن نمونه ای از سطح اول برجسته سازی است که در آن فرد بصورت موضوع باشد. کلیشه سازی و تصویر سازی که شامل برجسته کردن خصیصه هاست مواردی از سطح دوم برجسته سازی هستند
ادامه نوشته

نظریه برجسته سازی

گلاديس انگل لنگ و كورت لنگ فرايند برجسته‌سازي را به شش مرحله تقسيم مي‌كنند:

1. اهمیت رویدادها: مطبوعات بعضي رويدادها يا فعاليت‌ها را پراهميت و آنها را بارز مي‌سازند.

2. پوشش متفاوت: موضوعات متفاوت براي جلب توجه، به نوع و ميزان پوشش متفاوتي نياز دارند.

3. موضوعات قالب‌دار: رويدادها مورد توجه بايد قالب‌دار باشند يا بايد حوزه‌اي از معاني به آنها داد به طوري كه قابل فهم شوند.

4. زبان: زبان مورد استفاده رسانه‌ها مي‌تواند بر درك اهميت موضوع اثر بگذارد. مثلا چرخش از اشاره اوليه”كاري غير اخلاقي“به واژه ”افتضاح“، اهميت بيشتري به موضوع می‌دهد.

5. نمادهای ثانویه: رسانه‌ها، رويدادهايي را كه مورد توجه عموم قرار گرفته‌اند به نمادهاي ثانويه وصل مي‌كنند كه موقعيت آنها در منظر سياسي به خوبي قابل تشخيص است.

6.اظهارات اشخاص: هنگامي كه اشخاص معروف و معتبر راجع به موضوعي صحبت مي‌كنند، فرايند برجسته‌سازي شتاب پيدا مي‌كند.

 

ادامه نوشته

سوالات مبانی کلی ارتباط جمعی و نظریه هابا پاسخ

تست های مربوط

معروفترین کتاب پائولو فریره متفکر برزیلی چه نام دارد؟

1-     هشیار سازی فرهنگی

2-     آموزش برای پیشرفت

3-     تفکر انتقادی

4-     آموزش ستمدیدگان 

پاسخ:گزینه 4

 

پائولو فریره اندیشمند معروف برزیلی برای ارتباطات چه نقش مهمی قایل شده است؟

1-     آموزش

2-     هشیار سازی

3-     سازماندهی

4-     سرگرمی

پاسخ:گزینه یک

 

پائولو فریره اندیشمند برزیلی در طرد شیوه ارتباطی در برنامه های آموزشی  روش موجود را آموزش -------نامیده است.

پاسخ:آموزش مخزنی

لاسول نظریه خود را درباره " گروههای هیجان آفرین و گروههای سازمان دهنده "از چه کسی گرفت

ادامه نوشته

نظريه ارتباط جمعي با تاكيد بر مسائل فرهنگي

اطلاعات به‌ مجموعه اي از آگاهي ها كه منجر به شناخت مي شود .
ارتباطات به ‌فرآيندي است كه از طريق آن ما به تبادل اطلاعات مي پردازيم در هر اطلاعاتي ارتباط وجود دارد ولي در هر ارتباطاتي اطلاعات رد و بدل نمي شود .
انواع ارتباطات :  كلامي ، غيركلامي ، سازماني ، فردي ،درون فردي ، گروهي ، اجتماعي ، سياسي و انساني
ادامه نوشته

تئوری مسئوليت اجتماعی رسانه‌ها

تئوری مسئوليت اجتماعی رسانه‌ها

چند عامل سبب شكل‌گيري تئوري مسئوليت اجتماعي رسانه‌ها شد. نخست آن‌كه بازار آزاد در نظام سرمايه‌داري ليبرال، نتوانسته بود آزادي مطبوعات، امكان دسترسي افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را با فوايدي كه از آن مي‌رفت تامين كند. دوم آن‌كه پيشرفت تكنولوژي مطبوعات امكان دسترسي افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را كاهش داده و به عبارتي توسعه مطبوعات سبب افزايش قدرت يك طبقه شده نه همه طبقات. از سوي ديگر توسعه رسانه‌هاي جديد نياز به نوعي از كنترل اجتماعي بر آن‌ها را به وجود مي‌آورد.
ادامه نوشته

تئوری رسانه‌های شوروی [مسلكی]

تئوری رسانه‌های شوروی [مسلكی]

مهم‌ترين مباني اين تئوري كه پس از سازماندهي رسانه‌هاي شوروي در سال 1917 آغاز شد آن است كه بنا به تعريف، در يك جامعه سوسياليستي، طبقه كارگر يا پرولتاريا قدرت را در اختيار دارد و براي حفظ اين قدرت لازم است ابزار "توليد فكري" را نيز كنترل كند. بنابراين تمام رسانه‌ها بايد تحت كنترل سازمان‌هاي كارگري و در نهايت كمونيستي باشند. هم‌چنين از آن‌جا كه جامعه سوسياليستي يك جامعه غيرطبقاتي است ـ يا مطلوب است كه باشد ـ بنابراين مطبوعات نيز نبايد در راستاي تعارض سياسي عمل كنند. علاوه بر آن از مطبوعات انتظار مي‌رود كه در شكل دادن جامعه به سوي كمونيسم نقش ايفا كرده و وظايف مشخصي هم‌چون اجتماعي كردن، كنترل غيررسمي اجتماعي و بسيج اجتماعي را براي تحقق اهداف اجتماعي و اقتصادي مسلك كمونيستي دنبال كنند و سرانجام بايد پيش‌فرض‌هاي ذهني ماركسيسم درباره تاريخ (خطوط قرمز مسلك كمونيستي) به صورت يك واقعيت عيني از سوي مطبوعات منعكس شود تا سبب كاهش افق تفاسير شخصي در اين مورد گردد. بديهي است به تبع تمامي اين مباني ارزش‌هاي خبري رسانه‌هاي شوروي متفاوت با ارزش‌هاي خبري نظام‌هاي ليبرال خواهد شد.
ادامه نوشته

تئوری رسانه‌های توسعه‌بخش

تئوری رسانه‌های توسعه‌بخش

كشورهاي جهان سوم يا در حال توسعه، از دهه 1970 و در زمان دبيركلي مختار امبو در يونسكو، اين فرصت را يافتند كه نگاه جديد به جايگاه خود در عرصه رسانه‌ها در جهان بياندازند. گزارش مك‌برايد و پانزده همـكارش با محــتواي تلاش براي دســتيابي به نظـم نـوين ارتباطي كه با عنــوان يك جهان و چندين صدا (Many Voice, one world) در 1979 به كنفرانس عمومي يونسكو ارائه شد، تصوير دقيق‌تري را براي نگاه مذكور فراهم كرد.
ادامه نوشته

تئوری رسانه‌های توسعه‌بخش

تئوری رسانه‌های توسعه‌بخش

كشورهاي جهان سوم يا در حال توسعه، از دهه 1970 و در زمان دبيركلي مختار امبو در يونسكو، اين فرصت را يافتند كه نگاه جديد به جايگاه خود در عرصه رسانه‌ها در جهان بياندازند. گزارش مك‌برايد و پانزده همـكارش با محــتواي تلاش براي دســتيابي به نظـم نـوين ارتباطي كه با عنــوان يك جهان و چندين صدا (Many Voice, one world) در 1979 به كنفرانس عمومي يونسكو ارائه شد، تصوير دقيق‌تري را براي نگاه مذكور فراهم كرد.
ادامه نوشته

نظریه رسانه ها در ارتباط با مسئو لیت اجتماعی

نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها

دانش ارتباطات - گفت‌وگو با دکتر علیرضا دهقان

 

اشاره: فریبا نباتی- رسانه ها حق دارند ازسازمانهای مختلف انتقاد کنند و آنها را به چالش بکشند اما خود نیز در برابر منافع و نیازهای جامعه مسئولند و باید پاسخگو باشند، چرا که با اشتباه آنها افکارعمومی نیزمرتکب خطا می‌شود.

این مطلب را نظریه مسئولیت اجتماعی می‌گوید، نظریه ای که با پیش کشیدن این موضوع میان آزادی و مسئولیت رسانه ها پیوند برقرار کرده است.
دکتر علیرضا دهقان استادیار دانشگاه تهران در ادامه از این نظریه بیشتر می‌گوید.

ادامه نوشته

نظریه مطبوعات آزاد

آزادی مطبوعات به‌معنای آزادی انتشار آگاهی‌ها، اندیشه‌ها و نظریات از طریق مطبوعات، بدون محدودیت دولتی است.[1]
آزادی مطبوعات كه از ابتدای بحث پیرامون "آزادی"، پیوند تنگاتنگی با آن داشته، به‌دنبال مبارزه برضد سلطه‌جویی، به تكامل رسید. اصل آزادی مطبوعات، دو قرن بعد از اختراع چاپ، حدود یك قرن بعد از انتشار اوّلین روزنامه‌های چاپی جهان در غرب، به‌دنبال مبارزات طولانی آزادی‌جویی، در 1695 در انگلستان به رسمیّت شناخته شد. در اواسط قرن هیجدهم میلادی در فرانسه نیز به‌طور كامل‌تر بروز یافت و در اعلامیه حقوق بشر و شهروندی فرانسه، مصوب 1789 مطرح شد. آزادی مطبوعات در آمریكا هم در اوّلین اصلاحیه آمریكا بر قانون اساسی، در 1931 به‌عنوان یك تكلیف عمومی مطرح شد. سرانجام در قرن نوزدهم، تمامی قوانین اساسی كشورهای اروپایی، این اصل را به‌رسمیت شناختند و بعد از آن در طول قرن بیستم، این آزادی در كشورهای آسیایی و آفریقایی هم مورد توجه قرار گرفت.[2]

نظریه اقتدارگرا

با گسترش تدریجی وسایل ارتباطی درخصوص تأثیر وسایل ارتباط جمعی، نظریه های مختلفی پدید آمد. گروهی وسایل ارتباطی را آن چنان قدرتمند تصور می کردند که می تواند هرگونه تغییر در رفتارها را موجب شود، گروه دیگر را عقیده بر آن بود که وسایل ارتباطی فاقد هرگونه قدرت هستند و بالاخره گروه سوم کسانی بودند که نه وسایل ارتباطی را آن چنان قدرتمند می پنداشتند که می تواند افراد را دگرگون کند و نه آن چنان بی قدرت که نتواند هیچ تأثیری از خود برجا گذارد.   بعد از جنگ جهانی دوم دانشمندان زیادی ابعاد مختلف تأثیر وسایل ارتباطی را در قالب نظریه های ارتباطی مورد بررسی قرار دادند. نکته قابل توجه اینکه بسیاری از این افراد از سایر حوزه های ارتباطی پا به درون این رشته گذاشتند. در این درس ابتدا انشمندان نخستین ارتباطی را معرفی می

مطالب   فصل اول 1. آشنایی با اندیشمندان ارتباطات الف) اندیشمندان اروپایی علم ارتباطات : ·  گابریل تارد : نظریه قوانین تقلید (نشر نوآوری (راجرز) و یادگیری اجتماعی (باندورا) و همگان ها ·  جرج زیمل : نظریه شبکه های ارتباطی، پدر روانشناسی اجتماعی و تحقیق در زمینه نفوذ و تأثیرات گروه بر رفتارهای شخصی     ب) اندیشمندان آمریکایی علم ارتباطات : ·        جان دیویی : مکتب اصالت عمل، نخستین فیلسوف علم ارتباطی ·  رابرت پارک : نظریه جامعه شناسی شیکاگو و نخستین نظریه پرداز ارتباط جمعی ·        چارلز کولی : نظریه خود آیینه سان ·        جرج هربرت مید : نظریه مفهوم خود   ج) پیشتازان علم ارتباطات : ·        هارولد لاسول، مطالعه در آثار ارتباطات ·  پل لازارسفلد : کتاب نفوذ شخصی و مطالعات تجربی ارتباطات /کمدی الهی/ ·        کورت لوین : پویایی گروهی، دروازه بانی خبر ·  هاوند : اعتبار منبع، استفاده از جاذبه های ترس و آثار آنی در مقابل آثار آتی آن. ·        اوت راجرز : نظریه اشاعه نوآوری ·        الیزابت نوئل نیومن : نظریه مارپیچ سکوت ·        دیوید آلتید : نظریه سلطه ·        دنیس مک کوئیل : نظریه های هنجاری   فصل دوم : نظریه های ارتباطات 1. نظریه های ارتباطی با منشاء روان شناسی (در اواخر دهه 80) ·        گوستاو لوبون : انبوه خلق ·        گابریل تارد : همگان ها   2. نظریه های ارتباطی با منشاء جامعه شناسی ·        فردیناند تونیس : جامعه معنوی و جامعه صوری ·        مارکس وبر : جامعه سنتی        جامعه عقلانی   3. نظریه های ارتباطی با منشاء سیاسی ·        جاکوتین   4. نظریه تحول تاریخی ارتباطات ·        ژان کلویته : ارتباطات شخصی          ارتباطات نخبگان          ارتباطات جمعی          ارتباطات فردی ·        مک لوهان : کهکشان شفاهی          کهکشان گوتنبرگ          کهکشان مارکنی ·        دیوید رایزمن : دوران سنت راهبر           دوران درون رهبر           دوران دگرراهبر 5. نظریه های تجربی ارتباطات ·        هارولد لاسول : مطالعه آثار اجتماعی ارتباطات ·        پل لازارسفلد : تحلیل محتوا، نقش رادیو   6. نظریه های تأثیر ارتباطات جمعی ·        نظریه تزریقی یا گلوله آبی ·        نظریه جریان دو مرحله یی ارتباط ·        نظریه استحکام ·        نظریه وابستگی ·        نظریه استفاده و خشنودی ·        نظریه برجسته سازی   7. نظریه های ارتباطات و توسعه ·        نظریه نوسازی دانیل لرنر ·        نظریه نشر و اشاعه نوآوری اورت راجرز   8. نظریه انتقادی و رادیکال ·  مکتب فرانکفورت – یورگن هابرماس، تئودور آدرنو، ماکس هورکهایمر، هربرت مارکوزه و ... ·        مکتب تأثیرات مطالعات فرهنگی – آنتونیو گرامشی و لوئی آلتوسر ·        مکتب مطالعات فرهنگ توده – ادگار مورن ·        مکتب مارکسیسم کلاسیک – ماکس وبر ·        مکتب اقتصادی سیاسی – آرمان ماتلار و ....     9. سایر نظریه ها ·        نظریه مارپیچ سکوت : الیزابت نوئل نئومان ·        نظریه پست مدرن : ژان بودریار ·        نظریه سلطه : آلتید ·        نظریه محاوره : پائولو فریره ·        نظریه امپریالیزم فرهنگی : گالتونگ ·        نظریه کاشت : جرج گربنر   10. نظریه های هنجاری ارتباطات از نظر دنیس مک کوئیل ·        نظریه رسانه های ازاد ·        نظریه رسانه های شوروی ·        نظریه رسانه های توسعه بخش ·        نظریه مسئولیت اجتماعی ·        نظریه توسعه مشارکت و دموکراسی ·        نظریه رسانه های استبدادی   11. نظریه های جامعه اطلاعاتی ·        نظریه جامعه فراصنعتی دانیل بل ·        نظریه شیوه اطلاعاتی توسعه مانوئل کاستلز ·        نظریه دولت، ملت و خشونت آنتونی گیدنز         فصل اول : نگاهی به زمینه شکل گیری دانش ارتباطات توسعه علم ارتباطات در جهان و در جایگاه امروزی نتیجه کار مداوم اندیشمندان بسیاری است که در ادامه بر اندیشه آنان مروری داریم. 1. اندیشمندان اروپایی علم ارتباطات : با ظهور حزب نازی در آلمان، اساتید دانشگاهی یهودی اخراج شدند و صدها تن از مغزهای متفکر مانند «آلبر انیشتین»، «میلتون اچ. اریکسون» و ... به کشور آمریکا مهاجرت کردند. همچنین بسیاری از متفکران کلیدی تحقیقات ارتباطی مانند کورت لوین و پاول لازارسفلد از جمله این مهاجران بودند. علاوه بر این بسیاری از محققان متولد آمریکا نیز دوره های تحصیل خود را در دانشگاههای اروپا پشت سر گذاشته بودند. بنابراین با وجود اینکه علم ارتباطات در آمریکا متولد شد ریشه های تاریخی آن را می توان در اروپا پیدا کرد. در این میان گابریل تارد، قاضی فرانسوی نظریه قوانین تقلید را ارائه کرد و بدین ترتیب بر حوزه علم ارتباطات آمریکایی بطور مستقیم اثرگذاشت. این نظریه بیان می کند که چگونه افراد تحت تأثیر رفتار کسانی قرار می گیرند که در زندگی روزمره با آنها تماس دارند. این نظریه چهارسال بعد در آمریکا پایه و اساس نظریه معروف نشر نوآوری راجرز و نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت باندورا گردید. تارد مشاهده کرد میزان تطابق نظر افراد با یک اندیشه جدید اغلب تابع یک منحنی s است. یعنی ابتدا تعداد کمی با یک ایده جدید خو می گیرند، سپس افزایش پیدا می کند و درنهایت کاهش می یابد زیرا عده کمی برای تطبیق با نوآوری باقی می ماند. جرج زیمل، پدر علم روانشناسی اجتماعی و تحقیق در زمینه نفوذ و تأثیرات گروه بر رفتارهای شخصی است. زیمل نظریه شبکه های ارتباطی را ارائه می کند و از دیدگاه او، پرسش اصلی و ضروری برای درک تغییرات رفتاری انسان این است که هر فرد با قدرت ارتباطی خود به چه کسانی متصل می شود ؟ 2. اندیشمندان آمریکایی چهار نظریه از چهار دانشمند آمریکایی وجوددارد که تأثیر عمیقی بر علم ارتباطات گذاشته است. مرکز توجه این چهار اندیشمند موضوعات صنعتی شدن، شهرنشینی و مهاجرت انبوه اروپائیان به آمریکا بود که مشکلات اجتماعی بسیاری را پدید آورد. آنها امیدوار بودند که فناوری های نوین ارتباطی روزگار آنان بتواند به بهبود وضعیت جامعه نیز کمک کند. این چهار نفر به ترتیب عبارت بودند از : الف) جان دیویی و مکتب اصالت عمل او با این اندیشه که ارتباطات جمعی ابزاری در تحقیقات اجتماعی است تلاش کرد تا علم و فلسفه را با چاپ یک روزنامه متحول کند. دیویی با همکاری شاگرد خود رابرت پارک روزنامه یی به نام اخبار اندیشه منتشر کرد و تلاش نمود با ارائه گزارش بیشتری از آخرین اکتشافات در زمینه علوم اجتماعی، مشکلات اجتماعی بیشماری را رفع کند. به نظر او فناوری های نوین ارتباطی می توانند ارزشهای اجتماعی را در جامعه مورد توجه قرار دهند و آنان را بازسازی کنند. جان دیویی را نخستین فیلسوف علم ارتباطات نامیده اندو امروز او را براساس فلسفه عملی اش می شناسند. او معتقد بود که هر اندیشه زمانی درست است که در عمل نیز کارایی داشته باشد. مکتب پراگماتیسم یا اصالت عمل دیویی دوگانگی ذهنیت و عینیت را رد می کند. ب) چارلز هورتون کولی : خود آیینه سان کولی بر پایه مطالعات خود، وراثت و فردگرایی را به معنی معیار تعیین کننده شخصیت فرد مردود برشمرد و ارتباطات میان فردی شخص یا خانواده و همه گروههای خود را پایه اصلی جامعه پذیر شدن دانست. کولی در نظریات خود جایگاه ارزشمندی را به به ارتباطات اختصاص داد و آن را مکانیسم اصلی شکل گیری خود آیینه سان دانست. به اعتقاد کولی کنش متقابل با دیگران، نقش یک آیینه را ایفاد می کند که به فرد کمک می نماید تا نسبت به خود ادراک دقیقی پیدا کند. کولی در کتاب سازمان اجتماعی در سال 1909 بهترین تعریف از ارتباطات را ارائه داد. ج) رابرت ای. پارک و جامعه نشاسی شیکاگو رابرت پراک را به حق می توان نخستین نظریه پرداز ارتباط جمعی دانست. همچنین وی به دلیل مطالعات تجربی که برروی محتوای روزنامه ها، مخاطبان آنها و ساختار اجتماعی و فرهنگی صاحبان روزنامه ها انجام داد، به عنوان نخستین محقق ارتباطی شناخته شد. یکی دیگر از مشخصات وی ریاست دانشکده جامعه شناسی شیکاگو است که یکی از اثرگذارترین مراکز علوم اجتماعی آن زمان به شمار می رفت. پارک دوره نسبتاً طولانی از عمر خود را وقف روزنامه نگاری عملی کرد. او بدنبال این بود که مشخص کند انواع مختلف روزنامه نگاری چگونه به ابزاری قوی برای تغییرات اجتماعی در آمریکا تبدیل شده است. او حتی در رساله دکترای خود با عنوان «انبوه خلق و عامه» به چگونگی شکل‌گیری افکار عمومی توسط رسانه های پرداخت. اندیشه برجسته سازی که طی آن رسانه ها اولویت مطالب خبری را تعیین می کنند و در نتیجه براثر آنچه که راجع به آنها درباره آن صحبت می کنند، تأثیر می گذارند برپایه تعریف پارک از خبر تحت عنوان «مبانی مذاکرات میان فردی» قرار دارد. و بالاخره تحقیقات پارک با این اندیشه که افکار عمومی قابل اندازه گیری است به پرسشهای زیر پاسخ می دهد : -         چگونه شبکه های میان فردی به رسانه های جمعی می پیوندد  ؟ -         روزنامه ها تا چه اندازه بر افکار عمومی تأثیر می گذارند : -  افکار عمومی چگونه رسانه ها را کنترل می کنند و رسانه ها تا چه حد در ایجاد تغییرات اجتماعی توانا هستند. د) جرج هربرت مید و مفهوم خود در تعامل نمادین نظریه مید درخصوص مفهوم «خود» ارتباطات را عامل زیربنایی جامعه پذیرشدن انسانها می داند. نظریه او بیان می کند که افراد خود را از طریق کنش متقابل با دیگران می شناسند و تأکید داشت که «خود» به نوعی از زمان کودکی شکل می گیرد که فرد می آموزد نقش های دیگران را تصور کند، آنها را بپذیرد و پاسخ های آنان را به نسبت کنش های فردی خود پیش بینی کند. در مورد این چهار اندیشمند آمریکایی می توان گفت که همه آنها دیدگاه اثبات گرایی داشتند. آنان از همان ابتدا جذب این پرسش شدند که آیا روزنامه ها توان بالقوه تغییرات اجتماعی را دارا هستند یا خیر. این چهارنفر همگی تجربه گرا بودند و ارتباطات را فراگردی می پنداشتند که به رفتارهای انسانی اثر می گذارد. آنها معتقد بودند ارتباطات انسانی کاملاً ذهنی است. اما این اندیش بعدها توسط نظریه ها و مدل های خطی و تأثیر مدار تغییر پیدا کرد. در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم نظریات کلود شانون و وارن ویوور هم در توسعه علم ارتباطات موثر واقع شد. مدل شانون نظریه ریاضی ارتباطات بود. همچنین نظریه اطلاع که این نظریه یک مدل ریاضی برای انتقال علائم بود که بعدها این مدل توسط وارن ویوور به ارتباطات انسانی تعمیم داده شد. در واقع ویوور در مطالعات خود اشاره کرد که یک نظریه در مورد ارتباطات انسانی را چگونه می توان از میان برهای ریاضی شانون که در مورد ارتباطات مهندسی است بیرون کشید. در اواخر دهه 1940 با آثار تحقیقاتی بسیار مهمی در علم ارتباطات روبرو می شویم. نوربرت وینر ریاضیدان معروف کتاب «سایبرنتیک یا کنترل و ارتباط در انسان و ماشین» را نوشت. دو سال بعد نیز نسخه ساده تر کتاب خود را تحت عنوان «استفاده انسانی از انسانها» و «سایبرنتیک و جامعه» را تألیف کرد. 3. پیشتازان علم ارتباطات چهارنظریه پرداز نخستین علم ارتباطات یعنی لاسول، لازارسفلد، کورت لوین و هاولند که از رشته‌های تخصصی خود به مطالعات ارتباطی روی آوردند چنان تأثیر عمیقی در این عرصه برجای گذاشتند که امروزه به عنوان پدران ارتباطات شناخته می شوند. اورت م . راجرز خصوصیات مشترک این چهار اندیشمند را اینگونه توضیح می دهد : ·  همه آنها زمینه تفکر و اندیشه بسیار غنی داشتند و در دانشگاههای معتبر تحصیل کرده بودند. ·        همه آنها چند رشته ایی بودند. ·  همه آنها در اواسط جوانی برای حل معضلات جهانی به ارتباطات روی آوردند. ·  هرچهارنفر در مطالعات خود بر «تأثیرات» و تأثیر رفتارهای فردی متمرکز شدند و آن را ناشی از انتقال پیام های ارتباطی دانستند. ·  این چهار نفر مطالعات خود را از سمت فلسفه و نظریه پردازی به زمینه جدیدی که کاملاً تجربی بود، تغییر دادند. به همین دلیل اندیشه های انتزاعی مید، کولی، پارک، شانون و وویور به اندیشه عمومی تر و مستدل تر آثار ارتباطی این چهارنفر تبدیل شد. الف) هارولد لاسول هارلود لاسول را تنها به عنوان یک سیاستمدار نمی شناسند، چرا که در رشته های مختلفی مانند اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی و تبلیغات به عنوان اندیشمند و صاحب نظر شناخته شده است. به همین دلیل وی را لئوناردو داوینچی علوم رفتاری می دانند. لاسول علاوه بر تجربه گرایی از تکنیک تحلیل محتوا هم استفاده کرده است. لاسول که خود تحلیل محتوا را تحلیل فضا نامید، برای یافتن اثرات تبلیغات سیاسی بر افکار عمومی استفاده کرد. لاسول همچنین آثار وسایل ارتباطی را به عنوان مکتب معرفی کرد و بر سه نقش اصلی وسایل ارتباطی – خبری، آموزشی و هدایت و رهبری – تأکید ورزید. لاسول بیش از 60 عنوان کتاب دارد، اما غالباً او را با مدل گونه اش که در سال 1940 میلادی انگاشت، می شناسند. (چه کسی ؟ چه چیزی ؟ از چه مجرایی ؟ به چه کسی ؟ و با چه تأثیری می گوید؟) لاسول با نگارش رساله خود درباره تبلیغات به نوعی در این رشته و جنگ روانی نیز صاحب کرسی است. ب) پاول اف. لازاراسفلد در میان چهار پیشتازی که نام بردیم، لازاراسفلد بیشترین تأثیر را در جهت گیری تحقیقات ارتباطی از آن خود کرد. او که در سال 1933 به آمریکا مراجعت کرد، در آغاز به سمت مدیر اداره تحقیقات رادیویی پرینستون که تحت نظارت بنیاد راکفلر اداره می شد به کار گرفته شد. از آنجا که در اواخر دهه 30، رادیو، نفوذ زیادی در زندگی مردم آمریکا داشت به سمت رادیو گرایش پیدا کرد. چرا که معتقد بود «رادیو تنها موضوعی است که انواع روش های تحقیقاتی در پیرامون آن قابل انجام است». لازاراسفلد در ابتدا برروی مخاطبان رادیو کار می کرد و قصد داشت ابعاد آن را تخمین بزند. بعدها مطالعات او به سمت بررسی آثار رادیو تغییر پیدا کند. از آن پس لازاراسفلد به جستجوی سایر رسانه ها هم پرداخت و نهایتاً تحقیق معروف وی در سال 1940 برروی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام شد. نتایج این تحقیق لازاراسفلد و همکارانش را به سمت نظریه دو مرحله یی ارتباطات هدایت کرد. به این ترتیب که رسانه ها ابتدا، رهبران افکار و سپس سایر افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و به این ترتیب نظریه تأثیرات محدود رسانه ها مطرح شد. کتاب «نفوذ شخصی» لازاراسفلد که با همکاری الیهو کاتز به چاپ رسید به این مسئله پرداخت که رسانه ها بسیار کمتر از شبکه روابط میان فردی موثر هستند. لازاراسفلد را بیش از دیگران تجربه گرا می دانند، چرا که شیوه های پژوهش او بسیار دقیق بود. البته در زمینه تجربه گرایی او انتقادهایی هم وارد است. برخی محققان از جمله سی رایت میلز تجربه گرایی افراطی را از مشکلات پژوهش می داند و می گوید گستره وسیع علوم موجود چیزی نیست که بتوان آن را با واژه تجربه و به وسیله داده های آماری در مورد افراد امروزی تشخیص داد. ج) کورت لوین : «لوین» یک یهودی آلمانی بود که در دانشگاه برلین در رشته روانشناسی تحصیل کرده و در حین تحصیل در رشته خود تدریس می کرد. وی برای دوری از نازیسم به آمریکا مهاجرت کرد. او توانایی خارق العاده ای در تشخیص این نکته داشت که کدام یک از مسائل تحقیق برای پیگیری و جستجو ارزشمند و کدامیک بی فایده است. به همین دلیل او را موسس روانشناسی اجتماعی و تجربی مدرن می شناسند. لوین زمینه جدیدی را در «پویایی گروهی» ایجاد کرد و بیشتر بر مسائل ارتباطات گروهی متمرکز بود تا دریابد افراد چگونه تحت تأثیر گروهی قرار می گیرند که به آن تعلق دارند. او به سبب یک جمله معروف شهرتی خاص دارد. وی می گوید هیچ چیز به اندازه یک نظریه خوب عملی نیست. باعتقاد او نظریه و تحقیق هر دو یکی هستند و حتی مطالعات کاربردی هم باید نظریه را آزمون نماید. دانشجویان لوین را با مفهوم دروازه بانی خبری می شناسند که فرایند گزینشگری جریان پیام، طی یک مجرای ارتباطی است. طی جنگ دوم جهانی دولت آمریکا سعی داشت مصرف برخی از مواد غذایی را به مردم توصیه کند. لوین متوجه شد که زنان خانه دار برای انتخاب غذای ناشناخته و جدید نقش دروازه بان را ایفا می کند. این مواد غذایی زمانی در خانه مصرف می شد که زنان خانه دار تصمیم به خرید و مصرف آن می گرفتند. لوین پیش از مرگ در آخرین مقاله خود موضوع دروزاه بانی را در نظام ارتباطات مطرح کرد. شاگردان وی از جمله دیوید وایت پس از او مفهوم دروازه بانی خبر در رسانه های جمعی را مورد مطالعه قرار دادند.   د) کارل آی. هاولند تنها پیشتاز مطالعات ارتباطی که ریشه اروپایی چندانی ندارد هاولند است. او دکترای خود را در روانشناسی تجربی از دانشگاه آمریکا اخذ کرد. در زمان جنگ جهانی دوم به درخواست وزارت جنگ آمریکا، اثرات فیلم های نظامی را بررفتار جنگ آوری سربازان مورد بررسی قرار داد.   او در آزمایش ها نظریه های مربوط به اعتبار منبع، پیام های یکسویه در برابر پیام های دو سویه، استفاده از جاذبه ترس و آثار آنی در مقابل آثار آتی را مورد بررسی قرار داد. متغیر وابسته در تحقیقات هولند اقناع بود و اقناع را درجه نگرش سربازان تعریف می کرد. هاولند مطالعات زمان جنگ را در کتابی به نام «آزمایشات در ارتباط جمعی» منتشر نمود و به دنبال آن مجموعه یی از مقالات وی مثل «ارتباط و اقناع» منتشر شد. هاولند معقتد بود که نگرش ها اکتسابی هستند و هنگام یادگیری از طریق فرآیندهای مشابه تغییر می کند. هاولند و همکارانش همچنین نشان دادند که پیام یک طرفه در اشخاصی که در ابتدا موافق پیام هستند موثرتر و نیز پیام دوطرفه در اشخاصی که مخالف پیام هستند دارای بیشترین تأثیر هستند.    نظریه اقتدارگرا وقتی با عصری که بعدها به نام "گوتنبرگ" لقب گرفت؛ چاپ و نشریات چاپی متولد و بسیار زود توسعه یافتند؛ نظامهای سیاسی، تحت سلطه حکومتهای اقتدار گرا و حاکمان توتالیتر بود. بر این اساس بود که نخستین اصل و نظریه مطبوعات، نظریه ای مبتنی بر تقویت و بازتولید سیاستهای حاکم و حکومت اقتدار گرا بود. در چنین نظامی هر گونه نشر، و حتی در اختیار داشتن دستگاهی برای چاپ مستلزم مجوز حکومت بود. مبتنی بر این نظریه، فقدان استقلال واقعی روزنامه‌نگاران و اطاعت آنها از عوامل حکومت، اساس هنجارهای رسانه‌ای را تشکیل می‌داد. از یک سو حکومت برای کنترل مطبوعات از یک رویکرد تمرکزگرا با استفاده از سانسور پیش از انتشار استفاده می کرد؛ و با تدوین و نهادینه کردن روش‌های توبیخ در مقابل انحراف از مجموعه راهبردهای سیاسی، آنها را وادار به تمکین می‌کرد. مطمئناً در چنین نظامی، کارگزاران حکومت به کنترل کیفی تولیدات رسانه ای می‌پردازند؛ و با وضع مقررات و آیین‌نامه‌های خاص، جزئیات بخشی از کنترل و مداخله خود را مدون کرده ،ضمن مشروع شمردن انتصاب اعضای سردبیری رسانه‌ها، از انواع مجازات ها از جمله وضع مالیات ها و مجازات‌های اقتصادی تا تعلیق انتشار استفاده می‌کنند."مک‌کوییل" توضیح می‌دهد؛ که چنین نظام رسانه‌‌ای را می‌توان در حکومت‌های که نظامیان بر کشور سلطه دارند؛ به وضوح دید. ضمن آنکه در کوتاه مدت ممکن است؛ در شرایط تهدیدات جنگی و یا شورش نیز، چنین نظامی بر رسانه‌های یک کشور حاکم شود.در مجموع این نظریه در تلاش است؛ که رسانه‌ها را تسلیم کسانی کند؛ که به شکلی مشروع یا نامشروع قدرت را در جامعه به دست گرفته‌اند. به عبارت دیگر مالکیت رسانه ها در این نظریه، چه رسانه به صورت علنی در دست دولت باشد؛ و یا به ظاهر خصوصی باشد؛ به هر حال تحت سیطره حکومت اقتدارگرا و توتالیتر است.این نظریه هنوز هم در بسیاری موارد کاملاً صادق است .بخصوص در کشورهایی که در فضای گفتمانی سنتی و ما قبل دموکراتیک هستند؛ و یا در کشورهایی که علناً دیکتاتور و سرکوب گر هستند؛ به چشم می خورد.و یا در کشورهایی که تحت حاکمیت ارتش هستند یا در اشغالند و یا در شرایط خاص حکومت نظامی هستند. اما با این وجود باید توجه داشت؛ که این مدل تنها در این چنین شرایطی نیست که صدق می کند. بلکه گرایشات اقتدارگرا در نظام رسانه ای جوامعی که علناً توتالیتر نیستند؛ هم قابل شناسایی است. برای مثال در یک بررسی جامعه شناسی سیاسی می توان موقعیت هایی را شناسایی کرد؛ که اقتدارگرایی ناشی از اراده جمعی است و البته در همه جوامع دوران هایی را می توان شمرد؛ که در آنها وضعیت هایی یافت می شود؛ که در آنها آزادی رسانه با برخی منافع حکومت در تضاد قرار می گیرد. در مجموع، بایدها و نبایدهای این نظریه را به تعبیر "دکتر محسنیان راد" می‌توان در 12 بند به شرح زیر خلاصه کرد: بایدها: 1. مطیع قدرت شکل گرفته 2. وابستگی اغلب تحت فشار به قدرت حکومت 3. اعمال سانسور و تنبیه 4. قانونگذاری در راستای کنترل مستقیم حکومت بر تولید پیام 5. اعمال انواع فشارهای غیرمستقیم 6. کنترل ورود رسانه‌ها به داخل کشور 7. دخالت و کنترل در شوراهای پیام آفرینان 8. مجاز دانستن اعمال تعلیق در انتشار از سوی دولت نباید‌ها 9. ایجاد اختلال در قدرت شکل گرفته 10. استقلال در عملکرد پیام آفرینان 11. به هم زدن نظم موجود 12. حمله به ارزش‌های سیاسی و اخلاقی حاکم 2. نظریه لیبرالی یا آزادی گرا اساس این نظریه بر همان سخن دیرینه که اظهار عقیده آزاد و علنی بهترین راه رسیدن به حقیقت و کشف خطاست؛ بنا شده است. برخی از صاحب نظران اما ریشه آن را در عصر روشنگری و نظریه عمومی فردگرایی و حقوق طبیعی دانسته اند. در واقع این نظریه در مقابل نظریه اقتدارگرا بسط و توسعه یافت. اساساً این نظریه معتقد است؛ که زبان خاص سرکوب عقاید آن است؛ که نژاد بشر و اعقاب او و نیز نسل موجود را از وجود کسانی که از نظر عقیدتی با او اختلاف دارند و حتی بیشتر از کسانی که آن را حفظ می‌کنند، محروم سازند. پس به این ترتیب اگر عقیده‌ای صحیح است؛ آنها از فرصت تبدیل اشتباه به حقیقت محرومند و اگر عقیده‌ای غلط است؛ فرصت درک حقیقت را در برخورد با اشتباه از دست خواهند داد. نوشته های کسانی چون "جان میلتونلاک" و "استوارت میل" که معتقد بودند؛ مطبوعات به همان اندازه که در خدمت اطلاع رسانی، سرگرمی و به دنبال فروش است؛ به عنوان یک وظیفه و کارکرد اساسی باید در خدمت کشف حقیقت و نظارت بر دولت نیز باشد. چون به اعتقاد روشنفکران عصر روشنگری، ترقی جامعه بستگی به انتخاب صحیح یا غلط راه‌حل‌ها دارد. رساله ی "جان استوارت میل" در قرن نوزدهم درباره آزادی یکی از بهترین فرازهای مدافع این نظریه و مثال زدنی است. در فصل دوم رساله، درباره آزادی بیان صحبت شده است. او معتقد است که سرکوب یک عقیده به سرکوب حقیقت می انجامد. سخنان او که اغلب در کتب مختلف به عنوان مثال آورده می شود؛ از این جهت که شالوده و بنیان فکری این نظریه را در خود دارد ؛ به نقل از کتاب معروف "نظریه های ارتباطات" ترجمه ی دکتر "دهقان" می آورم. سخنانی که به نظرم تا حدی غلو آمیز و ایده آلیستی است. شاید بتوان گفت که تجربه نشان داده است؛ تا حد زیادی نشدنی است. "جان استوارت میل" می گوید: " اگر همه افراد بشر بجز یک نفر هم عقیده باشند؛ همه این افراد در مقایسه با آن یک نفر حق بیشتری برای سرکوب کردن دیگران نخواهند داشت. اگر عقیده همه درست باشد؛ آنها فرصت اصلاح خطای فرد را از دست خواهند داد و اگر عقیده آنها ( جمع ) اشتباه باشد؛ آنها برداشتی ملموس تر از نوعی حقیقت را که در اثر برخورد با خطا بوجود می آید؛ از دست خواهند داد." بهر حال در این نظریه، مطبوعات آزاد، جزء جدایی ناپذیر و اساس جامعه آزاد و عقلانی شناخته شده است. در واقع صفت عقلانی نماینده فاصله گرفتن از افشای خصمانه دید‌گاه‌های جایگزین است. ضمن اینکه جامعه را از آمال و آرزوهای اعضای خود آگاه می‌کند؛ و تمامی اینها در راستای ترکیب حقیقت، رفاه و آزادی به صورتی توام است. (در نظریه آزادی گرا، اگرچه به اعتقاد به برتری تخصص های حرفه‌ای اشاره نشده است؛ اما خصلت نظام سرمایه داری - لیبرال متناسب برای رشد تخصص گرایی و خصوصی سازی مطبوعات ( که البته بحث مهم آن دوران بود) است. امروز اما دیدگاه غالب به سمت خصوصی شدن صنعت رسانه ای می باشد. بایدها 1. حمله به هر نوع حزب و دسته سیاسی یا رسمی حکومتی 2. انتشار عقاید و باورها با برچسب درست و نادرست 3. استقلال حرفه‌ای در سازمان‌های رسانه‌‌ای [با نیروهای متخصص] 4. آماده برای مواجهه با عواقب قانونی تجاوز به حقوق دیگران 5. مسئول در برابر قانون 6. حراست از اعتبار، مالکیت و حریم خصوصی افراد 7. توان خودگردانی نبایدها 1. سانسور 2. ایجاد قید کسب امتیاز برای پیام آفرینی و انتشار 3. حمله به افراد خصوصی 4. افشای اطلاعات مربوط به امنیت ملی 5. ایجاد اجبار در انتشار 6. ایجاد محدودیت در جمع‌آوری اطلاعات 7. ایجاد محدودیت در واردات و صادرات پیام البته در این نظریه تناقضاتی نیز وجود دارد؛ که بحث در باب آن از قرن هفدهم تاکنون ادامه داشته است. این دیدگاه در شکل ابتدایی خود فقط به این نکته می‌پردازد که هر فرد در انتشار هر آنچه که در دست دارد؛ باید آزاد باشد. اما نمود عملی چنین نظریه‌ای از تصور ذهنی آن فاصله زیادی دارد. این پرسش که آیا این آزادی به خودی خود هدف است؛ یا وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است؛ هیچگاه پاسخ مشخصی پیدا نکرده است. از دیرباز، طرفداران این نظریه معتقد بوده‌اند؛ که اگر از آزادی تا آنجا استفاده شود؛ که اخلاق و یا قدرت حاکمیت دولت تهدید شود؛ باید از آن ممانعت شود. و این همان است که "اتهیل دوسلاپول" در کتاب «مردان مطبوعات و مردان حکومت» در سال 1973 نوشت: هیچ ملتی آزادی نامحدود مطبوعاتی را که در مسیر تجزیه کشور یا گشودن باب انتقاد از دولتی مردمی گام بردارد؛ تحمل نخواهد کرد . این امر را اگر با تمایلات ذاتی سلطه‌جویانه مطبوعات و دیگر رسانه‌ها همراه کنیم؛ و گسترش منافع مالی خارجی در مطبوعات را نیز در نظر بگیریم؛ مبهم بودن پاسخ بیشتر مشخص می‌شود. از آن سو، این دیدگاه نیز وجود دارد که آزادی در مفهوم کلی، یعنی آزادی از قید دولت. 3. نظریه مسئولیت اجتماعی برای نخستین بار در کشور آمریکا بود که به این نتیجه رسیدند؛ رسانه ها تنها صنعت منحصر به فرد برای محافظت از منشور حقوق شهروندان هستند؛ و از این جهت باید پایبند به تعهد اجتماعی باشند. در مجموع می توان گفت؛ چند عامل سبب شکل‌گیری نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها شد. بسیاری منابع بر این قول اند که پیدایش نظریه مسئولیت اجتماعی، مدیون یک اقدام آمریکایی است. یعنی تشکیل کمیسیون آزادی مطبوعات ( هاچینز 1974) و محرک اولیه ی این اقدام، آگاهی روزافزون در این باره بود؛ که بازار آزاد قادر به انجام وعده هایشان در مورد آزادی مطبوعات و رساندن نفع مورد انتظار به جامعه نیست. نخست آنکه بازار آزاد در نظام سرمایه داری لیبرال، نتوانسته بود آزادی مطبوعات، امکان دسترسی افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را با فوائدی که از آن انتظار می‌رفت تأمین کند. دوم آنکه پیشرفت تکنولوژی مطبوعات امکان دسترسی افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را کاهش داد؛ و به عبارتی توسعه مطبوعات سبب افزایش قدرت یک طبقه شد نه همه طبقات. از سوی دیگر توسعه رسانه‌های جدید نیاز به نوعی از کنترل اجتماعی برآنها را به وجود می‌آورد. به این ترتیب نظریه ی مسئولیت اجتماعی به پیوند میان استقلال و وظایف اجتماعی رسانه‌ها پرداخت.در واقع نظریه آزادی به دلایلی که به آنها اشاره شد؛ از سوی دست اندر کاران رسانه ها، قانون گذاران و تحت تأثیر کمیسیون آزادی مطبوعات تکمیل شد. بر این اساس که رسانه ها باید موجب تضارب آرا هم بشوند؛ و مباحث اجتماعی سیاسی را هم، در بستر عقل جمعی رشد دهند. در واقع این نظریه شکل اصلاح شده، کامل شده یا شاید هم بتوان گفت منطقی شده نظریه آزادی گراست. نظریه ی مسئولیت اجتماعی عقیده دارد؛ که هر شخص که سخن مهمی برای گفتن دارد؛ باید تریبون آزادی در اختیار داشته باشد. و اگر رسانه ها این وظیفه را به عهده نگیرند؛ باید قانونی باشد که آنها را ملزم به انجام این کار کند. در این نظریه اگر چه مالکیت خصوصی رسانه‌ها کاملاً مشروع شمرده شده، اما پیام آفرینان فقط در قبال خریداران پیام و همچنین سهامداران رسانه‌ها مسئول نبودند؛ بلکه رسانه‌ها در سطح کلان در قبال جامعه نیز مسئولیت دارند. ضمن آنکه باید جایگاهی برای دیدگاه‌های مختلف داشته باشند. نظریه ی مسئولیت اجتماعی در تلاش انطباق سه اصل نسبتاً واگرا است. 1) فرد آزاد است و قدرت انتخاب دارد. 2) رسانه‌ها نیز آزادند. 3) رسانه‌ها در برابر جامعه مسئولند. اگر چه برای حل این تعارضات راه حل مشخصی وجود ندارد. اما با این حال این نظریه به دو نوع راه حل اساسی توجه کرده است. 4) توسعه مؤسسات عمومی اما مستقل برای مدیریت رسانه‌ها، توسعه‌ای که به نوبه خود افق و قدرت سیاسی مفهوم مسئولیت اجتماعی را افزایش دهد. 5) رویکرد به تخصص‌های حرفه‌ای به منظور دستیابی به استانداردهای بالایی از کارایی و خودگردانی رسانه‌ها در واقع حرفه‌گرایی آنگونه که توسط نظریه مسئولیت اجتماعی تشویق می‌شود؛ علاوه بر آنکه تأکیدی است بر حفظ استانداردها بالای تولید و عرضه پیام، بر نوعی توازن و بی‌طرفی نیز توجه دارد.بایدها و نبایدهای نظریه مسئولیت اجتماعی را می‌توان در 10 بند به شرح زیر خلاصه کرد: بایدها: 1. پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی از سوی رسانه‌ها 2. وابستگی به ارزش‌هایی چون صداقت، دقت، عینیت و بی‌طرفی در حد استانداردهای بالای حرفه‌ای 3. متعهد در برابر وظایف اجتماعی، قبل از تعهد در مقابل مالکان رسانه‌ یا خواست گیرندگان پیام 4. کثرت‌گرا و منعکس کننده گرایشات مختلف اجتماعی و جایگاهی برای طرح نقطه نظرات گوناگون 5. مشروع شمردن دخالت دولت برای پاسداری از اهداف عمومی 6. ایجاد سیستم‌های قانونی برای فعالیت‌های رسانه‌‌ای و تشکیل سندیکاهای حرفه‌ای و جلوگیری از انحصارطلبی رسانه‌‌ای 7. تشکیل گروه‌های تحقیقاتی برای ارائه گزارش‌های مستمر درباره رسانه‌ها 8. برقراری سوبسیدهای حمایتی برای رسانه‌ها نبایدها: 1. حمله به اقلیت‌ها 2. تشویق جامعه به بی‌نظمی، خشونت و ... 4. نظریه رسانه‌های شوروی نظریه اقتدار گرا در بستر مسلک و ایدئولوژی کمونیستی در کشورهای با سیستم سوسیالیستی به شکل نظریه شوروی که نوع دیگری از توتالیتریسم و تمامت خواهی بود؛ تکامل یافت. در واقع این نظریه صورت بندی دقیقتری از اقتدارگرایی در بستر کمونیسم ارایه می داد. مهم‌ترین مبانی این نظریه که پس از سازماندهی رسانه‌های شوروی در سال 1917 آغاز شد؛ آن است که بنا به تعریف، در یک جامعه سوسیالیستی، طبقه کارگر یا پرولتاریا، قدرت را در اختیار دارد؛ و برای حفظ این قدرت لازم است؛ ابزار «تولیدفکری» را نیز کنترل کند. بنابراین تمام رسانه‌ها باید تحت کنترل سازمان‌های کارگری و در نهایت کمونیستی باشند. همچنین از آنجا که جامعه سوسیالیستی یک جامعه غیرطبقاتی است- یا مطلوب است که باشد- بنابراین مطبوعات نیز نباید در راستای تعارض سیاسی عمل کنند. علاوه بر آن از مطبوعات انتظار می‌رود؛ که در شکل دادن جامعه به سوی کمونیسم نقش ایفا کرده ؛ وظایف مشخصی همچون اجتماعی کردن، کنترل غیررسمی اجتماعی و بسیج اجتماعی را برای تحقق اهداف اجتماعی و اقتصادی مسلک کمونیستی دنبال کنند. سرانجام اینکه باید پیش‌فرض‌های ذهنی "مارکسیسم" درباره تاریخ (خطوط قرمز مسلک کمونیستی) به صورت یک واقعیت عینی از سوی مطبوعات منعکس شود؛ تا سبب کاهش افق تفاسیر شخصی در این مورد گردد. بدیهی است؛ به تبع تمامی این مبانی ارزش‌های خبری رسانه‌های شوروی، متفاوت با ارزش‌های خبری نظام‌های لیبرال خواهد شد. تمامی این مبانی بر این اصل استوار است؛ که تسلیم بی‌قید و شرط رسانه‌ها در مقابل سانسور قبل از انتشار و کنترل نهایی حکومت یک اصل قطعی است. ضمن آنکه از رسانه‌ها انتظار می‌رود؛ که علی‌رغم محدودیت‌های فوق، خودگردان بوده و از روش‌های حرفه‌ای استفاده نمایند؛ تا بتوانند خواسته‌ و نیازهای مخاطبان را ( البته تا آنجا که مغایر با اصول مسلکی و ایدئولوژیکی کمونیسم نباشد) دنبال کنند. دکتر "محسنیان راد" در مورد این نظریه معتقد است؛ که می‌توان از نظریه شوروی، نظریه سایه‌ای را به نام "نظریه مسلکی" استخراج کرده و برای این کار فقط کافی است؛ که به جای طبقه پرولتاریا، از طبقه مسلکی حاکم استفاده کنیم. البته ایشان این دیدگاه خودشان را بسط و توسعه نداده اند و در منابع دیگر نیز یادی از آن نشده است. اما به هر حال، بی تردید از آن زمان که کتاب چهار نظریه در مطبوعات نوشته شده است؛ کشور های کمونیستی و سوسیالیستی تغیرات زیادی کرده اند.نظام کمونیستی فروپاشید و چین هم بازار آزاد را پذیرفته است و به فراخور آن ظرفیت انتقاد از سیاست های محلی هر چند محدود به وجود آمده است. شاید بتوان گفت باید منتظر نظریه جدیدی به جای نظریه شوروی باشیم. در هر صورت با اقتباس از گفته های "مک‌کوئیل"، بایدها و نبایدهای این نظریه را می توان این چنین نام برد: بایدها: 1. در خدمت خواسته‌ها و کنترل طبقه مسلکی حاکم 2. عهده دار وظیفه مسلکی کردن جامعه 3. موظف به هنجارسازی، آموزش و اطلاع‌رسانی و انگیزاندن و بسیج‌گری 4. برآورده کننده خواسته‌ها و نیازهای مخاطبان ضمن وظیفه‌دار بودن در برابر جامعه 5. اعمال سانسور 6. مجازات پس از انتشار نبایدها: 1. مالکیت رسانه‌ها از سوی افراد غیرمسلکی حاکم 2. تئوری رسانه‌های توسعه بخش کشورهای جهان سوم یا در حال توسعه، از دهه 1970 و در زمان دبیرکلی "مختار امبو" در یونسکو، این فرصت را یافتند؛ که نگاهی جدید به جایگاه خود در عرصه رسانه‌ها در جهان بیاندازند. گزارش "مک‌براید" و پانزده همکارش با محتوای تلاش برای دستیابی به نظم نوین ارتباطی که با عنوان یک جهان و چندین صدا (many voice, one world) در 1979 به کنفرانس عمومی یونسکو ارائه شد؛ تصویر دقیق‌تری را برای نگاه مذکور فراهم کرد. در واقع اوضاع خاص کشورهای جهان سوم چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی و عدم انطباق چهار تئوری هنجاری قبلی بر آنها، افزایش آگاهی ملت‌ها و تمایل به مبارزه با شیوه‌های تازه سلطه استعماری و نیل به استقلال فرهنگی و ارتباطی، همراه با طرح موضوع نظم نوین ارتباطی در یونسکو، بستر پیدایش تئوری رسانه‌های توسعه بخش شد. در این تئوری، مقابله با وابستگی، سلطه خارجی و اقتدار مستبدانه داخلی دنبال می‌شود؛ و در تلاش برای استفاده مثبت از رسانه‌ها به منظور توسعه ملی، حاکمیت ملی و هویت فرهنگی و طرفدار مشارکت دموکراتیک عمومی است. مهم‌ترین ویژگی تئوری رسانه‌های‌ توسعه بخش، قبول این نکته است؛ که توسعه اقتصادی و در قبال آن تغییر اجتماعی که معمولاً با سازندگی ملی (nation-building) همراه است؛ این اصل را ایجاب می کند؛ که آزادی‌های رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران با میزان مسئولیت‌پذیری آنان در راستای کمک به اهداف توسعه بخش تعریف می‌شود؛ و همزمان با این امر، اهداف جمعی به جای آزادی‌های شخصی مورد تأکید قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، نقطه آغاز یک نظریه توسعه مجزا برای رسانه های جمعی ، پاره ای شرایط مشابه کشورهای در حال توسعه است؛ که کاربرد سایر نظریه ها را در مورد این کشورها محدود می کند. یک عنصر نسبتاً جدید که در تئوری رسانه‌های توسعه بخش به چشم می‌خورد؛ تأکید بر حق برقراری ارتباط right to communicate می‌باشد؛ که از بند 9 بیانیه حقوق بشر نشأت گرفته که طی آن هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد. به موجب این حق، هر فردی بدون تفتیش باید بتواند به ارسال و دریافت اطلاعات و عقاید به وسیله هر نوع رسانه‌ و بی‌توجه به مرزها دست زند. بایدها و نبایدهای تئوری رسانه‌های توسعه بخش را می‌توان در یازده بند به شرح زیر خلاصه کرد: بایدها: 1. کمک به اهداف توسعه 2. استفاده از رسانه‌ها برای حفظ هویت فرهنگی 3. استفاده از مشارکت عمومی در خلق پیام (ارتباط افقی) 4. درهم آمیختن آزادی با مسئولیت از سوی پیام آفرینان 5. تأکید بر اهداف عمومی به جای اهداف فردی 6. آزادی براساس اولویت‌های اقتصادی و نیازهای توسعه 7. اولویت برای زبان و فرهنگ ملی 8. اولویت برای انتشار اطلاعات کشورهای در حال توسعه دیگر 9. مداخله و یا محدود کردن رسانه‌ها از سوی دولت به نفع اهداف توسعه از طریق سوبسید، کنترل مستقیم و یا سانسور نبایدها: 1. پذیرش استبداد داخلی 2. پذیرش سلطه خارجی 3. تئوری مشارکت دموکراتیک رسانه‌ها "دنیس مک‌کوییل"، تئوری مشارکت دموکراتیک رسانه‌ها را به عنوان آخرین و جدیدترین تئوری هنجاری رسانه‌ها، اما مشکل‌تر از بقیه، برای فرموله کردن می‌داند؛ و علت آن را چنین توضیح می‌دهد؛ که از یکسو این تئوری همسو با نهادهای معمولی رسانه‌ها نیست؛ و از سوی دیگر برخی از پایه‌ها و انگاره‌های فکری آن در دیگر تئوری‌ها نیز یافت می‌شود. بنابراین اگر چه استقلال کامل این تئوری زیر سئوال است؛ ولی استحقاق آن را دارد؛ که به طور جداگانه مورد بحث قرار گیرد. "مک‌کوئیل" در ادامه می‌نویسد: «این تئوری نیز به عنوان یک عکس العمل در قبال تئوری‌های دیگر و تجربیات دیگر در مورد رسانه‌هاست. جایگاه آن، بیشتر در جوامع لیبرال توسعه یافته می‌باشد. اما در بعضی عناصر با تئوری رسانه‌های توسعه بخش- خصوصاً به هنگام تاکید بر ارتباطات افقی به جای عمودی- مشابهت دارد. این تئوری به عنوان عکس‌العملی در برابر تجاری و انحصاری شدن رسانه‌های قدرتمند خصوصی در تئوری آزادی رسانه‌ها و همچنین تمرکزگزایی بوروکراتیک رسانه‌ها در تئوری مسئولیت اجتماعی است. سرخوردگی از رسانه‌های دولتی که می‌توانست در پیشرفت‌های اجتماعی مؤثر باشد؛ از عوامل دیگر شکل‌گیری این تئوری است. گرایش برخی از رسانه‌های دولتی به شیوه‌های پدرسالارانه و نخبه‌گرایانه، همراه با نزدیکی بسیار با قدرت حاکم و در ضمن تأثیر پذیر در مقابل فشارهای سیاسی و اقتصادی از عوامل سرخوردگی مذکور بود. واژه مشارکت دموکراتیک (democratic-particip ant) مفهومی است به منزله رهایی از شیفتگی نسبت به احزاب سیاسی رسمی و سیستم‌های دموکراسی پارلمانی که به نظر می‌رسد؛ از ریشه‌ها و بنیادهای خود جدا افتاده است. همچنین واژه‌ای است که به معنی گریز از جامعه توده‌وار (mass society) است. جامعه‌ای که بیش از حد تمرکز یافته است و نمی‌تواند فرصت‌های واقعی ابراز عقیده را برای افراد و اقلیت‌ها فراهم کند. از سوی دیگر همانگونه که "جی سی برگمن" در مقاله 1987 خود با عنوان «آینده موج‌پراکنی‌های رسانه‌های عمومی» نوشت: به نظر می‌رسد که تئوری آزادی رسانه‌ها به خاطر انهدام درونی خود به وسیله بازار، شکست خورده است. همچنین تئوری مسئولیت رسانه‌ها به خاطر پیچیدگی که در دولت‌های بورکراتیک وجود دارد؛ و اینکه در خدمت سازمان‌های بزرگ رسانه‌‌ای و متخصصین رسانه‌‌ای است کافی نیست. زیرا خودگردانی رسانه‌ها و تکیه بر سازمان‌های بزرگ رسانه‌‌ای نتوانسته مانع پیشرفت رسانه‌هایی شود؛ که به وسیله مراکز قدرت رهبری شود."اچ، ام، انزنس برگر" در مقاله مؤلفه‌های تئوری‌های رسانه‌ها درباره این تئوری می‌نویسد: محور تئوری مشارکت دموکراتیک رسانه‌ها عبارت است از نیازها، منافع و آرزوهای گیرندگان فعال رسانه‌ها در یک جامعه سیاسی. در این تئوری از حقوقی چون حق داشتن اطلاعات، حق پاسخگویی، حق به کارگیری ابزارهای ارتباطی و رسانه‌ها برای تعامل در مقیاس‌های کوچک اجتماعی و حق حفظ منافع گروه‌های کوچک و خرده فرهنگ‌ها پاسداری می‌شود. این تئوری ضرورت وحدت رسانه‌ها، تمرکز رسانه‌ها، تخصص‌گرایی شدید، بی‌طرفی و کنترل دولتی رسانه‌ها را نفی می‌کند؛ و از آن سو، کوچک بودن ابعاد رسانه‌ها، محلی بودن آنها، تنوع آنها، نهادزدایی، تبادل متقابل نقش‌های فرستنده، وگیرنده و پیوندهای ارتباط افقی در همه سطوح اجتماعی و تعامل و تعهد را مورد تأیید قرار می‌دهد. (enzensberger, 1970) "مک‌کوئیل"، تئوری مشارکت دموکراتیک رسانه‌ها را آمیزه‌ای از عناصر تئوریکی چون آزادی‌گرایی (liberalism)، رویاگرایی (utopianism) سوسیالیسم، تساوی‌طلبی (egalitarianism)، محیط‌گرایی (environmentalism) و محلی‌گرایی (localism) می‌داند؛ و می‌افزاید که مؤسسات رسانه‌‌ای که بر اساس این تئوری طراحی می‌شوند؛ بیش از سایر رسانه‌ها با زندگی اجتماعی مردم سروکار دارند و بیشتر تحت کنترل مخاطبان خود هستند؛ و فرصت‌های بیشتری را برای دسترسی و مشارکت گیرندگان پیام نسبت به کنترل کنندگان پیام فراهم می‌کنند. تجربه اجرای این تئوری بسیار فراوان و متنوع است. انتشار نشریات زیرزمینی، رادیوهای غیرمجاز، تلویزیون‌های کابلی، نشریات مخفی (samizdat)، ریز رسانه‌ها (micro-media) در مناطق روستایی، اوراق چاپی خیابانی یا همسایگی (street or neighbourhood heets) و پوسترهای سیاسی بخشی از آنهاست. ضمن آنکه تحولات تکنولوژیکی رسانه‌ها [مانند زیراکس، نوار کاست، نوار ویدئو، اسکن کامپیوتری و از این قبیل] امکان باز تولید ارزان (reproduction) پیام را فراهم کرده است. بایدها و نبایدهای این تئوری را می‌توان در 9 مقوله به شرح زیر خلاصه کرد. بایدها: 1. توسعه رسانه‌ها‌ی جماعتی و کوچک اقوام، گروه‌ها، سازمان‌ها و اجتماعات محلی 2. ارتباطات افقی و مشارکت کامل در تولید پیام از سوی گیرندگان 3. شکل‌گیری محتوا براساس خواست مخاطبان 4. بی‌طرفی نبایدها: 1. وحدت پیام 2. تمرکز رسانه‌ها 3. تمایل به تخصص‌گرایی در رسانه‌ها 4. کنترل بوروکراتیک دولتی یا متمرکز سیاسی بر رسانه‌ها 5. شکل‌گیری رسانه‌های بزرگ، یکسویه و حرفه‌ای منابع: 1- اینترنت - وب سایت دکتر ایله ای 2- درامدی بر نظریه ارتباطات جمعی- دنیس مک کوئیل - پرویز اجلالی مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها- تهران82- 3- نظریه های ارتباطات- ورنر سورین، جیمز تانکارد- دکتر علیرضا دهقان- دانشگاه تهران- تهران -81                

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 7:58  توسط علی اذین  |  نظر بدهید

 

 

ادامه نوشته

حزب کمونیست ایران دهه 1920