ارتباطات سیاسی وافکارعمومی:

رسانه های همگانی بدون تردید نقش بسیارمهمی درشکل گیری افکارعمومی دارند. هرچند توافقی درباره ماهیت این نقش وجود ندارد. یکی ازافرادی که دراین زمینه تحقیقات زیادی داشته است، " دنیس مک کویل " است که نوع شناسی جامعی ازآثار رسانه ها فراهم کرده است. دراین نوع شناسی او تمایز اساسی بین آثارکوتاه مدت و درازمدت وآثار عمدی و غیرعمدی برقرارمی کند. اوسنجش دقیق آثارمختلف را دشوار می داند. ممکن است درطول زمان وازیک بخش جامعه به بخش دیگر فرق کند.

ویژگی های ارتباطات سیاسی:

همانطورکه گفته شد، ارتباطات سیاسی ازطریق رسانه های موجود درجامعه پیامد می شود. اگرچه پیام های بویژه سیاسی وکانالهای بویژه سیاسی ارتباطات، آشکارتر ازهمه دردرون خود نظام سیاسی وجود دارند.
بیشترارتباطات سیاسی ازطریق کانالهای ارتباطی جامعه برقرارمی گردند وپیامهای سیاسی، بویژه پیامهای موجود درذهن دریافت کنندگان، همیشه ازپیامهای دیگرتفکیک نمی شوند. برای مثال تنها مقدارمحدودی ازبازده رسانه های همگانی مخصوصأ درمورد رادیو وتلویزیون بویژه سیاسی است. اگرچه بدیهی است که نظریه پردازان" سرکردگی " مانند کراشی وساختارگرایان مانند آلتوسر، تعریف بسیار وسیع تری درمورد اینکه چه چیزی سیاسی است، بکارمیبرند. بعلا وه بسیاری ازآنچه سیاسی است یا اهمیت سیاسی دارد، توسط بسیاری ازاعضای جامعه لزومأ اینگونه شناخته نمیشود. برای مثال اهمیت زیاد مسائل محیطی، اهمیت سیاسی برخی از آنها را افزایش داده وباعث گردیده است که بعضی دیگر که قبلأ تصورنمی شد، اهمیت سیاسی داشته باشند، سیاسی درنظر گرفته شوند. مثلأ جرم وجنایت لزوما ً سیاسی تلقی نمی گردند مگراینکه تازمانیکه شکلی به خودبگیرد، یا به ابعادی برسد که سبب شوداعضای جامعه احساس کنند که دولت باید برای برخورد با آن، دست به اقدامی بزند. ارتباطات سیاسی، مانند ارتباطات درزمینه های دیگر، هم بصورت عمودی و هم به شکل افقی عمل می کند. به عبارتی دراصطلاح نخبگان، بطورسلسله مراتبی میان فرمانروایان وفرمانبرداران، همیشه بصورت یک جریان دوطرفه وبطورجانبی میان افراد وگروهها صورت می گیرد. بدینسان افراد وگروههای مختلف، شبکه های ارتباطات والگوهای مشخص ومتفاوتی خواهند داشت. برای مثال مقامات سیاسی، همتایان خود، اعضای بروکراسی، طرفداران ومخالفان سیاسی خود، رهبران گروههای سیاسی، رسانه های همگانی وعامه مردم را هم جزء منابع وهم درزمره مخاطبان بشمارمی آورند، کانالهایی که آنها مورد استفاده قرارمی دهند، ممکن است شامل روابط رو در روی رسمی و غیررسمی درسطح میان فردی، روابط مستقیم وغیر مستقیم با رسانه های همگانی، گروههای فشار وعامه مردم باشد. بطور خلا صه مقامات سیاسی ممکن است شبکه های ارتباطی گسترده ای داشته باشند که نسبت به پدیده های سیاسی بسیار حساسند. برعکس عامه مردم تا آنجا که به ارتباطات سیاسی مربوط می شود، اکثرا ً شبکه های بسیار محدودتری خواهند داشت که بسیار بیشتر به رسانه های همگانی وابسته اند وبه شیوه ای متناوب وچند باره عمل می کنند. ارتباطات سیاسی ازسه کانال اصلی استفاده می کند: رسانه‏های همگانی، گروههای فشار و احزاب سیاسی وروابط غیررسمی بین افراد وگروهها. رسانه های همگانی بویژه برای پخش گسترده اطلاعات سیاسی مهم هستند و در بیشتر جوامع مهمترین منبع اینگونه اطلاعات راتشکیل می دهند وتلویزیون دراین بین مهمترین آنهاست. رسانه ها همچنین با تبلیغ عقاید افراد وگروهها، درشکل گیری افکارعمومی نقش ایفا می کنند. این امرمی تواند رسانه ها را به ایفای نقش مهمی درفرایند تعیین دستورکارتصمیم گیری رهنمون کند. یعنی به اینکه چه مسائلی مهم درنظرگرفته شوند وکدام مسائل مهمتر ازبقیه هستند، کمک مؤثری بکند. گروههای فشار و احزاب سیاسی بویژه درروابط دوسویه میان سیاستمداران و بورکراتها، انواع مختلف فعالان سیاسی ومیان اینها وبخش های خاص یا معین افکار عمومی درجامعه اهمیت دارند. روابط غیر رسمی میان افراد وگروهها نیز مهم هستند. بویژه ازطریق نظریه " جریان دو مرحله ای " که درآن رهبران عقاید به عنوان کانالهای اطلاعات، به عنوان منابع فشار اجتماعی برای پیروی کردن ازهنجارهای گوناگون و به عنوان منابع حمایت ازبه هم پیوستگی گروهی در رفتاراجتماعی و سیاسی عمل می کنند. اما همانند مشارکت سیاسی، ارتباطات سیاسی را نباید بطور مجزا درنظرگرفت ولو آنکه این امرازنظرتحلیلی امکانپذیرباشد. بلکه باید جزئی از الگوهای ارتباطی گسترده تردرجامعه بطور کلی درنظرگرفته شود.

ارتباطات سیاسی

ارتباطات سیاسی، انتقال اطلاعات مناسب ازنظرسیاسی ازیک بخش نظام سیاسی به بخش دیگر و میان نظامهای اجتماعی وسیاسی است. اطلاعات مناسب نه تنها به مسائل واقعی، مثلا ً آنچه اتفاق افتاده است، بلکه به انتقال اندیشه، فرهنگها و نگرشها نیز مربوط می شود. بنا به تعریف، ارتباطات برای همه رفتارهای سیاسی و اجتماعی مهم است. بدون ارتباطات، نه سیاست ونه جامعه نمی تواند وجود داشته باشد. ارتباطات سیاسی، عنصر پویای نظام سیاسی است. " کارل دویچ " درمطالعه کلا سیک خود، اعصاب حکومت، ارتباطات را درکانون درک سیاسی قرارمی دهد. ازنظرتحلیلی، کاملا ً پذیرفتنی است که به جای بحث درباره ارتباطات بطورکلی، ازارتباطات سیاسی سخن گفته شود. روشن است پیامهایی بویژه سیاسی وجود دارند که می توان آنها را تشخیص داد. مانند سخنان سیاستمداران، بیانیه های انتخاباتی، تصمیمات حکومتی وبحثهای منوط به سیاستها وبرنامه ها. همین گونه کانالهای ارتباطی ای وجود دارند که عمدتا ً یا منحصرا ً سیاسی هستند. مانند مذاکرات مجالس قانونگذاری، جلسات بحث و گفتگو یا گردهمایی های حزبی، جلسات سیاستگذاری وبرنامه های بحث و گفتگو، درباره مسائل روز دررادیو و تلویزیون. باوجود این ازنظر ساختاری، ارتباطات سیاسی بخشی از نظام سیاسی نیست. بلکه جزئی جدایی ناپذیر ازنظام ارتباطات جامعه است. الگوهای ارتباطی معین ممکن است به میزانی کمتر یا بیشتر سیاسی تشخیص داده شوند. ازاین جهت که سیاست مسأله اصلی مورد توجه آنها است. به عبارتی جلسات کابینه دربریتانیا یا جلسات بحث و گفتگو میان رئیس جمهور آمریکا ومشاورانش مثالهای آشکاری ازارتباطات سیاسی هستند. اما فرایندهای ارتباطی مورداستفاده آنها، مشخصأ سیاسی نیستند. توزیع اسناد قبل ازتشکیل جلسه و بحث میان افراد، دریک جلسه، پدیده های معمول بیرون ازحوزه سیاسی هستند. رسانه های همگانی ممکن است دربعضی ازجوامع، شدیدأ تحت کنترل سیاسی باشند. اما آنها منحصرأ سیاسی نیستند.

درحوزه گسترده این ارتباطات، ارتباط رهبران جامعه با مردم، ارتباطات بین گروههای سیاسی، ارتباط بین خواسته های مردم و اهداف سیاستمداران، وارتباط بین احزاب و مردم جای می گیرند.

مدل دمکراتیک – مشارکت جوی رسانه ها

    مقدمه
دربررسی وسایل ارتباط جمعی معاصرچون مطبوعات وخبرگزاریها، می توان آنها را به عنوان مهمترین وسیله ارتباط سیاسی ازقرن 19 تا اواسط قرن 20 به شمار آورد. دراین دوران، رسانه ها وبویژه مطبوعات، گزارشگر وقایع سیاسی ومنعکس کننده مذاکرات مجامع سیاسی ونهادهای قانونگذار محسوب می شوند. مطبوعات همچنین به عنوان سکو یا تریبون برای بیان عقاید سیاسی ووسیله ای دردست احزاب وسازمانهای سیاسی برای بسیج افکارعمومی یا شکل دادن به مرام ومسلکی، ابزاری برای پروپاگاندا درکشمکش بین دولتها، نگهبان وناظر برعملکرد حکومتها و ازهمه مهمتر وسیله ای برای آگاه کردن مردم ازمسائل مملکتی و اعمال قدرت درجوامع به کارمی روند. رابطه نزدیک بین سیاست ورسانه ها را می توان ازامتیازاتی شمرد که درجوامع مختلف ازسوی حکومتها برای آنها منظور شده است. البته این امتیازها درمواردی تبدیل به انحصارهایی نیزمی شود وبسته به نوع نظام حاکم برجوامع متفاوت است. نقش انتقادی و بسیج گر رسانه ها بویژه مطبوعات درانقلابهای آمریکا، فرانسه، اروپای مرکزی وروسیه برای هیچکس پوشیده نیست. بنابراین رسانه ها همواره بخش جداناپذیر درامرنشراندیشه ها ورابطی درمناقشات بین طرفین دعوا برسرقدرت سیاسی، ایدئولوژی های سیاسی، دولت واپوزیسیون ومردم بوده اند.

به عبارتی نهادهای سیاسی درابتدایی ترین جوامع تا پیچیده ترین آنها، برای اعمال قدرت بدون بکارگیری عامل ارتباطی نمی تواند موجودیت داشته باشد. همچنین نقل وانتقاداتی که بین رسانه ها و نهادهای سیاسی انجام می گیرد، ارتباطات سیاسی نامیده می شود. ارتباطی که درآن رسانه ها، نقش مؤثری درقدرت نظامهای سیاسی دارند، رسانه ها موجب ارتباط نهادهای سیاسی مختلف می شوند. ارتباطات سیاسی ونظامهای حاکم براین رسانه ها سعی دراستفاده ابزاری ازرسانه ها برای رسیدن به اهداف خود دارند، این نظام ها، بدنبال کنترل رسانه ها هستند.

مدل اقتدارگرا

  مدل اقتدارگرا : رسانه ابزاری در جهت حمایت و پشتیبانی از نظام‌های حاکم.

    ساخت و نحوه عمل نهادهاي تشكيل دهندة هر جامعه انعكاسي از باورها، ارزش‌ها و هنجارهاي حاكم بر آن جامعه است و رسانه‌ها به عنوان نهادي ارتباطي، ملزم به عمل در چارچوب هنجارهاي پذيرفته شدة جامعه هستند چه اينكه در صورت عدم رعايت هنجارها هويت و علت وجودي خود را از دست مي‌دهند.

بنظر مي‌رسد اين تقسيمات با وجود برخي محاسن و تأكيد‌شان بر هنجاري بودن رسانه‌ها در تبيين و طراحي مدل رسانه ديني ناكارآمد هستند و بايستي شاخص‌ها و ويژگي‌هاي رسانه ديني به عنوان الگوي اقدام براي رسانه ملي (صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران) مورد بحث و بررسي قرار گيرد

از آنجا که هدف از انتشار یک خبر ایجاد آگاهی در مخاطب است اخلاق اقتضا دارد که پیش از اطمینان از اعتبار منبع خبر از نشر آن خودداری شود. انتشار یک خبر غیر موثق که با واقعیت مطابقت ندارد به انحراف افکار از مخاطبان می انجامد و گاه ضایعات جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت قرآن پیامدهای اعتماد به منبع خبر غیر مطمئن درسوره (حجرات, 6) می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید در مورد خبری که  فاسق  برای شما آورده تحقیق کنید مبادا که بر اساس اعتماد به آن خبر به دسته ای از مردم آسیب وارد آورید و سپس از این کرده.نادم خواهید شد امام علی (ع )دراین خصوص می فرماید بدان که بین حق و باطل بیش از چهار انگشت فاصله نیست (و آن فاصله بین چشم و گوش است) باطل آن است که می گوید شنیده ام و حق آن است که می گوید دیده ام.

مدل مسئولیت اجتماعی

چند عامل سبب شكل‌گيري تئوري مسئوليت اجتماعي رسانه‌ها شد. نخست آن‌كه بازار آزاد در نظام سرمايه‌داري ليبرال، نتوانسته بود آزادي مطبوعات، امكان دسترسي افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را با فوايدي كه از آن مي‌رفت تامين كند. دوم آن‌كه پيشرفت تكنولوژي مطبوعات امكان دسترسي افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را كاهش داده و به عبارتي توسعه مطبوعات سبب افزايش قدرت يك طبقه شده نه همه طبقات. از سوي ديگر توسعه رسانه‌هاي جديد نياز به نوعي از كنترل اجتماعي بر آن‌ها را به وجود مي‌آورد. به اين ترتيب تئوري مسئوليت اجتماعي به پيوند ميان استقلال و وظايف اجتماعي رسانه‌ها پرداخت. در اين نظريه اگر چه مالكيت خصوصي رسانه‌ها كاملا مشروع شمرده شده اما پيام‌آفرينان فقط در قبال خريداران پيام و هم‌چنين سهام‌داران رسانه‌ها مسئول نبوده بلكه رسانه‌ها در سطح كلان در قبال جامعه نيز مسئوليت دارند. ضمن آن‌كه بايد جايگاهي براي ديدگاه‌هاي مختلف باشند.

نظريه مسئوليت اجتماعي در تلاش انطباق سه اصل نسبتا واگرا است:

الف. فرد آزاد است و قدرت انتخاب دارد.

ب. رسانه‌ها نيز آزادند.

ج. رسانه‌ها در برابر جامعه مسئولند؛ اگرچه براي حل اين تعارضات راه حل مشخصي وجود ندارد.
اين تئوري به دو نوع راه حل اساسي توجه كرده است:

الف. توسعه موسسات عمومي اما مستقل براي مديريت رسانه‌ها، توسعه‌اي كه به نوبه خود افق و قدرت سياسي مفهوم مسئوليت اجتماعي را افزايش دهد.

ب. رويكرد به تخصص‌هاي حرفه‌اي به منظور دستيابي به استانداردهاي بالايي از كارايي و خودگرداني رسانه‌ها، در واقع حرفه‌گرايي آن‌گونه كه توسط تئوري مسئوليت اجتماعي تشويق مي‌شود علاوه بر آن‌كه تاكيدي است بر حفظ استانداردها بالاي توليد و عرضه پيام، بر نوعي توازن و بي‌طرفي نيز توجه دارد.
بايدها و نبايدهاي نظريه مسئوليت اجتماعي را مي‌توان در 10 بند به شرح زير خلاصه كرد.
˜‏ بايدها:

۱. پذيرش مسئوليت‌هاي اجتماعي از سوي رسانه‌ها

۲. وابستگي به ارزش‌هايي چون صداقت، دقت، عينيت و بي‌طرفي در حد استانداردهاي بالاي حرفه‌اي
۳. متعهد در برابر وظايف اجتماعي، قبل از تعهد در مقابل مالكان رسانه‌ يا خواست گيرندگان پيام
۴. كثرت‌گرا و منعكس كننده گرايشات مختلف اجتماعي و جايگاهي براي طرح نقطه نظرات گوناگون

۵. مشروع شمردن دخالت دولت براي پاسداري از اهداف عمومي

۶. ايجاد سيستم‌هاي قانوني براي فعاليت‌هاي رسانه‌‌اي و تشكيل سنديكاهاي حرفه‌اي و جلوگيري از انحصارطلبي

رسانه‌‌اي

۷. تشكيل گروه‌هاي تحقيقاتي براي ارائه گزارش‌هاي مستمر درباره رسانه‌ها

 ۸. برقراري سوبسيدهاي حمايتي براي رسانه‌ها

˜‏ نبايدها:

۹. حمله به اقليت‌ها

۱۰. تشويق جامعه به بي‌نظمي، خشونت و...

نظریه سیاسی – اقتصادی و رسانه ها

توسعه ملي در كشورهاي جهان سوم بيش از هر چيز به مشاركت فعال و وفاق اجتماعي مؤثر افراد جامعه وابسته است.  فقدان ا این نظریه بر وابستگی جهان بینی به زیر ساخت اقتصادی تاکید دارد و توجه پژوهش و تحقیق را متوجه تحلیل تجربی ساختار مالکیت و گونه های عملکردی نیروهای بازار رسانه ها می سازد.از این نظر است که نهاد رسانه ای را باید بخشی از نظام اقتصادی پنداشت  که با نظام سیاسی پیوندی تنگاتنگ دارد.

ویژگی بارز اطلاعاتی که رسانه ها برای جامعه تولید می کنند از طریق ارزش مبادله ای پیام های مختلف رسانه ای و منافع اقتصادی مالکان و تصمیم گیرندگان تبیین پذیر است.پیامد چنین وضعی را باید در کاهش منابع رسانه ای مستقل  ،تمرکز بر بازارهای بزرگتر و نفی بخش های ضعیفتر و فقیرتر مخاطبان بالقوه مشاهده کرد.

نظریه اقتصاد سیاسی رسانه ها این ویژگی را دارد که چارچوب تحلیل رسانه ها را از تجزیه و تحلیل مصرف به سمت تجزیه و تحلیل تولید معطوف می سازد.بنابراین نظریه  ،در کشورهای سرمایه داری ، سیاستگذاری فرهنگی نهادهای فرهنگی  ،یافتن مخاطب برای آثار هنری است نه یافتن آثار هنری برای مخاطبین.

تولید سرمایه داری بر تولید و توزیع انبوه کالاها متکی است ،فروش بیشتر  ،قیمت ها را کاهش می دهد و سقف نرخ سود را بالاتر می برد وتولید سرمایه داری نوعی گرایش را برای جایگزینی کالای نو  به جای کالای کهنه بوجود می آورد.این دوره " خرید- کهنه شدن – جایگزین سازی " با تبلیغات صورت می گیرد.

طبق نظریه اقتصاد سیاسی رسانه ها، موسسات فرهنگی نیز اسیر چنگال سرمایه هستند و به آنها همانند یک موسسه تجاری و سود آور نگاه می شود.منطق بازار مسلط بر حوزه فرهنگ  و اندیشه است.

مشاركت اجتماعي و نقش آن در وفاق اجتماعي

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

توسعه ملي در كشورهاي جهان سوم بيش از هر چيز به مشاركت فعال و وفاق اجتماعي مؤثر افراد جامعه وابسته است . فقدان اين مشاركت و وفاق اجتماعي زمينه بر خورد و اختلاف و تضاد را در ميان عملكرد بخش هاي مختلف ( خصوصي و عمومي ) جامعه فراهم مي آورد و بخش اعظم منابع كمياب اين كشور صرف مقابله با عوارض نامطلوب اين برخوردها مي گردد. از اين رو نگرش برنامه ريزان و خط مشي تدوين كنندگان در آستانه ورود به قرن بيست و يكم بايد معطوف به افزايش نقش مشاركت هاي مردمي در فرآيند توسعه و به ويژه در زمينه هاي اجتماعي ، سياسي و اقتصادي باشد.

ارگان هاي مركزي دولت، با احاله قسمتي از كارها به ارگان هاي محلي مي توانند توجه و حمايت بيشتري به مشكلات كليدي كشور داشته باشند و در ضمن با صرف وقت و فراغت بيشتري به برنامه ريزي در سطح ملي و سرپرستي و نظارت آنها بپردازند. تقويت ارگان ها و سازمان هاي محلي در حالت عدم تمركز، يكي از شيوه‌هاي مهم افزايش مشاركت و وفاق اجتماعي در مسايل اجتماعي، اداري، عمراني و سياسي مي باشد.

تدوين راهبردي مبتني بر سازماندهي مردمي در رابطه با سياست هاي و خطي مشي هايي كه در جهت كسب حداكثر مشاركت مردم تنظيم مي گردند، از اهميت و ضرورت خاصي برخوردار است‌. البته بايد اشاره نمود كه سياست هاي مشاركتي، به خودي خود بدون همراهي با سياست‌هايي كه در جهت برقراري تساوي و عدالت اقتصادي مطرح مي‌شوند، قادر نخواهد بود تأثيري مثبت بر مطلوبيت و كارآيي ارگان‌ها و نهادها در جامعه داشته باشد.

از طريق تأمين مشاركت مردم در امور مربوط به خود، قوه ابتكار و ابداع مردم تقويت شده و به نحو احسن مورد استفاده قرار خواهد گرفت . مردم به شكل واقعي و ملموس با امور اجرايي برخورد نموده و از اين رو شكاف آنان از دستگاه‌هاي دولتي، دولت هاي محلي و نيز تعارض منافعشان رو به كاهش خواهد گذاشت .

تئوری اقتدارگرا                                                                                     

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

در چنین نظامی فقدان استقلال واقعی روزنامه‌نگاران و اطاعت آنها از عوامل حکومت، اساس هنجارهای رسانه‌ای را تشکیل می‌دهد. از آن سو حکومت برای کنترل مطبوعات از یک رویکرد تمرکزگرا با استفاده از سانسور پیش از انتشار استفاده کرده و با تدوین و نهادی کردن رویه‌های توبیخ در مقابل انحراف از مجموعه راهبردهای سیاسی، آنها را وادار به تمکین می‌کند.

در چنین نظامی، کارگزاران حکومت به کنترل کیفی تولیدات رسانه ای می‌پردازند و با وضع مقررات و آیین‌نامه‌های خاص، جزئیات بخشی از کنترل و مداخله خود را مدون کرده و ضمن مشروع شمردن انتصاب اعضای سردبیری رسانه‌ها، از انواع مجازات ها از جمله وضع مالیات ها و مجازات‌های اقتصادی تا تعلیق انتشار استفاده می‌کنند.

مجموعه این نظریه در تلاش است که رسانه‌ها را تسلیم کسانی نماید که به شکلی مشروع یا نامشروع قدرت را در جامعه به دست گرفته‌اند. (McQuail,1987, pp111-112)

بایدها و نبایدهای این نظریه را می‌توان در 12 بند به شرح زیر خلاصه کرد:

بایدها:

1.       مطیع قدرت شکل گرفته

2.       وابستگی اغلب تحت فشار به قدرت حکومت

3.       اعمال سانسور و تنبیه

4.       قانونگذاری در راستای کنترل مستقیم حکومت بر تولید پیام

5.       اعمال انواع فشارهای غیرمستقیم

6.       کنترل ورود رسانه‌ها به داخل کشور

7.       دخالت و کنترل در شوراهای پیام آفرینان

8.       مجاز دانستن اعمال تعلیق در انتشار از سوی دولت

9.       ایجاد اختلال در قدرت شکل گرفته

10.   استقلال در عملکرد پیام آفرینان

11.   به هم زدن نظم موجود

12.   حمله به ارزش‌های سیاسی و اخلاقی حاکم

رسانه های آزاد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

گشودگی جامعه به روی اندیشه ها و آزادی بیان همواره باعث پیشرفت خواهد شد ولی به طور حتم مطبوعات آزاد همیشه حرفه ای عمل نمی نماید و باز کردن رسانه ها می تواند پیامدهای ناخواسته ای را به همراه داشته باشد. اما هر چه رسانه های خبری، اخبار و بحث های اجتماعی متعادل تری را ارایه دهند مردم برای آنان ارزش بیشتری قایل خواهند بود. این اطلاع رسانی مدنی سوخت مردم سالاری به شمار می رود.

نظریه کاشت

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

سانه ها در مزرعه اذهان به «کاشتن» مشغولند. این جمله نشانگر مهمترین و تاثیرگذارترین نظریه در نقش اجتماعی رسانه، «نظریه کاشت» است که نتیجه پژوهشی بوده که توسط «جرج گربنر» در دهه 70 میلادی انجام شده است. در این گزارش با گربنر و نظریه او بیشتر آشنا خواهیم شد.

 

تاثیر رسانه ها بر چگونگی شکل گیری افکار عمومی و نقش آن در جهت دهی به دیدگاه ها، خواسته ها و چالش های اجتماعی مردم یک کشور و در بازه ای وسیع تر مردم سراسر جهان از مباحث مورد توجه اندیشمندان و محققین عرصه رسانه و علوم اجتماعی و سیاسی بوده است. برای تبیین عملکرد اجتماعی رسانه ها تا کنون چندین نظریه مختلف مطرح بوده است. از مهمترین و تاثیرگذارترین نظریه های تبیین گر نقش اجتماعی رسانه، «نظریه کاشت» است که نتیجه پژوهشی بوده که توسط «جرج گربنر» در دهه 70 میلادی انجام شده است.

نظریه گلوله ای تاثیر

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

 تأثيرات كلي رسانه هاي همگاني (ارتباط توده ) بر نگرش مردم و تصورات ذهني آنان از جهان و همچنين تأثيرشان بر رفتار آنها چيست؟ آيا اين تأثيرات عميق است يا سطحي ،كم است يا زياد؟ اين سؤالات مهم ترين مسائلي است كه نظريه پردازان ارتباط جمعي در پنجاه سال گذشته سعي نموده اند به آنها پاسخ گويند. البته تمام مطالعات درباره تأثير رسانه ها بر اين فرض قرار دارند، كه رسانه ها داراي تأثير  مي باشند ولي علي رغم چنين تصوري درباره قدرت اثر گذاري رسا نه ها بين كارشناسان اين رشته توافق كلي وجود ندارد. اين اختلاف نظر اكثراً درباره ميزان تأثير موارد وقوع و نوع تأثير است.عقل سليم اين نكته را تأييد مي كند كه رسانه هاي همگاني احتمالاً در زمينه هاي اخلاق نظريات و اعتقادات و بزهكاري كه مورد توجه جامعه است داراي بعضي تأثيرات هستند. با وجود اين موضوع تأثير گذاري رسانه ها يكي از جالب ترين و در عين حال اجتناب نا پذير ترين موضوعي است كه جامعه شناسان ارتباطات بدان مي پردازند.

انديشدن درباره تأثير رسانه ها داراي پيشينه اي تاريخي است .اين انديشه ها قوياً تحت تأثير شرايط زمان و مكان شكل گرفته و بسياري عوامل محيطي مانند منافع دولتها و قانونگذاران،نيازمندي هاي صنايع،فعاليت گروههاي ذينفع اجتماعي،منافع مبلغين سياسي و تجارتي ،افكار عمومي وشيوه ها و مسائل مورد علاقه علوم اجتماعي همگي بر اين انديشه ها تأثير نهاده اند.

نظریه سلطه رسانه

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

در مقابل نظریه پلورالیسم رسانه‌ها، نظریه سلطه قرار دارد؛ که به رسانه‌ها، به‌شکل مخدوم دیگر نهادهای اجتماعی، می‌نگرد. از دیدگاه این نظریه، رسانه‌های همگانی دارای مشخصات زیر هستند:

1. توسط عده معدودی -طبقه سرمایه‌دار یا دولت- کنترل می‌شوند.

2. یک بعدی عمل می‌کنند.

3. به‌نحو استانداردشده و از جهت عرضه انحصاری هستند.

4. بر مبنای این نظریه، رسانه‌ها با قدرتی که دارا هستند می‌توانند، هم از تغییر و تحول جلوگیری کنند و هم با هرگونه تهدیدی که مشروعیت وضع موجود و نظم را زیر سؤال می‌برد، به مقابله برخیزند. به‌عبارت دیگر رسانه‌ها با پرهیز از انعکاس صداهای منتقد و کاهش ظرفیت انتقادی افکار عمومی، به سازگاری مخاطبین با وضع موجود پاداش می‌دهند.

5. رسانه‌ها به‌وسیله درجه بالایی از تولید انبوه و توده‌ای محتوا، در جامعه، تهیه و قالب‌گیری می‌شوند.

نظریه "مارپیچ سکوت" فرایند شکل‌گیری افکار عمومی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

از صدای حرف می‌زنیم که در همه جا و در هر زمان شنیده شده و خواهد شد. صدایی که صدای مردم است، درست یا غلط. صدایی که می‌تواند تا دور دست‌ترین سرزمین‌ها منتشر شود (وسایل ارتباطی جمعی کار را آسان کرده‌اند) و مخاطب را خواسته یا ناخواسته، کم یا زیاد به فکر فرو برد. نیازی به متخصص بودن نیست، تنها کافی است ببینیم و بشنویم.

افکار عمومی یا صدای مردم را می‌توان به وضوح در میان دیگر پدیده‌ها تشخیص داد؛ پدیده‌ای پویا با عمری کوتاه، رشدی سریع و  گسترده‌ای پهناور که تک‌تک افراد جامعه در زایش و بزرگ شدن و تمام شدن آن سهم دارند. به گفتگوهایی که در تاکسی انجام می‌شود برگردید!

افکار عمومی معادل public opinion می‌باشد که از دو واژه افکار و عمومی تشکیل شده است. واژه افکار در اصل doxa به معنای نظر بوده است؛ مفهومی مخالف عقل. افلاطون نظر را جدا از علم و اندیشه استدلالی می‌دانست. علم و اندیشه عقلانی در ذهن او صورت‌های متعالی شناخت بوده‌اند. اولین بار افکار عمومی در فرهنگ آکادمیک وارد شد، نظر با پیش داوری اشتباه می‌شد؛ اما برای «نظر» ما با تنوع معنایی مواجه هستیم. مفهوم عمومی، پیچیده‌تر و بحث برانگیزتر از مفهوم افکار است. واژه عمومی به عنوان صفت به «ملت» اشاره دارد و به معنای عام کلمه در برابر واژه خصوصی قرار می‌گیرد و به این معنا دری است که به روی همه باز می‌باشد. معنای دیگری هم از آن مستفاد می‌شود که مستقیماً سیاسی است و آن چیزی را مشخص می‌دارد که پنهان نیست؛ یعنی چیزی که همگان آن را می‌شناسند. «عمومی» به عنوان موصوف، بحث‌های بیشتری را بر می‌انگیزد. در عبارت افکار عمومی، واژه عمومی اغلب به گونه‌ای استعمال می‌شود که به فاعل دستوری می‌ماند: عموم مردم فکر می‌کنند که ...

نظریه جزمی مک لوهان درباره تاثیر رسانه ها

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

انسانهاي اوليه بر هر پنج حس خود تاكيد مي نهادند- بوكردن٬ لمس كردن٬ شنيدن و چشيدن - ولي تكنولوژي٬ به ويژه رسانه هاي همگاني٬ سبب شده كه انسان ها تنها بر يك حس و به بهاي عدم استفاده از ساير حواس تاكيد بگذارند. براي نمونه٬ چاپ بر حس ديداري تاكيد مي گذارد. در عين حال٬ چاپ شيوه تفكر ما را تحت تاثير قرار داد و آن را خطي٬ مرحله اي٬ منظم٬ تكراري و منطقي كرد. در واقع٬ چاپانسان ها را وادار كرد كه تفكر را از احساس جدا كنند. چاپ انسان را به تخصصي شدن و تكنولوژي هدايت كرد٬ و درع ين حال ٬ انسان را به احساس بيگانگي و فردگرايي رهنمون ساخت. در سطح اجتماعي٬ چاپ موجب به وجود آمدن ملت ها و ظهور پديده ناسيوناليسم شد. در مقايسه با چاپ٬ تلويزيون بر استفاده از تعداد بيشتري از حواس تاكيد مي گذارد.مك لوهان تلويزيون را به عنوان يك رسانه ديداري٬ شنيداري و لمسي تعريف مي كند. تلويزيون بيش از چاپ انسان را درگير با خود مي كند و مشاركت او را بر مي انگيزاند. مك لوهان معتقد بود كه تلويزيون توازن نسبت حواس ا نسان را به او باز مي گرداند٬ در حاليكه رسانه چاپ آن را از بين مي برد . مك لوهان معتقد بود كه تلويزيون انسان را به وضعيت قبيله اي باز مي گرداند و سبب مي شود كه از وضعيت ملت هاي جدا از يكديگر فاصله بگيريم و به يك دهكده جهاني تبديل شويم.

ادامه نوشته