ویژگی های ارتباطات سیاسی:
همانطورکه گفته شد، ارتباطات سیاسی ازطریق رسانه های موجود درجامعه پیامد می شود. اگرچه پیام های بویژه سیاسی وکانالهای بویژه سیاسی ارتباطات، آشکارتر ازهمه دردرون خود نظام سیاسی وجود دارند.
بیشترارتباطات سیاسی ازطریق کانالهای ارتباطی جامعه برقرارمی گردند وپیامهای سیاسی، بویژه پیامهای موجود درذهن دریافت کنندگان، همیشه ازپیامهای دیگرتفکیک نمی شوند. برای مثال تنها مقدارمحدودی ازبازده رسانه های همگانی مخصوصأ درمورد رادیو وتلویزیون بویژه سیاسی است. اگرچه بدیهی است که نظریه پردازان" سرکردگی " مانند کراشی وساختارگرایان مانند آلتوسر، تعریف بسیار وسیع تری درمورد اینکه چه چیزی سیاسی است، بکارمیبرند. بعلا وه بسیاری ازآنچه سیاسی است یا اهمیت سیاسی دارد، توسط بسیاری ازاعضای جامعه لزومأ اینگونه شناخته نمیشود. برای مثال اهمیت زیاد مسائل محیطی، اهمیت سیاسی برخی از آنها را افزایش داده وباعث گردیده است که بعضی دیگر که قبلأ تصورنمی شد، اهمیت سیاسی داشته باشند، سیاسی درنظر گرفته شوند. مثلأ جرم وجنایت لزوما ً سیاسی تلقی نمی گردند مگراینکه تازمانیکه شکلی به خودبگیرد، یا به ابعادی برسد که سبب شوداعضای جامعه احساس کنند که دولت باید برای برخورد با آن، دست به اقدامی بزند. ارتباطات سیاسی، مانند ارتباطات درزمینه های دیگر، هم بصورت عمودی و هم به شکل افقی عمل می کند. به عبارتی دراصطلاح نخبگان، بطورسلسله مراتبی میان فرمانروایان وفرمانبرداران، همیشه بصورت یک جریان دوطرفه وبطورجانبی میان افراد وگروهها صورت می گیرد. بدینسان افراد وگروههای مختلف، شبکه های ارتباطات والگوهای مشخص ومتفاوتی خواهند داشت. برای مثال مقامات سیاسی، همتایان خود، اعضای بروکراسی، طرفداران ومخالفان سیاسی خود، رهبران گروههای سیاسی، رسانه های همگانی وعامه مردم را هم جزء منابع وهم درزمره مخاطبان بشمارمی آورند، کانالهایی که آنها مورد استفاده قرارمی دهند، ممکن است شامل روابط رو در روی رسمی و غیررسمی درسطح میان فردی، روابط مستقیم وغیر مستقیم با رسانه های همگانی، گروههای فشار وعامه مردم باشد. بطور خلا صه مقامات سیاسی ممکن است شبکه های ارتباطی گسترده ای داشته باشند که نسبت به پدیده های سیاسی بسیار حساسند. برعکس عامه مردم تا آنجا که به ارتباطات سیاسی مربوط می شود، اکثرا ً شبکه های بسیار محدودتری خواهند داشت که بسیار بیشتر به رسانه های همگانی وابسته اند وبه شیوه ای متناوب وچند باره عمل می کنند. ارتباطات سیاسی ازسه کانال اصلی استفاده می کند: رسانههای همگانی، گروههای فشار و احزاب سیاسی وروابط غیررسمی بین افراد وگروهها. رسانه های همگانی بویژه برای پخش گسترده اطلاعات سیاسی مهم هستند و در بیشتر جوامع مهمترین منبع اینگونه اطلاعات راتشکیل می دهند وتلویزیون دراین بین مهمترین آنهاست. رسانه ها همچنین با تبلیغ عقاید افراد وگروهها، درشکل گیری افکارعمومی نقش ایفا می کنند. این امرمی تواند رسانه ها را به ایفای نقش مهمی درفرایند تعیین دستورکارتصمیم گیری رهنمون کند. یعنی به اینکه چه مسائلی مهم درنظرگرفته شوند وکدام مسائل مهمتر ازبقیه هستند، کمک مؤثری بکند. گروههای فشار و احزاب سیاسی بویژه درروابط دوسویه میان سیاستمداران و بورکراتها، انواع مختلف فعالان سیاسی ومیان اینها وبخش های خاص یا معین افکار عمومی درجامعه اهمیت دارند. روابط غیر رسمی میان افراد وگروهها نیز مهم هستند. بویژه ازطریق نظریه " جریان دو مرحله ای " که درآن رهبران عقاید به عنوان کانالهای اطلاعات، به عنوان منابع فشار اجتماعی برای پیروی کردن ازهنجارهای گوناگون و به عنوان منابع حمایت ازبه هم پیوستگی گروهی در رفتاراجتماعی و سیاسی عمل می کنند. اما همانند مشارکت سیاسی، ارتباطات سیاسی را نباید بطور مجزا درنظرگرفت ولو آنکه این امرازنظرتحلیلی امکانپذیرباشد. بلکه باید جزئی از الگوهای ارتباطی گسترده تردرجامعه بطور کلی درنظرگرفته شود.