قدرت هاي بزرگ رسانه اي

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

 قدرت هاي بزرگ رسانه اي
واقعيت اين است که تا دهه ???? بخش خصوصي، نقش چندان در اداره و يا مالکيت رسانه هاي گروهي نداشتند. به همين دليل پديده خصوصي سازي پديده جديدي است. در اوايل دهه ?? با فشارهاي بانک جهاني، صندوق بين المللي پول و دولت آمريکا، همراه با پيشرفت در رشته رايانه و ماهواره، رسانه هاي دولتي در نقاط مختلف جهان خصوصي شدند و يا به بخش خصوصي، سرمايه داران بزرگ اجاره داده شدند که در اين عرصه سرمايه گذاري کنند، يا به زبان ديگر اين عرصه را در قبضه خود درآورند. اين پديده عرصه خصوصي سازي رسانه هاي گروهي در وهله اول در آمريکا صورت پذيرفت و متعاقب آن در ديگر نقاط مختلف جهان مانند اروپا، کانادا و غيره دنبال گرديد. اين مسئله تا جايي پيش رفت که امروزه فقط چند کارتل بزرگ خبري است که افکار عمومي جهان را آن طور که اين رسانه ها مي خواهند، شکل مي دهند. به عنوان مثال نورمن سولومون نويسنده کتاب « نشانه گيري عراق، چيزي که رسانه هاي گروهي به تو نمي گويند» مي نويسد که: «در سال ???? و بعد از جريان خصوصي سازي، ?? شرکت بزرگ رسانه اي در آمريکا وجود داشت. اين عدد به ?? شرکت در سال ????، ?? شرکت در سال ????و بعدها اين عدد به ? شرکت تقليل پيدا کرده است.» البته اين ادغام سازي ها همچنان ادامه دارد و ديري نخواهد پاييد که اين رغم به يک يا دو تقليل يابد. اين غول هاي خبري نه فقط به وسيله تلويزيون که از طريق فيلم، روزنامه، کتاب، موسيقي، پارک هاي تفريحي، ماهواره و اينترنت هر روز افکار عمومي جهان را در قالب هاي مختلف به آن سوي که دوست دارند و مي خواهند هدايت مي کنند. گرنويل ويليامز، در سال ???? در يک گفتگوي تلويزيوني در سي ان ان مي گويد: «رسانه هاي گروهي سراسري مي رود که به بزرگترين و مسلط ترين شرکت صنعتي قرن ??، شرکت هايي با چنان قدرت عظيم که در واقع ممکن است از قدرت دولت ها هم بيشتر باشد، تبديل شوند».
رسانه هاي گروهي را طبق وابستگي آنها به دولتها مي توان به طور خيلي کلي به دو دسته تقسيم کرد. دسته اول رسانه هايي که مستقيماً توسط دولت ها اداره مي شوند. اين دسته از رسانه ها نمي توانند مستقل عمل کنند و سياست هاي حاکم بر آنها همانا سياست هاي مربوط است. به زبان ديگر اين دسته از رسانه ها کاملاً وابسته هستند. دسته دوم را رسانه هايي تشکيل مي دهند که مستقيماً و يا ظاهراً وابسته به دولت ها نيستند. نداشتن وابستگي مستقيم اين دسته از رسانه ها به دولت ها باعث مي شود که اين دسته از رسانه ها خود را مستقل و بي طرف قلمداد کنند. اين دسته از رسانه ها را مي توان از لحاظ قدرت مالي و نفوذ و برد خبري به دو دسته تقسيم کرد؛ گروه اول رسانه هاي گروهي هستند که به خاطر محدوديت هاي مالي قدرت چنداني در شکل دادن افکار عمومي جهان ندارند. برد خبري اين گروه از رسانه ها معمولاً محدود بوده و در بيشتر مواقع در يک کشور و يا يک منطقه خلاصه مي شود. گروه دوم رسانه هاي بزرگ خبري هستند که با توان مالي نامحدود خود، قدرت رسيدن به اقصا نقاط اين کره خاکي را دارند. اين گروه از رسانه ها يا کارتل هاي بزرگ رسانه اي به دليل قدرت مالي بالا، اين توان را دارند که همه کره زمين را تحت پوشش خبري خود قرار دهند و نقش مستقيمي در شکل دادن افکار عمومي يک کشور و يا يک منطقه و بلکه همه جهان دارند. از همين رو جا دارد که اهميت بيشتري به اين دسته از رسانه هاي گروهي داده شود و در وهله نخست اين گروه از رسانه ها معرفي و مورد بررسي قرار گيرند. شرکت هاي بزرگ و عمده رسانه اي که به دليل برخورداري از سرمايه هاي بزرگ قادرند، خبرنگار در همه جهان داشته و اخبار را مستقيماً پخش کنند و مي توانند، در شکل دادن به افکار عمومي جهان نقش بسيار زيادي داشته باشند عبارتند:
?-
آمريکن اون لاين- تايم وارنر(AOL-Time Warner)
تايم وانر در سال ???? با يکي شدن دو شرکت عظيم رسانه اي، تايم و وارنر کمونيکشن، تبديل به بزرگترين شرکت رسانه جهان گرديد. در سال ????، امريکن اون لاين، بزرگترين شرکت اينترنتي جهان با خريد تايم وارنر به قيمت ??? بيليون دلار تبديل به بزرگترين شرکت رسانه اي روي کره زمين گرديد. کانال هاي تلويزيوني سي. ان. ان.(C.N.N)، ت.ب. اس(TBS) شبکه کارتون تي. ان. تي (TNT) و فيلم هاي کلاسيک ترنز از جمله کانال هاي مهم اين شرکت به شمار مي روند. در ضمن اين شرکت يکي از بزرگترين شرکت هاي چاپ کتاب در جهان به شمار مي رود، امريکن اون لاين- تايم وارنر علاوه بر انتشارات عظيم کتاب و برخورداري از ?? شرکت انتشار کتاب، محل انتشار صدها مجله، و حدود ??? ميليون خواننده مجله در تمام کشورهاي جهان، توليد فيلم با سه شرکت فيلم سازي، موسيقي و تلويزيون در سراسر جهان و دراي سوپرمارکت هاي بزرگ در ?? کشور جهان است، و حدود ????? نفر در اين شرکت ها کار مي کنند.
?-
والت ديسني(THE Walt Disney)
شرکت والت ديسني، دومين شرکت بزرگ رسانه اي در سطح جهان است. شرکت والت ديسني از نظر تاريخي به عنوان مشهورترين شرکت تفريحي در سطح جهان شناخته شده است. در سال ???? براي اولين بار اين شرکت اقدام به سرمايه گذاري در بخش هاي فيلم سازي و تلويزيون نمود و با خريد شرکت کپيتال ستيزآ.پ.سي، به قيمت ?? بيليون دلار در سال ???? به يکي از بزرگترين شرکت هاي رسانه اي تبديل گرديد. شرکت والت ديسني علاوه بر سرمايه گذاري در بخش رسانه هاي گروهي، در حيطه نفت و گاز هم سرمايه گذاري هاي کلاني کرده است. والت ديسني طي قراردادي ده ساله با مک دونالد، اجازه استفاده از ميکي مووس را به مک دونالد براي بسته غذا به بچه ها داده است. علاوه بر اين، دو شرکت دارد که در تهيه فيلم هاي سرگرمي و تفريحي از جمله«چه کسي مي خواهد ميليونر شود» فعاليت مي کنند. شرکت والت ديسني، همچنين مالک ?? هتل بزرگ با بيش از ????? اتاق در سراسر جهان است. اين شرکت دو شرکت بزرگ کشتيراني، ??? سوپرمارک بزرگ در سطح جهان و يک انيستيتو بهنام ديسني انيستيتو را در تصاحب خود دارد.
?-
ويکوم (Viacom)
ويکوم يکي ديگر از شرکت هاي بزرگ رسانه اي جهانبا ????? مستخدم است. شبکه تلويزيوني سي. بي. اس(C.B.S) با چيزي حدود ??? ايستگاه تلويزيوني در آمريکا و جهان، ام. تي. وي(M.T.V) با ??? ميليون بيننده در سراسر جهان و نيکل اوداون(Nickelodeon) با چيزي حدود ??? ميليون بيننده از کانال هاي مشهور اين شرکت به شمار مي روند. شرکت سينمايي پارامونت داراي ??? سالن سينما با ??? پرده در کانادا است. شرکت سينمايي يونايتد اينتر ناشيونال داراي ??? سينما در اروپا، ژاپن و آمريکاي جنوبي است. اين شرکت داراي ??? کانال راديويي در ?? شهر امريکا و ? پارک تفريحي مي باشد.
?-
برتلسمن(Bertlesman)
شرکت رسانه اي برتلسمن با کارکناني برابر با ????? نفر از جمله بزرگترين شرکت هاي رسانه اي دنيا به شمار مي رود. شرکت برتلسمن بزرگترين شرکت انتشار کتاب را در سطح جهان را دارد. گروه انتشاراتي رندام يکي از شرکت هاي انتشاراتي برتلسمن، حدود يک ميليون کتاب هر روز پخش مي کند. اين شرکت علاوه بر انتشار کتاب، داراي شبکه اي جهاني و تلويزيون، راديو، موسيقي، مالتي مديا و مجلات است. برتلسمن در ?? کشور جهان شرکت هاي توليد موسيقي دارد و ?? شبکه تلويزيوني و ?? ايستگاه راديويي در ?? کشور جهان دارد. اين شرکت مجلات زيادي از جمله نشنال جئوگرافي را چاپ و پخش مي نمايد. اين شرکت بيش از ???? کتاب و مجله علمي شامل پزشکي، سيکولژي، فيزيک، مديريت، اقتصاد و غيره در سال منتشر مي کند. حدود ?? مجله توسط اين شرکت در نقاط مختلف جهان منتشر مي گردد.
?-
نيوزکورپوريشن(News Corporatipn)
شرکت استرالياي الاصل نيوز که کورپوريشن يکي ديگر از شرکت هاي بزرگ رسانه اي جهان است. اين شرکت بعد از سال ????، زماني که مالک شرکت ربرت مردوک براي سرمايه گذاري هر چه بيشتر در آمريکا با مشکل مواجه شد به تابعيت آمريکا درآمد. از آنجا که قانون آمريکا به شرکت هاي خارجي اجازه نمي دهد که مالکيت بيش از ??% رسانه ها را دارا باشد، مالک اين شرکت به تابعيت آمريکا درآمد. در حال حاضر کانال تلويزيوني فوک(Fox) با ?? ايستگاه تلويزيوني در آمريکا، بزرگترين گروه تلويزيوني در آمريکا محسوب مي شود. اين شرکت روزنامه هاي بسياري در جهان دارد از جمله مي توان از رونامه نيويورک پست در آمريکا، سندي تايمز، و سن در انگلستان و بيش از ??? روزنامه سراسري و محلي در استراليا از جمله ديلي تلگراف و تايمز هفتگي را نام برد. اين شرکت از جمله در ورزش هاي راگ وي، فوتبال و صنعت هواپيمايي سرمايه گذاري کرده و حدود ????? نفر پرسنل دارد.
?-
ويوندي يونيورسال(Vivendi Universal)
ويوندي يونيورسال بزرگترين شرکت رسانه اي اروپايي، يکي ديگر از شرکت هاي بزرگ رسانه اي جهان است. صاحبنظران اقتصادي، اين شرکت را امريکن آن لاين- تايم وارنر اروپا لقب داده اند. فعاليت هاي اين شرکت مانند ديگر شرکت هاي بزرگ رسانه اي و چهارچوب تنگ رسانه اي پا فراتر گذاشته و علاوه بر شرکت هاي تلويزيوني و ماهواره اي در عرصه هاي ديگر از جمله توليد و پخش فيلم، چاپ و انتشار کتاب، پارک هاي تفريحي، توليد و پخش موسيقي و شرکت هاي مخابراتي هم سرمايه گذاري کرده است. اين شرکت داراي ?? شرکت انتشار کتاب است که در سال، حدود ?? ميليون کتاب چاپ و به فروش مي رساند. از جمله شبکه هاي تلويزيوني ويدوئي مي توان شبکه کانال پلوس که شبکه فيلم پولي است با ?? ميليون بيننده در ?? کشور اروپا و بزرگترين کانال فيلم اروپا محسوب مي شود را نام برد. اين شرکت با توليدات هر سال حدود ???? فيلم سينمايي و ?????? فيلم تلويزيوني يکي از بزرگترين توليدکنندگان فيلم هاي تلويزيوني جهان است. در عرصه توليد موسيقي طبق آمار سال ???? اين کشور ??% سهم توليدات موسيقي جهان را داشته است. شرکت توليد موسيقي ويوندي در ?? کشور جهان حضور دارند و تا بحال حدود ?????? آهنگ توليد کرده است. گزارشات رسيده حاکي از اين است که ويوندي يونيورسال و جنرال الکتريک در حال ساختن يک شرکت عظيم رسانه اي و يا به قول گاردين «توليد هيولاي عظيم رسانه اي» هستند.

 
نتيجه گيري
رسانه ها که در ابتدا به عنوان ابزاري ساده براي انتقال معاني مطرح بودند، بدان جا رسيدند که در عصر حاضر با تأسيس شاهراه هاي اطلاعاتي، کل حيات انسان را متحول ساخته اند و معاني تازه اي را از زندگي پديد آورده اند. اين تحول ارتباطات و توسعه فن آوري اطلاعات، منشأ تحولات عظيمي در عرصه قدرت سياسي، اقتصادي و نظامي در جهان گرديد. تقارن اين رويداد با ظهور پيامدهاي منفي نظام سرمايه داري در سطح جهان و ورود بازيگران جديد به عنوان صاحبان قدرت وسائل ارتباطاتي نوين مشکلاتي را براي امنيت و استقلال انساني به وجود آورده است که مي توان آن را به عنوان چالشي جدي فراروي جامعه بشري نام برد. با نگرش ژئوپلتيکي به جهان، روش هاي مختلف شکل گيري، افزايش قدرت و کانون هاي اصلي ان را مي توان توضيح داد. يکي از ديدگاه هاي ژئوپلتيکي، بررسي اطلاعات و نقش فن آوري ارتباطات در شکل گيري قدرت است.
امپرياليسم فرهنگي و قدرت ها و کانون هاي بزرگ رسانه اي و ارتباطي براي دسترسي به اهداف خود روش هاي مختلفي را به کار مي گيرند، که نمونه هاي آن را مي توان در مورد انقلاب اسلامي ايران، چگونگي فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، مقابله با نهضت هاي آزادي بخش در سراسر جهان و بهره گيري از قدرت رسانه در انقلاب هاي رنگي و براندازي هاي نرم نام برد. ما در سال ???? شاهد ادغام هاي غير قابل تصور و گيج کننده رسانه ها و تشکيل قدرت هاي بزرگ رسانه اي چند وجهي جهان بوديم. اين رسانه ها با قدرت مالي نامحدود خود به يک پديده فراگير جهاني تبديل شده و نقش جدي و مستقيمي در شکل گيري افکار عمومي بر عهده دارند. آمريکن اون لاين، تام وارنر، ديسني، ويکوم، برتلسمن، نيوزکوپوريشن و ويوندي يونيورسال را مي توان به عنوان شش شرکت عمده و بزرگ رسانه اي جهان نام برد.
کتابنامه
??
اسميت، آنتوني، ژئوپلتيک اطلاعات، ترجمه ايرج پاد، تهران، انتشارات سروش ?????
??
بشريه، حسين، نظريه هاي فرهنگ در قرن بيستم، تهران، نشر طلوع آزادي، ????
??
تامپسون، جان. ب. رسانه ها و مدرنيته، ترجمه مسعود اوحدي، تهران، انتشارات سروش، ????
??
تامليسون، جان، جهاني شدن و فرهنگ، ترجمه محسن حکيمي، تهران، نشر فرهنگ و انديشه، ????
??
جانستون، آرجي و تيلور، پيترجي و واتس، مايکل جي، جغرافياي تحول جهاني، مترجم دوره عالي جنگ سپاه، تهران، ?????
??
خادمي، مجيد، جزوه ژئوپلتيک اطلاعات، تهران، دروه عالي جنگ سپاه، ?????
??
رابرتسون، رونالد،«جهاني شدن، تئوري هاي اجتماعي و فرهنگ جهاني» ترجمه کمال پولادي، تهران، نشر ثالث، ????
??
رزاقي، افشين، نظريه هاي ارتباطات اجتماعي، تهران، نشر پيکان، ?????
??
شيلر، هربرت، امپرياليسم فرهنگي، ترجمه احمد ميرعابديني، تهران، انتشارات سروش، ?????
??? ???
صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، چکيده مقالات همايش بين المللي دين و رسانه، تهران، دفتر پژوهش هاي راديو، ?????
???
صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، فصلنامه پژوهش و فرهنگ، شماره ?? و ??، تهران، نشار معاونت تحقيقات و پژوهش، ?????
???
موسسه فرهنگي مطالعاتي و تحقيقاتي ابرار معاصر، جنگ نرم، جلد ? و ? ، تهران، ?????
???
مجموعه مقالات ?، رويارويي فرهنگي ايران و غرب در دوره معاصر، تهران، انتشارات سروش، ?????
???
مجموعه مقالات ?، رسانه و فرهنگ، تهران، انتشارات سروش، ?????
???
محسنيان راد، مهدي، ارتباط شناسي، تهران، انتشارات سروش، ?????
???
وبستر، فرانک، نظريه هاي جامعه اطلاعاتي، ترجمه مهدي داودي، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، ?????
???
ويلکن، پيتر، اقتصاد سياسي ارتباطات جهاني و امنيت انساني، ترجمه مرتضي بحراني، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردي، ?????
???
تروتسکي، لئون« تاريخ انقلاب روسيه» جلد اول، نشر فانوسا، ????
???
کولايي، الهه « افسانه انقلابهاي رنگي » موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر، تهران،????
???
خبرگزاري فارس« مشروح نشست خبري مازيار بهاري خبرنگار شبکه ? انگليس» تهران،????
???
عبدالله خاني، رويکردها و طرح‌هاي آمريکايي درباره ايران، توسعه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين‌المللي ابرار معاصر ايران، تهران، ????
???
تافلر،الوين« موج سوم» ترجمه شهيندخت خوارزمي،نشر نو،تهران،????
???
ساموئل،هانتينگتون«موج سوم دمکراسي» تهران،????

ژئوپلتيک ارتباطات و رسانه هاي نوين و نقش آن در شکل گيري قدرت

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

ژئوپلتيک ارتباطات و رسانه هاي نوين و نقش آن در شکل گيري قدرت

 



مقدمه
کشورها در پرتو قدرت ملي خود، اهداف، منافع و ارزش‌هاي حياتي خود را حفظ و توسعه مي دهند. قدرت ملي مولفه‌هاي مختلفي از جمله؛ نظامي، سياسي، فن آوري، اقتصادي، انساني، فرهنگي و جز آن را دارد. در يک تقسيم‌بندي مي‌توان قدرت ملي را به قدرت نرم و سخت تقسيم نمود. قدرت در چهره جديد لزوما آشکار و محسوس نيست و فقط قدرت نظامي واقتصادي را در بر نمي گيرد. بلکه با جذابيت فرهنگ و فراورده هاي آن، کارآمدي و مقبوليت ايده و مدل سياسي، ميزان برخورداري از روحيه ملي و ظرفيت هاي رسانه اي و تبليغي يک کشور ارتباط دارد. و به همين جهت در نظريه‌هاي جديد، قدرت ماهيت نرم ‌افزارانه پيدا کرده و قدرت نرم به عنوان چهره سوم قدرت، پس از قدرت نظامي و اقتصادي توسط نظريه پر دازاني همچون جوزف ناي معرفي شده است. ظرفيت هاي ارتباطي و رسانه اي را مي توان يکي از عناصر قدرت نرم آن ناميد. جوزف ناي ( ???? ) در تحليلي جامع پيرامون قدرت نرم آمريکا، دولتمردان آن کشور را به سبب بي اعتنايي به قدرت نرم آن کشور و عدم بهره گيري از آن ، مورد انتقاد قرار داده و اذعان داشته است که :
? با بهره گيري از سازوکارهاي فرهنگي و ارزشهاي آمريکايي ،
? به خدمت گرفتن ديپلماسي عمومي و فرايندهاي سياسي،و
? استفاده از تبليغات؛ سازوکارهاي رسانه اي و روشهاي نفوذ
بهتر از قدرت نظامي و تحريم هاي اقتصادي مي توان نگرشها ، ترجيحات و رفتار کشورهاي خاورميانه ( به ويژه ايران ) را تحت تاثير قرار داد و مبادرت به « ايجاد تغييرات مطلوب در آن » نمود . بر اساس رويکرد قدرت نرم، برخلاف نگرش سنتي که عمدتا قدرت، سخت افزارانه و داراي ابعاد اقتصادي و نظامي است، بخشي قابل توجهي از قدرت در صحنه روابط بين‌الملل و محيط ملي کشورها تابع ميزان توليد و گسترش قدرت تاثيرگزاري برحريف و قدرت فرهنگي، رواني و هنجاري ديگران است. بطور طبيعي کشوري مي‌تواند اهداف و مقاصد ملي خود را بهتر محقق سازد که از قدرت بيشتري در اين زمينه برخوردار باشد. و به بهترين روش بتواند، قدرت دشمن و حريف خود را با استفاده از ابزارهاي رسانه اي تضعيف نمايد. بنابراين ، قدرت ملي شامل جنبه‌هاي گوناگوني است و در حال حاضر برجسته‌ترين مظهر و نمود آن قدرت نرم، به معناي عام و قدرت تبليغي – رسانه اي به معناي خاص، آن است. ويژگي اصلي اين وجه از قدرت آن است که با مفهوم اقناع، نفوذ اجتماعي و مجاب سازي همراه است.
افزايش ارتباطات الکترونيکي و اطلاعات به ويژه از طريق رسانه هاي مدرن، هرچند پيشرفت هاي فراواني را براي بشر موجب گرديده، لکن مجاري مناسبي در اختيار حکومت ها، شرکت هاي فرامليتي و رسانه ها قرار داده تا حوزه قدرت و امکانات خويش را توسعه دهند. بسياري استدلال مي کنند که افزايش ارتباطات الکترونيکي به جابجايي و جانشيني در ساختار هاي سنتي نظير خانواده، مذهب و جامعه منجر مي شود و بازيگراني با ارزشها و الگوهاي رفتاري متفاوت، جاي ساختارهاي مزبور را مي گيرند که با جهان مدرن همخواني و تناسب بيشتري دارند. يکي از مهم ترين اين بازيگران رسانه هاي جمعي است که به تحکيم و تثبيت فرايند جهاني شدن کمک مي نمايد. رسانه ها که در ابتدا به عنوان ابزاري ساده براي انتقال معاني مطرح بودند، بدان جا رسيدند که در عصر حاضر با تأسيس شاهراه هاي اطلاعاتي، کل حيات انسان را متحول ساختند و معاني تازه اي را از زندگي پديد آورده اند. اين تحول ارتباطات و توسعه فن آوري اطلاعات، منشأ تحولات عظيم درعرصه قدرت سياسي و اقتصادي در جهان گرديد. تقارن اين رويداد با ظهور پيامدهاي منفي نظام سرمايه داري در سطح جهان مشکلاتي براي امنيت و استقلال انساني به وجود آورده است که مي تواند، چالشي جدي فراروي جامعه بشري باشد. در حال حاضر فن آوري ارتباطات، در کشورهاي سرمايه دار مرکز، به مدد فرايند جهاني شدن و با کمک توانايي نرم افزاري و سخت افزاري خود و جهت دهي به اخبار، اطلاعات و دانش، وضعيتي را فراهم نموده که در آن شرکت هاي سرمايه دار در اين حوزه به بزرگترين قدرت اقتصادي و بازيگر سياسي و فرهنگي در سطح تبديل مي شوند. سلطه امپراطوري هاي رسانه اي قدرت هاي جهاني براي تسخير ذهن و روح انسان ها در جهت خواسته ها ي سياسي، چشم انداز مثبت جهاني شدن اقتصاد و فرهنگ را تحت الشعاع قرار داده است. چرا که قدرت هاي رسانه اي هدفي جز تقويت منافع خود نداشته و اين وضيعت بدون شک در تضاد با امنيت انساني و نيازهاي فطري و ارتباطاتي ملت ها و مردم جهان است.
با تامل در نکات پيش گفته مي‌توان اذعان داشت که رسانه ها و فن آوري هاي نوين ارتباطي با نگرش ژئوپليتيکي از جمله مهم‌ترين مولفه‌هاي قدرت، در صحنه روابط بين الملل است. اين عامل بعنوان يکي از مهم ترين عناصر قدرت نرم، نقش مهمي در ميزان همراه سازي ديگران در تحقق اهداف و منافع ملي کشورها دارد ، و لاجرم بايد اهميت اين موضوع مورد توجه جدي قرار گيرد. تامل در متون رسانه هاي غربي، آشکار مي سازد که آنان با بهره گيري از ساز وکارهاي روان شناختي ، جامعه شناختي و سياسي، در پي آن هستند تا فرهنگ، روابط و نهادهاي اجتماعي، احساس دلبستگي و انسجام ملي، وحدت سياسي و مذهبي و جز آن را آماج فشار و تهديد قرار دهند و زمينه « تغيير نگرش و رفتار » و « فروپاشي از درون » را در بسياري از کشورها و به ويژه بزعم آنها کشورهاي غير ليبرال را فراهم سازند. پيداست که چنين اقدامي، موجب زوال نظام هاي فرهنگي و سياسي ملت هاي آماج مي گردد. به همين سبب، ضروري است اين موضوع، به دقت مورد کاوش قرار گيرد و براي مديريت هوشمندانه آن، و تقليل دامنه تاثير رسانه هاي ارتباطي، چاره انديشي شود. اهميت و ضرورت اين نوشتار از آنرو است که؛ ابعاد، ماهيت، ميزان تاثير و روشهاي اعمال قدرت از طريق تاثيرگذاري رسانه اي با مطالعه موردي شناسايي و تحليل گردد و توجه جدي و اساسي تر نسبت به افزايش قدرت نرم از طريق توسعه کمي و کيفي رسانه هاي نوين در کشورهاي نابرخوردار و يا ضعيف تر بوجود آيد.
?
- نگرشي ژئوپلتيکي به ارتباطات و رسانه
واژه و مفهوم ژئوپليتيک(Geopolitics) از زمان وضع آن بلحاظ مفهومي و نيز موقعيت اجتماعي و علمي دچار فراز و نشيب هايي بوده است. و در موضوعات مختلف توسط جغرافيدانان، اقتصادانان، سياستمداران حرفه اي، نظاميان و متخصصان علوم سياسي و روابط بين الملل رواج داشته و دارد. البته بدان معني نيست که تاکنون براي ژئوپليتيک تعريفي ارائه نشده است. بلکه مي توان گفت تعاريف ارائه شده ار جامعيت لازم برخوردار نيست. ضمن اينکه در بسياري از نوشته ها بجاي ارائه تعريف، اقدام به تعبير و تفسير و انجام توصيف هاي گوناگون شده است نظير: دانش کسب قدرت، دانش رقابت،دانش برخورد دولت ها، ذانش شناخت و کنترل مکان ها و مناطق استراتژيک، نگرش جامع به جهان، دانش تحليل موقعيت هاي جغرافيايي و نظاير آن که بعضا آميخته با اغراض و سليقه هاي شخصي و نيز اغراق ها مي باشد. (نک، حافظ نيا،????)
با نگرشي ژئوپلتيکي به جهان، روش هاي مختلف افزايش قدرت و حل منازعات و بحران ها مورد بررسي قرار مي گيرد. مبناي ژئوپلتيک قدرت است و همه برداشت ها، رويکردها، مصاديق و موارد ژئوپلتيک حول محور قدرت مي چرخند و عنصر قدرت به صورت نهان و آشکار خود را در ژئوپلتيک نشان مي دهد. بنابراين، ژئوپلتيک بدون قدرت مفهوم و معنا ندارد. در گذشته عمدتاً پتانسيل قدرت زايي، عوامل و عناصر ثابت جغرافيايي، قدرت نظامي و برخورداري از سرزمين ها و فضاهاي بيشتر بود، به عبارت ديگر مفهوم برخورداري و قدرتمندي، داشتن ارتش هاي انبوه و سرزمين هاي پهناور بود. لکن امروز ژئوپلتيک به عنوان شاخه اي علمي در جغرافياي سياسي، موضوعات مختلفي را در بر مي گيرد. پيتر تايلور(Taylor،peter) جغرافي دان مشهور انگليسي و سردبير فصلنامه معروف« جغرافياي سياسي» موضوع ژئوپلتيک را قدرت دانسته و مي نويسد؛« ژئوپلتيک عبارت است از؛ مطالعه توزيع جغرافيايي قدرت بين کشورهاي جهان، به ويژه رقابت بين قدرت هاي بزرگ» دکتر عزتي در کتاب ژئوپلتيک، موضوع ژئوپلتيک را مترادف با سياست هاي جغرافيايي مي داند. او معتقد است در ژئوپلتيک، نقش عوامل محيط جغرافيايي در سياست ملل بررسي مي شود (عزتي،????،ص??). در اين نوشتار، ژئوپلتيک عبارت است؛ از « مطالعه رفتار سياسي دولتها، گروه ها و سازمان ها مبتني بر جنبه هاي مختلف قدرت» امروز علاوه بر دولتها، گروه هايي مانند سازمان هاي مردم نهاد(NGU) و سازمان هاي جهاني و منطقه اي تماماً رفتار سياسي دارند. و با استفاده از منابع مختلف قدرت تلاش مي کنند بر رفتار ديگران تاثير بگذارند. يکي از ديدگاه هاي ژئوپلتيکي، بررسي نقش فن آوري ارتباطات و رسانه ها در شکل گيري قدرت است. با اين رويکرد تاثير ابزارهاي ارتباطي به ويژه رسانه هاي نوين در توليد و افزايش قدرت در روابط بين الملل توسط نظام هاي سياسي مورد بررسي قرار مي دهيم.
?- نقش هاي اساسي و کارکرد رسانه ها
مطالعات ارتباطي، يکي از شاخه هاي جوان علوم اجتماعي معاصر جهان به شمار مي رود. اين مطالعات پس از پايان جنگ جهاني دوم رو به رشد گذاشته و هنوز شالوده هاي نظري و ابزارهاي روش شناسي خاص خود را نيافته است. تعريف و طبقه بندي دقيق نقش هاي اجتماعي ارتباطات، براي نخستين بار از سوي هارولد لاسول، محقق معروف آمريکايي در مقاله اي که در سال ???? در اين باره نوشت، صورت گرفت. در اين مقاله، سه نقش اساسي نظارت بر محيط(نقش خبري)، ايجاد و توسعه همبستگي هاي اجتماعي(نقش تشريحي) و انتقال ميراث فرهنگي(نقش آموزشي)، براي وسايل ارتباط جمعي در نظر گرفت. چند سال بعد، چارلنز رايت، محقق آمريکايي، نقش اجتماعي ديگري به عنوان ايجاد سرگرمي(نقش تفريحي)، به نقش هاي قبل اضافه کرد. در دهه هاي اخير متفکران نقش و قدرت اطلاعات و فن آوري ارتباطات نوين را تبيين و بررسي کرده اند.(محسنيان راد،????)
مارشال مک لوهان يکي از صاحبنظران مطرح ارتباطات معتقد است، رسانه ها مهم ترين عنصر تجلي ارتباطات انساني هستند، در هر گونه تعريفي که از آنها وجود دارد، يا خود فرهنگ هستند يا انتقال فرهنگ را بر عهده دارند. تمام رسانه ها بنابر ويژگي برخورداري از مخاطبين انبوه و امکان گسترش شبکه ارتباطي، استعداد جهاني شدن دارند. در فراروي بشر چهار کهکشان وجود دارد که بر اساس ويژگي رسانه ها قابل تقسيم بندي است. اين چهار کهکشان را؛ کهکشان شفاهي(ارتباط و رسانه هاي شفاهي)، کهکشان گوتنبرگ(ارتباط کتبي)، کهکشان رسانه هاي کابلي(صوتي و تصويري) و کهکشان ارتباطات ديجيتالي و تلويزيون ماهواره اي معرفي مي کند. او معتقد است که ويژگي انسان در هر دوره تحت تأثير ويژگي هاي نظام ارتباطي و رسانه هاست. براي مثال انسان کهکشان شفاهي، قضايا و رويدادها را با حد و حدود شنوايي خود مي سازد و دنيايي کوچک با مرز کاملاً هم افق ديد خود دارد. ولي رسانه هاي جديد ارتباطي توانايي به وجود آوردن دهکده جهاني دارند. (همان،??)
کارل دويچ معتقد است که جنگ ريشه در سه عامل دارد: طبيعت انسان، رژيم هاي سياسي حاکم بر جهان و نظام هاي دولت- ملت. لکن ارتباطات جديد هر سه بنياد پيدايش جنگ را متزلزل کرده است. او تأکيد دارد اصولاً جامعه يک نظام ارتباطي است که اين ارتباطات شکل دهنده و هويت بخش جوامع انساني است و در حقيقت ارتباطات نوين، هويت جوامع را شکل مي دهد و در نهايت ايشان مطرح مي کند، جريان شديد ارتباطات بين ملت ها و دولت ها مي تواند به پيدايش يک جامعه سياسي جهاني بيانجامد. (همان،??)
جان تامپسون از پژوهشگران مطرح در زمينه مطالعات فرهنگي ميان رشته اي است که در اثر «ايدئولوژي و فرهنگ مدرن» خود با سبک تحليلي، تحولات اجتماعي را از منظر فرهنگي مورد بررسي قرار مي دهد. اثر ديگر او «رسانه و مدرنيته» است. اين اثر، اثري جامع در زمينه رسانه ها و مطالعات فرهنگي است. از نظر او تحول و توسعه رسانه هاي ارتباطي، ترکيب و سرشت زندگي اجتماعي را تغيير داده و اشکال جديدي از تعامل و عمل را به وجود آورده است. او معتقد است: «تحول رسانه هاي ارتباطي ازنخستين اشکال چاپ تا گونه هاي اخير ارتباط الکترونيکي، جزئي از ظهور و تحول جوامع مدرن قوام بخش پديده اي است که آن را مدرنيته مي خوانيم. از اين رو اگر مي خواهيم ويژگي هاي نهادي جوامع مدرن و شرايط زندگي که مدرنيته به وجود آورد مطالعه کنيم، بايد نقش محوري تحول رسانه هاي ارتباطي و تأثير آن قايل شويم.»( تامپسون،????)
مانوئل کاستلز يکي از نظريه پردازان رسانه اي در دهه هاي اخير است که در کتاب سه جلدي «عصر اطلاعات» جامعه آينده را «جامعه شبکه اي و اطلاعاتي» معرفي نموده و ويژگي هاي آن را برمي شمارد. او معتقد است در قرن ??، بشر به استقبال جامعه جديدي مي رود که اين جامعه کاملاً با جامعه قبل متفاوت است و آن جامعه اطلاعاتي است. ويژگي اصلي اين جامعه اين است که حتي شخصي ترين لايه هاي حيات انسان معاصر، از جمله احساسات عاطفي او رسانه اي مي شود. او نگاه اقتصادي به اطلاعات، فعاليت اقتصادي شبکه اي، تحول در نحوه کار و اشتغال، ظهور قطب ها و صف بندي جديد قدرت، فرهنگ واقعيت مجازي و سياست بربال رسانه، تراکم زمان و مکان را به عنوان ويژگي هاي عصر اطلاعات نام مي برد.»(کاستلز،????، جلد?، ص ??)
نرومن ديزين، با بررسي ???? فيلم هاليوودي بين سال ???? تا ???? در آمريکا و کشورهايي که اين توليدات را به نمايش گذاشته به اين نتيجه مي رسد که زندگي مردم عصر وي به شدت بر محور سينما قرار دارد. و او اصطلاح جذاب «جامعه سينمايي شده» را بکار مي برد و اعتقاد دارد، سياست، اقتصاد و فرهنگ به صورت آشکار متأثر از سينما است.
الوين تافلر به عنوان يک پژوهشگر رسانه اي نشان مي دهد که چگونه رسانه از يک ابزار ساده به شکل پيشرفته به ابزار سياسي قدرت تبديل مي شود. او رسانه ها را کارپردازي قوي، سريع و گسترده در روابط قدرت معرفي مي کند. لذا صاحبان قدرت به آن توجه دارند و براي ثبات داخلي، توسعه نفوذ خارجي از قدرت رسانه ها بهره مي گيرند. او معتقد است، آنچه در جنگ خليج فارس اتفاق افتاد، يکي از عرصه هاي حضور رسانه ها به شکل ابزاري بود که کارايي خود را در عرصه جهاني براي اقناع و ائتلاف سازي نشان داد. او در کتاب جابجايي قدرت در قرن ??، سرچشمه جديد براي قدرت را رسانه ها معرفي مي کند. معتقد است با سپري شدن دوره محوريت نظامي گري، نظام دو قطبي آمريکا و شوروي، جاي خود را به نظام چند قطبي آلمان، ژاپن، آمريکا داد. با قوت گرفتن ساير واحدهاي منطقه اي و ملي تعداد قطب ها مثل اتحاديه اروپا اضافه شد. او مي گويد، اقتصاد نتوانست، محوريت خود را حفظ کند. بنابراين، بزودي نبرد تازه اي جهان را فراخواهد گرفت که موضوع آن اطلاعات است. در ميان کليه منابع، براي ايجاد ثروت، هيچکدام جايگزين دانش نمي شوند. اطلاعات منبع لايزال قدرت در دهه هاي آينده و جانشين نهايي زر و زور است. و اصولاً دانش پايان ناپذير است. و جانشين نهايي به شمار مي رود. در واقع الوين تافلر با بياني ديگر که فوکوياما صورت فلسفي پايان تاريخ را مطرح مي کند، ايشان تغيير در ماهيت قدرت را با جهاني شدن اطلاعات و مبارزه براي کنترل آن اعلان مي نمايد. بنابراين از اين منظر تحول بنيادين با محوريت فن آوري اطلاعات و ارتباطات نوين نه تنها سياست، اقتصاد، توان نظامي و فرهنگ را در برمي گيرند، بلکه همه حوزه ها را در برخواهد گرفت و در شروع هزاره سوم جوهر حيات ادمي به طور کلي رسانه اي مي شود و معناي کامل جهاني شدن و يا جامعه اطلاعاتي و شبکه اي شدن ارتباطات در همين مفهوم نهفته است. نمونه آن توليدات شرکت هاي بزرگ رسانه اي از جمله توليدات هاليوود است که از کارکردهاي سياسي آن خارج شده و همه وجوه انساني را دربرگرفته است.
پروفسور حميد مولانا يکي از پژوهشگران و نظريه پردازان درحوزه ژئوپلتيک اطلاعات و فن آوري ارتباطات نوين است. او در کتاب «جريان بين المللي اطلاعات» فرصت ها و چالش هايي را که جريان جديد اطلاعات به ويژه در کشورهاي جهان سوم به وجود مي آورد، مورد بررسي قرار مي دهد. او معتقد است که جهاني شدن رسانه ها مکمل فرايند جهاني شدن است و ايدئولوژي، سازمان و نيروها آن را به پيش مي برند. وقوع انقلاب ديجيتالي و پيدايش فن آوري جديد ارتباطي باعث تعريف جديد از سياست و ساختارهاي قدرت در جامعه مي شود. در همين راستا قدرت در دست کساني متمرکز مي شود که امکان توليد، کنترل و گسترش موثرتر و کارآمدتر اطلاعات را دارند. او دو پيامد متعارض را براي جهاني شدن مطرح مي کند. معتقد است، جهاني شدن اطلاعات و ارتباطات دو جريان متعارض را در دل خود دارد. از يک طرف به توسعه اقتصادي عظيم و ابداعات فني مي انجامد. و از طرف ديگر نابرابري، بحران اجتماعي، فرهنگي و بيگانگي فردي را افزون تر مي سازد.
او معتقد است افزايش ارتباطات الکترونيکي لزوماً به معناي افزايش ارتباطات و همکاري بشري نيست وبلکه در جهان مدرن بازيگران جديد جايگزين ساختارهاي سنتي خانواده، مدرسه و مذهب مي شود و اين بازيگران عبارتند از: رسانه هاي جمعي، دولت- ملت و اقتصاد جهاني. نظام هاي جديد ارتباطي فوق به تحکيم و تثبيت فرايند جهاني شدن کمک مي کنند. مجاري مناسبي در اختيار حکومت ها و شرکت هاي فرامليتي در سانه ها مي گذارند. تا حوزه قدرت و امکانات خويش را توسعه دهند. بنابراين پيامد جامعه جديد اطلاعاتي و فن آوري ارتباطات هرچند به تسهيل و آسان شدن جريان اطلاعات و ارتباطات و تبادل فرهنگي کمک مي کند و ديد و نگاه انسان را جهاني و گسترش مي دهد لکن وجه ديگر آن اين است که بحران جديدي را که انتقال فرهنگ و ارزش هاي صاحبان اين صنايع ارتباطي و شبکه اطلاعات جهاني است، به وجود مي آورد.
هربرت شيلر يکي از پژوهشگران منتقد درحوزه مطالعات اجتماعي مي گويد: محققين تصور مي کردند که واردات راديو، تلويزيون، فيلمهاي سينمايي و مطبوعات خارجي تماماً بخشي از فرايند مدرنيزه شدن است که انتقال کالاهاي سرمايه اي و ديگر صنايع را شامل مي شود، ولي امروزه بيشتر عقيده بر اين است که ماشين اطلاعات اگر از کنترل خارج شود، جامعه دريافت کننده را بيش از پيش در وابستگي نوميد کننده فرو خواهد برد. اگر يک سيستم اطلاعاتي بومي وجود نداشته باشد، سواي رئيس جمهور، پرچم ملي و سرود ملي چيزي براي ايجاد همبستگي بين گروه هاي مختلف فرهنگي و قومي با گرايش هاي مختلف اعم از شهري و روستايي وجود نخواهد داشت. او نتيجه گرفته است، در مجموع، حاکميت ملي کشوري که کنترل ارتباطات فضايي آن به کشور ديگر وابسته باشد، در بهترين وضع هم متزلزل است. بر اساس اين عدم کنترل، بر روي رسانه هاي ارتباطي علاوه بر ايجاد تزلزل در حاکميت ملي موجب سلطه فرهنگي و امپرياليسم فرهنگي نيز خواهد شد. وي در جاي ديگري، واژه امپرياليسم فرهنگي را براي قدرت هاي رسانه اي، نشان دهنده نوعي نفوذ اجتماعي رسانه ها مي داند که از طريق آن، کشوري اساس تصورها، ارزشها، معلومات و هنجارهاي رفتاري و همچنين روش زندگي خود را به کشورهاي ديگر تحميل مي کند.(شيلر،????)
با وجود برداشت هاي تازه مطالعات ارتباطي که به آنها اشاره شد، آثار ديدگاه قديمي اين مطالعات، که ارتباط را به عنوان وسيله انتقال اطلاعات و در جهت اقناع افراد، مورد نظر قرار مي دهند، باقي مانده است. در مجموع، گرايش عمومي ارتباط گران، کارگزاران دگرگوني اجتماعي، متخصصان آموزش، کارشناسان تبليغات بازرگاني و سياستگزاران همچنان بر ارتباطات و کارکرد رسانه ها استوار است. با اين بررسي مختصر در باره سير تحول مطالعات ارتباطي و کارکرد رسانه ها، مي توان نتيجه گرفت که از جنگ جهاني دوم تا کنون، چند برداشت مهم در اين زمينه مورد نظر بوده اند. در نخستين برداشت ها، ارتباط، ابتدا به عنوان «انتقال اطلاعات» و سپس به عنوان «اقناع» مورد توجه قرار گرفته اند. در برداشت هاي جديد، ارتباط از يک سو، به منزله «تأثير گزاري متقابل و همبستگي اجتماعي» و از سوي ديگر به منزله «ابزار اصلي دگرگوني اجتماعي و سياسي» مورد بررسي و مطالعه واقع شده اند. در جمع بندي مهم ترين ديدگاه هايي که نسبت به کارکردهاي فن آوري نوين ارتباطات و رسانه هاي جديد، با توجه به مباحث قبل مطرح مي باشد عبارت است:
?
? خبري، تشريحي و انتقال ميراث فرهنگي (هارولد لاسول)
?? خبري، تشريحي و انتقال ميراث فرهنگي و تفريحي(چارلز رايت)
?? نوسازي و گذر از جامعه سنتي(دانيل لرنر)
?? تبديل جامعه سنتي به جامعه مدرنيته(تامپسون)
?? رسانه يا خود فرهنگ است يا انتقال دهنده (مک لوهان)
?? ارتباطات جديد و رسانه ها بعنوان شکل دهنده و هويت بخش جوامع انساني.(کارل دويچ)
?? رسانه هاي جديد بعنوان عامل پيدايش جامعه سياسي جهاني. (کارل دويچ)
?? اجتناب ناپذير بودن توانايي رسانه هاي جديد در ايجاد دهکده جهاني. (مک لوهان)
?? تحول و توسعه رسانه هاي ارتباطي، عامل ترکيب و سرنوشت زندگي جديد اجتماعي. (تامپسون)
??? دگرگوني مفهوم قدرت بر اثر تحول در رسانه ها و فن آوري ارتباطات. (تامپسون)
??? فن آوري ارتباطات به عنوان؛ نماد امپرياليسم خبري و سرمايه داري پيشرفته و نوعي سلطه مدرن. (هربرت شيلر)
??? جامعه شبکه اي و جهاني شده محصول فن آوري ارتباطات. (مانوئل کاستلز)
??? رسانه ها کارپردازي قوي، سريع، گسترده و موثر در قدرت. (الوين تافلر)
?- دو رويکرد عمده نسبت به قدرت رسانه
در مجموع با توجه به آنچه در سطور بالا اشاره شد، دو رويکرد عمده نسبت به قدرت رسانه ها وجود دارد. اين رويکردها عبارت است:
?. رويکرد قدرت بلامنازع رسانه و منفعل بودن مخاطب
در اين رويکرد، اعتقاد بر اين است که قدرت هاي رسانه اي و صاحبان فن آوري اطلاعات و ارتباطات نوين قدرت نامحدود داشته و مخاطبين آن ها منفعل مي باشند. بنابراين، از اين منظر رسانه ها همه جايي و نيرومند هستند، بسرعت وقايع و ايده هاي خود را اشاعه مي دهند و رکن اصلي تحولات و افکار عمومي مي باشند، به مرزهاي سياسي و فيزيکي محدود نمي شوند و انسان ها را به انسان هاي توده اي، منفعل و تأثيرپذير تبديل مي نمايند. برجسته ترين نظريه در اين رويکرد، نظريه گلوله جادويي و نظريه تزريقي است که در نظريه گلوله جادويي اعتقاد بر اين است که همانگونه يک تفنگ سرپر هنگام شليک به سوي پرنده، ساچمه هاي آن در طيف وسيعي، پرنده را مورد اصابت قرار مي دهد، پيام هايي که از رسانه ها دريافت مي شود، بدون اينکه مخاطب فعال باشد، بر آن اثر مي گذارد و يا رسانه اي داراي اثر قوي، فوري و مستقيم بر مخاطبان است. مانند سرنگ بزرگي که به مخاطبان انفعالي وصل و تزريق مي شود. شايان ذکر است که اين ديدگاه جزء نخستين نظريه هاي ارتباطي قرن بيستم است. براساس نظريه تزريقي رسانه‌هاي جمعي قدرت نامحدود دارند اگر پيام خوب و قوي ارائه شود بيشترين تاثير را بر مخاطب دارد. دراين نظريه مخاطب بسيار منفعل است و جامعه بصورت مجموعه اي از اتم‌هاي مجزا و پراکنده تشکيل شده است وبه ارتباطات ميان فردي و کنش متقابل توجهي نمي شود چون فرد ساکن است و مي توان پيام را به او تزريق کرد. هدف اين نظريه ايجاد نظم و پيوستگي اجتماعي در کوتاه مدت است توجه اصلي اين نظريه به پيام است نه گيرنده پيام. (رزاقي، ????: ??)
?. رويکرد قدرت محدود رسانه و فعال بودن مخاطب:
در واکنش به رويکردهاي تند و اغراق آميز در ارتباط با فن آوري ارتباطات نوين و تأثير ان بر مخاطبان، اين ديدگاه، تأثير رسانه ها را محدود معرفي مي نمايد. در اين ديدگاه، مخاطب فعال و گزينش گر است و همچنين رسانه ها با موانع جدي همچون رقابت براي انتقال پيام، مواجه هستند. اين موانع عبارت است از:
?) نفوذ رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي و حذف دوران انحصار.
?) وجود مخاطبين با علائق و نگرش هاي مختلف براي گزيشن پيام ها
?) تأثير نهادهايي مثل آموزش و پرورش، خانواده، خرده فرهنگ ها، احزاب و گروه ها و
?) نظريه برچسب و انگ بر رسانه ها در جهت کم کردن تأثير آنها.
براساس نظريه برجسته سازي(Agenda-setting)، رسانه‌ها در انتقال پيام‌ها نوعي اولويت قائل اند. وبرجسته سازي مي کنند. تاثيرات رسانه‌ها درحوزه رفتار محدود مي شود. اما با برجسته ساختن برخي از موضوعات مي توانند بر اطلاعات مردم تاثير بگذارند. به عبارتي، رسانه‌ها گرچه نمي توانند تعيين کنند که مخاطبان چطور بينديشند اما مي توانند تعيين کنند که درباره چه بينديشند. (رزاقي،???? : ??). همچنين، بر اساس نظريه نظريه استحکام( (Reinforcement theory(لازارسفلد و کاتزوبرلسون)، پيام قدرت ندارد و فرد به انتخاب خودش پيام را انتخاب مي کند.پس مخاطب پوياست وتاثير پيام‌هاي ارتباطي تقويت عقايد موجود است.پيام تغييرات بنيادي ايجاد نمي کند بلکه عقايد و گرايشات را استحکام مي بخشد، يعني تکيه اصلي بر مخاطب است. اين نظريه به اصل انتخاب خاص اعتقاد دارد. به اين معني که روياروي با پيام انتخابي است وبه پارامترهاي غير ارتباطي مانند سن، شغل، خانواده که مربوط به مخاطب است براي اثر گذاري پيام اهميت بيشتري مي دهد. (مک کوئيل، ????) در جمعبندي محتواي کلي اين نظريه ها عبارت است:
??
رسانه‌ها ( پيام‌هاي ارتباطي ) قادر نيستند تغييرات بنيادي در عقايد و رفتار افراد بوجود آورند
?? آنها مي توانند به صورت محدود عقايد و رفتار مخاطبان را استحکام بخشند. و يا بر فرايند انتخاب و تصميم هاي آنها موثر باشند.
?? اين نظريه درواقع مخاطبين وگيرندگان پيام را فعال دانسته و بر آن است که رسانه‌ها نمي توانند به صورت مصنوعي رفتار مخاطبين را تغيير دهند.
?? اين نظريه ها فرآيند ارتباط را، چند متغيره معرفي مي کند. و معتقد است، متغيرهاي متعددي بر شکل گيري افکار عمومي تاثير گذار است. که رسانه‌هاي جمعي به عنوان يک عامل به شمار مي آيد.
?? از طرف ديگر رقابت رسانه‌ها براي تأمين نياز مخاطبان الزامي است ودرنتيجه منجر به جستجوگري مخاطب مي شود. و مخاطب، براي تأمين نيازها و رضايت خود روش‌هاي مختلف را تجربه مي‌کند. بنابراين مخاطب فعال است و مسائل را براساس پاسخ دهي به نياز خود انتخاب مي‌نمايد.

?- نمونه هايي از عملکرد امپرياليسم رسانه اي
با توجه به نظريات مذکور و با تاکيد بيشتر بر نظريه هاي گلوله جادويي، تزريقي و برجسته‌سازي، در اين بخش به مطالعه موردي نقش رسانه ها خواهيم پرداخت:
?. انقلاب اسلامي ايران
با وقوع انقلاب اسلامي در ايران، يکي از ستونهاي حافظ منافع آمريکا در منطقه فرو ريخت. اقدامات سياسي، تروريستي و تحريم هاي اقتصادي و جنگ تحميلي هشت ساله، نتوانست انقلاب را در مقابل آمريکا به زانو درآورد. در دهه ??، با فروپاشي شوروي، آمريکا براي تثبيت هژموني خويش از همه ظرفيت هاي قدرت سخت و نرم بهره گيري نمود. در مسير حرکت سرمستانه خود، با بيداري اسلامي و مانع جمهوري اسلامي ايران برخورد کرده و در شکل گيري هژموني با چالش جدي مواجه شد. همچنين جمهوري اسلامي ايران، در فرآيند تحقق اهداف انقلاب اسلامي، از ارکان قدرت لازم براي ايستادگي در مقابل آمريکا برخوردار شده بود. قدرت نرم جمهوري اسلامي توانسته بود گفتمان انقلاب اسلامي را در جهان مطرح و نقش بازيگري فعال براي آن در صحنه بين الملل ايجاد نمايد. همچنين، قدرت سخت جمهوري اسلامي با بهره گيري از تجارب دفاع مقدس توانسته بود نقش بازدارندگي موثري براي آن ايجاد نمايد. غربي ها براين باورند که: اولا?: انقلاب اسلامي گفتمان نويني را پديد آورده است که بعد نرم و فرهنگي آن ارجح بر ساير ابعاد است. ثانيا: اين واقعيت به سبب احياي نظام ارزشي مبتني بر خصائص فرهنگي(مذهبي و ملي) هويت نويني را در مردم جامعه شکل داده است که متمايز از هويت ساير ملل مسلمان است.(تافلر، ????).
نظريه پردازان آمريکايي معتقد به رويکرد مقابله نرم با جمهوري اسلامي بر اين باورند که، هرگونه اقدام خشونت‌آميز عليه ايران (به ويژه اقدام نظامي)، نفرت ايرانيان از امريکا و دولت آن را براي ساليان دراز ريشه‌دار‌تر خواهد کرد. استفاده از اقدام خشونت‌آميز عليه ايران، امکان روي کار آمدن يک دولت هوادار امريکا را در اين کشور با مشکلات زيادي روبه‌رو خواهد کرد. علاوه بر اين، کاربرد نيروي نظامي عليه ايران، بي‌ثباتي و ناامني را در خاورميانه افزايش خواهد داد. اين گروه معتقدند ايران به علت برخورداري از سوابق دمکراسي و وجود نهادهاي مردم‌سالار و همچنين پتانسيل‌هاي موجود براي حرکت‌هاي مردمي و غيردولتي از استعداد بالايي براي تغيير نظام سياسي به روش‌هاي غيرخشونت‌آميز برخوردار است. در صورتي که عمليات جنگ‌ نرم در براندازي جمهوري اسلامي به موفقيت برسد پيامدهاي ناشي از روش‌هاي رويکرد تقابل‌گرا(جنگ سخت) را با خود همراه نخواهد داشت.(عبدالله خاني،????،ص??) به همين سبب آمريکائيان براين باورند که براي رسوخ در هويت و ايجاد فاصله بين ملت و نظام ايران، بايد توسط رسانه ها ابعادي را آماج قرار داد که جمهوري اسلامي ايران از آن به عنوان رمز ماندگاري و افزايش قدرت نفوذ خويش بهره مي گيرد. منظور آمريکايي ها از آن ابعاد، هويت فرهنگي، جذابيت، حمايت مردمي، مشروعيت سياسي و شمول فراگير احساس امنيت همگاني است. تامل در متون رسانه هاي فارسي آمريکا، و ساير کشورهاي غربي، آشکار مي سازد که آنان با بهره گيري از ساز وکارهاي روان شناختي و جامعه شناختي، در پي آن هستند تا فرهنگ، روابط و نهادهاي اجتماعي، احساس دلبستگي و انسجام ملي، وحدت سياسي و مذهبي و جز آن را آماج فشار و تهديد قرار دهند و زمينه « تغيير رفتار » و « فروپاشي از درون » را فراهم سازند.
در جمعبندي مي توان گفت، يکي از مصاديق امپرياليسم خبري و رسانه اي برخورد با انقلاب اسلامي ايران است. از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي که متوجه شدند، انقلاب درتضاد با منافع غرب است، استراتژي براندازي با تاکتيک هاي مختلف را در پيش گرفتند وجه مشترک همه اين دوره ها جنگ رسانه اي در جهت بي اعتبار سازي نظام جمهوري اسلامي در محيط خارجي، القاء ناکارآمدي و سلب مشروعيت و اعتماد مردمي در محيط داخلي کشور از نظام بوده است. که در سال هاي اخير با توجه به ناکارآمدي ساير روش هاي مقابله روش مقابله نرم با تمرکز بر بهره گيري از رسانه ها مورد توجه جدي قرار گرفته است. به همين دليل همانگونه که در استراتژي امنيت ملي آمريکا(????) به صراحت اشاره گرديده، يکي از اقدامات مهم آمريکايي ها، راه اندازي رسانه هاي جديد در فضاي حقيقي و مجازي و فعال‌سازي و حمايت از شبکه‌هاي رسانه‌اي ضدايراني، حمايت آشکار از صداهاي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران با هدف، مخدوش و بدنام کردن چهره جمهوري اسلامي در خارج از کشور، تبليغ و ترويج دوگانگي حاکميت در ايران و راه‌اندازي جنگ عقيدتي و ايدئولوژيک است.
?.
فروپاشي شوروي
در روند فروپاشي شوروي بايد استراتژي سد نفوذ را مورد بررسي قرار داد. جرج کنان از استراتژيست هاي برجسته آمريکايي در دوران جنگ سرد است که تئوري سد نفوذ را در مقابل اتحاد جماهير شوروي مطرح و پيگيري مي نمايد. اين تئوري داراي دو بخش نظامي و رواني است. بخش برجسته آن شامل بخش رواني- رسانه اي آن مي باشد. هدف راهبردي و انديشه اصلي در اين تئوري اين بود که در چارچوب «فرايند تخريب مدل» با استفاده از قدرت تبليغات و رسانه، تفکر و سبک زندگي کمونيسم در جهان سد گرديده و با انقطاع نسلي و جلوگيري از مدل ارائه شده توسط اتحاد جماهير شوروي، اين رويکرد را در جهان با شکست مواجه سازد. اين تئوري حدود ?? سال در آمريکا و جامعه غرب پايدار بود و عملکرد حدود ? رئيس جمهور متأثر از اين راهبرد بود. اين راهبرد موجب سرمايه گذاري گسترده در حوزه آکادميک رسانه اي مي شود. رشته هاي مطالعاتي فراواني را در حوزه روان شناسي سياسي، تبليغات سياسي، ارتباطات و روابط بين الملل، جامعه شناسي سياسي و … در غرب به وجود مي آيد و با استفاده از قدرت رسانه اي به تصويرسازي ذهني مورد نظر در مورد رقيب مي پردازند.
به طور قطع فروپاشي شوروي تحت تأثير عوامل مختلفي از جمله ناکارآمدي آموزه هاي مارکسيسم براي ايجاد ظرفيت سازي پايدار بود. لکن تئوري سد نفوذ که مبتني بر قدرت رسانه اي غرب شکل گرفته بود، نقش بسيار کارساز و تعيين کننده اي را در اين خصوص داشت. زيرا در پي اين تئوري کادرسازي، فکرسازي و اجماع سازي صورت مي گرفت و اين بخش تئوري بخش هاي دفاعي و اقتصادي را تقويت و پشتيباني مي نمود، اما نقطه کانوني اين تئوري، القاء اين فکر و يک سري مفاهيم در مورد شوروي بود. اين مفاهيم زيبا و در عين حال تنفرآميزي که غرب در مورد نظام فکري سوسياليسم در جهان توسط رسانه ها القاء مي کرد عبارت بود از: اقتدارگرا، خشونت، جنگ طلب، اقتصاد حکومتي، اقتصاد دولتي، حکومت بسته، ضد حقوق بشر، ضد توسعه، کمبود، فقر و … و متقابلاً وقتي جهان غرب مي خواهد خود را معرفي کند، از طريق قدرت رسانه اي عبارتي همچون: آزادي، صلح، حقوق بشر، رفاه، وفور، انسان گرايي، آزادي فکر و … را القاء مي نمايد.
?. انقلاب هاي رنگي
انقلاب رنگي يا مخملي(velvet revolution) نوعي دگرگوني بدون خونريزي و يا برانداري به روش غير خشنونت آميز( براندازي نرم) است. بنابراين، انقلاب رنگين نوعي سرنگون کردن حاکميت و جابجايي قدرت به وسيله تحولات سياسي است. همگي انقلاب هاي رنگين (به جز قرقيزستان( بدون استفاده از ابزارهاي خشونت‌آميز و طي راهپيمايي خياباني و با نقش محوري رسانه هاي مخالف دولت موجود و رسانه هاي خارجي به پيروزي رسيدند. و ثقل زماني در انجام انقلاب هاي رنگين انتخابات مي‌باشد بدين صورت که با اعلام تقلب در انتخابات از سوي مخالفان توسط رسانه دو هدف عمده؛ ابطال انتخابات و برگزاري مجدد آن، با ناظرين بين المللي پيگيري مي‌شود و از اين طريق يک نظام سياسي و اعتماد به آن و يا يک دولت مستقر به چالش کشيده مي شود. بررسي نحوه وقوع سه مورد انقلاب رنگي يعني انقلاب مخملي در گرجستان، انقلاب نارنجي در اوکراين و انقلاب لاله اي در قرقيزستان ما را به ا لگو و مسير مشترک و مشابهي که در تمام آنها دنبال شده است مي رساند. به خاطر جوسازي وسيعي که در اثر حمايت آمريکا و غرب حول يک انتخابات ( مجلس يا رياست جمهوري ) و توسط رسانه به راه افتاده است، کنترل کار از دست رهبران موجود خارج مي شود و قدرت به شيوه اي کنترل شده به اپوزيسيون طرفدار غرب اين کشورها منتقل مي شود. مطلبي که از ” يان ترا ينور ” در ” گاردين ” آمده است در اين رابطه بسيار گويا ست : ” … اگر چه فاتحين انقلاب نارنجي اوکرايني ها هستند، ليکن کارزار آن، کارزار بسيار پيشرفته که با رسانه و تبليغات بسيار عالي در ? کشور انجام گرفت.

همچنين مازيار بهاري فارغ‌التحصيل رشته‌هاي علوم سياسي و سينما از دانشگاه کانادا، مستندساز تلويزيوني و خبرنگار شبکه ? انگليس در بررسي ماهيت واقعي انقلاب رنگين و نقش رسانه موثر مي گويد: «انقلاب‌هاي رنگين در حقيقت انقلاب‌هاي رسانه‌اي هستند و جريان رسانه‌اي غرب را بايد در بستر چنين انقلاب‌هايي ارزيابي کرد و تجربه اوکراين و گرجستان و قرقيزستان و آنچه قرار بود در ميانمار رخ دهد، نشان داد که انقلاب‌هاي مخملي در اين کشورها در سايه فعاليت‌هاي رسانه‌‌اي پيگيري شدند. رسانه‌هاي بين المللي زمينه‌ساز چنين انقلاب‌هايي هستند و بدون حضور رسانه‌ها وقوع چنين انقلاب‌هايي امکان پذير نيست و فعاليت‌هاي رسانه اي در اين عرصه نيز از طريق نظرسازي و نظرسنجي و توليد پيام براي کساني که براندازي نرم را پيگيري مي کنند، صورت مي گيرد. وي بر همين اساس از بنگاه سخن پراکني انگليس BBC و شبکه خبري آمريکايي CNN و يورونيوز، نيويورک تايمز و نيوزويک به عنوان نمونه‌هاي ياد کرد که همواره در زمينه جريان سازي و توليد پيام براي جريانات خواهان انقلاب‌هاي رنگين فعاليت دارند.»(نک خبرگزاري فارس،????)
مؤلفه ديگر انقلاب‌هاي رنگين تمرکز و توجه به موضوع انتخابات است، جريان معتقد به انقلاب رنگين هميشه خود را قبل از انتخابات، پيروز انتخابات در رسانه معرفي مي‌کند و تاکيد هم مي‌کند که هر چه غير از پيروزي اين جريان رخ دهد، نشانگر بروز تقلب است و رسانه‌هاي غربي هم با حمايت از جريان مذکور تلاش مي‌کنند نظريه فوق را در قالب واقعيت به مردم القاء کنند. اگر در جريان انتخابات طرف مدعي پيروزي راي نياورد، جريان رهبري انقلاب رنگين، شايعه تلقب را مطرح مي‌کند و در چنين شرايطي به دو مؤلفه برگزاري تجمعات غيرقانوني و نافرماني مدني تمسک مي‌جويد و در واقع، چانه‌زني را از خيابان ‌ها آغاز مي‌کند که در انتخابات اخير در ايران هم اين روند طي شد و جريان پيگير انقلاب رنگين با طرح مکرر موضوع ابطال انتخابات که از مهم‌ترين حلقه‌هاي اين زنجيره است، تلاش کرد چرخه مذکور را کامل کند. جريان رسانه‌‌اي غرب کودتاي انتخاباتي را القا مي‌کند.
بنابراين تجمعات غير قانوني اساس و ستون انقلاب‌هاي رنگين هستند و در هر کجا که بخواهد چنين انقلابي صورت گيرد، ابتدا تجمعات غير قانوني برپا مي شود. آنچه براي طراحان و عاملان انقلاب‌هاي رنگين اهميت دارد، اين است که تجمعات پوشش رسانه‌اي داشته باشند تا به حالت “بهمن ” درآيند و بر اين باورند که رشد فزاينده تجمعات غير قانوني باعث افزايش پوشش خبري آنها شده و پوشش خبري بيشتر موجب مي شود، تجمعات گسترده‌تر شوند و اين حرکت همين طور رشد مي‌کند و از آنجا که معمولا برپاکننده و هدايت‌گر تجمعات يک فرد است،‌ خبرها به صورت يکجانبه‌ به نفع او منتشر و طرف مقابل بايکوت خبري مي‌شود. اقدام ديگر رسانه‌هاي غربي حمايت از کانديداي جناح غرب‌گرا بود و او و جريان متبوعش را به عنوان پيروز قطعي انتخابات معرفي کردند و پس از انتخابات هم که جريان غرب‌گرا و کانديداي اين جريان نتوانست پيروز شود، بدون توجه به تذکرات مراجع قانوني اقدام به پوشش خبري تجمعات غير قانوني مي کند. و تجمعات را اعتراضات به حقي که مي‌تواند به جنبشي مدني تبديل شود و نظام را براي ابطال انتخابات تحت فشار قرار دهد، مي داند.
درتحقيقي با هدف « بررسي عمليات رواني رسانه هاي خارجي در حوادث بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري ايران» نشان داده شده، رسانه هاي خارجي ، به ويژه رسانه هاي انگلستان ( نظير تلويزيون فارسي بي بي سي ، راديو بي بي سي و سرويس جهاني بي بي سي ) و رسانه هاي آمريکا ( به ويژه تلويزيون صداي آمريکا وسايت اينترنتي آن و نيز راديو فردا و شبکه CNN ) . با تدابير از پيش انديشيده شده، عمليات رواني گسترده اي را عليه جمهوري اسلامي طراحي و اجراء نموده اند.(الياسي،????)
? آن رسانه ها با استفاده از اصولي نظير تکرار ، ادعا ، سرايت ، حيثيت منبع ، القاء و بهره گيري از فنوني نظير تهييج ،
دروغ بزرگ ، شايعه ، نامگذاري ، تبخير ، تشابه و تداعي ، بزرگ نمايي ، تحقير ، تخدير ، تقطيع و غيره مي کوشيدند ( و همچنان مي کوشند ) تا به بزرگ نمايي اعتراضات داخل و خارج ايران بپردازند و آن را به عنوان يک جنبش فراگير اجتماعي ، تحت عنوان « جنبش سبز » به منزله حرکت فراگير مردم ايران عليه نظام معرفي نمايند .
? آن رسانه ها با نمايش مکرر چهره فرمانده ناجا ( سردار مقدم ) و جانشين ناجا ( سردار رادان ) و همزمان ساختن نمايش اين چهره ها با ضرب و شتم چند نفر از معترضان توسط افراد ملبس به لباس پليس ، چنين به مخاطبان القاء مي کردند که عامل اصلي خشونت هاي رخ داده در روزهاي بعد از انتخابات ، اين دو نفر هستند . آن رسانه ها حتي پا را از آن فراتر گذاشته و به اين دو نفر نصيحت مي کردند که « تا دير نشده دست از اعمال خشونت آميز برداريد و به مردم بپيونديد ». به عنوان مثال ، عليرضا نوري زاده ( کار شناس ثابت تلويزيون صداي آمريکا ، العربيه ، روژهه لات و برخي ديگر از شبکه هاي تلويزيوني ) در چند برنامه خود، خانواده سردار رادان رامخاطب قرار داده و اظهار مي داشت : « نگذاريد بيش از اين کار نامه سردار رادان سياه شود ، به او بگوئيد آنهايي که او دستور دستگيري و قتل آنها را صادر کرده است ، فرزندان نانواي محل ، بقال سرکوچه ، خدمتگذار مدرسه و همشهريا ن شما هستند … به او بگوئيد بيش از اين اسباب خجالت و شرمساري شما را فراهم نسازد و…. ». همزمان با پخش اين سخنان ، تلويزيون هاي مورد استفاده نوري زاده ،صحنه قتل ندا آقا سلطان ، صحنه تيراندازي به سوي معترضان ، ضرب و شتم چند جوان توسط نيروهاي يگان ويژه و جز آن را نمايش مي دادند .
? رسانه هاي مورد بررسي ( به ويژه بي بي سي و صداي آمريکا ) در روزهاي پس از انتخابات از ابتکارات و يزه اي نيز استفاده نمودند . چه ، زماني که خبرنگاران و گزارشگران آنها از ادامه فعاليت در ايران باز ماندند ، بلافاصله از خبرنگاران ، عکاسان ، گزارشگرا ن و فيلمبرداران « آماتور » استفاد ه کردند . اين افراد آماتور به سرعت اخبار و گزارشات مربوط به کنش هاي اعتراض آميز داخل ايران را به آن شبکه ها منتقل مي نمودند و آن رسانه ها نيز بلافاصله مبادرت به پخش آن مي کردند . اين گزارشگران آماتور ، که در سراسر ايران سازماندهي شده اند ، در طول ? ماه پس از انتخابات صدها گزارش تصويري ، تلفني و نوشتاري براي شبکه هاي خارجي تهيه و ارسال نمودند .
? استفاده فراگير از کار شناسان متخصص، از جمله ابتکارات ديگر رسانه هاي فارسي ، و غير فارسي ، خارجي بود . در طول ?? روز پس از انتخابات، دو شبکه تلويزيوني صداي آمريکا و بي بي سي با بهره گيري از بيش از ??? کار شناس صاحب نام ايراني مبادرت به تهيه ، فرمول بندي و معرفي روشهاي انجام اعتراض عليه نظام نمودند . به عنوان مثال آن دو تلويزيون ، همزمان در برنامه اي تحت عنوان « بيست سال رهبري آيه الله خامنه اي » با بهره گيري از کار شناساني همچون مهدي خزعلي ، عبدالکريم لاهيجي و محمد سلامتيان ، تبليغات وسيعي را عليه رهبر انقلاب به راه انداختند . آن تلويزيون ها همچنين درچند برنامه متوالي ديگر به تبليغ عليه نيروهاي نظامي و انتظامي پرداختند و چنين به مخاطبان القاء کردند که « کشور توسط سپاه و فرماندهان ناجا اداره مي شود » .
? سويچ محل پخش برنامه هاي راديو يي و تلويزيوني آمريکا و بي بي سي از هات برد بر روي تمام « ست هاي » ديگر ( به ويژه نايل ست ) ، در مدت زمان اندکي پس از فيلتر شدن آنها در ايران ،نشا ن داد که آن شبکه ها پيش از انتخابات خود را براي پوشش گسترده اعتراضات مهيا نموده بودند .
? استفاده از عباراتي نظير « دولت کودتا » ، « مرگ جمهوري » ، ن جمهوري ولايت فقيه »، « مهندسي انتخابات » ، « ديکتاتور » ، « پايان جمهوري و شروع دوران حکومت اسلامي » و تشبيه مسئولان کشور به « موسوليني » ، « استالين »و « هيتلر » و نيز تکرار مکرر عبارات « جنبش سبز » ، « جنبش اعتراضي مردم ايارن » ، و « جنبش مدني »وجز آن ، از جمله ترفند ها و روشهايي بود که شبکه هاي بي بي سي ، صداي آمريکا ، CNN ، العربيه و الجزيره با بهره گير از آنها مي کوشيدند تا بر افکار عمومي داخل و خارج ايران تاثير بگذارند .
? نظر سنجي هاي به عمل آمده در اروپا و آمريکا بيانگر تاثير آن رسانه ها در « دستکاري افکار عمومي » و « تهييج » ملت ها و دولت هاي آمريکايي و اروپايي عليه ايران است . همچنين ، برخي شواهد نشان مي دهد که در روزهاي پس از انتخابات از تعداد مخاطبان رسانه ملي به صورت معنا داري کاسته شده و بر تعداد مخاطبان و استفاده کندگا ن از رسانه هاي بيگانه افزوده شده است .
? خلاصه آنکه ، بررسي رسانه هاي خارجي آشکار ساخت که پس از انتخابات، کشورهاي اروپايي وآمريکايي از تمام توان رسانه اي ، و حتي ديپلماتيک ، خود بهره گرفتند تا مردم ايران را ترغيب به انجام يک کنش فراگير اجتماعي عليه نظام بنمايند و افکار عمومي جهان را براي حمايت از آنان تهييج نمايند . ذکر برخي شواهد درستي اين ادعا را نمايان مي سازد :
? جستجو گر گوگل بلافاصله پس از انتخابات ،نرم افزار مترجم خود را فعال نمود تا امکان ترجمه پيام هاي فارسي به زبان هاي ديگر ، و يا از زبان هاي ديگر به فارسي ، را فراهم سازد ، اقدامي که قرار بود چند ماه بعد صورت گيرد .
? سايت هاي تويتر و فيس بوک امکان بهره گيري فزون تر را براي کار بران ايراني فراهم ساختند . بگونه ايکه اين دو سايت به رسانه اي براي معترضان تبديل شدند .
? شبکه تلويزيوني بي بي سي از روز انتخابات تا چند روز پس از آن برنامه هاي خود را از ? ساعت به ?? ساعت افزايش داد .
? روساي چند کشور اروپايي و آمريکا به صورت مستقيم عليه نظام موضع گيري کردد و شايعه تقلب در انتخابات را به عنوان واقعيت به شهروندان خود معرفي نمودند .
? بلافاصله پس از قتل کساني همچون ندا آقا سلطان ، صحنه قتل در هزاران سايت و رسانه خارجي انعکاس يافت .

تکنولوژیهای نوین اطلاعات و ارتباطات

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

تکنولوژیهای نوین اطلاعات و ارتباطات

 

ابزارها و وسایلی که به هر طریق موجب تولید، انباشت، پردازش و اشاعه اطلاعات شوند، تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی نامیده می شوند. در واقع، تکنولوژی اطلاعاتی عبارت است از: «مجموعه ابزارها، ماشینها و دانش و روش و مهارت استفاده از آنها در تولید، انتقال و جابه جایی، پردازش، آماده سازی و مصرف اطلاعات». بنابراین تمام ابزارها و وسایلی را که در تولید، آماده سازی، و انتقال اطلاعات نقش دارند، اعم از وسایل دستی ساده یک کتابخانه تا وسایل پیچیده و پیشرفته یک مرکز اطلاع رسانی، تکنولوژی اطلاع رسانی می خوانند.
بر این مبنا هر رسانه ای که قابلیت انتقال و جابه جایی اطلاعات از یک نقطه به نقطه دیگر را داشته باشد و هدف آن برقراری ارتباط باشد، در قلمرو تکنولوژی ارتباطات قرار می‌گیرد. بدین ترتیب تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی به گونه ای با هم در آمیخته اند که مجزا کردن آنها بسیار دشوار است. در حقیقت هر دو، هدف مشترکی را دنبال می کنند که همان اشاعه اطلاعات در میان مردم است.
دستاوردهای انسانی در جریان اختراعات و نوآوریهای جدید به طور پیوسته برگستره و دامنه تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات افزوده اند. سیر تحول و پیشرفت این دستاوردها در زمینه تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی را به طور اجمالی می توان در جدول 1 مرور کرد.

جدول 1. سالشمار رسانه های اطلاعاتی و ارتباطی

سالشمار

وقایع و نوآوریهای اطلاعاتی و ارتباطی

35000 ق.م.

دوره کرومانیون، دوره فرضی وجود زبان

4000

نوشته های سومریان بر لوحه های گلی

600 ب.م

چاپ کتاب در چین

1453

چاپ انجیل به وسیله گوتنبرگ

1853

تکمیل تلگراف به وسیله ساموئل مورس

1848

شکل گیری اولین آژانس خبری با نام آسوشیتدپرس

1876

تکمیل تلفن به وسیله الکساندر گراهام بل

1895

ساخت تلگراف بی سیم به وسیله مارکونی

1923

ثبت اختراع لامپ دوربین تلویزیونی توسط زوریکین

1942

ساخت اولین کامپیوتر الکترونیکی در آمریکا

1950

شروع کار تلویزیون کابلی

1954

ساخته شدن اولین تلویزیون رنگی

1957

پرتاب اولین ماهواره شوروی موسوم به اسپوتنیک به فضا

1962

پرتاب ماهواره تلویزیونی آمریکا موسوم به تله استار به فضا

1975

انتشار وال استریت ژورنال از طریق ماهواره

1980

عرضه کامپیوترهای خانگی ارزانتر از 500 دلار



اخذ: "سالشمار رسانه های ارتباطی"، رسانه،

بدین ترتیب تکوین دنیای جدید قبل از هر چیز، مدیون دستاوردهای تکنولوژیهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی است. محور اصلی این فنون، امروزه کامپیوتر و ابزارهای ارتباطات راه دور است. "کامپیوترها اساساً کار پردازش و انباشت اطلاعات را انجام می دهند و ارتباطات راه دور امکانات پخش و توزیع این اطلاعات را در سطح بسیار وسیعی فراهم می سازند". بنابراین تکنولوژیهای اطلاعاتی به مدد ابزارهای ارتباطی رسالت خود را که همان جابه جایی و انتقال اطلاعات است، انجام می دهند.
عصر حاضر را به واسطهء بهره‌گیری از تکنولوژیهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی، "عصر اطلاعات و ارتباطات" نام نهاده‌اند. در این دوران، افراد و جوامع به طور مستمر با یکدیگر ارتباط دارند و جهان به شکل یکپارچه در آمده و به "دهکده ای جهانی" تبدیل شده است.




نظامهای اطلاعاتی و ارتباطی

در فرهنگ و بستر در مقابل اصطلاح "نظام" (سیستم) چنین توصیفی آمده است: نظام «واحد پیچیده‌ای است مرکب از بخشهای گوناگون که تابع طرحی مشترک بوده و هدف مشترکی را دنبال می کنند ». هدف مشترک در نظامهای اطلاعاتی و ارتباطی، در دسترس قرار دادن اطلاعات به مفهوم عام است.
یک نظام اطلاعاتی – ارتباطی قادر است که انواع اطلاعات پدیده آمده از قبیل: اخبار، سرگرمی، اطلاعات علمی و آموزشی، موسیقی ، داده ها، گفت و گو، عقاید، صور فرهنگی و جز آن را منتقل کند.
خصوصیات نظامهای اطلاعاتی و ارتباطی که دانش و اطلاعات را در میان مردم توزیع می کنند، این است که: «نخست آنکه باید بتواند به استفاده کننده بگوید که اطلاعاتش را کجا بیابد؛ دوم آنکه باید بتواند هر آن که استفاده کننده تصمیم گرفت و خواست اطلاعات را به او برساند؛ سوم آنکه باید بتواند در محدوده‌ای از زمان که استفاده کننده تعیین می کند، پاسخ بگوید ».
نظامهای اطلاعاتی و ارتباطی را از نظر شیوه‌های انتقال اطلاعات، به سه دسته عمده تقسیم کرده‌اند، که عبارت‌اند از:

  • نظام تک مرکزی
  • نظام چند مرکزی
  • نظام جهانی

این نظامها به گونه ای، سیر تکوین را از سادگی به سوی پیچیدگی طی کرده اند، و این بنابر پیوستگی آنها به فرایند درونی خود و استقلال از دیگر نظامها است.

  • نظام تک مرکزی: این نظام یکسویهء – از بالا به پایین – ارتباطات دربرگیرنده روابط اجتماعی نامساوی میان نهادهای اجتماعی است، زیرا در آن باور براین است که باید جریان اطلاعات در کنترل و شکل دهی صاحبان قدرت باشد. کشورهای اروپایی و به پیروی از آنها، دیگر کشورها نیز نظامهای تک مرکزی کنترل شده ای را پدید آوردند و این بیشتر به دلیل خواست نظامهای سیاسی آنها بوده است که بر رسانه ها نظارت مستقیم داشته باشند و از آنها به عنوان ابزاری برای اعمال قدرت استفاده کنند.

 

  • نظام چند مرکزی: این نظام چند سویهء – از هر طرفارتباطات، بر اثر ظهور تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات، و گسترش این دانشها در سالهای اخیر فراچنگ آمده است. برخی از عواملی که این نظام را پدید آوردند، از این قرارند: « آگاهی فراوان اجتماعات محلی، حرکتهای اجتماعی، اقلیتها و یا احزاب فرعی از نظام کلی اجتماع، آشنایی با حقوق اجتماعی و آگاهی از تواناییهای رسانه های گروهی در شکل گیری خواسته ها و رسیدن به هدفهای خویش است ».

 

  • نظام جهانی: این نظام بر اثر مردم گرایی رسانه ها پدید آمده است. در حقیقت در این نظام تمام گروهها و دسته ها توانایی تولید محتوای رسانه ها را یافته اند و به راحتی فرهنگ، ارزشها، تجربه ها و سبک زندگی خود را در عرصه ملّی و حتی منطقه ای و جهانی نشر می دهند. این گرایش به ویژه در مورد رسانه های جدیدتر که تحت تاثیر گسترش چشمگیر تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات قرار دارند، شدت بیشتر یافته است . نظامهای اطلاعاتی و ارتباطی از طریق محملهایی اطلاعات را به طور سریع و روزآمد در اختیار استفاده کننده قرار می دهند.


برخی از این محملها که نقش موثری در مبادله اطلاعات علمی دارند، از این قرارند: بانکهای اطلاعاتی؛ نظامهای بین المللی اطلاع رسانی؛ ماهواره ها.

  • بانک اطلاعاتی: «نهادی است که داده های اطلاعاتی در آن با روشهای تحلیلی و نظام یافته و شناخته شده اطلاعاتی با استفاده از تجهیزات ماشینی و کامپیوتری؛ ذخیره، نگهداری و بازیابی شود ». بانکهای اطلاعاتی که به طور پیوسته اطلاعات علمی را در سطح وسیع جهانی منتقل می کنند، به وسیله شبکه‌های بین المللی اطلاع رسانی اداره می شوند. در عصر حاضر به دلیل گسترش و تخصصی شدن علوم و فنون، بانکهای اطلاعاتی موضوعی پدید آمده است. در اینجا نام برخی از بانکهای اطلاعاتی مهم جهانی که در حوزه های خاص فعالیت دارند، به منظور آگاهی بیشتر، ذکر می شوند: "بانک اطلاعات پزشکی"، یک پایگاه اطلاعاتی کتابشناختی پزشکی است که کتابخانه ملی پزشکی آمریکا سازماندهی و مدیریت آن را برعهده دارد؛ "بانک اطلاعات اختراعات" (پروانه ثبت اختراعات) که سازمان جهانی مالکیت معنوی یکی از موسسان آن است؛ "بانک اطلاعات دایرةالمعارف بشری" این بانک مشتمل بر مقاله های دایرةالمعارف دوازده جلدی Every man's Encyclopedia است؛ "بانک اطلاعات مشاهیر جهان" این بانک شرح حال نزدیک به دو میلیون نفر از مشاهیر جهان را در بردارد.

 

  • نظامهای بین المللی اطلاع رسانی: این نظامها در سطح فراملّی و جهانی، ذخیره و بازیابی و تبادل اطلاعات را به صورت وسیع و معمولاً تخصصی بر عهده دارند. اغلب این نظامها به سازمان ملل متحد وابسته اند. فعالیت این نظامها، به صورت استقرار پایگاههای فرعی در کشورهای مختلف رو به گسترش است. بدین ترتیب، بیشتر سازمانها بر مبنای نوع فعالیتی که دارند، و نیز برحسب نیازها اطلاعاتی استفاده کنندگانشان به این نظامها می پیوندند، یا با آنها همکاری می کنند. سازمانهای ذیل از جمله نظامهای بین المللی اطلاع رسانی هستند: "اگریس" در زمینه کشاورزی و حوزه‌های وابسته؛ "اینیس" در زمینه انرژی اتمی و حوزه‌های وابسته؛ "دوسیس" در زمینه توسعه و عمران و حوزه های وابسته؛ "اریک" در زمینه آموزش و پرورش و حوزه های وابسته؛ "مدلاین" در زمینه پزشکی و حوزه های وابسته.

 

  • خبرگزاریها: این سازمانهای خبری که تولید کننده اطلاعات و اخبار هستند، با رشد رسانه‌های جمعی پا به عرصه فعالیتهای جهانی نهاده‌اند و خدمات اطلاع رسانی وسیعی را به مطبوعات ، رادیو ها و تلویزیونها ارائه می‌دهند. در عرصه جهانی پنج خبرگزاری بزرگ بین‌المللی فعالیت دارند: آژانس فرانس‌پرس (فرانسه)؛ یونایتدپرس اینترنشنال و آسوشیتد پرس (ایالات متحده آمریکا)؛ رویتر (انگلستان)؛ تاس (اتحاد شوروی سابق)؛ همچنین خبرگزاری کیودو (ژاپن) در آسیا فعالیت دارد. این خبرگزاریها از آن‌چنان وسایل و تسهیلات فنی برخوردارند و چنان شبکه گسترده‌ای از خبرنگاران را در اختیار دارند که بی اغراق می توان گفت که بر صحنه خبری بین‌المللی سلطه یافته‌اند .در مورد اخبار تصویری نیز سه سازمان بزرگ سخن‌پراکنی انحصار آن را در اختیار دارند: ویزنیوز (بریتانیا)؛ یو.پی.آی.تی.ان.نیوز (بریتانیا و ایالات متحده آمریکا)؛ سی.بی.اس نیوز (ایالات متحده آمریکا). همچنین دی.پی.ا.اتس (جمهوری فدرال آلمان) و ا.بی.سی. نیوز (ایالات متحده آمریکا) در این زمینه فعالیت گسترده‌ای دارند. این سازمانهای سخن پراکنی به تنهایی تمامی اخبار تصویری کشورهای در حال توسعه و نیمی از اخبار جهان غرب را تهیه و ارسال می کنند .

 

  • ماهواره ها: نزدیک به سی سال است که ماهواره ها جای خود را در میان رسانه‌های ارتباطی بازکرده‌اند اینک هزارها ماهواره در مدارهای مختلف زمین در حال چرخش‌اند. برخی از آنها بنابر اهداف سیاسی، نظامی، آموزشی تفریحی و جز آن در مدار زمین قرار گرفته اند و از این رو بنابر ماهیّت وجودیشان به طور پیوسته فعالیت می کنند. از این میان پاره‌ای از آنها که در کار برقراری ارتباط خبری و علمی هستند، در قلمرو ماهواره‌های ارتباطی قرار می‌گیرند. از جمله شناخته‌شده‌ترین ماهواره‌های ارتباطی که به سازمان ملل متحد نیز وابستگی دارند و از کارکرد اطلاع رسانی وسیعی در سطح جهان برخوردار دارند، می توان از: "اینتل ست"؛ "اینمارست" و "اینتراسپوتنیک" نام برد. در حال حاضر اغلب کشورهای جهان با توجه به مزایای فراوان ماهواره‌های ارتباطی، جزء استفاده کنندگان این نظامها هستند، حتی برخی از کشورها یک گام جلوتر رفته و دارای ماهواره های اختصاصی و یا منطقه ای شده اند، نظیر آن را می‌توان "عرب ست" که تمام کشورهای عربی را زیرپوشش دارد؛ و "اینست" که منطقه شبه‌قاره هند را می‌پوشاند، ذکر کند .




نظم نوین اطلاعات و ارتباطات

در یکی از گزارشهای مستند یونسکو درباره بی نظمی در حوزه اطلاعات و ارتباطات چنین آمده است: «سیل بی‌امان اطلاعات در برخی از رشته ها، مسدود بودن بعضی از مجراهای ارتباطی، بی نظمی انتشارات و موانع زبانی از یک سو، ناتوانی ما در حذف پاره ای از اطلاعات کهنه و غیرضروری از نظام نگاهداری اطلاعات، از سوی دیگر در وضع کنونی، ما را در برابر موقعیت خطیری قرار داده است، زیرا که توازن توزیع اطلاعات را در بین کشورها برهم زده است».
در چنین وضعیّتی، کشورهای غربی از جمله ایالات متحده آمریکا، برای مهار و انتقال اطلاعات در مجرایی یکنواخت، پیشنهاد برقراری نظم نوین اطلاعات و ارتباطات را مطرح کردند. بنابر ماده نوزدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر درباره آزادی اطلاعات، نظم بین المللی حاکم بر اطلاعات و ارتباطات بر مبنای جریان آزاد اطلاعات پایه‌ریزی شد.
ایالات متحده امریکا، پس از تصویب این ماده در سازمان ملل متحد، توانست با کمکها و همکاریهای اقتصادی و اجتماعی خود به کشورهای در حال توسعه، بر نقش توسعه بخشی ارتباطات در قالب نظم یکپارچه جریان آزاد اطلاعات تاکید بیشتری کند و نیز به گونه ای، با گسترش افکار و انگاره های مطالعاتی و تحقیقاتی مورد نظر خود در این زمینه توانست نوعی سلطه بلامعارض در سطح جهانی کسب کند .
اما به تدریج، در پی استقلال طلبی برخی از کشورهای در حال توسعه، به وضع نامطلوب جریان یکسویه اطلاعات و فاصله روزافزون این کشورها با دیگر ممالک غربی اعتراض شد. در همین زمینه، از ضرورت ایجاد یک "جریان متعادل اطلاعات" در سطح دنیا، و به ویژه در کشورهای در حال توسعه سخن به میان آمد.
کشورهای در حال توسعه، برای رهایی از وضعیت حاکم در سطح جهان – که آن را "امپریالیسم خبری" توصیف کرده اند – به سیاستگذاری در زمینه های مربوط به انتقال اطلاعات و توسعه رسانه های جمعی روی آوردند.
در هر صورت، اگر نظم نوین جهانی اطلاعات و ارتباطات، بر پایه اصول مشترکی میان کشورهای عضو آن استوار باشد و نیز هدف از آن، محو نابرابری و عدم تعادل اطلاعاتی و همچنین محو آثار منفی برخی از شرکتهای فراملیّتی و تمرکززدایی صاحبان قدرت باشد، نظمی قابل قبول و فراگیر است. در غیر اینصورت، خود به بی نظمی نوینی دامن می‌زند که کشورهای در حال توسعه اولین قربانیان آن خواهند بود.

كتابهاي حرفه اي روابط عمومي

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

تصاویر جلد کتاب ها

  • H.Tashrifat.gif
  • ppr.jpg
  • formality.gif
  • prenceple.JPG
  • customer1.gif

اخبار و رويدادهای همايش

کمينه

25 Latest Articlesآخرین مطالب | آرشیو | جستجو

تاریخ: 1388/04/27

نظرات: 0 نظر

نمایش: 1768 مرتبه

تعداد امتیاز: 4   (Article Rating)

http://www.eprcenter.ir/images/print.gif

 

کتاب روابط عمومی حرفه ای متنتشر شد.

کتاب روابط عمومی حرفه ای در پنج بخش و بیست فصل و 300 صفحه با نگارش احمد یحیایی ایله ای (دکترای ارتباطات) به مباحث اساسی و کاربردی روابط عمومی پرداخته است. بخش اول کتاب با عنوان مقدمات، به سه موضوع اساسی: تعاریف، تشکیلات، و وظایف تقسیم شده است. در این بخش تلاش شده تا نما و شمایی کلّی برای ساختار روابط‌عمومی طراحی و ارائه شود.

کتاب روابط عمومی حرفه ای در پنج بخش و بیست فصل و 300 صفحه با نگارش احمد یحیایی ایله ای (دکترای ارتباطات) به مباحث اساسی و کاربردی روابط عمومی پرداخته است.
بخش اول کتاب با عنوان مقدمات، به سه موضوع اساسی: تعاریف، تشکیلات، و وظایف تقسیم شده است. در این بخش تلاش شده تا نما و شمایی کلّی برای ساختار روابط‌عمومی طراحی و ارائه شود.
بخش دوم با عنوان تحقیقات، به شیوه‌های پژوهشی در روابط‌عمومی اشاره می‌کند؛ بدین‌رو به ارائه‌ی نمونه‌هایی از نظرسنجی ها و پرسشنامه‌ها پرداخته شده و سپس تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفته است؛ در پایان این فصل نیز به پژوهشهایی اشاره شده که می‌تواند از سوی روابط‌عمومی مورد توجه قرار گیرد.

بخش سوم به انتشارات، به عنوان یکی از وظایف روابط‌عمومی می‌پردازد و بخصوص نگارش اداری را به طور جداگانه مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.

بخش چهارم ضمن اشاره به تفاوتهای تبلیغات و روابط‌عمومی، تشريفات، گردهمايي، و نمايشگاه می‌پردازد.

در بخش پنجم به ارتباطات از سه جنبه‌ی ارتباطات انسانی، ارتباطات مردمی، و ارتباطات رسانه‌ای توجه شده است.

مطالعه این کتاب به کارکنان و کارشناسان و دانشجویان روابط عمومی پیشنهاد می شود. این کتاب توسط انتشارات جاجرمی چاپ شده و توزیع می گردد.

 

کد: 408
گروه: اخبار همايش چهارم روابط عمومي الکترونيک
نویسنده خبر: دبیرخانه همایش روابط عمومی الکترونیک

 

امتیاز بندی

12345

چاپ

كتاب 'روابط عمومي در ايران' منتشر شد

اثر ياد شده از سه فصل تشكيل شده و هر يك از فصول آن داراي مقدمه و گفتارهايي است كه به موضوعات خاص آن فصل مي‌پردازد.

گروه اسناد و اطلاع رساني- كتاب'روابط عمومي درايران'، با نگارش بهرامي كميل، داود اسدي، عبدالله خليلي توسط دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها انتشار يافت.
   
اين كتاب كه كوششي است براي پاسخگويي به مسائل بنيادين روابط عمومي‌، كاركردها، ويژگي‌ها و اثربخشي تكنيك‌هاي روابط عمومي مورد بحث و بررسي قرار گرفته و هدف نهايي آن، پيشنهاد الگويي جامع براي كاركرد روابط عمومي در ايران است. اين الگو با توجه به ويژگي‌هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و مديريتي جامعه ايران شكل گرفته و شرايط و ويژگي‌هاي عملي و كاربردي روابط عمومي را مد نظر قرار داده است.

اثر ياد شده از سه فصل تشكيل شده و هر يك از فصول آن داراي مقدمه و گفتارهايي است كه به موضوعات خاص آن فصل مي‌پردازد.

فصل اول كتاب، با عنوان 'روابط عمومي'، ابتدا به بيان تاريخچه روابط عمومي در ايران و جهان مي‌پردازد و سپس كاركردها و ويژگي‌هاي روابط عمومي در بخش دولتي و خصوصي را مورد مطالعه قرار مي‌دهد.

فصل دوم نيز با عنوان 'اثربخشي تكنيك‌هاي روابط عمومي'، موضوع اثربخشي و سنجش آن در روابط عمومي را مورد تأكيد قرار مي‌دهد‌.

فصل آخر كتاب نيز تلاشي است براي تدوين پيشنهاد و الگوي راهبردهاي اصلي روابط عمومي در ايران؛ اين الگو به پاس تلاش‌هاي مرحوم سيروس پارسا در حوزه روابط عمومي، به عنوان 'روابط عمومي پارسا' نام گرفته كه الگويي سازگار با ويژگي‌هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي جامعه ايران است.

اين كتاب با توجه به مشكلات روابط عمومي در ايران تدوين شده‌ و اميد است كه به عنوان الگويي كارآمد و مناسب مورد استفاده علاقه‌مندان و كارگزاران اين حوزه قرار گيرد.

كتاب روابط عمومي در ايران در291 صفحه و شمارگان 1500 نسخه با قيمت 35 هزار ريال از سوي دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها به بازار نشر آمد.

بازدید از صفحه اول

sendارسال به دوستان

printنسخه چاپی

برچسب ها: كتاب ، روابط عمومي در ايران ، منتشر

نظرات بینندگان

مجموعه كتابهاي تخصصي روابط عمومي

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

 

مجموعه کتاب های تخصصی روابط عمومی

مجموعه کتاب های تخصصی روابط عمومی که هر یک دربرگیرنده عناوین و موضوع های ویژه ای از سوی صاحب نظران روابط عمومی است، از سوی دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تدوین و منتشر شده است

روابط عمومی برتر
http://i10.tinypic.com/43elxzc.jpgفهرست مقالات این کتاب به شرح زیر است:
ـ تعریف روابط عمومی / پروین قویدل
ـ روند شکل گیری تعریف روابط عمومی / دکتر محمد حسن پرداخت چی
ـ ماهیت روابط عمومی / امیر علی خلج
ـ روابط عمومی و پیام رسانی / دکتر مهدی محسنیان راد
ـ روابط عمومی موثر / پروین قویدل
ـ مخاطب و مخاطب شناسی در روابط عمومی / علی میرسعید قاضی
ـ فرآیند کار در روابط عمومی / علی شیر کاکاوند
ـ نقش روابط عمومی در سازمان های برتر / ایرج سلطانی
ـ اصول اخلاقی و حرفه گرایی در روابط عمومی / سودابه نبئی
ـ بحث های جاری اخلاق روابط عمومی / محمد رضا حسن زاده
ـ ویژگی های کارگزار روابط عمومی / علی میرسعید قاضی
ـ سیستم کنترل و ارزیابی برنامه های روابط عمومی / سید محمد عباس زادگان
*تهیه کننده و ناشر: دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی (اداره هماهنگی روابط عمومی های کشور) / نوبت و سال انتشار: اول
۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۲۴۱ / قیمت: ۵۰۰۰ ریال

فنون روابط عمومی
http://i10.tinypic.com/4379100.jpgفهرست مقلات این کتاب به شرح زیر است:
ـ تبلیغات سیاسی / دکتر کاظم معتمد نژاد
ـ نگاه سیستمی به تبلیغات، اثر زیانبار تبلیغات بدون روابط عمومی / دکتر مهدی محسنیان راد
ـ متقاعد سازی، ترغیب و وادارسازی، فرآیندی برای تغییر نگرش / محمد علی حکیم آرا
ـ تبلیغات سیاسی / گیتا علی آبادی
ـ تبلیغات، روابط عمومی، ارتقای فروش در بازارهای جهانی / دکتر عبدالحمید ابراهیمی
ـ روابط عمومی، بازاریابی و تبلیغات / سودابه هاشمی
ـ یش نیاز یک روابط عمومی موفق؛ رضایت مصرف کنندگان، مشترکان و مراجعه کنندگان / علی میرسعید قاضی
ـ روابط عمومی در خدمت بورژوازی / استوارت ایوان
ـ نقش تبلیغات تجاری در رفتار مصرفی / دکتر محمد رضا رسولی
ـ چاپ و گرافیک در روابط عمومی
ـ شیوه های طراحی مجله / خسرو یحیایی
ـ نشریه داخلی تاثیرگذار / مهندس قربانعلی تنگشیر
ـ موانع و ضرورت های پژوهش در روابط عمومی / دکتر محمد رضا رسولی
ـ نظام پیشنهادات، پیش نیاز مدیریت مشارکتی در سازمان / محمد رضا نعیمی
*تهیه کننده و ناشر: دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی (اداره هماهنگی روابط عمومی های کشور) / نوبت و سال انتشار: اول
۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۲۹۰ / قیمت: ۵۰۰۰ ریال

چالش های روابط عمومی
http://i10.tinypic.com/2hzss4h.jpgفهرست مقالات این کتاب به شرح زیر است:
ـ بررسی ساختار فرهنگی کشور و نقش فرهنگ سازی روابط عمومی / دکتر علی اکبر فرهنگی
ـ ریشه تاریخی مشکلات روابط عمومی در ایران / دکتر مهدی محسنیان راد
ـ وضعیت روابط عمومی و مواجه با فضای ارتباطی جدید / دکتر مهدی محسنیان راد
ـ روابط عمومی، سیاست و رسانه ها / دکتر پرویز علوی
ـ مشکلات تشکیلاتی و ساختار سازمانی روابط عمومی / خسرو سلجوقی
ـ روابط عمومی در ایران و نوید آینده ای امید بخش / دکتر یحیی کمالی پور و دکتر مهدی محسنیان راد
ـ دولت پاسخگو و روابط عمومی پاسخگو / دکتر پرویز علوی
ـ نظام سیاسی روابط عمومی / دکتر پرویز علوی
*تهیه کننده و ناشر: دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی (اداره هماهنگی روابط عمومی های کشور) / نوبت و سال انتشار: اول
۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۱۵۰ / قیمت: ۵۰۰۰ ریال

مدیریت در روابط عمومی
http://i10.tinypic.com/2qn04yh.jpgفهرست مقالات این کتاب به شرح زیر است:
ـ روابط عمومي توانمند و تبديل محيط پيچيده به محيط مناسب / دكتر علي اكبر فرهنگي
ـ ساختار عملياتي روابط عمومي، تنوع در وظايف و تعدد در سازمان ها / ترجمه علي ميرسعيد قاضي
ـ برنامه ريزي در روابط عمومي / ترجمه امير علي خلج
ـ نقش روابط عمومي در بهينه سازي تصميم گيري هاي سازماني / دكتر علي اكبر فرهگي
ـ روابط عمومي و توسعه / دكتر علي اكبر فرهنگي
ـ مديريت استراتژيك روابط عمومي "نگرشي سه سويه" / دكتر ناصر ميرسپاسي
ـ تحليل روابط عمومي موجود در ميان ساختار، اثر بخشي و جنسيت / ترجمه ميترا كيوان مهر
ـ روابط عمومي و تكريم ارباب رجوع در سازمان / سيد رسول آقاداود
ـ مديريت بحران: علل شكست و موفقيت / الهام حسين زاده
ـ روابط عمومي و مديريت بحران در سازمان / سعيد ميرشاهي
ـ روابط عمومي و نحوه رويارويي با بحران / ترجمه پروين قويدل
ـ تبيين مديريت رابط مدار به مثابه نظريه اي عمومي / ترجمه دكتر پرويز علوي
*تهیه کننده و ناشر: دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی (اداره هماهنگی روابط عمومی های کشور) / نوبت و سال انتشار: اول
۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۲۸۲ / قیمت: ۵۰۰۰ ریال

روابط عمومی الکترونیک؛ اصول، مفاهیم، کارکردها 
http://i10.tinypic.com/2aklcu9.jpgفهرست مقالات این کتاب به شرح زیر است:
ـ روابط عمومی الکترونیک، چشم انداز ها و فرصت ها / مهدی مومنی نورآبادی
ـ روابط عمومی الکترونیک / حسین امامی رودسری
ـ تعامل روابط عمومی ها با رسانه ها / دکتر محمد مهدی فرقانی
ـ روابط عمومی دیجیتال / دکتر یونس شکرخواه
ـ شبکه فناوری اطلاعات / مسعود میرجعفری
ـ اینترنت و انتخاب منابع اطلاعاتی روابط عمومی / محمد رضا نعیمی
ـ روابط عمومی و اینترنت / محمد مهدی فتوره چی
ـ روابط عمومی اینترنتی / فصلنامه کارگزار روابط عمومی
ـ فن آوری نوین در روابط عمومی / احمد یحیایی ایله ای
ـ روابط عمومی رایانه ای در آینده / غلامرضا آذری
ـ ژئوپلتیک اطلاعات / دکتر فروغ عریضی
*تهیه کننده و ناشر: دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی (اداره هماهنگی روابط عمومی های کشور) ـ
۲۲۸۴۰۱۳۳ / نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۲۸۰ / قیمت: ۵۰۰۰ ریال

رسانه و كاربرد ورزش

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} ‌رسانه ها و كاربرد ورزش به منزله كالای فرهنگی   ‌ ‌مقدمه‌ راهيابي‌ تيم‌ ملي‌ فوتبال‌ ايران‌ به‌ جام‌ جهاني‌ فرانسه‌ كه‌ در هشتم‌ آذرماه‌ سال‌ جاري‌ و در مصاف‌ با تيم‌ استراليا ميسر شد، موجي‌ از شور و شعف‌ در ميان‌ قشرهاي‌ مختلف‌ مردم‌ تهران‌ و ديگر شهرهاي‌ كشور پديد آورد. واكنش‌ هيجاني‌ و نسبتاً‌ شديد مردم‌ در قبال‌ اين‌ موفقيت‌ ورزشي، مظهر آشكاري‌ از وجود افكار عمومي‌ قوي‌ در زمينة‌ ورزش، بويژه‌ بازيهاي‌ تيم‌ ملي‌ فوتبال‌ بود. اين‌ افكار عمومي‌ در طول‌ بيش‌ از دو ماهي‌ كه‌ مسابقات‌ جريان‌ داشت‌ به‌ تدريج‌ شكل‌ گرفت، گسترش‌ يافت‌ و در مسابقه‌ ايران‌ و استراليا به‌ اوج‌ خود رسيد. صرف‌ نظر از جنبه‌هاي‌ فني‌ مسابقات‌ ورزشي، شكل‌گيري‌ افكار عمومي‌ دربارة‌ اين‌ موضوع‌ از حوزه‌هاي‌ تحقيقي‌ مهم‌ براي‌ درك‌ چگونگي‌ عمل‌ فرهنگ‌ در يك‌ جامعه‌ است. صرف‌نظر از اين‌ بُعد، فوتبال، امروزه‌ يكي‌ از مصاديق‌ مهم‌ حوزه‌ «سرگرمي» به‌ حساب‌ مي‌آيد. سرگرمي‌ اكنون‌ خود در كانون‌ عرصة‌ فراغت‌ قرار گرفته‌ است. از اين‌رو، چه‌ از جهت‌ درك‌ ساز و كار گذران‌ ايام‌ فراغت، چه‌ از جهت‌ درك‌ نحوة‌ مصارف‌ فرهنگي‌ مردم، بررسي‌ و تحقيق‌ دربارة‌ چگونگي‌ ارتباط‌ مردم‌ با پديدة‌ فوتبال، بعنوان‌ يك‌ كالاي‌ فرهنگي، قدمي‌ مهم‌ براي‌ به‌ دست‌ دادن‌ تصويري‌ دقيق‌تر از فرهنگ‌ عامه‌(Popular Culture) است. نظرسنجي‌ حاضر در روزهاي‌ 12 و 13 آذرماه‌ و به‌ قصد ترسيم‌ تصويري‌ كلي‌ از تصورات‌ و عقايد مردم‌ دربارة‌ مسابقات‌ اخير تيم‌ ملي‌ فوتبال‌ و راهيابي‌ به‌ جام‌ جهاني‌ انجام‌ شده‌ است. اين‌ تصوير قطعه‌اي‌ از يك‌ پازل‌ بزرگ‌ است‌ كه‌ بخشي‌ از ساز و كار مصارف‌ فرهنگي‌ مردم‌ را مي‌تواند مشخص‌ نمايد. اين‌ نظرسنجي‌ را گروه‌ پژوهشي‌ آينده‌ انجام‌ داده‌ است. گزارش‌ اين‌ تحقيق‌ شامل‌ سه‌ بخش‌ اصلي‌ و دو پيوست‌ است. بخش‌ اول: درآمدي‌ بر جامعه‌شناسي‌ ورزش‌ با توجه‌ به‌ موقعيت‌ اجتماعي‌ ورزش‌ در كشور ماست. در اين‌ بخش‌ از تفاوتهاي‌ ورزش‌ در جهان‌ سنتي‌ با ورزش‌ در جهان‌ مدرن‌ و نهايتاً‌ تبديل‌ ورزش، از جمله‌ فوتبال، به‌ يك‌ كالاي‌ فرهنگي‌ بحث‌ مي‌شود. سپس‌ با بررسي‌ پيشينه‌هاي‌ همگاني‌ شدن‌ ورزش‌ فوتبال‌ در ايران‌ و جهان، واكنش‌ همگاني‌ مردم‌ در قبال‌ راهيابي‌ ايران‌ به‌ جام‌ جهاني‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد. در بخش‌ دوم: خود تحقيق، كه‌ پيمايش‌ نظرسنجي‌ است‌ و روش‌ آن‌ مورد بحث‌ قرار مي‌گيرد و مشخصات‌ فردي‌ پاسخگويان‌ اين‌ نظرسنجي‌ آورده‌ مي‌شود. در بخش‌ سوم: يافته‌هاي‌ تحقيق‌ در ميان‌ گذاشته‌ مي‌شود و پس‌ از توصيف‌ يافته‌هاي‌ حاصل‌ از پرسشهاي‌ نظرسنجي، روابط‌ متغيرهاي‌ مورد بررسي، تجزيه‌ و تحليل‌ مي‌شود. ‌ ‌بخش‌ اول‌ ‌ ‌درآمدي‌ بر جامعه‌شناسي‌ ورزش‌ ‌ ‌ورزش‌ مدرن، كالايي‌ فرهنگي‌ گرچه‌ مي‌توان‌ گفت‌ همه‌ جامعه‌هايي‌ كه‌ مي‌شناسيم‌ - خواه‌ در ادوار گذشته‌ تاريخ، خواه‌ در روزگار ما- با ورزش‌ و بازي‌ سر و كار داشته‌اند، اما ميان‌ اشكال‌ سنتي‌ ورزش‌ و بازي‌ در جامعه‌هاي‌ پيش‌ مدرن‌ و ورزش‌ در جامعه‌هاي‌ مدرن‌ تفاوتهاي‌ مهمي‌ وجود دارد. اين‌ تفاوتها جنبة‌ ماهوي‌ دارند.ورزش‌ مدرن‌ يكي‌ از محصولات‌ مهم‌ فرآيند مدرنيته‌ به‌شمار مي‌رود كه‌ به‌ لحاظ‌ ماهوي‌ آن‌ را از ورزش‌ در جهان‌ سنتي‌ جدا مي‌كند.در واقع‌ آنچه‌ درجامعه‌هاي‌ سنتي‌ ورزش‌ ناميده‌مي‌شود (و بيشتر با تعبير «بازي» سازگار است) فعاليتهايي‌ است‌ كه‌ دو كاركرد اصلي‌ دارد: تقويت‌ قواي‌ بدني‌ افراد و اجراي‌ مناسك‌ و آيين‌هاي‌ قومي، از جمله‌ مناسك‌ گذار.(Passing Rituals) اما در جامعه‌هاي‌ مدرن، ورزش‌ بيش‌ از آن‌كه‌ جنبة‌ تربيت‌ بدني‌ داشته‌ باشد يا به‌ صورت‌ آييني‌ اجرا شود، يك‌ كالاي‌ فرهنگي‌ است‌ كه‌ در زمان‌ فراغت‌ مصرف‌ مي‌شود. فراغت‌ يكي‌ از حوزه‌هاي‌ مهم‌ تمدن‌ جديد است‌ كه‌ با گسترش‌ خود، كم‌ و كيف‌ توليد فرهنگي‌ را هم‌ دگرگون‌ كرده‌ است. از جملة‌ اين‌ دگرگوني‌ها، پيدايش‌ حوزة‌ «سرگرمي» (در كنار دانش‌ و ادب‌ و هنر) است‌ كه‌ مركز توليد و مصرف‌ فرهنگي‌ ايام‌ فراغت‌ محسوب‌ مي‌شود. ورزش‌ مدرن‌ يكي‌ از كانونهاي‌ مهم‌ توليد و مصرف‌ سرگرمي‌ است‌ و از اين‌رو مي‌توان‌ آن‌ را كالايي‌ فرهنگي‌ قلمداد كرد. اكنون‌ بايد ديد چه‌ ويژگيهايي‌ ورزش‌ مدرن‌ را از ورزش‌ در جامعه‌هاي‌ سنتي‌ جدا مي‌كند و اين‌ ويژگيها چگونه‌ آن‌ را به‌ يك‌ كالاي‌ فرهنگي‌ تبديل‌ مي‌كند. ورزش‌ در جامعه‌هاي‌ ما قبل‌ مدرن‌ بيشتر جنبة‌ مشاركتي‌ داشته‌ است. به‌ اين‌ معني‌ كه‌ ارتباط‌ فرد با ورزش‌ عمدتاً‌ از طريق‌ شركت‌ عملي‌ و مستقيم‌ فرد در فعاليتها و عمليات‌ ورزشي‌ (بدني) برقرار مي‌شده‌ است. اما ورزش‌ مدرن، بسيار بيش‌ از آن‌كه‌ مشاركت‌ كننده‌ (يا به‌ اصطلاح‌ بازيكن) داشته‌ باشد، تماشاگر يا مخاطب‌(Audience) دارد. اگر 2 نفر در رينگ‌ مشت‌زني‌ يا 22 نفر در يك‌ ميدان‌ فوتبال‌ بازي‌ مي‌كنند، چند ميليارد نفر به‌ تماشاي‌ آن‌ مي‌پردازند. اكنون‌ تماشاگري‌ مسابقات‌ ورزشي، يك‌ نوع‌ فعاليت‌ اجتماعي‌ عمده‌ در حيطة‌ فعاليتهاي‌ فراغتي‌ محسوب‌ مي‌شود كه‌ صنايع‌ سرگرمي‌ را رونقي‌ فراوان‌ بخشيده‌ است. گذشته‌ از انتقال‌ ورزش‌ از حيطة‌ بازيگري‌ به‌ تماشاگري، خود «پديده‌ حاشيه‌اي» تماشاگري‌ ورزشي‌ در جهان‌ ماقبل‌ مدرن‌ نيز با اين‌ «پديدة‌ اصلي» در جهان‌ مدرن‌ تفاوتي‌ اساسي‌ دارد. اين‌ تفاوت‌ اساسي‌ به‌ دليل‌ حضور وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ و نقش‌ واسطه‌گري‌ آنها در انتقال‌ پديدة‌ تماشاگري‌ است. در جامعه‌هاي‌ ماقبل‌ مدرن، تماشاگري‌ (مخاطب‌ بودن) در عين‌ اهميت‌ كمتر نسبت‌ به‌ بازيگري، به‌ صورت‌ مستقيم‌ عملي‌ مي‌شد. اما اكنون‌ خيل‌ عظيمي‌ از تماشاگران‌ به‌ صورت‌ غيرمستقيم‌ و از طريق‌ رسانه‌هاي‌ همگاني‌ مخاطب‌ يا تماشاگر رويدادهاي‌ ورزشي‌اند. اين‌ موضوع‌ ورزش‌ مدرن‌ را به‌ حوزه‌ فرهنگ‌ عامه‌(Popular Culture) متصل‌ كرده‌ است. وجود رسانه‌هاي‌ نوين‌ فواصل‌ زماني‌ و مكاني‌ را هم‌ از ميان‌ برداشته‌ است‌ و مفهوم‌ جديدي‌ از «فضا» را پديد آورده‌ است. تماشاگري‌ ورزش‌ در جامعه‌هاي‌ پيش‌ مدرن‌ خصلت‌ محلي‌ داشت‌ و كاملاً‌ در حصار قيودات‌ زماني‌ بود و فقط‌ افراد واقع‌ در يك‌ مكان‌ محدود و در زماني‌ معين‌ مي‌توانستند مخاطب‌ آن‌ باشند. در دوران‌ مدرن، بويژه‌ در دهه‌هاي‌ اخير كه‌ پيشرفت‌ تكنولوژيهاي‌ ارتباطي‌ سرعتي‌ چشمگير يافته‌ است، محدوديتهاي‌ زماني‌ و مكاني‌ هم‌ مرتفع‌ شده‌ است. از اين‌رو، رويدادهاي‌ ورزشي‌ متعددي‌ را مي‌توان‌ سراغ‌ گرفت‌ كه‌ جمعيتهاي‌ ميلياردي‌ در اقصي‌ نقاط‌ عالم، با فواصل‌ مكاني‌ بسيار و در زمانهاي‌ متفاوتي‌ از دوران‌ زندگي‌ روزانه‌ شاهد و مخاطب‌ آنند. در اين‌ حال، مفهوم‌ جديدي‌ از فضاي‌ اجتماعي‌ پديد مي‌آيد كه‌ مرزهاي‌ مكاني‌ و زماني‌ فضاهاي‌ سنتي‌ را در هم‌ مي‌ريزد و يك‌ رويداد را از حالت‌ محلي‌ به‌ سطح‌ ملي‌ و بين‌المللي‌ مي‌برد و آن‌ را «جهاني» مي‌كند، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ با وجود زندگي‌ در مكانها و زمانهاي‌ (طبيعي‌ و اجتماعي) متفاوت، افراد احساس‌ مي‌كنند در يك‌ فضاي‌ تجربة‌ اجتماعي‌ مشترك‌ با ساير مردم‌ جهان‌ به‌ سر مي‌برند. جهاني‌ شدن‌ ورزش‌ كه‌ از طريق‌ فرآيندهاي‌ رسانه‌اي‌ ممكن‌ شده‌ است‌ به‌ سرعت‌ توجه‌ اهل‌ سياست‌ را به‌ خود جلب‌ كرده‌ است. ورزش‌ در گذشته، عمدتاً‌ به‌ دليل‌ ماهيت‌ بازيگرانة‌ آن، فاقد جنبه‌هاي‌ سياسي‌ مهم‌ بود. اما اكنون‌ كه‌ مي‌توان‌ در آنِ‌ واحد عدة‌ كثيري‌ را با آن‌ مشغول‌ داشت، مشغوليتي‌ كه‌ نه‌ از طريق‌ مشاركت‌ و بازيگري‌ كه‌ از طريق‌ تماشاگري‌ حاصل‌ مي‌شود، پس‌ مي‌توان‌ از آن‌ بعنوان‌ ابزاري‌ براي‌ تبليغات‌ سياسي‌ در سطح‌ ملي، و مهم‌تر از آن‌ در سطوح‌ بين‌المللي، استفاده‌ كرد. استفاده‌ دولتها - و گاه‌ جنبش‌هاي‌ اجتماعي‌ - از ورزش، آن‌ را از حالت‌ فردي‌ به‌ در آورده‌ است. ورزش‌ در اشكال‌ سنتي‌ آن‌ عمدتاً‌ به‌ صورت‌ فردي‌ دنبال‌ مي‌شده‌ است. ورزشها يا بازي‌هاي‌ گروهي‌ نيز از طريق‌ گروههايي‌ با هويتهاي‌ طبيعي‌ پيشين‌ و در هر حال‌ مستقل‌ از هويت‌ ورزشي‌ آنان‌ برقرار مي‌شده‌ است. حال‌ آن‌كه‌ ورزش‌ مدرن، حتي‌ در شكل‌ ورزشهاي‌ فردي، كاملاً‌ سازمان‌ يافته‌ است‌ و شكل‌ جمعي‌ آن‌ مبتني‌ بر هويتهاي‌ قراردادي‌ - در قالب‌ تيمهاي‌ ورزشي‌ - است. يكي‌ از سازمان‌ دهندگان‌ مهم‌ ورزش، دولتهايي‌ هستند كه‌ گاه‌ از سر كاركردهاي‌ اجتماعي‌ ورزش‌ و گاه‌ از سر مقاصد تبليغات‌ سياسي‌ به‌ آن‌ علاقه‌ نشان‌ مي‌دهند. عامل‌ ديگري‌ كه‌ ورزش‌ مدرن‌ را از ورزش‌ سنتي‌ متمايز مي‌كند، پديده‌ حرفه‌اي‌ شدن‌ يا تجارتي‌ شدن‌(Commercialization) آن‌ است. ورزش‌ در جامعه‌هاي‌ سنتي‌ عمدتاً‌ براي‌ افزايش‌ قدرت‌ جسمي، يا به‌ صورت‌ بازيهايي‌ كه‌ جنبة‌ آييني‌ پيدا كرده‌ بود، دنبال‌ مي‌شد و در هر حال‌ معطوف‌ به‌ بازار مصرف‌ نبود. ورزش‌ امروزي‌ همان‌ تفاوتي‌ را با ورزش‌ سنتي‌ دارد كه‌ اقتصاد مدرن‌ با اقتصاد معيشتي‌ (سنتي) دارد. همچنان‌ كه‌ توليد اقتصادي‌ در جامعه‌هاي‌ پيش‌ مدرن‌ معطوف‌ به‌ رفع‌ نيازهاي‌ معيشتي‌ خانوار بود، ورزش‌ سنتي‌ هم‌ به‌ قصد بهره‌برداري‌ شخصي‌ انجام‌ مي‌شد. توليد در ورزش‌ مدرن، همانند اقتصاد مدرن، معطوف‌ به‌ بازار و در نتيجه‌ معطوف‌ به‌ مصرف‌ كننده‌ است. مصرف‌ كنندگان‌ ورزش‌ همان‌ مخاطبان‌ يا تماشاگران‌ هستند. آنان‌ با پرداخت‌ مستقيم‌ هزينة‌ بليط‌ براي‌ تماشاي‌ بازيها، يا از طريق‌ رسانه‌هاي‌ گروهي، توليد ورزشي‌ را ابتياع‌ مي‌كنند. به‌ علاوه‌ توليدات‌ حاشيه‌اي‌ اين‌ بازار، يعني‌ محصولات‌ تبليغي‌ ورزشي‌ (پيراهن، كفش، پوستر و...) نيز توسط‌ اين‌ مصرف‌ كنندگان‌ خريداري‌ مي‌شود. رسانه‌هاي‌ همگاني‌ و سازمانهاي‌ ورزشي‌ و اقتصادي‌ كه‌ نقش‌ توزيع‌ كنندگان‌ كالاي‌ توليدي‌ را دارند از طريق‌ فروش‌ به‌ مصرف‌ كنندة‌ نهايي‌ سود مي‌برند. مطلوبيت‌ كالاي‌ ورزشي‌ براي‌ مصرف‌ كنندة‌ نهايي‌ نيز لذتي‌ است‌ كه‌ براي‌ ايام‌ فراغت‌ خود جستجو مي‌كند. توليدكنندگان‌ اين‌ كالا هم‌ ورزشكاران‌ يا بازيگران‌ و سازمان‌ دهندگان‌ اين‌ توليد، سازمانهاي‌ ورزشي‌ اند كه‌ عمدتاً‌ در قالب‌ باشگاههاي‌ ورزشي‌ عمل‌ مي‌كنند. اين‌ شكل‌ از توضيح‌ سازو كارهاي‌ فرآيند ورزش‌ ضمناً‌ مي‌تواند توضيح‌ دهد چگونه‌ ساز و كار بازار مي‌تواند به‌ تخصيص‌ بهينة‌ منابع‌ و در نتيجه‌ نهايت‌ رضايت‌ اجتماعي‌ ممكن‌ توليد كننده، توزيع‌ كننده‌ و مصرف‌ كننده‌ منجر شود. حال‌ آن‌كه‌ در نظامهاي‌ ورزشي‌ كه‌ با ساز و كار بازار بيگانه‌ بودند (كشورهاي‌ بلوك‌ شرق‌ و نيز كشورهاي‌ با برنامه‌ريزي‌ متمركز در جهان‌ سوم) و ساز و كارهاي‌ دولتي‌ يا به‌ اصطلاح‌ تصميمات‌ غيراقتصادي‌ منشأ اثر بودند، ورزش‌ قهرماني‌ نتوانست‌ از پيشرفت‌ پايداري‌ برخوردار باشد و به‌ دنبال‌ فروپاشي‌ نظام‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ آنها، نظام‌ ورزشي‌ و در نتيجه‌ توليدات‌ ورزشي‌ آنها نيز رو به‌ افول‌ گذاشت. وجود نظام‌ بازار و ساز و كارهاي‌ خود به‌ خودي‌ آن‌ يا حتي‌ دخالت‌ دولت‌ مدرن‌ در امر ورزش‌ و به‌ اين‌ ترتيب‌ نياز سياسي‌ و اجتماعي‌ دولت‌ به‌ سازماندهي‌ ورزش‌ در نهايت‌ منجر به‌ تخصصي‌ شدن‌ ورزش‌ مدرن‌ شده‌ است. ورزش‌ در شكل‌ سنتي‌ آن‌ به‌ دليل‌ خصلت‌ فردي‌ (غير سازماني‌ و معطوف‌ به‌ بهره‌برداري‌ شخصي) از امكان‌ تخصصي‌ شدن‌ و تفكيك‌ نقشها برخوردار نبود. اين‌ ورزش‌ مدرن‌ سازماندهي‌ شده‌ معطوف‌ به‌ بازار است‌ كه‌ ضرورتاً‌ پاي‌ تفكيك‌ نقشها و تخصصي‌ شدن‌ را به‌ ميان‌ كشيده، به‌ نحوي‌ كه‌ در يك‌ سازمان‌ ورزشي‌ انواع‌ و اقسام‌ تخصصهاي‌ مختلف‌ را - كه‌ اغلب‌ واجد پشتوانه‌هاي‌ علمي‌ لازمند- مي‌توان‌ سراغ‌ گرفت‌ و يافت. تفاوتهاي‌ ياد شده‌ ميان‌ ورزش‌ در جهان‌ سنتي‌ و ورزش‌ در جهان‌ مدرن‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ شباهت‌ سازو كارهاي‌ ورزش‌ مدرن‌ با سازو كارهاي‌ جهان‌ مدرن، بيش‌ از شباهت‌ ساز و كارها و كاركردهاي‌ ورزش‌ سنتي‌ و ورزش‌ مدرن‌ است. يكي‌ از مهم‌ترين‌ لوازم‌ جهان‌ مدرن‌ كه‌ از پيامدهاي‌ سلطة‌ عقلانيت‌ ابزاري‌ است، تلاش‌ براي‌ «كالايي‌ كردن» همه‌ چيز است. در اين‌ جهان‌ همانطور كه‌ «اثر» فرهنگي‌ به‌ «كالاي» فرهنگي‌ تبديل‌ مي‌شود، ورزش‌ هم‌ از فعاليت‌ به‌ كالا تبديل‌ مي‌شود و از صورت‌ فعاليتي‌ كه‌ صرفاً‌ در جهت‌ گسترش‌ ظرفيتهاي‌ خلاقانه‌ انسان‌ عمل‌ مي‌كند، خارج‌ مي‌گردد. از همين‌ روست‌ كه‌ اكنون‌ ورزش‌ آماتوري‌ تنها در پرتو ورزش‌ حرفه‌اي‌ به‌ حيات‌ خود ادامه‌ مي‌دهد تا جايي‌ كه‌ حتي‌ «المپيك»، كه‌ با فلسفه‌اي‌ آماتوري‌ ايجاد شد، ميدان‌ مهمي‌ براي‌ ورزش‌ حرفه‌اي‌ شده‌ است. زيرا عقلانيت‌ همه‌ حوزه‌ها را به‌ زير نفوذ منطق‌ خود كشيده‌ و تا آن‌جا كه‌ ميسر شده، فعاليت‌ را به‌ كالا تبديل‌ كرده‌ است. ورزش‌ نيز از اين‌ دايره‌ بيرون‌ نيست‌ و بر همين‌ اساس‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ مدرن‌ شدن‌ ورزش‌ به‌ منزلة‌ تبديل‌ شدن‌ آن‌ به‌ كالاست. كالايي‌ كه‌ چون‌ در عرصة‌ فراغت‌ مصرف‌ مي‌شود و معطوف‌ به‌ افزايش‌ لذت‌ يا تخيل‌ يا آگاهي‌ است، مي‌توان‌ آن‌ را كالايي‌ فرهنگي‌ دانست. بايد افزود كه‌ فوتبال‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ انواع‌ كالاي‌ فرهنگي‌ ورزشي‌ در جهان‌ امروز است. اهميت‌ يافتن‌ فوتبال‌ بعنوان‌ كالايي‌ فرهنگي‌ كه‌ مورد مصرف‌ همگان‌ قرار مي‌گيرد، زمينه‌ را براي‌ تبديل‌ فوتبال‌ به‌ موضوعي‌ عمومي‌ كه‌ همگان‌ را با درجات‌ و كيفيت‌هاي‌ متفاوت‌ درگير مي‌كند، فراهم‌ آورده‌ است. ‌ ‌پيشينه‌ همگاني‌ شدن‌ فوتبال‌ تبديل‌ شدن‌ مسابقات‌ ورزشي، بويژه‌ فوتبال، به‌ يك‌ موضوع‌ ملي‌ و عمومي، هم‌ در ايران‌ هم‌ در ساير كشورها، پيشينه‌هاي‌ متعدد دارد. در كشورهاي‌ آمريكاي‌ مركزي‌ و جنوبي‌ كه‌ فوتبال‌ در حالت‌ عادي‌ هم‌ يك‌ مسأله‌ ملي‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد، در دهه‌ 70 ميلادي‌ شاهد جنگ‌ كوتاه‌ مدت‌ دو كشور السالوادور و گواتمالا بر سر مسابقه‌ فوتبال‌ بوده‌ايم. آشوبهاي‌ خياباني‌ به‌ دنبال‌ مسابقات‌ فوتبال‌ واقعه‌اي‌ مكرر بوده‌ است. به‌ قتل‌ رساندن‌ داوراني‌ كه‌ به‌ نظر عده‌اي‌ به‌ درستي‌ سوت‌ نزده‌اند نيز در اين‌ كشورها بي‌ سابقه‌ نبوده‌ است. به‌ ياد داريم‌ كه‌ پس‌ از جام‌ جهاني‌ آمريكا (1994) «اسكوبار» مدافع‌ تيم‌ ملي‌ كلمبيا بخاطر گلي‌ كه‌ در مسابقه‌ با آمريكا اشتباهاً‌ وارد دروازة‌ تيم‌ خودي‌ كرده‌ بود به‌ قتل‌ رسيد. استفاده‌ رژيمهاي‌ نظامي‌ آمريكاي‌ لاتين‌ از فوتبال‌ در دهه‌هاي‌ 60 و 70 ميلادي‌ دايماً‌ موضوع‌ انتقاد جنبش‌هاي‌ مخالف‌ بود. كار تا جايي‌ اوج‌ گرفت‌ كه‌ اين‌ جنبشها نيز درصدد استفاده‌ از فوتبال‌ عليه‌ رژيمهاي‌ نظامي‌ برآمدند. «پله» كه‌ به‌ عقيدة‌ ناظران‌ ورزشي‌ بهترين‌ فوتباليست‌ تاريخ‌ به‌ شمار مي‌رود، در دولت‌هاي‌ جديد برزيل‌ وزير ورزش‌ بوده‌ است. رئيس‌ اين‌ دولت، هنريك‌ ف. كاردوزو است‌ كه‌ از اولين‌ اقتصاددانان‌ نظريه‌پرداز مخالف‌ رژيمهاي‌ وابسته‌ به‌ آمريكا بود. نظريه‌ وابستگي‌ از ميان‌ اين‌ قبيل‌ اقتصاددانان‌ كه‌ در كميسيون‌ اقتصادي‌ آمريكاي‌ لاتين‌ موسوم‌ به‌ اِكلا(ECLA) گرد آمده‌ بودند، نشو و نما كرد. در ساير كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌ نيز استفاده‌هاي‌ متقابل‌ دولت‌ و مخالفان‌ از فوتبال‌ رواج‌ داشته‌ است. پيروزي‌ تيم‌ ملي‌ الجزاير بر آلمان‌ در جام‌ جهاني‌ 1982 موجي‌ از شادماني‌ ملي‌ در الجزاير به‌ دنبال‌ داشت‌ كه‌ دولت‌ از آن‌ بهره‌برداري‌ فراوان‌ كرد. اين‌ وضع‌ در مورد موفقيت‌ مغرب‌ در دو جام‌ جهاني‌ قبل‌ هم‌ عيناً‌ تكرار شد. كشورهاي‌ حوزه‌ خليج‌فارس‌ مدتهاست‌ كه‌ از پيروزي‌هاي‌ تيمهايشان‌ در مقابل‌ فوتبال‌ ايران‌ بهره‌برداري‌هاي‌ سياسي‌ - تبليغي‌ مي‌كنند. مسابقات‌ ايران‌ و عراق‌ در دو دهه‌ اخير نيز با اين‌ جنبه‌ها در هم‌ آميخته‌ است. رودررويي‌ كره‌ جنوبي‌ و كره‌ شمالي‌ هم‌ معمولاً‌ با تبليغات‌ سياسي‌ طرفين‌ همراه‌ بوده‌ است. موضوع‌ سياسي‌ شدن‌ و ملي‌ شدن‌ فوتبال‌ صرفاً‌ به‌ كشورهاي‌ جهان‌ سومي‌ محدود نمي‌شود. پيش‌ از جنگ‌ دوم‌ جهاني، روياروييهاي‌ انگليس‌ و فرانسه‌ و فرانسه‌ و آلمان‌ به‌ دليل‌ سابقة‌ اختلافات‌ و جنگهاي‌ گذشته‌ دايماً‌ با تنش‌هاي‌ سياسي‌ در سطح‌ ملي‌ همراه‌ بود. اين‌ تنشها پس‌ از جنگ‌ به‌ مسابقات‌ ميان‌ آلمان‌ با ساير كشورهاي‌ متفق‌ در جنگ‌ هم‌ تسري‌ پيدا كرد. قهرماني‌ تيم‌ ملي‌ آلمان‌ در جام‌ جهاني‌ 1954 نوعي‌ پيروزي‌ ملي‌ براي‌ آلمانهاي‌ شكست‌ خورده‌ در جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ قلمداد مي‌شد. فينال‌ جام‌ جهاني‌ 1966 ميان‌ انگلستان‌ و آلمان‌ به‌ يك‌ جنگ‌ حيثيتي‌ تبديل‌ شده‌ بود. بخاطر گل‌ بحث‌ برانگيز «جف‌ هرست» فوروارد انگليسي‌ كه‌ با تأييد كمك‌ داور روسي‌ قبول‌ شناخته‌ شد، آلمانها شكست‌ خوردند، اما بحث‌ و جنجال‌ بر سر اين‌ مسابقه‌ بيش‌ از يك‌ دهه‌ ادامه‌ يافت. رويارويي‌ كشورهاي‌ بلوك‌ شرق‌ و غرب‌ در ميادين‌ فوتبال‌ بويژه‌ در فضاي‌ جنگ‌ سرد و حتي‌ پس‌ از امضاي‌ پيمانهاي‌ مشهور به‌ «سالت»، هميشه‌ جنبه‌ سياسي‌ پيدا مي‌كرد. مسابقه‌ حساس‌ آلمان‌ غربي‌ و شرقي‌ در جام‌ جهاني‌ 1974، كه‌ به‌ سود آلمان‌ شرقي‌ پايان‌ يافت‌ موجب‌ بهره‌برداري‌هاي‌ سياسي‌ در شرق‌ و بحث‌ و مجادلات‌ در غرب‌ شد. مسابقه‌ انگلستان‌ و آرژانتين‌ پس‌ از جنگ‌ دو كشور بر سر جزاير مالويناس‌ نيز كه‌ به‌ سود آرژانتين‌ پايان‌ يافت، براي‌ انگليسيها نوعي‌ سرشكستگي‌ ملي‌ به‌ بار آورد و در آرژانتين‌ با جشن‌ و سرور ملي‌ همراه‌ شد. با پايان‌ يافتن‌ قرعه‌ كشي‌ مسابقات‌ جام‌ جهاني‌ آينده‌ و مشخص‌ شدن‌ هم‌گروهي‌ ايران‌ وآمريكا، با وجود آن‌كه‌ حدود شش‌ ماه‌ تا زمان‌ شروع‌ مسابقات‌ فرصت‌ باقي‌ بود، از همان‌ ابتدا اين‌ مسابقه‌ ابعاد سياسي‌ پيدا كرد. اگر در گذشته‌ سياستمداران‌ به‌ صورت‌ پنهان‌ و حتي‌ گاه‌ منفعل، از سياست‌ بهره‌برداري‌ مي‌كرده‌اند، اكنون‌ مدتهاست‌ كه‌ به‌ صورتي‌ آشكار از فوتبال‌ و محبوبيت‌ فوتباليستها استفاده‌هاي‌ سياسي‌ مي‌كنند. حضور رؤ‌ساي‌ جمهور يا دولت‌ در مسابقات‌ حساس‌ ملي‌ و نيز استفاده‌ آنان‌ از نامهاي‌ مطرح‌ ورزشي‌ در رقابتهاي‌ انتخاباتي‌ ديگر امري‌ شايع‌ شده‌ است. برلوسكوني‌ ايتاليايي‌ كه‌ مدتي‌ به‌ نخست‌ وزيري‌ ايتاليا رسيد، گذشته‌ از سرمايه‌هاي‌ كلان‌ انتخاباتي‌ مديون‌ پيروزيهاي‌ ممتد تيم‌ آ. ث‌ ميلان‌ بود، يعني‌ باشگاهي‌ كه‌ او رياستش‌ را بر عهده‌ داشت. در كشور خودمان‌ هم‌ تبديل‌ شدن‌ فوتبال‌ به‌ مسأله‌اي‌ عمومي‌ سابقه‌دار است. هنگامي‌ كه‌ تيم‌هاي‌ ملي‌ فوتبال‌ ايران‌ و اسرائيل‌ در فينال‌ جام‌ ملتهاي‌ آسيا در سال‌ 1347 (1968) رودرروي‌ هم‌ قرار گرفتند و ايران‌ با گل‌ پرويز قليچ‌خاني‌ به‌ پيروزي‌ رسيد، خيابانهاي‌ تهران‌ به‌ ميدان‌ تظاهرات‌ مردمي‌ تبديل‌ شد كه‌ بيش‌ از قهرماني‌ از پيروزي‌ بر اسرائيل‌ خوشحالي‌ مي‌كردند. اسرائيل‌ يك‌ سال‌ پيش‌ از آن‌ در جنگ‌ 6 روزه‌ (ژوئن‌ 1967) به‌ چند كشور عربي‌ حمله‌ور شده‌ و سرزمينهاي‌ زيادي‌ را به‌ اشغال‌ خود درآورده‌ بود. پس‌ از اين‌ مسابقه‌ بود كه‌ قليچ‌خاني‌ به‌ يكي‌ از محبوب‌ترين‌ فوتباليستهاي‌ ايران‌ تبديل‌ شد و بعدها از جنبش‌ دانشجويي‌ مخالف‌ رژيم‌ شاه‌ سر در آورد. اين‌ همه‌ در حالي‌ بود كه‌ رژيم‌ شاه، از تبديل‌ جشن‌ پيروزي‌ به‌ يك‌ تظاهرات‌ سياسي، در نگراني‌ به‌ سر مي‌برد. برخي‌ شواهد از تلاش‌ مخالفان‌ براي‌ اين‌ منظور حكايت‌ مي‌كند. محدود بودن‌ ارتباطات‌ در سطح‌ ملي‌ اجازه‌ نداد كه‌ اين‌ موضوع‌ به‌ سرعت‌ و همزمان‌ تبديل‌ به‌ يك‌ مسأله‌ در سطح‌ كشور شود و عمدة‌ تحركات‌ به‌ تهران‌ محدود شد. اين‌ مرور كوتاه‌ و گسسته‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ صرف‌ پيروزي‌ در يك‌ مسابقه‌ يا يك‌ سلسله‌ از مسابقات، هر چند هم‌ مهم، نمي‌تواند از فوتبال‌ يك‌ موضوع‌ بحث‌ و حركت‌ ملي‌ بسازد. كشورهاي‌ آمريكاي‌ مركزي‌ كه‌ بر سر فوتبال‌ جنگيدند، از ضعيف‌ترين‌ تيم‌هاي‌ آن‌ سالها محسوب‌ مي‌شدند و مسابقه‌ آنان‌ هم‌ سرنوشت‌ ساز نبود؛ كلمبيا در صورت‌ نباختن‌ به‌ آمريكا حداكثر مي‌توانست‌ به‌ دور بعدي‌ راه‌ پيدا كند، الجزاير و مغرب‌ حتي‌ به‌ دور بعدي‌ بازيها هم‌ نرسيدند و آرژانتين‌ در سالي‌ كه‌ انگلستان‌ را شكست‌ داد، مقامي‌ در خور نيافت. ايران‌ هم‌ پيش‌ از پيروزي‌ سال‌ 1347 بر اسرائيل، يك‌ بار پس‌ از شكست‌ سنگين‌ چهار بر صفر مقابل‌ اين‌ تيم‌ (1337) توانسته‌ بود به‌ تلافي‌ آن‌ در سال‌ بعد سه‌ بر صفر به‌ پيروزي‌ برسد. يا پس‌ از قهرماني‌ در آن‌ سلسله‌ از مسابقات‌ جام‌ ملتهاي‌ آسيا دو بار ديگر نيز در سالهاي‌ 1972 و 1976 به‌ مقام‌ قهرماني‌ جام‌ ملتها و در سالهاي‌ 1974 و 1990 به‌ مقام‌ قهرماني‌ بازيهاي‌ آسيايي‌ رسيد. اما هيچ‌گاه‌ اين‌ پيروزي‌ها و حتي‌ راهيابي‌ به‌ جام‌ جهاني‌ نتوانست‌ فوتبال‌ را در زمان‌ پيروزي‌ بر اسرائيل‌ يا موفقيت‌ اخير در برابر استراليا به‌ يك‌ مسأله‌ همگاني‌ تبديل‌ كند، با اين‌كه‌ در مقايسه‌ مي‌توان‌ به‌ ياد آورد كه‌ راهيابي‌ ايران‌ به‌ جام‌ جهاني‌ 1978 - كه‌ اتفاقاً‌ براي‌ اولين‌ بار بود- با پيروزي‌ بر استراليا در تهران‌ حاصل‌ شد. اين‌ پيروزي‌ نيز جنبه‌ انتقامي‌ داشت، زيرا چهار سال‌ پيش‌ از آن، ايران‌ در دو بازي‌ رفت‌ و برگشت‌ با شكست‌ تلخ‌ سه‌ بر دو در مقابل‌ استراليا از راهيابي‌ به‌ جام‌ جهاني‌ باز مانده‌ بود. ‌ ‌تحليلي‌ از واكنش‌ همگاني‌ چنان‌ كه‌ گفته‌ شد، صرف‌ انجام‌ يك‌ مسابقة‌ فوتبال‌ و حتي‌ نتيجة‌ آن، نمي‌تواند آن‌ را به‌ موضوعي‌ همگاني‌ تبديل‌ كند، مسابقه‌ ايران‌ و استراليا هم‌ از اين‌ بابت‌ مستثنا نيست. در واقع‌ به‌ نظر مي‌رسد عواملي‌ ديگر دست‌ در كار عمومي‌ شدن‌ فوتبال‌ و واكنش‌ همگاني‌ در قبال‌ آن‌ بوده‌ است. در اين‌ فصل‌ دو دسته‌ از عوامل‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد: الف) عوامل‌ زمينه‌اي‌ ب) عوامل‌ موردي‌ در بحث‌ از عوامل‌ زمينه‌اي، پس‌ از پديدة‌ جهاني‌ شدن‌ فوتبال‌ و تأثير آن‌ بر اهميت‌ يافتن‌ فوتبال‌ بعنوان‌ يك‌ كالاي‌ فرهنگي‌ جهاني، تأثير رسانه‌ها بر همگاني‌ شدن‌ فوتبال‌ و نيز وضعيت‌ فراغت‌ در جامعه‌ ما بعنوان‌ عوامل‌ زمينه‌اي‌ ديگر تجزيه‌ و تحليل‌ مي‌شود. صرف‌نظر از عوامل‌ زمينه‌اي‌ كه‌ نشانگر چگونگي‌ آمادگي‌ بالقوه‌ جامعه‌ براي‌ ابراز واكنش‌ همگاني‌ در قبال‌ فوتبالند، عوامل‌ موردي‌ هم‌ وجود دارند كه‌ مي‌توانند آن‌ آمادگي‌هاي‌ بالقوه‌ را به‌ فعليت‌ برسانند و عملاً‌ موجب‌ بروز واكنش‌ همگاني‌ شوند. چنان‌ كه‌ پيداست، عوامل‌ موردي، مخصوص‌ يك‌ وضعيت‌ خاص‌ هستند. در اين‌ زمينه‌ به‌ عوامل‌ موردي‌ كه‌ بر همگاني‌ شدن‌ واكنش‌ در قبال‌ پيروزي‌ در مقابل‌ استراليا و راهيابي‌ به‌ جام‌ جهاني‌ تأثير گذاشته‌اند، اشاره‌ مي‌شود. ‌ ‌الف) عوامل‌ زمينه‌اي‌ 1- جهاني‌ شدن‌ فوتبال‌ فرآيند جهاني‌ شدن‌(Globalization) اكنون‌ حوزه‌ فرهنگ‌ را در سيطره‌ خود گرفته‌ است. ديگر در ميان‌ كمتر قوم‌ و ملتي‌ مي‌توان‌ از فرهنگ‌ خالص‌ و ناب‌ سراغ‌ گرفت. حتي‌ جوامع‌ دور افتاده‌ و غيرقابل‌ دسترس‌ پيشين‌ نيز، امروزه‌ مصرف‌ كنندة‌ محصولات‌ فرهنگهاي‌ ديگرند. محصولاتي‌ كه‌ حتي‌ اگر جزء محصولات‌ فرهنگي‌ قرار نگيرند، حامل‌ رمزهاي‌Codes) ) فرهنگي‌اند و با خود فرهنگ‌ اقوام‌ و ملل‌ توليد كننده‌ را حمل‌ مي‌كنند. علاوه‌ بر ممزوج‌ شدن‌ فرهنگهاي‌ ملي‌ و قومي‌ به‌ يكديگر، فرهنگي‌ جهاني‌ هم‌ در حال‌ شكل‌ گرفتن‌ است‌ كه‌ حاصل‌ و برآيند اين‌ تبادلات‌ فرهنگي‌ در بازار بين‌المللي‌ فرهنگ‌ است. البته‌ در اين‌ بازار همه‌ اقوام‌ و ملل‌ سهمي‌ يكسان‌ ندارند و بسته‌ به‌ موقعيتشان‌ در توليد اين‌ فرهنگ‌ جهاني‌ از سهمي‌ بيشتر يا كمتر برخوردارند. گرچه‌ مي‌توان‌ مدعي‌ شد كه‌ اين‌ نحوه‌ از تبادلات‌ ميان‌ فرهنگها پيشينه‌اي‌ ديرينه‌ دارد و داد و ستد ميان‌ فرهنگها امري‌ تاريخي‌ است، اما دو بُعد از اين‌ مبادلات، فرآيند تبادل‌ فرهنگي‌ را در عصر حاضر با گذشته‌ به‌ كلي‌ متمايز مي‌كند. بُعد اول‌ مربوط‌ به‌ ويژگيهاي‌ خود اين‌ فرآيند در عصر حاضر است. در گذشته‌اي‌ نه‌ چندان‌ دور، مبادلات‌ فرهنگي‌ از سه‌ خصيصة‌ «كندي»، «ناپيوستگي» و «محدوديت» برخوردار بود. حال‌ آن‌كه‌ در دهة‌ آخر قرن‌ بيستم‌ ميلادي، كندي‌ جاي‌ خود را به‌ «شتاب»، ناپيوستگي‌ جاي‌ خود را به‌ «تداوم» و پيوستگي‌ داده‌ است‌ و «گستردگي» جانشين‌ محدوديت‌ شده‌ است. گستردگي‌ همان‌ خصيصه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ جهاني‌ شدن‌ فرهنگ‌ ميدان‌ داده‌ و شتاب‌ و تداوم‌ هم‌ آن‌ را تحكيم‌ كرده‌اند. روابط‌ فرهنگي‌ امروز، گسترده‌ است، زيرا محصولات‌ فرهنگي‌ اقوام‌ و ملل‌ مختلف‌ به‌ راحتي‌ توسط‌ اقوام‌ و ملل‌ ديگر در فواصلي‌ بسيار دور با پيشينه‌ها و بنيادهاي‌ فرهنگي‌ به‌ كلي‌ متفاوت‌ مصرف‌ مي‌شود. به‌ علاوه‌ به‌ لطف‌ پوششي‌ كه‌ تكنولوژي‌هاي‌ جديد ارتباطي‌ برقرار كرده‌اند، محصولات‌ فرهنگي‌ توليد شده‌ با سرعتي‌ روزافزون‌ به‌ حوزه‌هاي‌ فرهنگي‌ ديگر انتقال‌ مي‌يابند. همين‌ انقلاب‌ تكنولوژي‌هاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ به‌ تبادل‌ محصولات‌ فرهنگي‌ تداوم‌ مي‌بخشد و مانع‌ وقفه‌ در آن‌ مي‌شود. اگر در گذشته‌ محدوديتهاي‌ جغرافيايي‌ يا سياسي‌ مانع‌ تبادل‌ فرهنگي‌ اقوام‌ و ملل‌ مي‌شد و در آن‌ وقفه‌ مي‌انداخت‌ يا از سرعت‌ آن‌ مي‌كاست، امروزه‌ به‌ مدد پيشرفتهاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي، كندي‌ و ناپيوستگي‌ با شتاب‌ و تداوم‌ جايگزين‌ شده‌اند. بُعد ديگري‌ از تفاوت‌ فرآيند مبادلات‌ فرهنگي‌ عصر حاضر با اعصار پيشين‌ به‌ محتواي‌ اين‌ فرآيند تبادل‌ مربوط‌ مي‌شود. محصولات‌ فرهنگي، در گذشته‌ حامل‌ محتواي‌ معرفتي، هنري‌ و ادبي‌ بودند. در واقع‌ محصولات‌ فرهنگي‌ يا موجب‌ انتقال‌ و داد و ستد دانش‌ و معرفت‌ مي‌شدند يا آثار هنري‌ و ادبي‌ را به‌ مبادله‌ مي‌گذاشتند. اما تمدن‌ صنعتي‌ با خود «فراغت»را به‌ همراه‌ آورد و فراغت‌ با توليد محصولات‌ فرهنگي‌ جديدي‌ به‌ نام‌ «سرگرمي» به‌ نيازهاي‌ زندگي‌ جديد پاسخ‌ داد. ورزش‌ و تفريح‌ مهم‌ترين‌ محصولات‌ حوزة‌ سرگرمي‌ محسوب‌ مي‌شوند. گرچه‌ سرگرمي‌ و محصولات‌ آن، يعني‌ ورزش‌ و تفريح‌ وامدار دانش‌ و هنرند، اما ماهيتي‌ متفاوت‌ دارند، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اكنون‌ مي‌توان‌ گفت‌ ما با چهار نوع‌ محصول‌ عمده‌ فرهنگي‌ يعني‌ معرفت، هنر، ادبيات‌ و سرگرمي‌ مواجهيم. البته‌ اين‌ چهار حوزه‌ با يكديگر همپوشاني‌هاي‌ غير قابل‌ انكاري‌ دارند كه‌ جز در مقام‌ تحليل‌ نمي‌توان‌ ميانشان‌ تميز داد. در پرتو چنين‌ دريافتي‌ از جهاني‌ شدن‌ فرهنگ‌ و نيز توجه‌ به‌ خصايص‌ متمايز مبادلات‌ فرهنگي‌ در عصر حاضر مي‌توان‌ جهاني‌ شدن‌ فوتبال‌ را بهتر درك‌ كرد. فوتبال، جزيي‌ از ورزش‌ قهرماني‌ مدرن‌ است‌ و نوعي‌ كالاي‌ فرهنگي‌ به‌ شمار مي‌رود. اين‌ كالاي‌ فرهنگي‌ از مطلوبيت‌ لازم‌ براي‌ مبادله‌ برخوردار است. صرف‌ نظر از دلايلي‌ كه‌ به‌ جنبه‌هاي‌ فني‌ اين‌ بازي‌ مربوط‌ مي‌شود، نفس‌ وجود تقاضاي‌ زياد براي‌ تماشاي‌ فوتبال، مؤ‌يد مطلوبيت‌ اين‌ كالاست. هم‌ آهنگي‌ رشد ورزش‌ قهرماني، بويژه‌ فوتبال، با افزايش‌ زمان‌ فراغت‌ و تنوع‌ حوزه‌هاي‌ فراغتي‌ و رشد صنعت‌ سرگرمي‌ نشان‌ از تلازم‌ آن‌ با يكي‌ از نتايج‌ تمدن‌ صنعتي، يعني‌ فراغت‌ دارد. اين‌ كالاي‌ مطلوب‌ كه‌ اكنون‌ در كانون‌ توليد سرگرمي‌ هم‌ قرار گرفته‌ در فرآيندي‌ از مبادلات‌ كالاهاي‌ فرهنگي‌ كه‌ ضمناً‌ واجد خصايصي‌ چون‌ گستردگي، شتاب‌ و پيوستگي‌ (تداوم) است‌ وارد شده‌ و از اين‌ طريق‌ امكان‌ جهاني‌ شدن‌ يافته‌ است. گستردگي‌ كالاي‌ فرهنگي‌ فوتبال‌ چنان‌ است‌ كه‌ به‌ همه‌ جاي‌ دنيا فرستاده‌ شده‌ و روز به‌ روز بر تقاضاي‌ آن‌ از جانب‌ فرهنگها، اقوام‌ و مللي‌ كه‌ با آن‌ آشنا نبوده‌اند، افزوده‌ مي‌شود. مثلاً‌ در آمريكا، ورزشهايي‌ چون‌ بيس‌بال‌ و فوتبال‌ آمريكايي‌ ورزش‌ ملي‌ محسوب‌ مي‌شده‌اند، در ژاپن‌ بيس‌ بال‌ پر طرفدارترين‌ ورزشها بوده‌ است‌ و در استراليا نيز كريكت‌ و راگبي‌ ورزشهاي‌ مهم‌ به‌ شمار مي‌رفته‌اند. اما اكنون‌ ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ مردم‌ اين‌ كشورها نيز چون‌ ساير كشورها به‌ جرگة‌ تقاضاكنندگان‌ فوتبال‌ مي‌پيوندند. بازيهاي‌ جام‌ جهاني‌ آمريكا - يعني‌ كشوري‌ كه‌ تازه‌ يك‌ دهه‌ است‌ در سطح‌ فوتبال‌ جهاني‌ ظاهر شده‌ - پرتماشاگرترين‌ دورة‌ بازيها تاكنون‌ بوده‌ است. در ژاپن، باختهاي‌ تيم‌ ملي‌ آن‌ به‌ موضوع‌ بحث‌ ملي‌ تبديل‌ شد و نخست‌ وزير آن‌ را به‌ ميدان‌ اظهارنظر كشاند و در استراليا ركورد تماشاگران‌ فوتبال‌ در بازي‌ با ايران‌ شكسته‌ شد. اينها فقط‌ سه‌ نمونه‌اند. براي‌ درك‌ گستردگي‌ تقاضاي‌ اجتماعي‌ فوتبال‌ كافي‌ است‌ توجه‌ كنيم‌ كه‌ مسابقات‌ مقدماتي‌ اين‌ رشته‌ براي‌ حضور در جام‌ جهاني‌ با بيشترين‌ تعداد كشورهاي‌ متقاضي‌ مواجه‌ است‌ و بازيهاي‌ نهايي‌ آن‌ تماشاگراني‌ ميلياردي‌ و در سطح‌ بازيهاي‌ المپيك‌ و حتي‌ گاه‌ برتر از آن‌ دارد. به‌ علاوه‌ شتاب‌ مبادلة‌ كالاي‌ فرهنگي‌ فوتبال‌ خود به‌ مراتب‌ جهاني‌ شدن‌ آن‌ افزوده‌ است. تا دهة‌ هفتاد امكان‌ پوشش‌ تلويزيوني‌ و ماهواره‌اي‌ فوتبال‌ جام‌ جهاني‌ با دشواري‌ روبه‌ رو بود. از جام‌ جهاني‌ 1970 در مكزيك، پخش‌ مستقيم‌ تلويزيوني‌ آغاز شد و در طي‌ دو دهه‌ به‌ سرعت‌ تمام‌ كشورها را فرا گرفت. اگر در آغاز مردم‌ جهان‌ با فواصل‌ زماني‌ متفاوت‌ در جريان‌ رقابتها قرار مي‌گرفتند، اكنون‌ بدون‌ توجه‌ به‌ فواصل‌ مكاني‌ و بُعد زماني، فضاي‌ اجتماعي‌ يكساني‌ براي‌ دنبال‌ كردن‌ فوتبال‌ بويژه‌ در سطح‌ جام‌ جهاني‌ پديد آمده‌ است‌ .به‌ گونه‌اي‌ كه‌ گويي‌ چند ميليارد از مردم‌ جهان‌ در يك‌ تجربة‌ مشترك‌ وارد شده‌اند و براي‌ مدتي‌ در فضايي‌ مشترك‌ به‌ سر مي‌برند كه‌ بر فواصل‌ مكاني‌ و زماني‌ غلبه‌ كرده‌ است. اين‌ فضاي‌ مشترك‌ به‌ دليل‌ پيوستگي‌ حضور جهاني‌ فوتبال، تداوم‌ يافته‌ است. با اين‌ اوصاف، وقتي‌ از جهاني‌ شدن‌ فوتبال‌ سخن‌ مي‌رود به‌ معني‌ اهميت‌ يافتن‌ آن‌ درميان‌ مصارف‌ فرهنگي‌ اقوام‌ و ملل‌ مختلف‌ و ايجاد فضاي‌ تجربة‌ مشترك‌ است‌ كه‌ از آن‌ مي‌توان‌ با تعبير نوعي‌ فرهنگ‌ جهاني‌ ياد كرد. فرهنگي‌ كه‌ تقاضاي‌ زيادي‌ براي‌ مصرف‌ اين‌ محصول‌ ايجاد مي‌كند و به‌ علاوه‌ در مصرف‌ آن‌ از نوعي‌ الگوي‌ مصرفي‌ نسبتاً‌ واحد پيروي‌ مي‌شود. از همين‌ روست‌ كه‌ مثلاً‌ مسابقات‌ فوتبال‌ جام‌ جهاني‌ گذشته، با وجود آن‌كه‌ ايران‌ در آن‌ نقشي‌ نداشت، تا پاسي‌ از شب‌ عدة‌ كثيري‌ را بيدار نگه‌ مي‌داشت‌ و فضاي‌ اجتماعي‌ روز بعد را تحت‌الشعاع‌ خود قرار مي‌داد. برهمين‌ اساس‌ انتظار مي‌رود خرداد ماه‌ آينده‌ كه‌ مسابقات‌ نهايي‌ در فرانسه‌ آغاز مي‌شود، چنين‌ الگوي‌ مصرفي‌ دوباره، و علي‌القاعده‌ با شدتي‌ بيشتر، باز گردد. و باز براساس‌ همين‌ الگوست‌ كه‌ مسابقات‌ تيم‌ فوتبال‌ ايران‌ در دوره‌ مقدماتي‌ بازيهاي‌ جام‌ جهاني‌ در منطقه‌ آسيا از جانب‌ عدة‌ كثيري‌ دنبال‌ مي‌شد و در مسابقه‌ با استراليا به‌ عموميت‌ رسيد. ‌ ‌2- نقش‌ رسانه‌ها بخشي‌ از مسؤ‌وليت‌ جهاني‌ شدن‌ فوتبال‌ كه‌ ناشي‌ از گستردگي، شتاب‌ و پيوستگي‌ مبادلات‌ فرهنگي‌ در جهان‌ امروز است، بر دوش‌ رسانه‌هاي‌ همگاني‌ است. در واقع‌ پخش‌ تلويزيوني‌ همزمان‌ بازي‌هاي‌ فوتبال‌ بيش‌ از هر چيز از طريق‌ سرعت‌ و تداوم، جهاني‌ شدن‌ فوتبال‌ را ممكن‌ كرده‌ است. اين‌ جنبه‌ از نقش‌ رسانه‌ها در اهميت‌ بخشيدن‌ به‌ فوتبال‌ در داخل‌ كشور ما هم‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد. در گذشته‌اي‌ نه‌ چندان‌ دور پخش‌ مستقيم‌ مسابقات‌ فوتبال، حتي‌ مسابقات‌ ملي‌ و مهم، در تلويزيون‌ ايران‌ امري‌ رايج‌ نبود. گذشته‌ از اين‌ در چند دهه‌ قبل‌ اصولاً‌ تعداد گيرنده‌هاي‌ تلويزيوني‌ در ميان‌ مردم‌ چندان‌ زياد نبود. اكثر مردم‌ مسابقه‌ ايران‌ و اسرائيل‌ را كه‌ تا حدي‌ موجب‌ ايجاد فضاي‌ عمومي‌ فوري‌ شد، از طريق‌ راديو دنبال‌ مي‌كردند. دو دور مسابقات‌ قبلي‌ ايران‌ و استراليا به‌ صورت‌ مستقيم‌ از تلويزيون‌ پخش‌ شد، اما در آن‌ زمان‌ پخش‌ مستقيم‌ تداوم‌ نداشت‌ و اكثر بازيهاي‌ ديگر ايران‌ در آن‌ دو دوره‌ مستقيماً‌ پخش‌ نشد و فضاي‌ عمومي‌ ايجاد نكرد. اكنون‌ بويژه‌ پس‌ از گسترش‌ شبكه‌هاي‌ تلويزيوني، پخش‌ مستقيم‌ مسابقات، حتي‌ در سطح‌ باشگاهي‌ و مسابقات‌ نه‌ چندان‌ مهم، امري‌ عادي‌ شده‌ است. تمامي‌ مسابقات‌ قبلي‌ ايران‌ هم‌ به‌ صورت‌ مستقيم‌ پخش‌ شد. اين‌ موضوع‌ در ايجاد افكار عمومي‌ نقش‌ مهمي‌ دارد، زيرا در آغاز خانواده‌ها را - كه‌ اغلب‌ داراي‌ اعضاي‌ جوان‌ و طرفدار فوتبالند - درگير مي‌كند و پس‌ از آن‌ به‌ فضاي‌ تحصيلي‌ و شغلي‌ راه‌ پيدا مي‌كند و با تداوم‌ پخش‌ مسابقات، افكار عمومي‌ در اين‌ مورد حالت‌ خود تشديد كننده‌ مي‌گيرد. پخش‌ مستقيم‌ علاوه‌ بر سرعت‌ كه‌ بر فاصله‌ زماني‌ غلبه‌ مي‌كند با بردن‌ همزمان‌ تصوير به‌ اقصي‌ نقاط‌ كشور، بر فاصله‌ مكاني‌ هم‌ غلبه‌ مي‌كند و وقتي‌ اين‌ غلبه‌ تداوم‌ يافت، فضاي‌ مشتركي‌ ايجاد مي‌كند كه‌ حضور در يك‌ تجربة‌ مشترك‌ را ممكن‌ مي‌سازد. اين‌ تجربة‌ مشترك، همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ مولد افكار عمومي‌ مي‌شود. در كنار تلويزيون، دو رسانة‌ ديگر يعني‌ راديو و مطبوعات‌ هم‌ به‌ گسترش‌ آن‌ فضاي‌ مشترك‌ و امكان‌ تجربة‌ مشترك‌ كمك‌ مي‌كنند. راديو بيشتر نقش‌ مكمل‌ تلويزيون‌ را در هنگام‌ عدم‌ بهره‌گيري‌ از آن‌ دارد. بنابراين‌ نوعي‌ مكمل‌ زماني‌ محسوب‌ مي‌شود. اما مطبوعات‌ بيشتر در جهت‌ گسترش‌ و عمق‌ دادن‌ به‌ اطلاعاتي‌ كه‌ از تلويزيون‌ و راديو پخش‌ مي‌شود، عمل‌ مي‌كنند. از اين‌رو مي‌توان‌ آنها را نوعي‌ مكمل‌ موضوعي‌ به‌ حساب‌ آورد. نقش‌ تكميل‌ كننده‌ مطبوعات‌ نيز در زمان‌ حاضر با نقش‌ آنها در دهه‌هاي‌ پيش‌ تفاوتهاي‌ مهمي‌ دارد. مثلاً‌ در زمان‌ مسابقه‌ ايران‌ و اسرائيل‌ ما تنها يك‌ نشرية‌ ورزشي‌ هفتگي‌ داشتيم‌ و در زمان‌ بازي‌هاي‌ قبلي‌ ايران‌ و استراليا دو نشريه‌ هفتگي‌ ورزشي. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ اكنون‌ سه‌ روزنامه‌ (روزانه) ورزشي‌ در كشور منتشر مي‌شود (ابرار ورزشي، ايران‌ ورزشي‌ و خبر ورزشي) كه‌ برخي‌ از آنها پرتيراژترين‌ نشريات‌ روزانه‌ به‌ شمار مي‌روند. به‌ علاوه‌ روزنامه‌هاي‌ مهم‌ نيز به‌ ورزش، خصوصاً‌ فوتبال‌ توجه‌ زيادي‌ معطوف‌ مي‌كنند. روزنامه‌هاي‌ همشهري، ايران، سلام‌ و رسالت‌ تا حد يك‌ صفحة‌ خود را روزانه‌ به‌ ورزش‌ اختصاص‌ داده‌اند. كيهان‌ و اطلاعات‌ هم‌ بعضاً‌ بيش‌ از نيم‌ صفحه‌ را مصروف‌ ورزش‌ مي‌كنند. ايران‌ و همشهري‌ و كيهان‌ برخي‌ روزها صفحات‌ داخلي‌ ويژه‌اي‌ را به‌ ورزش‌ اختصاص‌ مي‌دهند. روزنامة‌ اخبار يك‌ ضميمة‌ ورزشي‌ 4 صفحه‌اي‌ دارد. ساير روزنامه‌ها نيز از ورزش‌ غافل‌ نيستند. در كنار دو هفته‌نامه‌ سنتي‌ كيهان‌ ورزشي‌ و دنياي‌ ورزشي، اكنون‌ خيل‌ هفته‌نامه‌هاي‌ ورزشي‌ كيوسكهاي‌ توزيع‌ مطبوعات‌ را زير انبوهي‌ از توليدات‌ خود و تماشاگري‌ متقاضيان‌ عبوري‌ و خريدار پوشانده‌اند. اين‌ هفته‌نامه‌ها و برخي‌ نشريات‌ روزانه‌ به‌ صورت‌ رنگي‌ چاپ‌ مي‌شوند كه‌ براي‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ از جذابيت‌ زيادي‌ برخوردار است. حال‌ آن‌كه‌ تا دهة‌ 50 كه‌ يك‌ هفته‌نامه‌ ورزشي‌ نيمه‌ رنگي‌ توانست‌ پا به‌ عرصه‌ مطبوعات‌ ايران‌ بگذارد، مطبوعات‌ ورزشي‌ رنگي‌ در ايران‌ وجود نداشت. علاوه‌ بر اين، صفحات‌ ورزشي‌ روزنامه‌ها و بويژه‌ صفحات‌ نشريات‌ روزانه‌ و غير روزانه‌ پر است‌ از مطالبي‌ كه‌ در سطح‌ اطلاعات‌ رسمي‌ و كاملاً‌ مميزي‌ شدة‌ صدا و سيما جايي‌ ندارند. اين‌ اطلاعات‌ - از درست‌ و نادرست‌ - خود منشأ بحث‌ و گفت‌وگوهاي‌ بعدي‌ و ايجاد فضاي‌ شفاهي‌ در زمينه‌ ورزش‌ بويژه‌ فوتبال‌ مي‌شوند كه‌ براي‌ اكثر مردم، خصوصاً‌ جوانان‌ جاذبه‌اي‌ بيشتر از اخبار رسمي‌ صدا و سيما دارد و بعنوان‌ تكميل‌ كننده‌ - يعني‌ اصلاح‌ كننده‌ و معني‌ كننده‌ - اطلاعات‌ صدا و سيما مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد. بطور كلي‌ مي‌توان‌ گفت‌ گستردگي، سرعت‌ و تداوم‌ حضور فوتبال‌ از طريق‌ رسانه‌ها به‌ همه‌گيري‌ و عموميت‌ بخشيدن‌ به‌ آن‌ كمك‌ كرده‌ و زمينه‌ را براي‌ تبديل‌ آن‌ به‌ موضوعي‌ ملي‌ و عمومي‌ فراهم‌ آورده‌ است. عرضه‌ محصول‌ فرهنگي‌ فوتبال‌ از طريق‌ رسانه‌ها، خود منبعث‌ از وجود تقاضاي‌ اجتماعي‌ براي‌ آن‌ است. در واقع‌ اين‌ عرضه‌ و تقاضا بر روي‌ همديگر تأثير تشديد كننده‌ دارند، زيرا در كنار بازار واقعي‌ (داد و ستد عيني) نوعي‌ بازار مجازي‌ (تصور از داد و ستد) ايجاد مي‌كنند كه‌ معمولاً‌ بزرگتر از بازار واقعي‌ است. اين‌ بازار مجازي‌ بزرگتر، خود معمولاً‌ باعث‌ رشد بازار واقعي‌ (در عرصه‌ تقاضا و به‌ تبع‌ در عرصه‌ عرضه) مي‌شود و اثر تشديد شونده‌ بدين‌ صورت‌ كامل‌ مي‌گردد و تداوم‌ مي‌يابد. ‌ ‌3- بُعد فراغتي‌ چنان‌ كه‌ گفته‌ شد، فوتبال‌ بعنوان‌ يك‌ محصول‌ فرهنگي، جزيي‌ از توليد سرگرمي‌ محسوب‌ مي‌شود. سرگرمي، مهم‌ترين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ در خدمت‌ گذران‌ ايام‌ فراغت‌ مدرن‌ قرار گرفته‌ است. بنابراين‌ يك‌ كاركرد مهم‌ فوتبال‌ پركردن‌ ايام‌ فراغت‌ است. اين‌ كاركرد بيش‌ از اين‌ كه‌ از طريق‌ مشاركت‌ در بازي‌ فوتبال‌ حاصل‌ شود، از طريق‌ مخاطب‌ قرار گرفتن‌ فوتبال‌ (تماشاگري) برآورده‌ مي‌شود. در كشورهايي‌ كه‌ نهادهاي‌ فراغتي‌ گسترش‌ يافته‌ و از تنوع‌ زيادي‌ برخوردار است‌ و توليد سرگرمي‌ شكل‌ صنعتي‌ پيدا كرده‌ و بازار بزرگي‌ دارد، توزيع‌ اوقات‌ فراغت‌ مردم‌ نيز از توازن‌ و تنوع‌ لازم‌ برخوردار است. در اين‌ جامعه‌ها، ورزش‌ و فوتبال‌ يكي‌ از آن‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ سرگرم‌ مي‌كند. بيشتر مردم‌ اين‌ قبيل‌ جامعه‌ها به‌ دليل‌ توازن‌ توسعه‌ اجتماعي، از سطح‌ درآمد مناسبي‌ براي‌ در اختيار گرفتن‌ توليدات‌ سرگرم‌ كننده‌ مختلف‌ برخوردارند. به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ در اين‌ قبيل‌ جامعه‌ها، جز در موارد خاص‌ كه‌ با عوامل‌ جانبي‌ و معمولاً‌ بيرون‌ از فوتبال‌ تشديد مي‌شود، فوتبال‌ كمتر امكان‌ عمومي‌ شدن‌ دايمي‌ مي‌يابد. اما در جامعه‌هايي‌ كه‌ توليد سرگرمي‌ از تنوع‌ كافي‌ برخوردار نيست، ايام‌ فراغت‌ معمولاً‌ با عناصر محدودي‌ گذرانده‌ مي‌شود. مثلاً‌ در جامعة‌ ما صنعتي‌ نشدن‌ توليد سرگرمي، خواه‌ به‌ دليل‌ فقدان‌ درآمد كافي‌ براي‌ هزينه‌ در مصارف‌ فرهنگي‌ مربوط‌ به‌ فراغت‌ و در نتيجه‌ عدم‌ كشش‌ تقاضا، خواه‌ به‌ دليل‌ موازين‌ عقيدتي، اين‌ محدوديت‌ را به‌ صورتي‌ كاملاً‌ محسوس‌ درآورده‌ است. از اين‌رو تماشاي‌ تلويزيون‌ به‌ صورت‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ مصارف‌ فرهنگي‌ براي‌ پركردن‌ ايام‌ فراغت‌ درآمده‌ است. به‌ علاوه، مي‌دانيم‌ كه‌ توليد سرگرمي‌ براي‌ صدا و سيما با محدوديتهاي‌ بي‌شماري‌ روبه‌ رو است. در نتيجه‌ راحت‌ترين‌ راه‌ براي‌ دست‌اندركاران‌ تلويزيون، گسترش‌ پخش‌ برنامه‌هاي‌ بي‌خطر ورزشي‌ بوده‌ است. اين‌ برنامه‌ها قرار است‌ كمبود عدم‌ تنوع‌ و نازل‌ بودن‌ كيفيت‌ برنامه‌هاي‌ سرگرم‌ كننده‌ را جبران‌ كنند. تأسيس‌ يك‌ شبكه‌ مستقل‌ تلويزيوني‌ (شبكه‌ سوم) كه‌ تا حد زيادي‌ چنين‌ نقشي‌ را بر عهده‌ دارد، نشان‌ از اهميت‌ موضوع‌ براي‌ گردانندگان‌ آن‌ دارد. اما سواي‌ كاركرد سرگرم‌ كنندة‌ اين‌ برنامه‌ها- كه‌ كاركرد آشكار آن‌ محسوب‌ مي‌شود - كاركرد پنهان‌ آن‌ تشديد مصرف‌ برنامه‌هاي‌ ورزشي‌ از طريق‌ توسعه‌ بازار مجازي‌ بوده‌ است. قسمت‌ اعظم‌ اين‌ برنامه‌هاي‌ ورزشي‌ را مسابقات‌ فوتبال‌ تشكيل‌ مي‌دهد كه‌ مي‌تواند اثر تشديد كننده‌اي‌ بر تقاضاي‌ فوتبال‌ داشته‌ باشد. به‌ اين‌ ترتيب‌ ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ در غياب‌ تنوع‌ كافي‌ توليدات‌ سرگرمي‌ براي‌ پر كردن‌ ايام‌ فراغت‌ و در نتيجه‌ پناه‌ بردن‌ به‌ تلويزيون‌ (كه‌ ارزان‌ و بي‌دردسر است) از يك‌ طرف، و محدوديتهاي‌ توليد سرگرمي‌ در تلويزيون‌ و پناه‌ بردن‌ تلويزيون‌ به‌ فوتبال‌ از سوي‌ ديگر، تماشاي‌ فوتبال‌ به‌ يكي‌ از مصارف‌ فرهنگي‌ مهم‌ - بويژه‌ در ميان‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ - براي‌ گذران‌ ايام‌ فراغت‌ تبديل‌ شده‌ است. جنبه‌ ديگري‌ از مسأله‌ به‌ كاركردهاي‌ جانبي‌ فعاليتهاي‌ فراغتي‌ باز مي‌گردد. فعاليتهاي‌ فراغتي، برخلاف‌ فعاليتهاي‌ رسمي‌ و اجباري، از امكان‌ ايجاد فضاي‌ عمومي‌ برخوردارند. به‌ عبارت‌ ديگر، موضوعات‌ حيطة‌ فعاليتهاي‌ رسمي‌ و اجباري، معمولاً‌ در همان‌ حيطه‌ها محصور مي‌مانند. مثلاً‌ موضوعات‌ شغلي‌ و حرفه‌اي‌ يا تحصيلي‌ و آموزشي، معمولاً‌ در حيطة‌ گفت‌وگوهاي‌ افراد ذي‌علاقه‌ يا صاحب‌ منفعت‌ در آن‌ حوزه‌ها محصور مي‌ماند و جز در مواردي‌ كه‌ به‌ عموم‌ مربوط‌ باشد، يا از طريق‌ فرآيندهاي‌ رسانه‌اي‌ چنين‌ وانمود شود، امكان‌ همه‌گيري‌ و عموميت‌ ندارد و قادر به‌ ساختن‌ فضاي‌ عمومي‌ نيست. اما در فعاليتهاي‌ فراغتي، افراد بيرون‌ از نقشهاي‌ رسميِ‌ معمول‌ خود ظاهر مي‌شوند و بيش‌ از آن‌ كه‌ بخاطر نقش‌ خود در يك‌ شبكة‌ نهادي‌ با ديگران‌ مرتبط‌ شوند، از طريق‌ نوع‌ فعاليت‌ با آنان‌ در ارتباطند. اين‌ امر پيوند ميان‌ افراد مختلفي‌ را كه‌ در حيطه‌هاي‌ اجباري‌ و رسمي‌ متفاوتي‌ به‌ سر مي‌برند، ممكن‌ مي‌سازد و از اين‌ طريق‌ به‌ گسترش‌ جمع‌ مي‌انجامد؛ جمعي‌ كه‌ ديگر بر اساس‌ علايق‌ خود خواستة‌ مشترك‌ به‌ يكديگر پيوند خورده‌اند، نه‌ بخاطر اجبار به‌ كسب‌ منافع‌ معين. بعنوان‌ مثال، يك‌ استاد دانشگاه‌ و يك‌ خواروبار فروش‌ مي‌توانند راجع‌ به‌ مسابقه‌ فوتبالي‌ كه‌ ديروز ديده‌اند صحبت‌ كنند، در حالي‌ كه‌ نه‌ خواروبار فروش‌ از كار حرفه‌اي‌ استاد مي‌تواند سر در آورد نه‌ استاد از كار خواروبار فروش. از اين‌رو اين‌ دو در مورد حيطه‌هاي‌ شغلي‌شان‌ امكان‌ برقراري‌ پيوند ندارند و جمع‌ هر دو آنها محدود به‌ همگنانشان‌ در حيطة‌ خاص‌ خودشان‌ مي‌شود. اما اگر موضوعي‌ در حيطة‌ فراغتي‌ - غير اجباري- باشد يا ازطريق‌ رسانه‌ها عموميت‌ يافته‌ باشد مي‌تواند به‌ راحتي‌ موجب‌ پيوند آن‌ دو و گسترش‌ جمع‌ شود. از طريق‌ اين‌ پيوندهاست‌ كه‌ فضاي‌ عمومي‌ راجع‌ به‌ موضوعي‌ معين‌ ايجاد مي‌شود. ‌ ‌ب) عوامل‌ موردي‌ ‌ 1- سينوسي‌ شدن‌ منحني‌ انتظارات‌ درخشش‌ تيم‌ ملي‌ فوتبال‌ ايران‌ در مسابقات‌ جام‌ ملتهاي‌ آسيا در سال‌ گذشته‌ و پيروزيهاي‌ به‌ ياد ماندني‌ و كم‌ سابقه‌ در برابر تيمهاي‌ عربستان‌ و كره‌ جنوبي، كسب‌ عناوين‌ بهترين‌ بازيكن‌ آسيا، بهترين‌ گلزن‌ مسابقات، بهترين‌ خط‌ حمله‌ و جام‌ اخلاق، اين‌ تصور را پيش‌ آورده‌ بود كه‌ ايران‌ مي‌تواند در مسابقات‌ انتخابي‌ جام‌ جهاني‌ هم‌ به‌ راحتي‌ به‌ مقام‌ اول‌ دست‌ پيدا كند و يكسره‌ به‌ جام‌ جهاني‌ برود. پيروزي‌هاي‌ پرگل‌ و ركورد شكن‌ در دور مقدماتي‌ بازيهاي‌ انتخابي‌ جام‌ جهاني‌ (مثلاً‌ شكست‌ 17 بر صفر مالديو يا شكست‌ 7 بر صفر قرقيزستان) و نيز پيروزي‌ پرگل‌ در برابر چين‌ در دور نهايي، اين‌ انتظارات‌ را تشديد مي‌كرد. بويژه‌ پيروزي‌ در برابر چين‌ كه‌ پس‌ از شكست‌ دو بر صفر در نيمه‌ اول‌ حاصل‌ شد. اين‌ پيروزي‌ علي‌رغم‌ تبليغات‌ چيني‌ها در بزرگنمايي‌ خود و غير قابل‌ شكست‌ بودن‌ تيمشان‌ در شهر داليان‌ (محل‌ برگزاري‌ بازي) حاصل‌ شد و علاوه‌ بر كشيدن‌ خط‌ بطلان‌ بر تسخيرناپذير بودن‌ دژ داليان، اين‌ تصور را پيش‌ آورد كه‌ تيم‌ ايران‌ قادر است‌ ساير تيمهاي‌ هم‌ گروه‌ خود را به‌ راحتي‌ مغلوب‌ كند. در بازگشت‌ از چين، مطبوعات‌ و صدا و سيما چنان‌ تبليغات‌ سرسام‌ آوري‌ به‌ راه‌ انداخته‌ بودند كه‌ بازيكنان‌ نيز ماجراي‌ برتري‌ بي‌چون‌ و چراي‌ خود را باور كرده‌ بودند. در نمايشهاي‌ تلويزيوني‌ قبل‌ از بازي‌ بعدي‌ (كه‌ با عربستان‌ و در تهران‌ انجام‌ مي‌شد) بازيگران‌ از پيروزي‌ پرگل‌ بر عربستان‌ سخن‌ مي‌گفتند. اين‌ توقعات‌ برآورده‌ نشد و ايران‌ تنها به‌ يك‌ تساوي‌ با عربستان‌ دست‌ يافت‌ و انتظارات‌ آنان‌ فروكش‌ كرد. اما مساوي‌ در برابر كويت‌ و پيروزي‌ آسان‌ در برابر قطر و سپس‌ برد پرگل‌ از چين‌ و فاصله‌ گرفتن‌ از حريفان‌ اصلي، دوباره‌ انتظارات‌ قبلي‌ را به‌ سر جاي‌ خود بازگرداند. اما شكست‌ بعدي‌ در برابر عربستان‌ در آخرين‌ دقايق‌ بازي‌ و نيز مساوي‌ در برابر كويت‌ مجدداً‌ گرد نااميدي‌ بر اردوي‌ ايران‌ پاشيد. اما نتايج‌ حريفان‌ ايران‌ در مقابل‌ يكديگر، بويژه‌ مساوي‌ چين‌ و عربستان، دوباره‌ اين‌ امكان‌ را براي‌ تيم‌ ايران‌ فراهم‌ كرد تا در صورت‌ پيروزي‌ بر قطر به‌ جام‌ جهاني‌ برسد. شكست‌ بي‌سابقه‌ و ناراحت‌ كننده‌ از قطر كه‌ با مسايل‌ جانبي‌ بسيار همراه‌ بود، مجدداً‌ اميدها را بر باد داد. تنها روزنة‌ اميد، كه‌ به‌ بازي‌ عربستان‌ و قطر وابسته‌ بود، با پيروزي‌ عربستان‌ نقش‌ بر آب‌ شد. اما هنوز يك‌ امكان‌ ديگر باقي‌ بود. تعويض‌ مربيان‌ تيم‌ ملي‌ كه‌ پس‌ از آشكار شدن‌ مسايل‌ داخلي‌ تيم‌ و تحت‌ فشار افكار عمومي‌ صورت‌ گرفت، اميدها را براي‌ پيروزي‌ بر ژاپن‌ كه‌ حريف‌ بعدي‌ ايران‌ بود ديگر بار افزايش‌ داد. شكست‌ ايران‌ در آخرين‌ لحظات‌ آن‌ هم‌ پس‌ از برتري‌ موقت‌ در مقابل‌ گلي‌ كه‌ ژاپن‌ دريافت‌ كرده‌ بود، نقطه‌ ديگري‌ از فراز و فرود منحني‌ انتظارات‌ بود. حريف‌ بعدي‌ ايران، استراليا يكبار ايران‌ را با شكستي‌ تلخ‌ از رسيدن‌ به‌ جام‌ جهاني‌ باز داشته‌ بود (1974) و يكبار ديگر پل‌ پيروزي‌ آن‌ شده‌ بود (1978). استراليا اكنون‌ به‌ تيمي‌ قدرتمند بدل‌ شده‌ بود كه‌ از مربي‌ طراز اول‌ و بازيكناني‌ در ليگهاي‌ مختلف‌ اروپايي‌ برخوردار بود. اما بازگشت‌ روحيه‌ به‌ تيم‌ ملي، كه‌ پس‌ از تعويض‌ مربيان‌ به‌ دست‌ آمده‌ بود، ايران‌ را اميدوارانه‌ به‌ مصاف‌ استراليا مي‌فرستاد. تيم‌ ايران‌ در يكي‌ از درخشان‌ترين‌ بازي‌هاي‌ دوران‌ فوتبالش، نتيجه‌اي‌ بهتر از تساوي‌ يك‌ بر يك‌ به‌ دست‌ نياورد. اين‌ بار منحني‌ انتظارات‌ به‌ پايين‌ترين‌ حد خود رسيده‌ بود. يك‌ گل‌ خورده‌ در خانه‌ - كه‌ بنا به‌ عرف‌ بازيها در صورت‌ تساوي‌ نتيجه‌ كلي‌ دو برابر حساب‌ مي‌شد - و قدرت‌ تيم‌ استراليا و تداركات‌ و تبليغاتش، بسياري‌ را به‌ باختي‌ آبرومند متمايل‌ كرده‌ بود. پيروزي‌ نهايي‌ امري‌ كاملاً‌ خلاف‌ انتظار بود. البته‌ اين‌ نوشته‌ در مقام‌ بحث‌ فني‌ نيست، بلكه‌ مي‌كوشد انتظارات‌ مردم، يعني‌ تماشاگران‌ يا مصرف‌كنندگان‌ محصول‌ فرهنگي‌ فوتبال‌ را تجزيه‌ و تحليل‌ كند. سيري‌ گذرا در دورة‌ مقدماتي‌ و نهايي‌ مسابقات‌ انتخاباتي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ تيم‌ ملي‌ فوتبال‌ به‌ صورتي‌ خلاف‌ انتظار عمل‌ مي‌كرده‌ است. به‌ عبارت‌ ديگر، هنگامي‌ كه‌ انتظارات‌ افزايش‌ يافته‌اند، تيم‌ ملي‌ نتايجي‌ كمتر از انتظارات‌ بر جاي‌ گذاشته‌ است‌ و زماني‌ كه‌ انتظارات‌ رو به‌ افول‌ رفته، روزنه‌هاي‌ اميدي‌ گشوده‌ شده‌ است. فراز و فرودهاي‌ مكرر انتظارات‌ مردم، آنان‌ را دستخوش‌ اضطراب‌ ممتدي‌ كرد كه‌ بيش‌ از دو ماه‌ ادامه‌ داشت‌ و هنگامي‌ كه‌ انتظارات‌ به‌ پايين‌ترين‌ حد خود رسيده‌ بود، ناگهان‌ پيروزي‌ بزرگي‌ در رسيد كه‌ كاملاً‌ ناباورانه‌ و غافلگير كننده‌ بود. از اين‌رو شادي‌ حاصل‌ از پيروزي، بيش‌ از آن‌ چيزي‌ بود كه‌ در روال‌ عادي‌ مي‌شد انتظار داشت. شايد اگر ايران‌ در گروه‌ خود اول‌ مي‌شد و يا حتي‌ در برابر ژاپن‌ به‌ پيروزي‌ مي‌رسيد اين‌ ميزان‌ هيجان‌ توليد نمي‌كرد. هيجان‌ شديد ملي‌ تا حد زيادي‌ ناشي‌ از درگيري‌ عاطفي‌ طولاني، در پي‌ اميدواري‌ها و نااميدي‌هاي‌ پياپي‌ بود. در واقع‌ در پايان‌ مسير اين‌ حركات‌ سينوسي، شكاف‌ ميان‌ انتظارات‌ و واقعه‌اي‌ كه‌ رخ‌ داد به‌ بيشترين‌ ميزان‌ خود رسيده‌ بود. ‌ ‌2- برقراري‌ رابطة‌ عاطفي‌ طولاني‌ شدن‌ زمان‌ بازي‌ها و درگير شدن‌ بسياري‌ از مردم‌ با صعود و افول‌ انتظاراتشان‌ نسبت‌ به‌ تيم‌ فوتبال، آنان‌ را از لحاظ‌ عاطفي‌ به‌ بازيگران‌ پيوند داد، زيرا اميد و نااميدي‌ آنان‌ به‌ بازيكنان‌ منتقل‌ مي‌شد و از سوي‌ بازيكنان‌ به‌ آنان‌ باز مي‌گشت. فراز و فرود انتظارات‌ ناشي‌ از نتايج‌ بازي‌ها بود، حال‌ آن‌كه‌ به‌ نظر مي‌رسد بسياري‌ از مردم‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ بازيكنان‌ صرف‌نظر از نتايجي‌ كه‌ به‌ دست‌ مي‌آمد، آنچه‌ در توان‌ داشتند، ارايه‌ كرده‌اند. از اين‌ جهت‌ هنگامي‌ كه‌ در بازي‌ ايران‌ و قطر، بازيكنان‌ چنان‌ كه‌ انتظار مي‌رفت‌ ظاهر نشدند، بيش‌ از آن‌ كه‌ نتيجة‌ بازي‌ ناراحت‌ كننده‌ باشد، نحوة‌ عملكرد بازيكنان‌ زير سؤ‌ال‌ رفت‌ و هنگامي‌ كه‌ افكار عمومي‌ ضعف‌ عملكرد بازيكنان‌ را متوجه‌ مربيان‌ دانستند، فشار افكار عمومي‌ براي‌ تعويض‌ آنها افزايش‌ يافت. اين‌ وضع‌ نشان‌ مي‌داد كه‌ مردم‌ در طول‌ اين‌ مدت‌ با بازيكنان‌ نوعي‌ رابطة‌ عاطفي‌ برقرار كرده‌اند و آنان‌ را علي‌رغم‌ نتايجشان‌ افرادي‌ شايسته‌ مي‌دانستند و نرسيدن‌ آنها را به‌ جام‌ جهاني‌ نوعي‌ «مظلوميت» تلقي‌ مي‌كردند و بيشتر ديگران، از جمله‌ مسؤ‌ولان‌ ورزشي‌ را مقصر مي‌دانستند تا بازيكنان‌ را. 3- اهميت‌ يافتن‌ بازي‌ بازي‌ ايران‌ و استراليا اهميتي‌ بسيار بيشتر از يك‌ بازي‌ معمولي‌ داشت. از اين‌رو نتيجة‌ آن‌ هم‌ بسيار با اهميت‌تر از نتايج‌ بازي‌هاي‌ معمول‌ تلقي‌ مي‌شد، اين‌ اهميت‌ يافتن‌ را از ابعاد متفاوتي‌ مي‌توان‌ تشريح‌ كرد. اول‌ آن‌ كه، اين‌ بازي‌ براي‌ هريك‌ از دو تيم‌ حكم‌ مرگ‌ و زندگي‌ پيدا كرده‌ بود. باخت، آنان‌ را از رسيدن‌ به‌ جام‌ جهاني، يعني‌ مهم‌ترين‌ واقعه‌ ورزشي‌ فوتبال‌ محروم‌ مي‌كرد. از نقطه‌ نظر بازيكنان، گذشته‌ از افتخار، لذت‌ و بهره‌هاي‌ معنوي‌ ديگر، جام‌ جهاني‌ ميداني‌ براي‌ عرضه‌ كالاي‌ بازيگري‌ بود كه‌ مي‌توانست‌ عوايد مادي‌ مستقيم‌ (حضور و برد در جام‌ جهاني) و غير مستقيم‌ (عضويت‌ در تيمهاي‌ مهم‌تر) به‌ دنبال‌ داشته‌ باشد. از نقطه‌ نظر تماشاگران‌ و هواداران‌ نيز همان‌ حكم‌ صادق‌ بود، زيرا ايران‌ و استراليا در ممانعت‌ ديگري‌ از حضور در جام‌ جهاني‌ بي‌حساب‌ شده‌ بودند و اكنون‌ يكبار ديگر از نقطه‌اي‌ سر به‌ سر شروع‌ مي‌كردند و مهم‌ بود كه‌ اين‌ بار چه‌ كسي‌ در سوي‌ برنده‌ قرار مي‌گيرد. به‌ علاوه‌ حذف‌ يكي‌ از اين‌ دو به‌ منزلة‌ لذت‌ و احساس‌ افتخار كمتر هواداران‌ در دنبال‌ كردن‌ مسابقات‌ جام‌ جهاني‌ آينده‌ بود. دوم‌ آن‌ كه، تمام‌ 31 تيم‌ ديگر جام‌ جهاني‌ انتخاب‌ شده‌ بودند و اين‌ بازي‌ آخرين‌ تيم‌ منتخب‌ را مشخص‌ مي‌كرد. در واقع‌ نه‌ فقط‌ مردم‌ ايران‌ و استراليا، گويي‌ كه‌ ديگر مردم‌ جهان‌ نيز منتظر اين‌ آخرين‌ بازي‌ بودند تا چند روز پس‌ از آن‌ با قرعه‌كشي‌ مسابقات‌ تكليف‌ تيمها و هوادارانشان‌ مشخص‌ شود. قرار گرفتن‌ در تنگناي‌ زماني‌ «(آخرين‌ فرصت»، «آخرين‌ قطار» يا «آخرين‌ هواپيما»يي‌ كه‌ به‌ فرانسه‌ مي‌رود، يعني‌ تعبيراتي‌ كه‌ رسانه‌ها استفاده‌ مي‌كردند) به‌ اين‌ بازي‌ اهميتي‌ رواني‌ بخشيده‌ بود كه‌ هم‌ بازيكنان‌ را درگير خود كرده‌ بود و هم‌ تماشاگران‌ را. شايد همين‌ از اين‌رو بودكه‌ تعداد زيادي‌ از كشورهاي‌ جهان‌ (كه‌ بعضاً‌ تعداد آن‌ تا 92 كشور هم‌ ذكر شده‌ است) اين‌ مسابقه‌ را مستقيماً‌ پخش‌ كردند، زيرا انتظار براي‌ انتخاب‌ يكي‌از دو تيم‌ ونهايي‌ شدن‌ تكليف‌ ساير تيمها و هواداران‌ فوتبال‌ با معلوم‌ شدن‌ نتيجه‌ اين‌ بازي‌ مي‌توانست‌ پايان‌ گيرد. سوم‌ آن‌ كه، مسؤ‌ولان‌ ورزشي‌ استراليا با اظهارات‌ توهين‌آميز دربارة‌ تماشاگران‌ ايراني‌ و به‌ دنبال‌ جنجالهايي‌ كه‌ بر سر اين‌ اظهارات‌ پيش‌ آمد، فضاي‌ سياسي‌ مسابقه‌ را تشديد كردند، زيرا پس‌ از اين‌ اظهارات، مسابقه‌ ايران‌ و استراليا به‌ مسابقه‌ كشورهاي‌ جهان‌ سومي‌ با كشورهاي‌ پيشرفته‌ تبديل‌ شد كه‌ ادعاي‌ برتري‌ نژادي‌ پنهاني‌ را مطرح‌ مي‌كرد. به‌ همين‌ جهت‌ بود كه‌ پيروزي‌ايران،نه‌ فقط‌ براي‌ ايراني‌ها شادي‌ آفرين‌ شدكه‌ بسياري‌ از آسيايي‌هاراهم‌ خوشحال‌ كرد. با اين‌ اوصاف، و در پرتو بررسي‌ جامعه‌شناختي‌ شكل‌گيري‌ واكنش‌ همگاني‌ در قبال‌ پيروزي‌ اخير تيم‌ ملي‌ فوتبال، بهتر مي‌توان‌ نظرات‌ مردم‌ را كه‌ در صفحات‌ آينده‌ به‌ شرح‌ گفته‌ مي‌شود، درك‌ كرد. ‌ ‌بخش‌ دوم‌ ‌ ‌درباره‌ پژوهش‌ ‌ ‌روش‌ تحقيق‌ و نمونه‌گيري‌ روش‌ پژوهش‌ پيمايشي‌ بوده‌ و از طريق‌ تكميل‌ پرسشنامه‌ بوسيله‌ پرسشگر و با مراجعة‌ حضوري‌ به‌ پاسخگو صورت‌ گرفته‌ است. جامعة‌ آماري، كليه‌ شهروندان‌ بالاي‌ 15 سال‌ شهر تهران‌ مي‌باشند. گرچه‌ نسبت‌ به‌ موضوع‌ مورد پژوهش‌ بخش‌ اعظم‌ افراد زير 15 سال‌ نيز واكنش‌ داشته‌اند، ليكن‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ پاسخ‌ به‌ برخي‌ از پرسشهاي‌ مطرح‌ شده‌ براي‌ آنان‌ مشكل‌ يا غير دقيق‌ باشد. در نتيجه‌ صرفاً‌ به‌ افراد بالاي‌ 15 سال‌ اكتفا شده‌ است. حجم‌ نمونه‌ با سطح‌ احتمال‌ 99 درصد و دقت‌ 3 درصد حدود 1900 نفر مي‌باشد كه‌ حجم‌ نمونه‌ در نهايت‌ به‌ 1891 نفر رسيده‌ است. نمونه‌گيري‌ به‌ صورت‌ سهميه‌اي‌ و تصادفي‌ است. بدين‌معنا كه‌ تعداد نمونه‌ هرمنطقه‌ برحسب‌ تعداد افراد بالاي‌ 15سال‌ آن‌ منطقه‌تعيين‌ شده‌است. اين‌ تعداد برحسب‌ جنسيت‌ و سن، در هر منطقه‌ متناسب‌ با تعداد كل‌ زنان‌ و مردان‌ در گروههاي‌ سني‌ مختلف‌ توزيع‌ شده‌ است. بنابراين‌ تعداد كل‌ نمونه‌ حاضر بر حسب‌ منطقه، جنسيت‌وسن‌ دقيقاً‌ مطابق‌ تعدادكل‌ افراد بالاي‌ 15سال‌ شهر تهران‌ برحسب‌ اين‌سه‌ متغير است. در هر منطقه‌ سه‌ حوزه‌ به‌ تناسب‌ تعداد افراد ساكن‌ آن‌ حوزه‌ها به‌ صورت‌ تصادفي‌ انتخاب‌ شده‌اند و در هر يك‌ از حوزه‌ها يك‌ بلوك‌ نيز به‌ صورت‌ تصادفي‌ برگزيده‌ و تعداد نمونه‌ هر منطقه‌ ميان‌ سه‌ بلوك‌ انتخابي‌ به‌ نسبت‌ مساوي‌ تقسيم‌ گرديده‌ است. انتخاب‌ واحد مسكوني‌ به‌ صورت‌ سيستماتيك‌ و قاعده‌مند انجام‌ يافته‌ و با مراجعه‌ حضوري‌ به‌ درب‌ هر منزل‌ از افراد تعيين‌ شده‌ پرسشگري‌ صورت‌ گرفته‌ است. پرسشنامه‌ نظرسنجي‌ حاضر در روز دوشنبه‌ 10/9/76 آزمون‌ و پس‌ از رفع‌ نواقص‌ در تاريخ‌ 11/9/76 به‌ پرسشگران‌ آموزش‌ داده‌ و تكميل‌ آنها در سطح‌ شهر تهران‌ در روزهاي‌ چهارشنبه‌ و پنجشنبه‌ 12 و 13 آذر انجام‌ شد. ‌ ‌ويژگيهاي‌ فردي‌ پاسخگويان‌ نسبت‌ برخي‌ از ويژگيهاي‌ فردي‌ مثل‌ سن‌ و جنسيت‌ از قبل‌ در نمونه‌گيري‌ لحاظ‌ شده‌ است، ولي‌ ويژگيهاي‌ ديگر در حين‌ پرسشگري‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌ كه‌ مقايسه‌ آن‌ با ويژگيهاي‌ مردم‌ تهران‌ مبين‌ دقت‌ و صحت‌ نمونه‌گيري‌ است. ‌ ‌1- جنسيت‌ تعداد مردان‌ در گروههاي‌ سني‌ مورد مطالعه‌ اندكي‌ بيش‌ از زنان‌ است‌ و اين‌ امر مطابق‌ با واقعيتهاي‌ جامعه‌ آماري‌ است. ‌ ‌2- سن‌ با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ انتخاب‌ نمونه‌ برحسب‌ گروههاي‌ سني‌ جامعه‌ آماري‌ بوده‌ است، بنابراين‌ تناسب‌ تعداد افراد در هر گروه‌ سني‌ مشابه‌ جامعه‌ آماري‌ است. ‌ ‌3- موقعيت‌ در خانواده‌ با توجه‌ به‌ بالاتر بودن‌ سن‌ ازدواج‌ در مردان‌ طبيعي‌ است‌ كه‌ تعداد پدران‌ در مقايسه‌ با مادران‌ كمتر باشد. ‌ ‌4- تأهل‌ ‌ ‌5- تحصيلات‌ ‌ ‌نسبت‌ بي‌سوادي‌ در نمونه‌ انتخابي‌ تقريباً‌ برابر همين‌ نسبت‌ در جامعه‌ آماري‌ افراد بالاي‌ 15 سال‌ شهر تهران‌ است. كل‌ افراد جامعه‌ آماري‌ بطور متوسط‌ 55/9 سال‌ تحصيل‌ كرده‌اند كه‌ اگر افراد بي‌سواد را منظور نكنيم، اين‌ مقدار براي‌ افراد داراي‌ سواد برابر 44/10 سال‌ مي‌شود. ‌ ‌6- وضع‌ فعاليت بطور كلي‌ از آن‌جا كه‌ متغيرهاي‌ تحصيلات‌ و سواد و فعاليت‌ و شغل‌ در حين‌ نمونه‌گيري‌ كنترل‌ نشده‌ بود، لذا پاسخهاي‌ حاصل‌ در صورتي‌ كه‌ نزديك‌ به‌ واقعيت‌ باشد، حكايت‌ از دقت‌ در نمونه‌گيري‌ مي‌كند، كه‌ چنين‌ امري‌ در پژوهش‌ حاضر رخ‌ داده‌ است. ‌ ‌بخش‌ سوم‌ ‌ ‌يافته‌هاي‌ پژوهش‌ ‌ ‌يافته‌هاي‌ توصيفي؛ توزيع‌ متغيرهاي‌ اصلي‌ نظرسنجي‌ و پژوهش‌ حاضر در قالب‌ 27 پرسش‌ (به‌ غير از متغيرهاي‌ فردي) از نمونه‌ آماري‌ انجام‌ شده‌ است. بخشي‌ از اين‌ پرسشها ناظر بر فرآيند اطلاع‌يابي‌ و تبادل‌ آن‌ مي‌باشد، برخي‌ ديگر متغيرهاي‌ سنجش‌ واكنش‌ و برخي‌ نيز متغيرهاي‌ ارزيابي‌ است. ‌ ‌الف) فرآيند تبادل‌ اطلاعات‌ در اين‌ قسمت‌ ابتدا به‌ ميزان‌ و مجراي‌ اطلاع‌ و بعد از آن‌ به‌ شبكه‌ اطلاع‌ و در نهايت‌ به‌ ميزان‌ و شيوه‌ پيگيري‌ پرداخته‌ مي‌شود. ‌ ‌1- ميزان‌ و مجراي‌ اطلاع‌ ابتدا از پاسخگويان‌ خواسته‌ شده‌ است‌ كه‌ چگونگي‌ اطلاع‌يافتن‌ خود را از بازي‌ دوم‌ ايران‌ - استراليا اعلام‌ كنند. ‌ ‌شما بازي‌ ايران‌ و استراليا را از چه‌ طريقي‌ دنبال‌ مي‌كرديد؟ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ حدود 90 درصد پاسخگويان‌ مسابقه‌ را بطور مستقيم‌ از تلويزيون‌ پيگيري‌ كرده‌اند و اين‌ درصد بسيار بالايي‌ است. همچنين‌ تنها حدود 1 درصد افراد نسبت‌ به‌ واقعه‌ بي‌تفاوت‌ بوده‌ و پيگيري‌ نمي‌كرده‌اند. در مجموع‌ حدود 94 درصد پاسخگويان‌ بطور مستقيم‌ از راديو يا تلويزيون‌ پيگير مسابقه‌ بوده‌اند. محل‌ پيگيري‌ نيز ارتباط‌ مستقيمي‌ با مجراي‌ اطلاع‌گيري‌ داشته‌ است. ‌ ‌شما بازي‌ را در كجا تماشا كرديد يا شنيديد؟ حدود 80 درصد پاسخگويان‌ در محل‌ مسكوني‌ خود پيگير مستقيم‌ ماجرا بوده‌اند، كه‌ اين‌ امر ارتباط‌ مستقيمي‌ با شيوه‌ پيگيري‌ كه‌ تماشاي‌ مستقيم‌ از تلويزيون‌ است، دارد. با اين‌ حال‌ درصد قابل‌ توجهي‌ نيز در مكانهاي‌ عمومي‌ مثل‌ دانشگاه، مدرسه‌ و اداره‌ پيگير واقعه‌ بوده‌اند. ‌2- پيگيري‌ پيگيري‌ واقعه‌ به‌ صورت‌ تعداد دفعاتي‌ كه‌ بازي‌ را تماشا كرده‌ يا ميزان‌ گفت‌وگو با ديگران‌ يا مجراي‌ پيگيري‌ يا شبكه‌ پيگيري‌ نمود مي‌يابد. ‌ ‌1/2- تعداد دفعات‌ تماشاي‌ بازي‌ از پاسخگويان‌ خواسته‌ شده‌ است‌ كه‌ تعداد دفعاتي‌ كه‌ مسابقه‌ مذكور را ديده‌اند بيان‌ دارند. ‌ ‌شما تا ظهر امروز (شنبه‌ تا چهارشنبه) در مجموع‌ با پخش‌ مستقيم‌ چند بار مسابقه‌ را بطور كامل‌ تماشاكرده‌ايد؟ حدود 95 درصد پاسخگويان‌ مسابقه‌ را مشاهده‌ كرده‌ و حدود 60 درصد نيز آن‌ را دو يا سه‌ بار ديده‌اند و بطور متوسط‌ هر فرد حدود 5/2 بار مسابقه‌ را تماشا كرده‌ است. ‌ ‌2/2- ميزان‌ و مجراي‌ پيگيري‌ ميزان‌ پيگيري‌ و مجراي‌ پيگيري‌ آن‌ پرسش‌ بعدي‌ است. ‌ ‌از روز شنبه‌ تا حالا مطالب‌ مربوط‌ به‌ اين‌ بازي‌ را بيشتر از چه‌ طريق‌ دنبال‌ مي‌كنيد؟ تذكر: پاسخگويان‌ مي‌توانسته‌اند بيش‌ از يك‌ پاسخ‌ ارايه‌ كنند. نتايج‌ پرسش‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ بيش‌ از 90 درصد در طول‌ هفته‌ اول‌ مطالب‌ مربوط‌ به‌ بازي‌ را پيگيري‌ مي‌كرده‌اند و نكته‌ جالب‌ اين‌ است‌ كه‌ نسبت‌ بسيار قابل‌ ملاحظه‌اي‌ از افراد براي‌ پيگيري‌ به‌ نشريات‌ روي‌ آورده‌اند و اين‌ امر يكي‌ از زمينه‌هاي‌ گرايش‌ مردم‌ به‌ سوي‌ استفاده‌ از مطبوعات‌ است. نشرياتي‌ كه‌ بيش‌ از بقيه‌ مورد استقبال‌ خوانندگان‌ قرار گرفته‌اند، عبارتند از: ‌ ‌از طريق‌ كدام‌ نشريه‌ پيگير موضوع‌ بوده‌ايد؟ در ميان‌ نشريات‌ ورزشي، ابرار ورزشي‌ بيش‌ از كليه‌ نشريات‌ ورزشي‌ و غير ورزشي‌ ديگر مورد مراجعه‌ قرار گرفته‌ است. ‌ ‌3/2- پيگيري‌ قبلي‌ يكي‌ از نكاتي‌ كه‌ در اين‌ نظرسنجي‌ مطرح‌ است، ميزان‌ پيگيري‌ مردم‌ از مسابقات‌ فوتبال‌ و نيز مسابقات‌ اين‌ دوره‌ مقدماتي‌ جام‌ جهاني‌ است. ‌ ‌شما قبل‌ از اين‌ دوره‌ از مسابقات، چقدر فوتبال‌ را از تلويزيون‌ تماشا مي‌كرديد؟ حدود نيمي‌ از افراد هميشه‌ يا اغلب‌ مسابقات‌ فوتبال‌ را از تلويزيون‌ تماشا مي‌كرده‌اند، و اين‌ امر بطور كلي‌ نسبت‌ بالايي‌ است. به‌ عبارت‌ ديگر، اهميت‌ يافتن‌ مسابقه‌ اخير صرفاً‌ در قالب‌ حيثيتي‌ شدن‌ موضوع‌ قابل‌ طرح‌ نيست، بلكه‌ چون‌ فوتبال‌ است‌ و جذابيت‌ دارد (و از گذشته‌ هم‌ جذاب‌ بوده)، اهميت‌ يافته‌ است. ميزان‌ علاقه‌مندي‌ فرد به‌ فوتبال‌ از خلال‌ اين‌ پرسش‌ هم‌ سنجيده‌ شده‌ است‌ كه‌ آيا فرد به‌ ديدن‌ مسابقات‌ فوتبال‌ مي‌رود يا خير؟ ‌ ‌آيا شما براي‌ ديدن‌ مسابقات‌ فوتبال‌ به‌ ورزشگاه‌ هم‌ مي‌رويد؟ (سؤ‌ال‌ مخصوص‌ آقايان) حضور حدود 40 درصد مردان‌ پاسخگو در استاديومهاي‌ ورزشي‌ براي‌ مشاهده‌ فوتبال‌ حاكي‌ از اهميت‌ و جذابيت‌ فوق‌العاده‌ اين‌ ورزش‌ در جذب‌ افراد و نيز گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ است. تعداد حضور در ورزشگاهها از خلال‌ پرسش‌ بعدي‌ مشخص‌ شده‌ است‌ كه: ‌ ‌چقدر براي‌ ديدن‌ مسابقه‌ فوتبال‌ به‌ ورزشگاه‌ مي‌رويد؟ از ميان‌ كل‌ مردان‌ مورد مطالعه، بيش‌ از 16 درصد هميشه‌ يا اغلب‌ براي‌ ديدن‌ مسابقات‌ فوتبال‌ مي‌روند، و حدود 24 درصد نيز بعضي‌ وقتها چنين‌ مي‌كنند. ‌ ‌4/2- شبكه‌ پيگيري‌ هنگامي‌ كه‌ يك‌ پديده‌ به‌ موضوع‌ افكار عمومي‌ تبديل‌ شد، شبكه‌ پيگيري‌ غير رسمي‌ يا گفت‌وگو ميان‌ افراد با يكديگر از اهميت‌ ويژه‌اي‌ برخوردار مي‌شود، زيرا كه‌ اطلاعات‌ دريافتي‌ يا ارسالي‌ از طريق‌ اين‌ شبكه‌ انجام‌ مي‌شود. بدين‌ منظور ميزان‌ گفت‌وگوي‌ پاسخگويان‌ و يا خانواده‌ مورد پرسش‌ قرار گرفته‌ است. ‌ ‌شما با دوستانتان، چقدر راجع‌ به‌ اين‌ مسابقه‌ صحبت‌ مي‌كنيد؟ حدود 60 درصد افراد با دوستانشان‌ پيرامون‌ مسابقه‌ مذكور در حد زياد و خيلي‌ زياد گفت‌وگو مي‌كنند، تقريباً‌ به‌ همين‌ مقدار هم‌ با اعضاي‌ خانواده‌ خود پيرامون‌ اين‌ مسأله‌ صحبت‌ مي‌كنند. ‌ ‌شما با اعضاي‌ خانواده‌تان‌ چقدر راجع‌ به‌ اين‌ مسأله‌ صحبت‌ مي‌كنيد؟ مقايسه‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ تفاوت‌ چنداني‌ در ميزان‌ گفت‌وگو با دوستان‌ يا خانواده‌ وجود ندارد و اين‌ امر حاكي‌ از عمومي‌ بودن‌ مباحث‌ و گفت‌وگوهاست. نظرسنجي‌ انجام‌ شده‌ درباره‌ واقعه‌ خيابان‌ گاندي‌ نشان‌ مي‌داد كه‌ گرچه‌ آن‌ واقعه‌ نيز به‌ يك‌ موضوع‌ افكار عمومي‌ تبديل‌ شده‌ بود، ليكن‌ گفت‌وگوهاي‌ افراد دربارة‌ آن‌ پديده‌ در مقايسه‌ با خانواده‌ به‌ نسبت‌ بسيار بيشتري‌ با دوستانشان‌ انجام‌ مي‌شد. شايد يكي‌ از علل‌ آن‌ وجود نكات‌ و جهت‌گيري‌هايي‌ از طرف‌ افراد نسبت‌ به‌ آن‌ پديده‌ بود كه‌ امكان‌ طرح‌ آن‌ نزد خانواده‌ نبود، بلكه‌ بيشتر شايسته‌ محافل‌ دوستانه‌ بود. در حالي‌ كه‌ پديده‌ اخير از وجود چنين‌ مسايلي‌ مبراست. ‌ ‌ب) واكنش‌ پاسخگويان‌ ارزيابي‌ واكنش‌ مشاهده‌ شده‌ نسبت‌ به‌ پيروزي‌ ايران‌ در اين‌ مسابقه، به‌ صورتهاي‌ گوناگون‌ مي‌تواند انجام‌ شود. در درجه‌ اول‌ واكنش‌ احساسي‌ و سپس‌ علت‌يابي‌ اين‌ واكنش‌ و مقايسه‌ آن‌ با موارد ديگر و در نهايت‌ قضاوت‌ نسبت‌ به‌ واكنش‌ ديگران‌ را مي‌توان‌ در اين‌ عنوان‌ كلي‌ مورد بررسي‌ قرار داد. ‌ ‌1- واكنش‌ احساسي‌ چند دقيقه‌ پس‌ از مسابقه‌ واكنش‌ عمومي‌ در سطح‌ كشور براي‌ همه‌ قابل‌ توجه‌ بود. واكنش‌ احساسي‌ افراد از بي‌تفاوتي‌ تا احساس‌ خوشحالي‌ داشتن‌ تا بروز رفتار خارجي‌ در بيان‌ خوشحالي‌ متفاوت‌ بوده‌ است. ‌ ‌بعد از اين‌ كه‌ بازي‌ تمام‌ شد چه‌ احساسي‌ داشتيد و چه‌ كار كرديد؟ درصورتي‌ كه‌ فرض‌ كنيم‌ افراد مقوله‌ بي‌جوابها و ساير (شامل‌ زياد خوشحال‌ نبودن، بي‌تفاوت‌ بودن‌ و...) از واقعه‌ خوشحال‌ نشده‌اند، باز هم‌ حدود 97 درصد پاسخگويان‌ نسبت‌ به‌ نتيجه‌ بازي‌ احساس‌ خوبي‌ داشته‌اند و بيش‌ از نيمي‌ از آنها يا بيش‌ از حد خوشحال‌ شده‌اند، يا در اثر خوشحالي‌ زياد، رفتار غير ارادي‌ از خود نشان‌ داده‌اند، يا اين‌ كه‌ اقدام‌ به‌ عملي‌ مثل‌ خريد و پخش‌ شيريني، گل، شركت‌ در تظاهرات‌ خياباني‌ و... نموده‌اند تا بدين‌وسيله‌ خوشحالي‌ خود را از واقعه‌ نشان‌ دهند. ‌ ‌2- دليل‌ واكنش‌ دليل‌ چنين‌ واكنش‌ گسترده‌اي‌ از طرف‌ پاسخگويان‌ به‌ شرح‌ زير عنوان‌ شده‌ است. ‌ ‌فكر مي‌كنيد چرا مردم‌ اينقدر از اين‌ پيروزي‌ خوشحال‌ شدند؟ به‌ نظر پاسخگويان، دليل‌ عمدة‌ واكنش‌ مردم‌ رفتن‌ به‌ جام‌ جهاني‌ بوده‌ است‌ و در واقع‌ علت‌ ورزشي‌ داشته‌ است. همچنين‌ 34 درصد نيز ملي‌ و سياسي‌ شدن‌ موضوع‌ را دليل‌ اصلي‌ چنين‌ واكنشي‌ عنوان‌ كرده‌اند. در حقيقت‌ مي‌توان‌ اين‌ نظرات‌ پاسخگويان‌ را به‌ نوعي‌ فرافكني‌ دانست‌ و آن‌ را مطابق‌ با واقعيت‌ دليل‌ واكنش‌ مردم‌ دانست. به‌ عبارت‌ ديگر، هر دو مسأله‌ فوتبال‌ و ملي‌ و سياسي‌ شدن‌ سبب‌ تشديد واكنش‌ مردم‌ گرديده‌ بود. ‌ ‌3- واكنش‌ مشابه‌ طي‌ دو دهه‌ اخير واكنشهاي‌ تقريباً‌ مشابهي‌ در جامعه‌ ما هم‌ در بُعد خوشحال‌ شدن‌ و هم‌ در وضعيت‌ ناراحت‌ شدن‌ (مثل‌ فوت‌ حضرت‌ امام‌ (ره» رخ‌ داده، لذا از پاسخگويان‌ خواسته‌ شده‌ است‌ كه‌ واقعه‌ مشابهي‌ را كه‌ مردم‌ اينقدر براي‌ آن‌ خوشحالي‌ كرده‌ باشند بيان‌ دارند. ‌ ‌آيا واقعه‌اي‌ را در 20 سال‌ گذشته‌ به‌ ياد داريد كه‌ مردم‌ اينقدر براي‌ آن‌ خوشحالي‌ كرده‌ باشند؟ البته‌ ممكن‌ است‌ كه‌ برخي‌ از پاسخگويان‌ به‌ اقتضاي‌ سن‌ نتوانند مواردي‌ را از گذشته‌ به‌ ياد داشته‌ باشند، با اين‌ حال‌ كمتر از نيمي‌ از پاسخگويان‌ معتقدند كه‌ هيچ‌ موردي‌ مشابه‌ واقعه‌ مورد مطالعه‌ از حيث‌ خوشحالي‌ مردم‌ سراغ‌ ندارند و تقريباً‌ به‌ همين‌ تعداد نيز وقايعي‌ را مثل‌ انقلاب، رفتن‌ شاه، فتح‌ خرمشهر يا پيروزي‌ آقاي‌ خاتمي‌ و ساير موارد ذكر كرده‌اند. ‌ ‌4- انتظار واكنش‌ باتوجه‌ به‌ جو ايجاد شده‌ در قبل‌ از مسابقه، انتظار مي‌رفت‌ كه‌ واكنش‌ و خوشحالي‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ پيروزي‌ نسبتاً‌ گسترده‌ باشد،ولي‌ اين‌ امر ازنظر عده‌اي‌ هم‌ غيرمنتظره‌ بود. ‌ ‌آيا انتظار داشتيد در صورت‌ موفقيت‌ ايران‌ مردم‌ اين‌ همه‌ خوشحال‌ شوند؟ قابل‌ پيش‌بيني‌ بوده‌ است‌ و همين‌ امر نيز مي‌تواند دليل‌ بروز احساس‌ و واكنش‌ خودشان‌ در پايان‌ اين‌ مسابقه‌ باشد. ‌ ‌5- عكس‌العمل‌ نسبت‌ به‌ واكنش‌ مردم‌ با توجه‌ به‌ مسايلي‌ كه‌ در روزهاي‌ بعد از مسابقه‌ كمابيش‌ مطرح‌ شد، به‌ نظر مي‌رسيد كه‌ ممكن‌ است‌ بخشي‌ از مردم‌ نسبت‌ به‌ واكنش‌هاي‌ ديگران‌ پس‌ از مسابقه‌ يا روزهاي‌ بعد نظر موافقي‌ نداشته‌ باشند، لذا پرسيده‌ شد كه: ‌ ‌آيا شما از ريختن‌ مردم‌ به‌ خيابانها و كارهايي‌ كه‌ مي‌كردند ناراحت‌ شديد؟ كمتر از ده‌ درصد پاسخگويان‌ نسبت‌ به‌ واكنش‌هاي‌ ابراز شده‌ اظهار ناراحتي‌ كرده‌اند كه‌ دليل‌ اين‌ ناراحتي‌ در جدول‌ بعد ذكر شده‌ است. ‌ ‌از چه‌ چيز اين‌ كارها ناراحت‌ شديد؟ كساني‌ كه‌ از واكنشها اظهار ناراحتي‌ كرده‌ بودند، 85 نفرشان‌ دلايل‌ اجتماعي‌ مثل‌ مزاحم‌ كاسبي‌ شدن، ترافيك، خسارت‌ زدن، ايجاد سر و صدا و... را ذكر كرده‌اند و 79 نفر نيز مسايل‌ اخلاقي‌ و ديني‌ مثل‌ رقصيدن، حركات‌ مبتذل، بدحجابي‌ و قاطي‌ شدن‌ دختر و پسر و مواردي‌ مانند آن‌ را عنوان‌ كرده‌اند. ‌ ‌پ) ارزيابي‌ پاسخگويان‌ ارزيابي‌ پاسخگويان‌ را مي‌توان‌ در قالبهاي‌ پيش‌بيني‌ قبلي، ارزيابي‌ اجتماعي‌ و ارزيابي‌ علي‌ و فني‌ مورد مطالعه‌ قرار داد. ‌ ‌1- پيش‌بيني‌ قبلي‌ شايد يكي‌ از دلايل‌ خوشحالي‌ گسترده‌ مردم‌ ايران‌ نسبت‌ به‌ اين‌ واقعه‌ كمتر قابل‌ پيش‌بيني‌ بودن‌ برد ايران‌ بود. ‌ ‌چند دقيقه‌ قبل‌ ازشروع‌بازي،چقدر احتمال‌ مي‌داديد ايران‌به‌ جام‌ جهاني‌برود؟ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ حدود نيمي‌ از افراد شانس‌ كمي‌ براي‌ موفقيت‌ ايران‌ در اين‌ مسابقه‌ قايل‌ بوده‌اند. ‌ ‌2- ارزيابي‌ اجتماعي‌ مسؤ‌وليت‌ هر موفقيت‌ يا شكستي‌ طبعاً‌ به‌ عهدة‌ فرد يا افرادي‌ نوشته‌ مي‌شود، لذا از پاسخگويان‌ خواسته‌ شده‌ است‌ مسؤ‌وليت‌ اين‌ پيروزي‌ يا شكست‌ احتمالي‌ را مشخص‌ كنند. ‌به‌ نظر شما اين‌ پيروزي‌ را بايد به‌ حساب‌ چه‌ كسي‌ گذاشت؟ ‌اگر ايران‌ مي‌باخت‌ و يا به‌ جام‌ جهاني‌ نمي‌رفت، آن‌ وقت‌ شما باخت‌ ايران‌ ‌را به‌ حساب‌ چه‌ كسي‌ مي‌گذاشتيد؟ مقايسه‌ پاسخهاي‌ داده‌ شده‌ به‌ دو پرسش‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ پيروزي‌ در درجه‌ اول‌ به‌ حساب‌ بازيكنان‌ نوشته‌ مي‌شود و در مرتبه‌ بعد، بازيكنان‌ و مربي‌ جديد تيم‌ و سپس‌ دعاي‌ مردم. در حالي‌ كه‌ شكست‌ احتمالي‌ در درجه‌ اول‌ به‌ عهده‌ مربيان‌ سابق‌ و مسؤ‌ولان‌ فدراسيون‌ گذاشته‌ مي‌شود و در مراتب‌ بعدي‌ اعضاي‌ تيم‌ و مفاهيم‌ ذهني‌ مثل‌ قسمت‌ و بدشانسي‌ و... اين‌ امر شايد ناشي‌ از تصور عمومي، ولي‌ منفي‌ مردم‌ به‌ نظام‌ مديريتي‌ از جمله‌ مديريت‌ ورزش‌ است. همچنين‌ نتايج‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ تعداد كمي‌ از پاسخگويان‌ برتري‌ حريفان‌ ايران‌ را عامل‌ شكست‌ ما مي‌دانند و عموماً‌ به‌ مسايل‌ داخلي‌ اشاره‌ كرده‌اند، كه‌ در اين‌ صورت‌ باخت‌ و حذف‌ از اين‌ مسابقات‌ قاعدتاً‌ تأثير منفي‌ بر روحيه‌ عمومي‌ و اعتماد به‌ مديريت‌ اجرايي‌ برجاي‌ مي‌گذاشت. ‌ ‌3- ارزيابي‌ علي‌ توجه‌ عمومي‌ به‌ اين‌ موضوع‌ سبب‌ شد كه‌ مردم‌ در قضاوتها و ارزيابي‌ها وارد دلايل‌ پيروزي‌ يا شكست‌ هم‌ بشوند. ‌ ‌به‌ نظر شما چرا تيم‌ ايران‌ در بازيهاي‌ اول‌ موفق‌ بود؟ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ علت‌ پيروزي‌هاي‌ اوليه‌ تيم‌ برخلاف‌ علت‌ شكستهاي‌ بعدي‌ به‌ عهده‌ مربيان‌ وقت‌ گذاشته‌ نشده‌ است‌ و بيشتر بر عنصر رواني‌ يا روحيه‌ و اعتماد به‌ نفس‌ تأكيد شده‌ است. در مقابل‌ علت‌ شكست‌ در مراحل‌ بعدي‌ عموماً‌ به‌ عهدة‌ مربي‌ تيم‌ و مسؤ‌ولين‌ فدراسيون‌ گذاشته‌ شده‌ است. همچنين‌ كدورتهاي‌ داخلي، كه‌ طبعاً‌ يك‌ جانب‌ آن‌ مربيان‌ بوده‌اند، عوامل‌ اصلي‌ اين‌ شكستها معرفي‌ شده‌اند. نكته‌ مهم‌ اين‌ كه‌ بر نقش‌ بازيكنان‌ در پيروزي‌ تأكيد شده‌ است. در مقابل‌ هنگام‌ شكست، به‌ اين‌ عامل‌ اشاره‌اي‌ نشده‌ است‌ و اين‌ امر بر خلاف‌ نقش‌ مربيان‌ و مسؤ‌ولين‌ است‌ كه‌ در پيروزي‌ اوليه‌ بر آن‌ اشاره‌اي‌ نشده‌ و در شكست‌ به‌ نحو چشمگيري‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است. درخصوص‌ شكست، پاسخها به‌ نحو مستقيم‌ و غير مستقيم‌ به‌ مديريت‌ تيم‌ و فدراسيون‌ ارتباط‌ داده‌ شده‌ است. نداشتن‌ مربي‌ بدنسازي‌ و شناخت‌ تاكتيك‌ ايران‌ از طرف‌ حريفان‌ جملگي‌ به‌ مسؤ‌وليت‌ مستقيم‌ مديريت‌ فدراسيون‌ و مربي‌ بر مي‌گردد. نظر پاسخگويان‌ در خصوص‌ موفقيت‌ پاياني‌ تيم‌ ايران‌ نيز انعكاسي‌ از پاسخهاي‌ قبلي‌ است. ‌ ‌به‌ نظر شما چه‌ شد كه‌ دوباره‌ تيم‌ ايران‌ قدرت‌ گرفت‌ و موفق‌ شد؟ ‌نكته‌ مهم‌ در پاسخ‌ به‌ سؤ‌ال‌ فوق‌ اين‌ است‌ كه‌ در مقايسه‌ با پرسش‌ قبلي‌ از تعداد افرادي‌ كه‌ «نمي‌دانم» را پاسخ‌ داده‌اند به‌ شدت‌ كاسته‌ شده‌ است‌ و تأكيد اكثريت‌ قاطع‌ برتعويض‌ مربي‌ است. در حقيقت‌ اگر مربي‌ تعويض‌ نمي‌شد و احياناً‌ تيم‌ ايران‌ نيز حذف‌ مي‌شد، مديريت‌ ورزش‌ كشور پاسخ‌ قابل‌ قبولي‌ براي‌ اقناع‌ افكار عمومي‌ در اختيار نداشت. ‌ ‌يكي‌ از نكات‌ پاسخها تأكيد تعداد قابل‌ توجهي‌ از افراد بر تأثير دعا و توكل‌ مردم‌ و نيز شانس‌ و قسمت‌ بر پيروزي‌ تيم‌ ايران‌ است. 4- ارزيابي‌ فني‌ ‌ ‌موفقيت‌ اخير و به‌ دنبال‌ آن‌ جشن‌ و سروري‌ كه‌ به‌ وجود آمد، به‌ همراه‌ خود قضاوتها و انتظاراتي‌ را نيز ايجاد مي‌كند. قضاوتهاي‌ فني‌ مردم‌ پس‌ از اين‌ پيروزي‌ درخصوص‌ رتبه‌ تيم‌ فوتبال‌ ايران‌ به‌ اين‌ شرح‌ است. باتوجه‌ به‌ اين‌ مسابقه،به‌ نظر شما تيم‌ ايران‌ كلاً‌ در بين‌ 50 كشور اول‌ دنيا، چندمين‌ تيم‌ فوتبال‌ است؟ ‌ملاحظه‌ مي‌گردد كه‌ گرچه‌ واقعيت‌ فوتبال‌ ايران‌ در خوشبينانه‌ترين‌ حالت‌ ميان‌ رده‌هاي‌ 50 تا 80 است، ليكن‌ تنها نيم‌ درصد پاسخگويان‌ چنين‌ رتبه‌اي‌ را براي‌ تيم‌ ايران‌ منظور داشته‌اند و جالب‌تر اين‌ كه‌ حدود 25 درصد تيم‌ فوتبال‌ ايران‌ را جزو ده‌ تيم‌ اول‌ دنيا معرفي‌ كرده‌اند كه‌ با هيچ‌ داده‌اي‌ سازگار نيست. بديهي‌ است‌ ايجاد چنين‌ تصوري‌ ناشي‌ از فضاي‌ بعد از پيروزي‌ است‌ كه‌ در ذهن‌ مخاطب‌ چنين‌ القا مي‌كند كه‌ مي‌بايد جايگاه‌ شايسته‌اي‌ پيدا كرده‌ باشيم‌ كه‌ ارزش‌ چنين‌ شادماني‌ را داشته‌ باشد، بويژه‌ آن‌ كه‌ شهروند ايراني‌ هميشه‌ شنوندة‌ رتبه‌هاي‌ بالاي‌ فرهنگ‌ و سياست‌ و... جامعه‌ خود درسطح‌ جهاني‌ است، و از آن‌جا كه‌ چنين‌ وضعي‌ قاعدتاً‌ براي‌ تيم‌ ايران‌ در جام‌ جهاني‌ مشاهده‌ نخواهد شد، خوشحالي‌ فعلي‌ احتمالاً‌ تبديل‌ به‌ نوعي‌ يأس‌ و انفعال‌ خواهد شد. براي‌ درك‌ تأثير اين‌ رويداد بركل‌ جايگاه‌ ورزش‌ ايران، ازپاسخگويان‌ پرسيده ‌شده‌ است ‌كه: ‌ ‌اگر كلاً‌ بخواهيد جايگاه‌ و رتبة‌ ورزش‌ ايران‌ را در دنيا مشخص‌ كنيد به‌ نظر شما ورزش‌ ايران‌ در ميان‌ ‌ ‌100 كشور اول‌ دنيا در رديف‌ چندم‌ است؟ ‌متوسط‌ رتبه‌اي‌ كه‌ براي‌ تيم‌ فوتبال‌ ايران‌ عنوان‌ كرده‌اند 20 است، ولي‌ اين‌ رقم‌ براي‌ رتبه‌ ورزش‌ ايران‌ 29 مي‌باشد. در حالي‌ كه‌ واضح‌ است‌ كه‌ اگر ورزش‌ ايران‌ را بر حسب‌ معيارهاي‌ المپيك‌ و مدالهاي‌ آن‌ ارزيابي‌ كنيم، جايگاه‌ آن‌ به‌ مراتب‌ بهتر از جايگاه‌ فوتبال‌ ايران‌ در تيم‌هاي‌ فوتبال‌ جهان‌ است، ولي‌ پاسخگويان‌ اين‌ دو رتبه‌ را متفاوت‌ ارزيابي‌ كرده‌اند. به‌ عبارت‌ ديگر، در حالي‌ كه‌ رتبه‌ فوتبال‌ را خيلي‌ بالا ارزيابي‌ كرده‌اند، رتبة‌ ورزش‌ ايران‌ را چندان‌ بي‌ارتباط‌ عنوان‌ نكرده‌اند. ‌ ‌اين‌ قضاوت‌ به‌ نحو ديگري‌ هم‌ از پاسخگويان‌ پرسيده‌ شده‌ است. ‌ ‌بعضي‌ها مي‌گويند اين‌ پيروزي‌ نشان‌ داد كه‌ ورزش‌ ايران‌ خيلي‌ قوي‌ است. نظر شما چيست؟‌ ‌بعضي‌ها مي‌گويند اين‌ پيروزي‌ نشان‌ داد كه‌ فوتبال‌ ايران‌ خيلي‌ قوي‌ است. نظر شما چيست؟ ‌كاملاً‌ روشن‌ است‌ كه‌ پاسخگويان‌ براي‌ فوتبال‌ ايران‌ قدرت‌ بيشتري‌ از ورزش‌ ايران‌ به‌ معناي‌ عام‌ آن‌ قايل‌ هستند و حدود سه‌ چهارم‌ پاسخگويان‌ با نظر مذكور يا موافقند يا كاملاً‌ موافقند كه‌ فوتبال‌ ايران‌ خيلي‌ قوي‌ است، و اين‌ امر قضاوتي‌ مطابق‌ با معيارهاي‌ واقعي‌ نيست. ‌ ‌با توجه‌ به‌ وجود مربي‌ ايراني‌ در ابتداي‌ مسابقات‌ و نيز مربي‌ خارجي‌ در پايان‌ مسابقات‌ و اهميت‌ مربي‌ درتيم‌ فوتبال‌ كشور،ترجيح‌ پاسخگويان‌ درخصوص‌ اين‌ موضوع‌ خواسته‌ شده‌است. ‌ ‌حالا كه‌ قرار است‌ تيم‌ ايران‌ به‌ جام‌ جهاني‌ برود، به‌ نظر شما مربي‌ فوتبال‌ ما بهتر است‌ ‌ايراني‌ باشد يا خارجي؟ ‌تعداد كساني‌ كه‌ به‌ مربي‌ خارجي‌ و همين‌ مربي‌ تأكيد داشته‌اند، سه‌ برابر كساني‌ است‌ كه‌ مربي‌ ايراني‌ را پيشنهاد كرده‌اند. ‌ ‌نكته‌ جالب‌ اين‌ كه‌ از تعداد افرادي‌ كه‌ اظهار بي‌اطلاعي‌ كرده‌اند به‌ شدت‌ كاسته‌ شده‌ است. در حالي‌ كه‌ اين‌ امر، نكتة‌ نسبتاً‌ فني‌ است، ولي‌ ظاهراً‌ از جنبة‌ فني‌ خارج‌ شده‌ و در چارچوب‌ افكار عمومي‌ شكل‌ يافته‌ است. اين‌ موضوع‌ يكي‌ از تبعات‌ تبديل‌ شدن‌ موضوعات‌ به‌ افكار عمومي‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ تعيين‌ تصميمي‌ فني‌ و تخصصي‌ را به‌ يك‌ مسأله‌ عمومي‌ ارجاع‌ دهد. ‌ ‌با توجه‌ به‌ نقشي‌ كه‌ بازيكنان‌ تيم‌ ملي‌ درميدان‌ مسابقه‌ در اين‌ موفقيت‌ داشته‌اند، از پاسخگويان‌ خواسته‌ شده‌است‌ كه‌ بهترين‌ فوتباليست‌ ايران‌ را در حال‌ حاضر معرفي‌ كنند. ‌ ‌به‌ نظر شما در حال‌ حاضر بهترين‌ بازيكن‌ فوتبال‌ ايران‌ كيست؟ (حداكثر سه‌ نفر را نام‌ ببريد) ‌واضح‌ است‌ كه‌ حداقل‌ حدود 80 درصد افراد، فرد اول‌ مسابقه‌ ايران‌ و استراليا را توانسته‌اند يا مي‌توانند به‌ نام‌ خطاب‌ كنند و اين‌ رقم‌ بسيار بالايي‌ است. همچنين‌ قضاوت‌ اصلي‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ بازيكنان، بويژه‌ نفر اول‌ بيشتر در چارچوب‌ همان‌ مسابقه‌ ايران‌ - استراليا شكل‌ گرفته‌ است. يافته‌هاي‌ تحليلي؛ رابطه‌ متغيرهاي‌ مستقل‌ و اصلي‌ الف) رابطه‌ جنسيت‌ و متغيرهاي‌ اصلي‌ ‌ ‌با توجه‌ به‌ شرايط‌ فرهنگي‌ ايران، همچنين‌ بطور كلي‌ در تفاوت‌ دو جنس، به‌ نظر مي‌رسد كه‌ علاقه‌مندي‌ و توجه‌ مردان‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ به‌ مسايل‌ فوتبال‌ بيشتر باشد. 1- جنسيت‌ و فرآيندهاي‌ تبادل‌ اطلاعات‌ ‌ ‌زنان‌ به‌ نسبت‌ اندكي‌ كمتر از مردان‌ بازي‌ را دنبال‌ مي‌كرده‌اند. زنان‌ دفعات‌ كمتري‌ از مردان‌ طي‌ هفته‌ بعد از مسابقه‌ آن‌ بازي‌ را تماشا كرده‌اند، در حالي‌ كه‌ زنان‌ بطور متوسط‌ 2/2 بار بازي‌ را تماشا كرده‌ بودند، مردان‌ 4/2 بار چنين‌ كرده‌اند. ‌ ‌تفاوت‌ بارز ميان‌ زن‌ و مرد مربوط‌ به‌ نحوة‌ پيگيري‌ موضوع‌ مي‌شود. ‌مشاهده‌ مي‌شود كه‌ زنان‌ اندكي‌ كمتر از مردان‌ موضوع‌ را پيگيري‌ مي‌كنند و مجراي‌ پيگيري‌ آنان‌ عمدتاً‌ از طريق‌ تلويزيون‌ است، در حالي‌ كه‌ مردان‌ نسبت‌ بسيار بيشتري‌ به‌ مطبوعات‌ روي‌ مي‌آورند. ‌ ‌ميان‌ زنان‌ و مردان‌ به‌ لحاظ‌ شبكه‌ غير رسمي‌ گفت‌وگو نيز تفاوت‌ زيادي‌ وجود دارد. مردان‌ به‌ نسبت‌ بسيار بيشتري‌ از زنان‌ با دوستانشان‌ پيرامون‌ موضوع‌ مورد پژوهش‌ صحبت‌ مي‌كنند، در حالي‌ كه‌ اين‌ نسبت‌ براي‌ زنان‌ در خانواده، بيشتر است. 2- جنسيت‌ و واكنش‌ ‌ ‌مردان‌ در مقايسه‌ با زنان‌ واكنشهاي‌ عملي‌ بيشتري‌ از خود نشان‌ داده‌اند. ‌تحليل‌ چرايي‌ واكنش‌ مردم‌ از نظر مردان‌ و زنان‌ تفاوت‌ معناداري‌ نشان‌ نداده‌ است، ليكن‌ در خصوص‌ ناراحت‌ شدن‌ از ريختن‌ مردم‌ در خيابانها تفاوت‌ معناداري‌ ميان‌ مردان‌ و زنان‌ وجود دارد. ‌اين‌ تفاوت‌ ميان‌ زنان‌ و مردان‌ در دليل‌ ناراحتي‌ نسبتاً‌ مشخص‌تر است. ‌مشاهده‌ مي‌شود كه‌ علت‌ عمده‌ تفاوت‌ در ميزان‌ ناراحتي‌ ميان‌ زن‌ و مرد به‌ دلايل‌ آنها مربوط‌ مي‌شود كه‌ مردان‌ بيشتر به‌ دلايل‌ اجتماعي‌ ناراحت‌ شده‌اند كه‌ ناشي‌ از روابط‌ كاري‌ و حضور اجتماعي‌ آنان‌ است. 3- جنسيت‌ و ارزيابي‌ ‌ ‌ميان‌ زنان‌ و مردان‌ به‌ لحاظ‌ ارزيابي‌ آنان‌ از عامل‌ پيروزي‌ تفاوت‌ كاملاً‌ محسوسي‌ وجود دارد. از پاسخگويان‌ خواسته‌ شده‌ است‌ كه‌ معين‌ كنند پيروزي‌ را به‌ حساب‌ چه‌ كسي‌ بايد گذاشت. يك‌ گروه‌ موارد مشخصي‌ مثل‌ مربيان، بازيكنان‌ و مديران‌ و ساير را نام‌ برده‌اند و گروه‌ ديگر شانس‌ و دعاي‌ مردم‌ و نمي‌دانم‌ را ذكر كرده‌اند. زنان‌ دو برابر بيش‌ از مردان‌ به‌ موارد غيرملموس‌ و يا نمي‌دانم‌ اشاره‌ كرده‌اند. ‌اين‌ تفاوت‌ درخصوص‌ باخت‌ احتمالي‌ ايران‌ در مقابل‌ استراليا با شدت‌ بسيار بيشتري‌ قابل‌ مشاهده‌ است. ‌اين‌ تفاوتهاي‌ آشكار در ارزيابي‌هاي‌ ديگر از جمله‌ در علت‌ موفقيت‌ اوليه‌ تيم‌ ايران‌ و شكست‌ بعدي‌ و پيروزي‌ پاياني‌ ميان‌ زن‌ و مرد كاملاً‌ واضح‌ است. ب) رابطه‌ سن‌ و متغيرهاي‌ اصلي‌ ‌ ‌سن‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ عوامل‌ مؤ‌ثر بر ارتباط‌ فرد با ورزش‌ است. شايد از اين‌ نظر تأثير آن‌ بيش‌ از عامل‌ جنسيت‌ نيز باشد. 1- سن‌ و فرآيندهاي‌ تبادل‌ اطلاعات‌ ‌ ‌كساني‌ كه‌ به‌ صورت‌ مستقيم‌ پيگير ماجرا بوده‌اند داراي‌ متوسط‌ سن‌ بسيار كمتري‌ از ديگران‌ هستند. ‌بطور متوسط‌ سن‌ كساني‌ كه‌ مسابقه‌ را مستقيماً‌ پيگيري‌ مي‌كرده‌اند، حدود 9 سال‌ از كساني‌ كه‌ خبر آن‌ را شنيده‌اند كمتر و 5/13 سال‌ نيز از كساني‌ كه‌ كاملاً‌ مطلع‌ نبوده‌اند كمتر است. ‌ ‌اين‌ تفاوت‌ برحسب‌ تعداد دفعاتي‌ كه‌ در هفته‌ اول‌ پس‌ از مسابقه، بازي‌ را ديده‌اند نيز وجود دارد. ‌ضريب‌ همبستگي‌ پيرسون‌ ميان‌ سن‌ و دفعات‌ تماشاي‌ مسابقه‌ برابر 1284/0- است‌ كه‌ در سطح‌ خطاي‌ 0000/0 معنادار است‌ كه‌ نشان‌ دهندة‌ كاهش‌ دفعات‌ تماشاي‌ بازي‌ براي‌ افراد با سن‌ بالاتر است. ‌ ‌مهم‌ترين‌ تفاوت‌ برحسب‌ سن‌ ميان‌ مجاري‌ پيگيري‌ است‌ كه‌ جوانان‌ به‌ صورت‌ فعال‌تري‌ و از طريق‌ مطبوعات‌ پيگير ماجرا هستند. ‌اين‌ تفاوت‌ در ميزان‌ بحث‌ و گفت‌وگو ميان‌ پاسخگويان‌ با اعضاي‌ خانواده‌ يا دوستان‌ نيز كاملاً‌ مشهود است. ‌ميزان‌ مشاهده‌ قبلي‌ فوتبال‌ از طريق‌ تلويزيون‌ نيز بر حسب‌ سن‌ پاسخگويان‌ كاملاً‌ متفاوت‌ است‌ و افراد جوان‌تر به‌ نسبت‌ بيشتري‌ مسابقات‌ فوتبال‌ را از طريق‌ تلويزيون‌ تماشا مي‌كنند. ‌اين‌ تفاوت‌ براي‌ كساني‌ كه‌ براي‌ ديدن‌ مسابقات‌ به‌ ورزشگاه‌ مي‌روند چشمگير است. 2- سن‌ و واكنش‌ ‌ ‌افرادي‌ كه‌ سن‌ كمتري‌ داشته‌اند واكنشهاي‌ خارجي‌ و عيني‌ بيشتري‌ از خود نشان‌ داده‌اند. ‌تحليل‌ چرايي‌ خوشحالي‌ مردم‌ از اين‌ پيروزي‌ نيز برحسب‌ سن‌ پاسخگويان‌ كاملاً‌ با يكديگر متفاوت‌ است. افراد جوان‌تر عمدتاً‌ به‌ دلايلي‌ اشاره‌ كرده‌اند كه‌ ارتباط‌ مستقيم‌ با اين‌ دوره‌ از مسابقات‌ و مسأله‌ فوتبال‌ داشته‌ است، در حالي‌ كه‌ ديگران‌ به‌ موارد ديگر مثل‌ ملي‌ و سياسي‌ شدن، تبليغ‌ زياد دولت‌ و ساير موارد يا نمي‌دانم‌ اشاره‌ كرده‌اند. ‌انتظار پاسخگويان‌ درخصوص‌ خوشحالي‌ مردم‌ ايران‌ درصورت‌ موفقيت‌ تيم‌ ملي‌ فوتبال، در حقيقت‌ انعكاسي‌ از احساسات‌ خودشان‌ است‌ كه‌ فرافكني‌ كرده‌اند، لذا افراد جوان‌تر بيشتر انتظار داشته‌اند كه‌ مردم‌ تا اين‌ حد خوشحال‌ شوند. 3- سن‌ و ارزيابي‌ ‌ ‌حدس‌ اوليه‌ قبل‌ از بازي‌ درخصوص‌ احتمال‌ پيروزي‌ ايران‌ بر حسب‌ سن‌ تفاوت‌ معناداري‌ ندارد، ولي‌ در خصوص‌ عامل‌ پيروزي‌ اين‌ تفاوت‌ برحسب‌ سن‌ پاسخگو قابل‌ توجه‌ است. جوانان‌ به‌ نسبت‌ بيشتري‌ پيروزي‌ را به‌ حساب‌ عوامل‌ فوتبال، مثل‌ مربي‌ يا بازيكن‌ قرار داده‌اند، در حالي‌ كه‌ افراد با ميانگين‌ سني‌ بيشتر عواملي‌ مثل‌ شانس‌ و دعاي‌ مردم‌ و نمي‌دانم‌ را متذكر شده‌اند. ‌ ‌در حقيقت‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ گروه‌ اخير به‌ علت‌ فقدان‌ و كمي‌ آگاهي‌هايشان‌ در زمينه‌ موضوع‌ مورد مطالعه‌ موارد و دلايل‌ غير مرتبط‌ با فوتبال‌ را بيان‌ مي‌كند. ‌اين‌ تفاوت‌ در مورد معرفي‌ عامل‌ باخت‌ احتمالي‌ ايران‌ نيز قابل‌ مشاهده‌ است‌ و افرادي‌ كه‌ عوامل‌ معين‌ مربوط‌ به‌ فوتبال‌ را عامل‌ شكست‌ احتمالي‌ معرفي‌ كرده‌اند، داراي‌ متوسط‌ سن‌ كمتري‌ هستند. متوسط‌ سن‌ كساني‌ كه‌ مربيان‌ سابق‌ را عامل‌ شكست‌ احتمالي‌ ايران‌ مي‌دانند، از همه‌ گروههاي‌ ديگر كمتر است. در مقابل‌ كساني‌ كه‌ برخي‌ از بازيكنان‌ را عامل‌ پيروزي‌ مي‌دانند، از گروههاي‌ ديگر جوان‌تر هستند. ‌ ‌بطور كلي‌ اين‌ تفاوت‌ در گروههاي‌ سني‌ مختلف‌ براي‌ كليه‌ ارزيابي‌هاي‌ انجام‌ شده‌ وجود دارد. از جمله‌ قضاوت‌ درخصوص‌ علت‌ پيروزي‌ و موفقيت‌ پاياني‌ تيم‌ ايران‌ نيز مشهود است ‌يكي‌ از عوامل‌ مهم‌ و مؤ‌ثر ديگر بر متغيرهاي‌ اندازه‌گيري‌ شده، ميزان‌ تحصيلات‌ است. 1- تحصيلات‌ و فرآيندهاي‌ تبادل‌ ‌ ‌رابطه‌ ميزان‌ تحصيلات‌ با دفعاتي‌ كه‌ فرد در هفته‌ اول‌ مسابقه‌ مورد نظر را تماشا كرده‌ به‌ صورت‌ خطي‌ نيست، بلكه‌ با افزايش‌ تحصيلات‌ بر دفعات‌ تماشا اضافه‌ و سپس‌ از مرحله‌ تحصيلات‌ عالي‌ به‌ بعد كم‌ مي‌شود. ‌منبع‌ پيگيري‌ نيز برحسب‌ سالهاي‌ تحصيل‌ با يكديگر تفاوت‌ دارد. افراد تحصيلكرده‌ عمدتاً‌ از طريق‌ مطبوعات‌ پيگير واقعه‌ هستند. ‌ميزان‌ تماشاي‌ قبلي‌ مسابقات‌ فوتبال‌ از طريق‌ تلويزيون‌ برحسب‌ افزايش‌ سالهاي‌ تحصيل‌ نيز بيشتر مي‌شود. ‌ملاحظه‌ مي‌شود كساني‌ كه‌ هميشه‌ يا اغلب‌ موارد مسابقات‌ فوتبال‌ را از طريق‌ تلويزيون‌ تماشا مي‌كرده‌اند، متوسط‌ سالهاي‌ تحصيل‌ آنها بيشتر از ديگران‌ است. البته‌ اين‌ اصل‌ درخصوص‌ رفتن‌ به‌ ورزشگاه‌ براي‌ تماشاي‌ مسابقه‌ چندان‌ صدق‌ نمي‌كند. گرچه‌ مرداني‌ كه‌ به‌ ورزشگاه‌ مي‌روند متوسط‌ سالهاي‌ تحصيلي‌ بيشتري‌ از مرداني‌ دارند كه‌ هيچ‌گاه‌ به‌ ورزشگاه‌ نمي‌روند، ليكن‌ تعداد رفتن‌ به‌ ورزشگاه‌ با سطح‌ تحصيلات‌ رابطة‌ نسبتاً‌ معكوسي‌ دارد. با اين‌ وجود روابط‌ رگرسيوني‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ عامل‌ اصلي‌ و مؤ‌ثر بر رفتن‌ به‌ ورزشگاه‌ سن‌ است‌ و پس‌ از حذف‌ تأثير آن، تحصيلات‌ تأثيري‌ براين‌ رفتار ندارد. ‌معادلات‌ رگرسيون‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ در مجموع‌ تماشاي‌ مسابقات‌ فوتبال‌ از طريق‌ تلويزيون، در درجه‌ اول‌ متأثر از جنسيت‌ است‌ كه‌ مردان‌ خيلي‌ بيش‌ از زنان‌ تماشا مي‌كنند. سپس‌ جوانان‌ بيش‌ از افراد مسن‌ اين‌ برنامه‌ها را تماشا مي‌كنند و در نهايت‌ هم‌ افراد با تحصيلات‌ بالاتر به‌ نحو ملموسي‌ اندكي‌ بيش‌ از ديگران‌ اين‌ مسابقات‌ را از تلويزيون‌ تماشا مي‌كنند. ‌ ‌ميزان‌ گفت‌وگو با دوستان‌ پيرامون‌ مسابقه‌ مورد نظر نيز با افزايش‌ سطح‌ تحصيلات‌ بيشتر مي‌شود. ميزان‌ اين‌ گفت‌وگوها با خانواده‌ رابطه‌اي‌ با سطح‌ تحصيلات‌ ندارد. 2- واكنش‌ و ميزان‌ تحصيلات‌ ‌ ‌با افزايش‌ سالهاي‌ تحصيل‌ افراد واكنشهاي‌ شديدتري‌ از خود در مقابل‌ اين‌ پيروزي‌ نشان‌ داده‌اند. ‌با اين‌ وجود در روابط‌ رگرسيوني‌ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ پس‌ از حذف‌ تأثير سن‌ و جنسيت‌ رابطه‌ چندان‌ معناداري‌ ميان‌ تحصيلات‌ و چگونگي‌ واكنش‌ فرد پس‌ از پيروزي‌ وجود ندارد. البته‌ به‌ نحو ضعيفي‌ معلوم‌ است‌ كه‌ در اين‌ معادلات‌ با افزايش‌ سطح‌ تحصيلات‌ واكنشها كنترل‌ شده‌تر مي‌باشد. ‌ ‌تحليل‌ موارد مشابهي‌ كه‌ مردم‌ تا اين‌ حد از يك‌ واقعه‌ خوشحال‌ شده‌ باشند نيز بر حسب‌ سالهاي‌ تحصيل‌ كاملاً‌ متفاوت‌ ازيكديگر است. ‌كساني‌ كه‌ پيروزي‌ آقاي‌ خاتمي‌ را مورد مشابه‌ براي‌ بيان‌ ميزان‌ خوشحالي‌ مردم‌ قيد كرده‌اند، متوسط‌ سالهاي‌ تحصيلي‌ آنان‌ بسيار بيشتر از ديگران‌ بوده‌ است. ‌افرادي‌ كه‌ تحصيلات‌ بيشتر داشته‌اند، كمتر از ديگران‌ حدس‌ مي‌زده‌اند كه‌ مردم‌ تا اين‌ حد خوشحال‌ شوند و اين‌ برخلاف‌ ميزان‌ خوشحالي‌ خودشان‌ است‌ كه‌ بيش‌ از ديگران‌ بوده‌ است. به‌ عبارت‌ ديگر، افراد تحصيلكرده‌تر علي‌رغم‌ اين‌ كه‌ خوشحال‌تر شده‌اند، ليكن‌ در مقام‌ تحليل‌ رفتار ديگران‌ قضاوت‌ محافظه‌كارانه‌تري‌ داشته‌اند. ‌ ‌از نظر اظهار نارضايتي‌ نسبت‌ به‌ رفتار مردم‌ در روز پيروزي‌ نيز قضاوت‌ معناداري‌ ميان‌ افراد پاسخگو برحسب‌ سالهاي‌ تحصيل‌ آنان‌ وجود ندارد. 3- ارزيابي‌ و سطح‌ تحصيلات‌ ‌ ‌ميزان‌ تحصيلات‌ پاسخگويان‌ برقضاوت‌ و ارزيابي‌ قبلي‌ آنان‌ از پيروزي‌ تيم‌ ايران‌ تأثير داشته‌ است. افراد با تحصيلات‌ بيشتر، احتمال‌ كمتري‌ مي‌داده‌اند كه‌ تيم‌ ايران‌ از اين‌ ميدان‌ پيروز بيرون‌ بيايد. ‌به‌ دليل‌ همين‌ قضاوت‌ قبلي‌ و احتمال‌ اندك‌ است‌ كه‌ پاسخگويان‌ داراي‌ سطح‌ تحصيلات‌ بالاتر، عامل‌ شانس‌ را بيش‌ از ديگران‌ در موفقيت‌ تيم‌ ايران‌ مؤ‌ثر دانسته‌اند. ‌در صورت‌ باخت‌ ايران، افرادي‌ كه‌ مسؤ‌ولان‌ فدراسيون‌ را عامل‌ اصلي‌ شكست‌ معرفي‌ كرده‌اند، از سطح‌ تحصيلات‌ بالاتري‌ برخوردار مي‌باشند. ‌ ‌افراد با تحصيلات‌ بالاتر، اعتقاد بيشتري‌ به‌ انتخاب‌ مربي‌ خارجي‌ براي‌ تيم‌ ايران‌ دارند و بطور متوسط‌ سالهاي‌ تحصيلي‌ آنان‌ 8/3 سال‌ بيش‌ از كساني‌ است‌ كه‌ مربي‌ ايراني‌ را براي‌ تيم‌ توصيه‌ كرده‌اند. رابطه‌ متغيرهاي‌ وابسته‌ با يكديگر ‌ ‌يكي‌ از مسايلي‌ كه‌ پس‌ از مسابقه‌ اهميت‌ يافت، بروز انتظارات‌ و توقعاتي‌ از آينده‌ تيم‌ ملي‌ است. لذا از پاسخگويان‌ پرسيده‌ شد كه‌ تيم‌ ايران‌ در چندمين‌ جايگاه‌ تيمهاي‌ دنيا قرار دارد. تحليل‌ رابطه‌ اين‌ متغير با ميزان‌ تماشاي‌ مسابقات‌ فوتبال‌ نشان‌ مي‌دهد افرادي‌ كه‌ كمتر فوتبال‌ مشاهده‌ مي‌كنند، قضاوت‌ غير واقع‌بينانه‌ و خودبينانه‌تري‌ نسبت‌ به‌ جايگاه‌ فوتبال‌ ايران‌ در جهان‌ دارند.  

روابط عمومي در عصر ارتباطات

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}   ارتباطات: انتقال پيام از طريق رسانه هاي پر تيراژ براي گروه وسيعي از مخاطبين با سرعت زياد. ارتباط غير كلامي، شفاهي، تصويري، حروف الفباي دستي، خط ميخي ، گلي و چاپ در قرن پانزدهم مهم ترين تحول در جهان بخاطر صنعت چاپ بود. اصل نظريه هاي ارتباطات قرن نوزدهم نيمه دوم قرن نوزدهم بدليل انواع صنعت چاپي تيراژ روزنامه بالا آگهي به روزنامه ها اضافه و قيمت نشريات ارزان مي شود و مردم از روزنامه ها استفاده مي كردند. بعد تلگراف و تلفن و سينما كه دومين رسانه در جهان است در سال 1936 تلويزيون اختراع مي شود. بعد از جنگ جهاني دوم گسترش پيدا مي كند و تاثير خود را بر مخاطب مي گذارد كه انبوه خلق يا توده (MASS)  را بوجود مي آورد.  "گوستاول" يكي از ويژگي هاي ارتباط جمعي تكثير پيام است كه زياد مي باشد. سرمنشاء مطالعات جمعي از سال 1938 است. آقاي شرام و غيره بعد از جنگ جهاني دوم روي اين مسئله خيلي كار كردند. آقاي تارد روي موضوع اجتماعي كار مي كند كه مطبوعات اساس تاثير را بر روي مخاطب دارد. رواج صنعت و جمعيت باعث دگرگوني درافكار عمومي بوجود آورد . گزل شافت: مطالب در وسايل ارتباط جمعي نمي شود تعريف كرد و به عناصر زندگي كاملاً وابسته است ولي در ارتباطات سنتي اين ويژگي وجود ندارد.  دو مكتب: مكتب جامعه شناسي ارتباطات مكتب شيكاگو از هارول لاسول فرستنده S        پيام چيست   M كانال ارتباطي C مخاطبان R      بازخورد  F        بحث ارتباط جمعي : ويژگي هاي آن، كثرت پيام زياد، استفاده كنندگان نامتجانس هستند، عوامل متعددي وسايل ارتباط جمعي را معرفي مي كند. عوامل ارتباط جمعي: زبان، فرهنگ، سلسه مراتب اجتماعي مي شود و اطلاعات را يكسان مي كنند اولين نظريه در حوزه ارتباط جمعي از سوي چه كساني مطرح شد؟     *مهم تعريف نظريه ارتباط جمعي : مجموعه اي از مفاهيم و معرفت ، تصورات و معارفي است كه روابط بين پديده ها را تبيين و تفسير مي‌كند و علت ومعلولي پديده ها (پديده هاي ارتباطي) را مشخص مي كند.  (Theory)   *مهماز نظر دنيس مك كوايل چهار نظريه در خصوص ارتباط جمعي وجود دارد؟ 1. آثار و نظرياتي كه مبتني بر مطالعات جامعه شناختي است . 2. نظريه هنجاري (تجويزي) كه شاخه‌اي از فلسفه اجتماعي است. كه ماهيت ارزش هاي اجتماعي را مشخص مي كند. 3. نظرياتي كه مجموعه اي از آگاهي هاي ساخته و پرداخته و باور شده توسط فعالان وسايل ارتباط جمعي را مورد بررسي قرار مي‌دهد. اين نظريه نظريه ي كاربردي است توسط كاتز و لاسفلد 4. فهم متعارف از تجربه مستقيم مخاطبان ناشي مي شود. (هر فرد بر اساس درك و فهم خود ايده‌اي از رسانه ها دارد) *مهم ويژگي هاي عام رسانه هاي جمعي : 1. صنعت رو به رشد و يك فن آوري است. 2. نهاد يك منبع قدرت است بعنوان يك نهاد مطرح مي‌شود. 3. به عنوان يكي از ابزارهاي كنترل، مديريت و نوآوري در جامعه تلقي مي شود. 4. زندگي مردم در آن رشد و نمو پيدا مي كند و مردم حرفشان را مي زنند. 5. در بروز تحولات فرهنگي، خلق و خو، بردها و سليقه ها و شيوه زندگي تاثير مي گذارد. 6.  تصويري (عكسي) از واقعيت هاي اجتماعي ارائه مي كند.   رسانه ها به 3 دسته تقسيم مي شود. 1. رسانه هاي دولتي  (راديو و تلويزيون رونامه ها) 2. خصوصي (مطبوعات)  3. عمومي (غير دولتي) مثل كيهان، اطلاعات رسانه هاي جمعي نماينده مردم هستند و در نظام هاي مردم سالار بعنوان منبع قدرت تلقي مي شود. ]سواد رسانه اي: يعني تحليل و تفسير كردن، دربست پيام ها را قبول نمي كنند، ارزش هاي نهفته در پيام را دريابيم. از بعد شناختي، احساسي، مذهبي و غيره بررسي كنيم.[   در تاريخ رسانه هاي جمعي با چهار عنصر روبرو هستيم كه عبارتند از: 1. تكنولوژي 2. وضعيت سياسي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه 3. مجموعه اي از فعاليت ها، وظايف و نيازها (نياز به راديو ، نياز به مطبوعات) 4. مردم در قالب گروه ها، طبقات يا منافع ملي (آن چيزي كه مطرح مي شود ) اينكه طبقات اجتماعي متفاوت شده جامعه از حالت بسته در آمده و باز شده)   سه پروسه از تحولات اجتماعي را كه جهان به خود ديده است؟ 1. حكومت هاي استبدادي 2. دوره انقلاب هاي دموكراتيك (در اين زمان رسانه هاي واقعي داشتيم مطبوعات آزاد قانون مطبوعات فرانسه) از قرن شانزدهم ميلادي تا نيمه اول قرن 19 3. از نيمه قرن نوزدهم نظام هاي سرمايه داري بوجود آمد.   تئوري ها و نظريه هاي ارتباط جمعي در چند سطح مطرح مي شود؟ 3 سطح 1. سطح عام و كلان مثل تئوري مك لوهان جامعه شناس ارتباطي كانادايي در خصوص رسانه ها- ويليام شرام و لاسول هم همينطور، بين گروه هاي اجتماعي نظريه هايشان مطرح مي شود.   2. تئوري ها يا نظريه هاي ارتباطي كه بين گروه ها و خانواده و طيف اجتماعي محدودي كاربرد دارند، مثل درون احزاب و گروه ها و گروه هاي وسيع را شامل مي شود . روابط بين ارتباطات فردي و گروهي   3. تئوري هايي كه در سطح خرد و فردي به مطالعات روح و روان و شخصيت افراد مي پردازد. يا نظرياتي كه در وانشناسي اجتماعي مطرح مي شود مثل گوستاو لوبن – كابريل تارد كه اثرات رواني را در گروه اجتماعي بررسي مي كنند.     تقسيم بندي نظريه ارتباطي از لحاظ محتوايي 1. نظريات آرماني و پيشگويانه:  تحولات آينده را از نظر ارتباطي پيشگويي مي كند . مثل نظريه توده وار (مثل هم انديشيدن) سي رايت ميلز- رزنبرگ – ادگار مورن   2. نظريه تجربي گرايان:  آنچه در جامعه در خصوص ارتباطات مي خواهيم بدانيم بايد در محك آزمايش قرار دهيم يعني تمام ديدگاهها را بايد تست كنيم و تحقيق انجام دهيم.   3. نظريه انتقادگرايان: گروهي كه به بحث ليبراليسم يا نظام آزادي گرايي انتقاد دارند. انتقادگرايان معتقدند سرمايه داري و ليبراليسم از مردم استفاده ابزاري كرده و توده مردم را براي رسيدن به مقاصد خود فريب مي دهند و همچنين معتقد هستند كه تحولات جهاني بايد در قالب يك جريان فرهنگي از ارتباطات روند بخورد.   ويژگي هاي جامعه توده اي: عبارتند از رشد مطبوعات سياسي، تجاري شدن، روزنامه ها، وابستگي رسانه ها به آگهي ها، ليبراليسم، خاتمه يافتن سانسور، توليد انبوه ، مصرف انبوه   خود واژه توده يا Mass  يك سري ارزش هاي مثبت و منفي دارد توده گروه وسيعي است و تجانس (هماهنگي) در آنها وجود ندارد و پراكنده هستند. 1. ارزش هاي مثبت توده:  مردم زحمتكش، مردم معمولي، فرهنگ توده، جنبش توده اي، حمايت توده‌اي 2. مفهوم منفي توده : مردم جاهل به قانون، فقدان فرهنگ يا دانش، اغواگر (پوچ گرا، فريب خور و فريب دهنده) اوباش   ويژگي هاي توده: خود توده ناشناخته بودن اعضاء ، پراكنده، عدم آگاهي و هويت فردي، عدم سازماندگي ، فاقد عمل گرايي، ناهمگون، فاقد سازماندهي و هدف خاص دگرگوني در تركيب . توده: مجموعه پراكنده از افراد و استفاده كننده از وسايل ارتباط جمعي همگان: يك عامل ذهني مشترك و رواني مشترك اين افراد را به هم پيوند مي دهد. مثل همه آنهايي كه فقط رونامه كيهان يا فقط روزنامه شرق و ...... مطالعه مي كنند يا فقط يك مجموعه فيلم‌هايي را تماشا مي كنند كه كارگران آنها يكي است . مقايسه گروهGroup ، انبوه خلقCrowd ، همگانPublic ، توده 1. درجه تعامل               گروه                درجه تعامل گروه بالاست گروهها براي رسيدن به هدف خاصي                                                همكاري و تعامل دارند                             انبوه خلق         درجه تعامل بالاست چون مجاورت فيزيكي دارند. در يك حادثه اي                                                كمك مي كنند و يك عامل باعث جمع شدن آنها مي شود                            همگان             درجه تعامل متوسط و پايين است                            توده                درجه تعامل خيلي پايين است  هيچ تعاملي با هم ندارند. من در خانه                                                 نشته ام           تلويزيون مي بينم و يكي در شهر ديگر   2. علت يا هدف            گروه                هويت افراد مشخص است  چون منافع مشترك است هدفها مشخص        مورد علاقه                                است                          انبوه خلق         علت خاصي و هدف مخشصي ندارد   موقتي و گذرا است سطح پايين                                                است ممكن است در زمان كوتاه مدت باشد (مثلاً در تظاهرات ممكن                                                است با هم آشنا شوند)                                                   همگان             علت و هدف مورد بحث و گفت و گو است                            توده                علت و هدف مورد علاقه ، سازمان يافته است بدون اينكه خودمان                                                 آگاه باشيم   مثلاً توجه به يك رسانه   3. بحث كنترل              گروه                به شكل غير رسمي و دروني است  گروه كوجك و افراد همديگر را     و سازمان                                     مي شناسند.                                 انبوه خلق         كنترل در سطح پايين است   سازمان و تشكيلاتي وجود ندارد و                                                كنترل هم نيست . غير رسمي است                              همگان             به صورت متوسط، پائين و غير رسمي است                                 توده                كنترل خارجي + كنترل داخلي. به نوعي مصرف كننده وسايل                                                ارتباطي هستند           4. ميزان آگاهي             گروه                ميزان آگاهي بالاست .                                انبوه خلق         به صورت موقتي  بالا است.                            همگان             ميزان آگاهي متغير است .                                توده                بسيار پائين است .   هيچ آگاهي نسبت به هم ندارند.     نكته: فرهنگ توده وار به چه شكل بوجود آمد ؟ فرهنگ توده وار، آن نوع محتوايي است كه توسط رسانه هاي جمعي توليد و گسترش يافته است .         مقايسه فرهنگ توده ، فرهنگ سطح بالا(نخبه) با فرهنگ  عامه     فرهنگ سطح بالا فرهنگ توده فرهنگ عامیانه درجه و نوع نهادی شدن سازمان یافته و منحصر به فرد و تخصصی گرايش آن به کتاب و روزنامه بيشتر است به رسانه و بازار سپرده شده بيشتر مصرف گرا هستند. مثل تلویزیون، ماهواره   قبلا مورد غفلت واقع شده و درحال حاضر حمایت می‌شود. ديد و بازديدها، تعاملات سنتي و عاطفي نوع سازمان و تولید منحصر به فرد و تخصصی استو تخصصي‌است‌دراينجا‌‌‌سازمان‌هاي فرهنگي خاصي تشكيل مي شود كه كمتر به بازار وابسته است. نوع سازمان: دانشگاه ها (محدود بودن جمعيت)     تولید انبوه مبتنی بر بازار مصرف با استفاده از تکنولوژی روز و بازار شامل: جامعه توده وار مصرف توده وار،توليد توده وار مثل جامعه غربي يا جامعه خودمان‌در سطح كلانشهرها گروه ها نامتجانس هستند شکل گرفته براساس استاندارد و هنجارهای سنتی شکل گرفته طراحی با دست و سنت گرایی (اصلا مبتنی بر بازار نیست)       محتوا و معنا فرهنگ از نظر محتوايي مبهم، ناخوشایند، بی زمان يعني به زمان خاصي مربوط نمي شود و ماندنی است خوشایند، سطحی، بی ابهام و از بین رفتنی است يعني فرار است ممكن است در سطح جهاني باشد. از نظر معنا و هدف ناخودآگاه و غیرجهانی و پایدار در زمان است (براي زمان خاصي اين فرهنگ عاميانه دوام دارد ) در سطح جهاني نيست. مخاطبان مخاطبان‌نسبتا‌کوچک،خبرگان آموزش دیده و تحصيل كرده نامتجانس، مصرف گرا، همگان فرهنگ خاص و محدود است كه اعضاي‌يك‌فرهنگ‌را در بر مي‌گيرد هدف از تاثیر تعمیق و گسترش و ارضای‌ فکری (كتاب) ارضای آنی و انحراف توجه (فرهنگ تلويزيون) پیوستگی آداب و رسوم جامعه و وحدت و یکپارچگی   نظریه دو مرحله ای در ارتباطات (کاتز و لازارسفلد): این نظریه تاکید می کند پیام وسایل ارتباطی ابتدا به رهبران عقاید داده می شود و سپس رهبران عقاید پیام ها را از طریق رسانه های جمعی به دیگران منتقل می کند رهبران عقاید نقش یک گزینش گر خبر که فقط برخی خبرها را انتخاب می کنند ندارند بلکه آنها با توجه به خط مشی هایی که دارند اخبار را منتقل می کنند و کوشش می نمایند فرد را در جهت اعتقادات خود هدایت کنند و رفتار مورد نظر را در فرد به وجود آورند.  این افراد (رهبران فكري) گاهی سکوت می کنند و با سکوت خود جریان ارتباطی را قطع می کنند. در این نظریه، اعتبار نظريه (منبع) نیز مطرح است هرکس نمی تواند تاثیرگذار باشد به عبارتی منبع پیام باید اعتبار داشته باشد.       نظریه تزریقی یا نظریه تاثیر قدرتمند: در فاصله بین دو جنگ جهانی از سوی هیتلر، موسی لینین و کافلین مطرح شد براساس این نظریه می توان پیام را طوری تجویز کرد که در قالب و ذهن افراد نفوذ کند و آن رفتاری را که مورد نظر فرستنده پیام است را در مخاطبان به وجود آورد. در این نظریه بر پیام تکیه می کند مخاطب منفعل است و ارتباط گر همه کاره طرفداران این نظریه به تاثیرات کوتاه مدت و آنی توجه دارند این دیدگاه تا جنگ جهانی دوم برقرار بود. چاکوتین و گوبلز (وزير تبليغات هيتلر) از این نظریه استفاده های فراوانی کرده اند.   نظريه‌هاي ارتباط جمعي 1-    نظريه برجسته سازي: رسانه‌ها در انتقال پيام اولويت خاصي قائلند و برخي از موضوعات را پررنگ و برجسته نشان مي‌دهند تا بتوانند بر افكار مردم تاثير بگذارند. يكي از نظريه‌پردازان بنام برنادر كهن معتقد است رسانه‌ها به ما نمي‌گويند چگونه بيانديشيد ولي مي‌گويند به چه فكر كنيد. براساس اين نظريه (برجسته‌سازي) مخاطب پويا ست اما مسئوليت جهت دهي به افكار مردم با رسانه‌هاست. به عبارت ديگر وظايف رسانه‌ها عبارتند از الگوي آگاهي بخشي (اطلاعات به افراد مي‌دهند) الگوي برجسته‌سازي (يعني مهمترين اطلاعات) سرانجام اولويت بخشي است. از طرفداران اين نظريه (مك كومس و دونالد شاو)   2-    نظريه رضايت و خشنودي (نيازجويي) مخاطبان:the use and gratification طرفداران اين نظريه (بلور، كاتز، سيورت) اين نظريه بر دو عامل متكي است : 1-    پويا دانستن  مخاطب (فعال بودن) 2-    چند متغير بودن فرايند ارتباط اين نظريه مي‌گويد مخاطب به نياز خود آگاه است و در فرآيند انتقال پيام پنج ويژگي را بايد در نظر گرفت: 1-    مخاطب پوياست. 2-    رقابت رسانه‌ها براي تامين نياز مخاطبان الزامي است. 3-    رقابت رسانه‌ها با ساير پديده‌ها براي تامين نياز مخاطبان لازم است. 4-    مخاطب جستجو‌گر است. 5-    مخاطب براي تامين نياز خود آگاهانه رسانه مورد نظر را انتخاب مي‌كند. رويكرد افراد به اين رسانه‌ها به دلايل زير مي‌باشد: 1-    پاداش آني (شامل افكار، رويدادها، حوادث و غيره). 2-    پاداش آتي (دراز مدت) شام ل مقوله‌هاي آموزشي نياز به شغل، جستجوي آگهي‌ها، استفاده‌هاي آموزشي و فرهنگ‌سازي   3-    نظريه هنجاري (الچول): الچول در كتاب عوامل قدرت مي‌گويد مطبوعات مستقل نمي‌توانند وجود داشته باشند رسانه‌هاي همگاني و عوامل آن منافع كساني را كه هزينه‌هاي آنان را تامين مي‌كنند را بر عهده دارند.   وي از سه مدل رسانه در جهان ياد مي‌كند. 1-    مدل جهان اول ليبراليسم و سرمايه‌داريست 2-    مدل جهان دوم كشورهاي سوسياليستي  (كمونيست‌ها و كشور شوري) 3-    مدل جهان سوم و در حال توسعه الچول معتقد است كه در جهان مطبوعات 7 قانون روزنامه‌نگاري وجود دارد كه در كليه نظام‌هاي سياسي و ارتباطي حاكم است. 1-    درتمام نظام‌هاي مطبوعاتي رسانه‌هاي خبري عوامل آن كساني هستند كه قدرت سياسي و اقتصادي را در كنترل خود دارند. 2-    محتواي نظام رسانه‌اي غالباٌ منافع  كساني را تامين مي‌كنند كه هزينه‌هايشان را بپردازند. 3-    تمام نظام‌هاي رسانه‌اي بر اين ادعا پا فشاري مي‌كنند كه به آزادي بيان پايبند هستند. (نوع آزادي بيان متفاوت است). 4-    تمام رسانه‌ها اصل مسئوليت اجتماعي را تائيد مي‌كنند و مدعي هستند كه به نيازهاي مردم و منافع آنها خدمت مي‌كنند. 5-    در دانشكده‌هاي روزنامه‌نگاري، ايدئولوژي‌ها و نظام ارزشي حاكم بر آن جامعه را در جهت كنترل بر رسانه‌ها خدمت مي‌گيرند. 6-    در هر يك از سه مدل مذكور مدل‌هاي ديگر را طرد و منحرف ترقي مي‌كنند. 7-  عملكرد رسانه‌ها غالباٌ با تئورهايي كه براساس آن فعاليت مي‌كنند متفاوت است.   معيارهايي كه مدل الچول رسانه‌ها را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد عبارتند از: 1-    آزادي 2-    استقلال 3-    نظم و همبستگي 4-    تكثر و دسترسي 5-    كيفيت اطلاع رساني 6-    عيني بودن   4-نظريه جامعه توده‌اي: توسط رايت دانيل بل و هاوزر و رايت ميلز  اين نظريه بر وابستگي متقابل نهادها كه در جامعه اعمال قدرت مي‌كنند و با يك پارچه شدن رسانه با منابع قدرت اجتماعي و اقتدار حكومت تائيد مي‌شود. اين نظريه معتقد است رسانه‌ها با منافع سياسي و اقتصادي گروهي كه قدرت را در كنترل خويش دارند تطبيق دارند. نظريه جامعه توده وار رسانه را علت اصلي و عامل تداوم جامعه دانسته و معتقد است رسانه‌ها دنياي خيالي و غير واقعي را جايگزين دنياي واقعي مي‌سازد. نظريه هنجاري دنيس مك كوايل  تقيسم بندي شش گانه مك كوايل از رسانه ها را نام ببريد و يكي را توضيح دهيد. 1. رسانه هاي اقتدارگرا 2. رسانه هاي آزاد 3. رسانه هاي نظام كمونيستي (شوروي سابق) 4. رسانه هاي مسئوليت اجتماعي 5. رسانه هاي ديدگاه هاي توسعه بخش (وحدت گرا) 6. رسانه هاي دموكراتيك (مشاركت اجتماعي)   نكته: سيبرت يكي از منتقدان امريكايي بود   1. ويژگي رسانه هاي اقتدارگرا 1. در حكومت هاي پادشاهي يا نظام هاي پادشاهي و استبدادي و تك حزبي، اين سيتسم اقتدارگرا حاكم بود. 2.  رسانه ها يكي از ابزارهاي سركوب حاكميت بود كه توسط حكومت ها قلمداد مي شد. 3. عدم استقلال واقعي رسانه ها 4. سانسور شديد 5. رسانه ها تابع قدرت حاكم هستند. 6. رسانه ها خط قرمز را رعايت نمي كنند، اصول اخلاقي و سياسي در نظام حاكم را رعايت نمي كنند و زير سوال مي برند. 7. حمله و توهين به مراجع قدرت به شدت منع شده است. 8. برار انتشار نشريات و مطبوعات نيز به اخذ پروانه است (نظام پيش گيرانه است)       2. رسانه هاي آزاد يا مطبوعات آزاد 1. ريشه اين رسانه ها به قرن 17 و 18 بر مي گردد، كه فارغ از كنترل دولتي هستند. 2. در اين نظريه بر حق آزاد بودن عقيده بيان و حق انتشار عقايد تاكيد شده. 3. اين انديشه از تفكرات جان ميلتون فيلسوف آزادي گراي غربي برداشت شده است 4. در اين ديدگاه سانسور ، آزادي مطلق است و آبرو و دارايي و حريم خصوصي و حقوق عقليت ها محترم شناخته شده است. 5. انتشار نشر روزنامه بدون اخذ مجوز آزاد مي باشد. 6. در اينجا نظام تنبيهي بر نظام پيشگيرانه برتري دارد. 7. استقلال حرفه اي براي رسانه ها وجود دارد. 8. هر عقيده و نظري حتي اگر خلاف باشد مي توانيد منتشر كنيد، مگر اينكه به حريم خصوصي ديگران تجاوز كرده باشيد.   3. رسانه هاي نظام كمونيستي (شوروي سابق) 1. اين رسانه در سال 1917 شوروي است و چون قدرت در اين نظام در انحصار طبقه كارگر مي‌باشد رسانه ها نيز بايد تحت كنترل طبقه كارگر يا حزب كمونيست باشند. 2. رسانه ها  دارايي هاي خصوصي تلقي نمي شوند بلكه درارايي هاي دولتي مي باشند. 3. رسانه ها نبايد دارايي هاي خصوصي تلقي شوند، دولت اين حق را دارد كه با استفاده از سانسور و اعمال قدرت از منافع حزب حاكم دفاع كنند. 4. رسانه ها بايد از نهضت هاي قومي چه داخل و خارج دفاع كنند. 5. تصويري كه از جامعه در مطبوعات ارائه مي شود  بايد براساس آمارهاي ماركسيسم باشد.   4. رسانه هاي مسئوليت اجتماعي 1. اين نظريه اعتقاد دارد كه مطبوعات و رسانه ها بايد به مردم خدمت كنند نه آزادي مطلق داشته باشند بلكه بايد منافع مردم را مد نظر داشته باشد.