نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط : (بخش سوم)

 ۴۱- ژان کازنو می گوید : علیرغم ضعف استدلال و تخیلی بودن نمی توان نظریه مک لوها را نادیده گرفت چون نظریان او در بعضی حوزه ها جدید و بدیع است.

 ۴۲-  حمید مولانا : نظریان مک لوها که به صورت مکتب جبر فن آوری درآمده بود در سال 1960 از دو ضعف درونی رنج می برد: 1- به فن آوری به صورت مفرد تکیه می کند 2- اعتقاده به جبرفن آوری صرفا بر شواهد تاریخی متکی است و از خود هیچ نوع پویایی ندارد.

 ۴۳- چارلز استاینبرگ : نظر مک لوهای را که وسایل ارتباطی همه چیز است و محتوا مهم نیست را به سخره گرفته است.

 ۴۴-  دیوید رایزمن : سه مرحله تاریخی اجتماعی را مطرح می کند : 1- دوران سنت راهبر : چهره به چهره، سنت ها حاکم است 2- دوران درون راهبر : انسان با عقلانیت آرامش می گیرد، فرد گرایی 3- دوران دگر رهبر : ناشی از تمدن ارتباط جمعی، ابزار سالاری – در دوره سوم : فرهنگ بلعیده می شود، موجب از خودبیگانگی می شود، عصر فراواقع و فراگاهی است، شیء سروری است – ظهور وسایل ارتباط جمعی – توده تنها اصطلاحی است که رایزمن بکار می برد – انتظارات و رنج های بزرگ در این دوره جایی ندارد – نتیجه و پیامد کارکرد رسانه ها : توده تنهاست – دگر راهبر : برون هدایت شده است – کاهش همگنی در عمل انسان

 ۴۵- پل لازارسفلد و برلسون : نظریه استحکام (تاثیر محدود)، کار پیام بازسازی فکر است نه سازندگی آن – پیام قدرت ندارد – مخاطب انتخاب می کند و پویاست – تاثیر پیام های ارتباطی تقویت عقاید موجود است – پیام تغییر ایجاد نمی کند بلکه عقاید و گرایشات را استحکام می بخشد – تکیه بر مخاطب دارد – نام دیگر این نظریه (تاثیر محدود) وسایل و پیام های ارتباطی است

 ۴۶-  رابرت من : در ادامه نظریه استحکام می گوید = اصل انتخاب خاص، رویایی با پیام انتخابی است.

 ۴۷-  کازنو : در ادامه نظریه استحکام به نظر کازنو : سه حالت را برای شناخت روش های اعمال نفوذ بر توده از طریق رسانه ها را باید تمیز داد : 1- تقویت عقیده موجود 2- ساختن عقیده تازه 3- تغییر عقیده – از دیدگاه کازنو : تاثیر رسانه ها بیشتر تقویت عقیده موجود است – انتقاد وارده به نظریه استحکام (تاثیر محدود) : 1- نقش رهبران افکار بسیار افراطی است 2- نقش رسانه ها را فقط به تثبیت عقاید محدود می کند و نقش آنها در تغییر نیازها را نادیده می گیرد.

 ۴۸-  الیهو کاتز و لازاسفلد : نظریه جریان دو مرحله ای بودن پیام ها – ابتدا به رهبران افکار  و سپس رهبران عقاید پیام را به دیگران انتقال می کنند – بر اساس خط مشی اخبار را منتقل می کنند – و فرد را در جهت اعتقادات خود هدایت می کنند – اعتبار منبع مهم است – کاتز معتقد است : اگر گزینشگری و روابط میان فردی با هم نفوذ کنند قدرت رسانه ها کم می شود – او می گوید دو عامل مهم در ارتباط جمعی مهم است : 1- گزینشگری شامل : مواجهه، درک و حفظ 2- روابط میان فردی

 ۴۹- کامبز و شاو : نظریه برجسته سازی – مخاطبان درباره چه فکر می کنند – تاثیرات رسانه ها را در حوزه رفتار محدود می کند – رسانه ها نمی توانند تعیین کنند که مخاطبان چطور بیندیشند اما می توانند تعیین کنند که درباره چه بیندیشند – نظر شاو و مک کاب : رسانه ها با بزرگ کردن و اولویت دادن به برخی موضوعات بر اولویت های مردم اثر می گذارند – مخاطب پویاست – مسئولیت جهت دهی به افکار مردم با رسانه هاست – وظیفه رسانه ها : الگوی آگاهی بخشی = الگوی برجسته سازی = اولویت بخشی) – برجستگی مسایل تغییرات رفتاری به دنبال ندارد – تغییرات شناختی (اطلاعاتی) بوجود می آورد– انتقادها : 1- خلاف این نظریه اولویت ها توسط زمینه ها و موقعیت های اجتماعی تعیین می شود نه توسط رسانه ها به طور مستقیم 2- در بسیاری موارد تمایز بین آنچه می اندیشیم و آنچه که در موردش می اندیشیدیم مشکل و ناممکن است.

 ۵۰- نظریه نیازجویی 1970، استفاده و رضایت مندی : مخاطب به نیاز خود آگاه است – مخاطب اغازگر جریان ارتباط است – 5یژگی فرآیند انتقال پیام : 1- مخاطب پویاست 2- رقابت رسانه با خود و دیگر پدیده ها برای تامین نیاز مخاطبان الزامی است 3- جستجوگر است یعنی برای تامین نیازها و رضایت خود روش های مختلفی را تجربه می کند 4- مخاطبان برای تامین نیازهای معرفتی خودآگاهانه رسانه مورد نظر را انتخاب می کنند (از نیازآگاه هستند) 5- برای تامین نیازهای اساسی منابع مختلف ارتباطی و غیر ارتباطی با یکدیگر در ارتباط هستند – میزان ابهام و مناسب دانستن موضوع به کار و زندگی فرد برای رفع نیازهای شناختی است – اساسا رویکرد افراد به رسانه ها به دلیل کسب دو پاداش است : 1- پاداش آنی : اطلاع داشتن در مورد حوادث و رویدادهای روز 2- پاداش آتی : خدمات مقوله های آموزش دراز مدت – مهمترین انتقاد : تاثیر رسانه را بر ایجاد نیازها و تامین آنها نادیده گرفته است.

 ۵۱- دی فلور و باروکیچ : نظریه وابستگی مخاطبان – مخاطب منفعل است – به رابطه سه گانه : رسانه – مخاطبان و جامعه نیازمند است – دو نیاز وابستگی دارد: 1- نیاز به بهداشت اطلاعات (اطلاع از تحولات جامعه نوین و مدرن شهری) 2- نیاز به ندانستن و گریز از واقعیت ( برنامه های طنز در اوقات فراغت)  - خصوصیات این نظریه ک 1- تداوم نیازها 2- هر چه نیاز بیشتر باشد میزان وابستگی بیشتر است و تاثیر مخاطب هم بیشتر – تفاوت نظریه وابستگی مخاطب با تزریقی : در این است که در افراد انفعال و اعتیاد بوجود می آورد – در نظریه تززیقی: مخاطبان به پیام عکس العمل نشان می دهند ولی در نظریه استحکام : کسانی که زمینه تاثیرپذیر دارند تاثیر می گیرند و در نظریه وابستگی : مخاطبان تنها یک حس انفعال و رکود دارند و دچار بی حسی می شوندو عکس العملی نشان نمی دهند – انتقاد وارده : مطلق انگاشتن نقش رسانه ها و نادیده گرفتن ویژگی های فردی و ارتباطات میان فردی – رسانه ها را در انجام تغییرات نگرشی و رفتاری توانای مطلق می داند – در صورتی که توانایی رسانه ها خود متاثر از زمینه های قبلی مخاطب و ساختارهای اجتماعی است

 ۵۲- جان دیونی – چارلز کولی و رابرت پارک و جورج هربرت مید = تاثیرات مهمی درعلم ارتباطات گذاشته اند.

 ۵۳- چارلز کولی : آمریکایی – نظریه خود آیینه سان را مطرح می کند – ارتباطات میان فردی شخص و خانواده و یا گروه بر پایه اصلی جامعه پذیر شدن است – کنش متقابل با دیگران نقش یک آیینه را ایفا می کند – چهار عنصر اساسی را در اتباطات مطرح می کند : 1- ارتباط مبنای اساسی روابط انسانی 2- ارتباط جریان خاص است 3- نمادگذاری در ارتباط 4- وسیله انتقال در ارتباط – کتابش : سازمان اجتماعی در سال 1909 بهترین تعریف ارتباطات را ارائه داده است .

 ۵۴- رابرت پارک : آمریکایی – اولین نظریه پرداز ارتباط جمعی – جامعه شناس و نظریه پرداز ارتباطی مکتب شیکاگو – دکترای رساله : انبوه خلق و عامه به بررسی چگونگی شکل گیری افکار عمومی توسط رسانه پرداخته است – مبانی مذاکرات میان فردی نیتجه تحقیقات پارک است – افکار عمومی قابل اندازه گیری است.

 ۵۵- جرج هربت مید : آمریکایی به مفهوم "خود" در تعامل نمادین می پردازد – خود = عامل زیربنایی جامعه پذیر شدن انسان هاست.

 ۵۶- کلود شانون و وارن ویور : مدل شانون را در نظریه ریاضی ارتباطات (نظریه اطلاعاتی) مطرح می کند – وارن و ویور مدل انسانی را در سیستم های 6گانه : مخاطب، دهنی گوشی، پیام، رمزگذار، رمزخوان و گیرنده می داند – شانون در مدل ریاضی – ویور در مطالعات خود از میان برهای ریاضی شانون در مورد ارتباطات مهندسی استفاده کرد.

 ۵۷- نوربرت وینر : کتابش : سایبرنتیک یا کنترل و ارتباط در انسان و ماشین - مفهوم پس خورد را اولین بار وینر در کتاب سایبرنتیک مطرح می کند – استفاده انسانی از انسان ها – سایبرنتیک و جامعه را در سال 1940 تالیف کرده است.

 ۵۸- کورت لوین : یهودی آلمانی تبار است – موسس روانشناسی اجتماعی و تجربی مدرن – پویایی گروهی را ایجاد کرده است – جمله معروف : هیچ چیز به اندازه یک نظریه خوب عملی نیست – دروازه بانی خبری یا همان گزینشگری جریان پیام را مطرح کرده است – شاگردش : دیوید وایت که بعد از او مفهوم دروازه بانی خبر را به رسانه های جمعی مورد مطالعه قرار داده است.

 ۵۹- کارل هاولند : اروپایی – متعییر وابسته در تحقیقات هاولند مربوط به اقناع را است – کتابش : آزمایشان در ارتباطات جمعی – مقالاتش در مورد ارتباط و اقناع بوده است – او می گوید : نگرش ها اکتسابی هستند و هنگام یادگیری از طریق فرآیندهای مشابه تغییر می کنند – پیام یک طرفه در اشخاص موافق تاثیر بیشتر دارد – پیام دوطرفه در اشخاص مخالف تاثیر بیشتر دارد.

 ۶۰- ویلبرشرام : آمریکایی – در سال 1952 بنیانگذار مطالعات ارتباطی است – او می گوید ک پیام باید به صورت رمز ارائه شود : 1- تصویر ذهنی ما قابل فهم نیست 2- برای فهم دیگران تصاویر ذهنی را تبدیل به مرز کنید – کتابش :1- رسانه های جمعی و توسعه ملی 2- تلویزیون در زندگی کودکان ما و ماهیت ارتباط میان انسان ها – موافق نظرات لرنر در زمینه ارتباطات و توسعه بود – پاسخ میانجی را مطرح می کند که : در یک سیستم ارتباطی علاوه بر خواندن و نوشتن، تفسیر هم می کند – علاوه بر این اگر شما علامت، نماد یا زبان را یاد گرفتید، پاسخ را هم بلد هستید به این پاسخ، پاسخ میانجی می گوید – شرام موازی با نظریات لاسول در خصوص نقش های ارتباطی معلم، نگهبان و راهنما را برای وسایل ارتباطی مطرح کرده است – او در در کتاب رسانه های جمعی و توسعه ملی، نگاه خوش بینانه نسبت به توسعه ارتباطات در جهان سوم دارد – کتاب مشهورش : چهار نظریه مطبوعات در مورد فرآیند دو مرحله ای بودن ارتباطات بحث می کند – 1 - سه عنصر را برای ارتباطات نیاز می داند : منبع، پیام و مقصد 2- بحث تجربه مطرح می شود در میدان تجربه 3- هر فرد در فراگرد ارتباط به کد گذاری، بازخوانی و دریافت و انتقال نیاز دارد.

نظریه سلطه رسانه ها در مقابل نظریه پلورالیسم رسانه ها

واژه Pluralism که در لغت به‌معنای "گرایش به کثرت" است، در اساسی‌ترین معنای خود، با برتری نظری چندگانگی بر تک بودن و اولویت تنوّع بر همسانی اشاره دارد. پلورالیسم یا کثرت‌باوری که در خود، مفهوم پذیرش و اصالت‌دهی به تعدّد و کثرت را دارد، در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، معرفتی و دینی مورد توجه قرار گرفت و از همین‌رو به‌حسب ساحت، به انواع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، معرفتی و دینی قابل تقسیم است.
این واژه اولین بار توسط لوتسه (Rudolf Hermann Lotze: 1817-1881) در سال 1841، میلادی در کتاب "مابعدالطبیعه" به‌کار رفت.[1]
پلورالیسم در آغاز، در عرصه سنّتی کلیسا مطرح گردید و به شخصی که در کل، دارای چند منصب گوناگون بود، پلورالیست گفته می‌شد. پس از آن، این اصطلاح به‌عنوان یک گرایش در مقابل گرایش مونیستی (Monoistic) و وحدت‌گرایی علیه "یگانه‌انگاری" در همه حوزه‌های قابل تصوّر برای تحقیق در امور انسانی پا به عرصه وجود گذاشت.[2]
 
انواع پلورالیسم
بر مبنای تعدّد حوزه‌هایی که در پلورالیسم طرح شد، اقسام گوناگونی از کثرت‌گرایی صبغه وجود یافت؛ که حد مشترک همه آنها به‌رسمیت شناختن کثرت در برابر وحدت است. این اقسام عبارتند از:
الف) پلورالیسم سیاسی؛ یکی از الگوهای رایج در جامعه‌شناسی سیاسی معاصر، الگوی پلورالیسم است؛ که در مقابل نظریه‌های مارکسیستی درباره مبنای طبقاتی دولت، بر تعدد مراکز قدرت اجتماعی تأکید می‌کند.
فرض اصلی دیدگاه پلورالیستی که به بررسی رابطه قدرت دولتی با مجموعه گروه‌ها و نیروهای اجتماعی می‌پردازد، تکثّر و تنوّع منابع قدرت است. بر مبنای این الگو، قدرت سیاسی، فرایند پایان‌ناپذیر رقابت و سازش میان نیروهای مختلفی است که نماینده علایق و منافع اجتماعی گوناگونی مانند گروه‌های صنعتی و تجاری، جنبش‌های کارگری، گروه‌بندی‌های قومی، مذهبی و ... هستند.[3] بر اساس این نوع از پلورالیسم، اقتدار همگانی در میان گروه‌های متعدّد و متنوّع، پخش‌ شده و این گروه‌ها، به‌عنوان مکمّل همدیگر عمل می‌کنند و دولت، تنها به حفظ توازن طبیعی میان آن‌ها بسنده کرده و حاکمیت مطلق در دست دولت یا هیچ فرد یا نهادی نیست.
کثرت‌باوران سیاسی برخلاف آنارشیست‌ها، منکر وجود دولت نیستند؛ بلکه برای آن، کارکردهای سودمندی را به‌رسمیت می‌شناسد؛ اما معتقدند که قدرت دولت، نباید انحصاری باشد؛ بلکه در عین نظارت کلی دولت، دیگر نهادهای اجتماعی و مقدم بر دولت، باید استقلال و قدرت خود را نگاه دارند. این نوع از پلورالیزم، یکی از اصول بنیادی لیبرال دموکراسی به‌شمار می‌رود.[4]
 
ب) پلورالیسم اجتماعی؛ پلورالیسم در این عرصه، عبارت از پذیرش کثرت و تنوّع در حوزه نهادهای مدنی، احزاب، جمعیت‌ها و عقاید ناظر به مصالح اجتماعی بوده و بر حضور و مشارکت نهادها، سازمان‌ها، تشکّل‌ها و احزاب متعدد تأکید می‌ورزد.[5]
پیشینه این نوع از کثرت‌گرایی به عصر روشنگری (رنسانس) برمی‌گردد که در آن، پذیرش فردگرایی و حقوق طبیعی و مواجهه انسان‌ها با تکثّر رسانه‌های جمعی، موجب رشد و بالندگی تفکر پلورالیسم اجتماعی به‌عنوان تفکر مشوٌق تشکیل احزاب، گروه‌های مدنی و مصاف دموکراتیک، گردید. از شرایط لازم برای چنین پلورالیسمی، نهادهای جامعه مدنی در برابر دولت است.[6]
 
ج) پلورالیسم اخلاقی؛ ساحت اخلاقی، یکی دیگر از ساحت‌های اندیشه کثرت‌گرایی است؛ که از نسبی‌انگاری ارزشی و نفی ضوابط عام و ثابت، ارتزاق می‌کند و نه‌تنها به پذیرش تکثّر در مرام‌های اخلاقی در مختصات جغرافیایی صحٌه می‌گذارد، بلکه در پرتو گذر زمان نیز می‌پذیرد که ارزش‌های اخلاقی رنگ و شکل عوض می‌کنند و کثرت طولی و تنوّع تطوری داشته باشند. پلورالیسم اخلاقی، اساساً ارزش اخلاقی را نسبی تلقّی کرده و باورداشت‌های اخلاقی را آن‌چنان جدی تلقّی نمی‌کند و اصول و باورهای اخلاقی را از جزمیت ساقط کرده و در ورطه تشکیک و نسبیٌت می‌اندازد.[7]
 
د) پلورالیسم معرفتی؛ این نوع از پلورالیسم، بر شکّاکیت معرفت‌شناختی اتّکا داشته، واقعیّات را غیر از درک بشری می‌داند و بر آن است که آنچه از راه حس وارد دستگاه ادراک می‌شود، با یک رشته قالب‌های پیش‌ساخته ذهنی قالب‌گیری شده و رنگ‌آمیزی می‌گردد. به‌همین جهت انسان، هیچ‌گاه به‌واقع، آن چنان‌که هست، نمی‌رسد و به‌واسطه همین نسبیت ادعایی موجود در عرصه معرفت، هیچ فرد یا گروهی حق ندارد ایده‌ای را به‌عنوان حقیقت مطلق بر دیگران تحمیل کند.[8]
این اعتقاد که در آن حقیقت، نسبی است و دست‌یابی به حقیقت مطلق، برای افراد بشر ممکن نیست، این نتیجه را دربر خواهد دارد که هر عقیده‌ای، سهمی از حقیقت را داراست و اندیشه‌ای که کاملاً مطابق حقیقت باشد، وجود ندارد. به‌همین دلیل، هیچ معیاری برای داوری میان ارزش‌ها و اعتقادات موجود نبوده و باید هر مذهب و آئینی را برحق دانست.
 
ه)پلورالیسم دینی؛ کثرت‌گرایی دینی نظریه‌ای در باب حق بودن ادیان و محق بودن دینداران است و برآن است که کثرتی که در عالم دین‌ورزی پدید آمده، حادثه‌ای طبیعی است که از حق بودن ادیان و محق بودن دینداران پرده برمی‌دارد و مقتضای دستگاه ادراکی آدمی و ساختار چند پهلوی واقعیت است. کثرت‌گرایان می‌گویند که یک حق نداریم؛ بلکه به‌دلیل چند ضلعی و چند لایه بودن واقعیت با حق‌های متعددی روبرو هستیم.[9]  لگنهاوزن در تفسیر این نوع از پلورالیسم می‌نویسد: «کثرت‌گرایی دینی نتیجه تلاشی است برای به‌دست آوردن مبنایی در الهیات مسیحی، برای تسامح و تحمّل ادیان غیر مسیحی؛ به‌همین دلیل، کثرت‌گرایی دینی، عنصری است در گونه‌ای از تجدّد یا لیبرالیسم دینی. کثرت‌گرایان دینی، تصدیق می‌کنند که همه ادیان بزرگ، راهی به‌سوی نجات عرضه می‌کنند و همه آنها دربردارنده حقیقت دینی‌اند ....»[10]
جان هیک (John Hick: 1922-live) علاوه‌بر معنای فوق، دو معنای دیگر برای پلورالیسم در دین ذکر کرده است. وی پلورالیسم دینی را به این معنا که هر دینی، نیمی حق و نیمی باطل است و تمام حق در یک دین وجود ندارد، دانسته و در تفسیر دیگری نیز پلورالیسم دینی را به‌معنای بی‌معنا دانستن و مشکوک بودن دین به‌عنوان یک واقعیت، در نظر گرفته است.[11]
البته در کنار اصطلاح پلورالیسم در دین، که مفهوم آن ذکر شد، با پلورالیسم در فهم دین نیز روبرو هستیم؛ که بر پذیرش تفسیرهای متباین از متون دینی (تعدد قرائت‌ها از دین) صحٌه می‌گذارد.[12]
 
و) پلورالیسم فرهنگی؛ تکثّرگرایی فرهنگی که به مسأله نحوه مواجه شدن با ناهمگنی مربوط می‌شود،[13] ضمن تأکید بر به‌رسمیت شناختی کثرت و تعدد فرهنگ‌ها، مذاهب و نحله‌های فکری موجود در جامعه، احترام گذاردن به حقوق مخالفین در حیطه رفتارهای اجتماعی و تحمّل اندیشه‌های متعدد همدیگر را مورد توجه قرار می‌دهد.
در واقع، آگاهی ملل مختلف از سلوک همدیگر، در پرتو رشد اطلاعات و رسانه‌ها و پی بردن به نافروکاستنی بودن آنها به مدل واحد، موجب شد، تا این تکثّر و گوناگونی، به‌زودی توسط جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان، تئوریزه و به‌رسمیت شناخته شود. طبق این نظریات، رفتارهای فرهنگی هر قوم، راهکارها و راهبردهایی هستند، که بسته به شرایط جغرافیایی، زیست‌محیطی، نژادی و ... در حوزه عقل جمعی شکل گرفته که در هر حال باید به آن احترام گذاشت و تنوّع آن‌را پذیرفت. بر همین مبنا، گروه‌های قومی و نژادی در عین اینکه زبان، مذهب و آداب و رسوم خود را حفظ می‌کنند، با گروه‌های دیگر کنار آمده و در عین حفظ تفاوت‌های خود، از یکسانی اجتماعی برخوردار می‌شوند.[14]
 
پلورالیسم رسانه‌ای
پلورالیسم فرهنگی، در امتداد مسیر خود، به‌نوعی از کثرت‌گرایی در عرصه رسانه‌ها منتهی می‌شود که می‌توان آن‌را "پلورالیسم رسانه‌ای" دانست. اصل تکثر رسانه‌ای شامل دو دیدگاه است. یک دیدگاه، تکثّر را مستلزم برخورد کاملاً برابر با گروه‌های مختلف دانسته و به‌طور مثال ساعات مساوی برای پخش نظرات کلیه اقلیت‌های قومی و زبانی و کلیه گروه‌های مخالف را طلب می‌کند و دیدگاه دیگر تکثّر را مستلزم انصاف دانسته و معتقد است رسانه‌ها باید به‌طور متناسب آنچه را در جامعه می‌گذرد (اعم از مسائل گروه‌های اجتماعی، عقاید سیاسی و ...) را منعکس و نیازهای (تمام) مخاطبین را برآورده سازند و به‌طور خلاصه، محتوای رسانه، متناسب با مخاطبان گوناگون، تنوّع داشته باشد.[15]
نظریه کثرت‌گرا، رسانه را در ارتباط با خواست‌ها و تقاضاهایی که از طرف گروه‌های مختلف و پراکنده اجتماعی که دارای منافع و دیدگاه‌های متفاوت هستند، پاسخگو دانسته و معتقد به چندگانگی منابع و تنوّع پیام‌ها براساس منافع همگان بوده و حق دسترسی تمامی گروه‌ها حتی گروه‌های منفرد و جانبی جامعه به رسانه‌ها را محترم می‌شمارد.[16]
مدل ارائه‌شده در این نظریه، که با بیش از یک دریافت از رسانه و یک مجموعه از ارزش‌ها سازگار است را می‌توان تجسّم آرمان آزادی‌خواهی که مخالف هر نوع کنترل یا جهت‌گیری رسانه‌هاست، تلقی کرد و به‌عنوان نوعی نگرش مسئولیت اجتماعی رسانه، در دموکراسی لیبرال در نظر گرفت. مطابق آن، نهادهای رسانه‌ای تمایل دارند و گاه تشویق می‌شوند که نیازهای منافع گوناگون رقیب را برآورند و خواسته‌های عموم را در چارچوب استانداردهای حرفه‌ای خودشان برآورده سازند.[17]
"مک‌کوایل" در مورد این مدل معتقد است که «مدل، گرایش بر این دارد که بر اراده آزاد و استقلال مخاطبان پای فشرده و می‌تواند با اصلاحاتی با مفهوم رسانه‌های رهایی‌بخش پیشنهاد "استنبرگ" (1970) سازگار شود.»[18]
 
نظریه سلطه رسانه
در مقابل نظریه پلورالیسم رسانه‌ها، نظریه سلطه قرار دارد؛ که به رسانه‌ها، به‌شکل مخدوم دیگر نهادهای اجتماعی، می‌نگرد. از دیدگاه این نظریه، رسانه‌های همگانی دارای مشخصات زیر هستند:
1. توسط عده معدودی -طبقه سرمایه‌دار یا دولت- کنترل می‌شوند.
2. یک بعدی عمل می‌کنند.
3. به‌نحو استانداردشده و از جهت عرضه انحصاری هستند.
4. بر مبنای این نظریه، رسانه‌ها با قدرتی که دارا هستند می‌توانند، هم از تغییر و تحول جلوگیری کنند و هم با هرگونه تهدیدی که مشروعیت وضع موجود و نظم را زیر سؤال می‌برد، به مقابله برخیزند. به‌عبارت دیگر رسانه‌ها با پرهیز از انعکاس صداهای منتقد و کاهش ظرفیت انتقادی افکار عمومی، به سازگاری مخاطبین با وضع موجود پاداش می‌دهند.
5. رسانه‌ها به‌وسیله درجه بالایی از تولید انبوه و توده‌ای محتوا، در جامعه، تهیه و قالب‌گیری می‌شوند.[19]
 
قوانین کثرت‌گرای رسانه‌ای
اولین سمینار جهانی پیشبرد مطبوعات مستقل و کثرت‌گرادر فوریه 1990، قوانینی را در مقابل مفاد نظریه سلطه وضع کرد که برخی از مواد آن به این شرح است:
1. مطبوعات (رسانه‌ها) باید در مقابل فشارهای اقتصادی مصون باشند؛ نه اینکه تحت انحصار مؤسسات سرمایه‌داری قرار گیرند.
2. مطبوعات، جهت انتشار اندیشه‌های گوناگون، نباید تحت انحصار دولت‌ها یا سنجش خصوصی قرار گیرند.
3. اختصاص بودجه دولتی به مطبوعات جهت تأمین استقلالشان.[20]

 

منابع:

[1]. مک لنان، گرگور؛ پلورالیسم، جهانگبر معینی، تهران، آشیان، چاپ اول، 1381، ص47 و بیات، عبدالرسول و دیگران؛ فرهنگ واژه‌ها، قم، مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، چاپ سوم، 1386، ص142.
[2]. مصباح یزدی، محمدتقی؛ پرسش‌ها و پاسخ‌ها ، قم، مؤسسه امام خمینی (ره)، 1380، چاپ هفتم، جلد چهارم، ص62 و مک لنان، گرگور؛ پیشین، ص47 و قدردان قراملکی، محمدحسن؛ کند و کاوی در سویه‌های پلورالیزم، تهران، کانون اندیشه جوان، 1378، چاپ اول، ص21.
[3]. بشیریه، حسین؛ جامعه‌شناسی سیاسی، تهران، نی، 1388، چاپ هفدهم، ص65.
[4]. ربانی گلپایگانی، علی؛ تحلیل و نقد پلورالیسم دینی، تهران، دانش و اندیشه معاصر، 1378، چاپ اول، ص20 و آشوری، داریوش؛ دانشنامه سیاسی، تهران، مروارید، 1387، چاپ پانزدهم، ص258.
[5]. خطیبی کوشکی، محمد؛ بررسی تطبیقی جامعه اسلامی و جامعه مدنی، قم، زمزم هدایت، 1384، چاپ اول، ص95.
[6]. بیات، عبدالرسول و دیگران؛ پیشین، ص143.
[7]. همان، ص144و 145.
[8]. واعظی، احمد؛ جامعه دینی جامعه مدنی، تهران، دانش و اندیشه معاصر، 1381، چاپ چهارم، ص60 و سبحانی، جعفر؛ مدخل مسائل جدید در علم کلام، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1383، چاپ دوم، جلد دوم، ص321.
[9]. صادقی، ‌هادی؛ درآمدی بر کلام جدید، قم، طاها و معارف، 1386، چاپ سوم، ص340و 341.
[10]. لگنهاوزن، محمد؛ اسلام و کثرت‌گرایی دینی، نرجس جواندل، قم، طاها، 1379، چاپ اول، ص11.
[11]. تورانی، علی؛ پلورالیسم دینی و چالش‌ها، تهران، مرشد، 1381، چاپ اول، ص26-30.
[12]. رجبی‌نیا، داوود؛ حقانیت یا نجات، قم، مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، 1381، چاپ اول، ص28و29.
[13]. سیاپرا، یوژنی؛ تکثرگرایی فرهنگی بر خط آنلاین، فصلنامه رسانه، 1385، شماره 67، ص158.
[14]. عضدانلو، حمید؛ آشنایی با مفاهیم اساسی جامعه‌شناسی، تهران، نی، 1388، چاپ سوم، ص493 و بیات، عبدالرسول و دیگران؛ پیشین، ص143و 144.
[15]. رضی، حسین و آشنا، حسام‌الدین؛ بازنگری نظریه‌های هنجاری رسانه‌ها و ارائه دیدگاهی اسلامی، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع)، 1376، شماره 4، ص235.
[16]. مهرداد، هرمز؛ مقدمه‌ای بر نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی، تهران، فاران، 1380، چاپ اول، ص65.
[17]. مک‌کوایل، دنیس؛ نظریه ارتباطات جمعی، پرویز اجلالی، تهران، دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها، 1385، چاپ دوم، ص130.
[18]. بهرامی، کمیل؛ نظام نظریه رسانه‌ها جامعه‌شناسی ارتباطات، تهران، کویر، 1388، چاپ اول، ص120.
[19]. هرمز، مهرداد؛ پیشین، ص92و 65.
[20]. رزاقی، افشین؛ نظریه‌های ارتباطات اجتماعی، تهران، آلیسم، 1385، چاپ دوم، ص156و157.


نظريه مشاركت دموكراتيك رسانه ها

خاستگاه اصلي اين نظريه، جوامع توسعهيافته ليبرال است. اين نظريه، واكنشي به تجاري و انحصاري شدن رسانه هاي بخش خصوصي و تمركز گرايي و بوروكراتيكي شدن نهادهاي بخش عمومي به شمار مي آيد كه از اين نظر به اعتقاد ارائه كننده آن يعني دنيس مك كوايل، با هنجارهاي نظريه مسئوليت اجتماعي اشتراكاتي دارد. ظهور رسانه هاي عمومي، انتظارات مردمي را براي انجام اصلاحات دموكراتيك اجتماعي در غرب بالا برد، ولي به تدريج، به نخبه گرايي، قدرت گرايي و انعطاف در برابر قدرت مستقر اجتماعي، به نوميدي از اين سازمانهاي بخش عمومي دامن زد. اصطلاح مشاركت دموكراتيك، به دنبال حق كاربرد وسايل ارتباطي براي تعامل در مقياسهاي كوچك اجتماع و خرده فرهنگهاست و بر تبادل نقشهاي فرستنده و گيرنده و پيوندهاي ارتباطي افقي در تمام سطوح اجتماع تأكيد دارد. به عبارت ديگر، اين نظريه ضد رسانه ها و مخاطبان كلان و در جهت مخاطبان خرد است و به طرفداري از چندگانگي، رسانه ها در ابعاد كوچك و جماعتي، نهادزدايي و جابهجايي نقشهاي فرستنده و دريافتكننده و كنش متقابل برخاسته است.
بر پايه آنچه بيان شد، عناصر نظري اين ديدگاه شامل آزاديخواهي، آرماني گرايي، سوسياليسم، برابري گرايي، زيست گرايي محيط و محلي گرايي است و در عمل به بهره گيري از راديوهاي محلي، تلويزيونهاي كابلي محلي، روزنامه هاي ديواري خياباني، نشريات زيرزميني و از اين دست تمايل دارد.
هر چند هنجارهاي اين نظريه با ديگر نظريه ها همپوشاني دارد و موجوديت آن به عنوان يك نظريه مستقل، محل ترديد است، ولي به نظر مي رسد هنجارهاي اصلي آن را در موارد زير مي توان خلاصه كرد:
1. هر يك از شهروندان و گروههاي اقليت، بايد حق دسترسي و بهره گيري مورد نظر خود را از رسانه ها داشته باشند.
2. مؤسسههاي رسانه اي و محتواي پيامها نبايد در كنترل متمركز سياسي يا دولتي باشد.
3. رسانه ها ابتدا بايد به مخاطبان خود تعلق داشته باشند، نه سازمانهاي رسانه اي يا مشتريان آنها.
4. گروهها، سازمانها و اجتماعات محلي بايد رسانه هاي خود را داشته باشند.
5. رسانه هاي كوچك، تعاملي و مشاركتي بهتر از رسانه هاي بزرگ يكسويه و حرفه اي هستند.
6. برخي نيازهاي اجتماعي مربوط به رسانه ها از سوي تقاضاي مصرف كنندگان فردي يا دولت دستاوردهاي اصلياش به خوبي بازتاب مييابد.
7. ارتباطات، مهمتر از آن است كه صرفاً به متخصصان حرفه اي سپرده شود.

نظریه ی رسانه های توسعه بخش

نظریه های توسعه بخش به خاطر این مهم است که کشور ما ایران در حال سپری کردن دوران توسعه است یعنی در حال توسعه یافتن است .

مدافع این نظریه مطالعاتی است که توسط سازمان یونسکو و گزارش شوئن مک براید از سال 1980 ارائه شده است.در این نظریه توسعه ، نقاط مشترکی برای رسانه های جمعی کشور های جهان سوم آمده است.

این نقاط مشترک به شرح زیر می باشد:

الف) نبود الزامات ضروری نظام های ارتباطی توسعه یافته شامل زیر ساخت های ارتباطی و مهارت های حرفه ای منابع انسانی تولیدی و فرهنگی و مخاطبان.

ب) وابستگی این کشور ها به جهان توسعه یافته است که برای آنها فرآورده های فرهنگی چنذان الزام آور نیست. یعنی این که فرآورده های فرهنگی برای آنها مهم نیست.

ج) این کشور ها (جهان سوم) خود را وقف توسعه ی اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی به عنوان وظیفه ی مقدم ملی کرده اند.

اصول اساسی این نظریه به شرح زیر است :

1)رسانه ها باید وظائف توسعه بخشی مثبتی داشته و سیاست  ثبت شده را بپذیرد و به آن عمل کند.

2)رسانه ها باید در محتوای مطالب خود اولویت به فرهنگ و زبان ملی وسپس اولویت را به پیوند با کشور های توسعه یافته دهند.

3)روزنامه نگاران و سایر شاغلین در زمینه ی شغلی خود در عین حال که دارای مسئولیت هستند باید از آزادی نیز بر خوردار باشند.

4)دولت این حق را دارد که به نفع اهداف توسعه در فعالیت رسانه ها مداخله کرده یا آنها را محدود کند در این را سانسور و کنترل مستقیم و یارانه قابل توجیه است.

دولت‌های اقتدارگرا

ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی از حاکمین اقتدارگرا در جهان

هر لیستی که از چنین کشورهایی تهیه شود، لاجرم جای بحث خواهد داشت؛ فهرست‌هایی برای مشخّص ساختن کیفیت دموکراتیک و میزان آزادی کشورها تهیه شده که همگی از روش ساده‌انگارانه‌ی تیک زدن موارد یک جدول استفاده کرده‌اند و در عین حال اندیشه‌ی موجود در پس این جداول نیز خود خالی از سوگیری‌های اقتصادی نبوده است. عجیب نیست که در نظام جهانی کنونی کشورهای متعلّق به نظام‌های قدرت عمده‌ی غربی که از «قدرت نرم» استفاده می‌کنند اغلب در صدر چنین جدول‌هایی می‌نشینند. از سوی دیگر جاهایی چون ارمنستان، کره‌ی شمالی، چاد، ایران، زیمبابوه، عربستان سعودی و بورکینافاسو نیز به شدّت اقتدارگرایند. برای دیدن فهرستی از کشورهای اقتدارگرا برای مثال به جدول دموکراسی مجلّه‌ی اکونومیست رجوع کنید، هرچند این مجلّه، مجلّه‌ای اقتصادی- لیبرال است، امّا نهادهای دیگری چون عفو بین‌الملل یا خانه‌ی آزادی نیز جداولی با زاویه‌ی دید متفاوت تولید می‌کنند. بیش‌تر اوقات کشورهای ثروتمندتر در رأس چنین جدول‌هایی قرار می‌گیرند و کشورهای فقیرتر به قعر جدول سقوط می‌کنند؛ که این هم می‌تواند دلیل باز بودن دروازه‌های نظام‌های سیاسی این کشورها به روی منازعات باشد و هم نتیجه‌ی آن.

راه دیگر مواجهه با مشکل تلاش برای تهیه‌ی لیستی از رژیم‌های اقتدارگرا این است که اَشکال آشکار دولت (برای مثال انتخابات مستقیم مثل آن‌چه در بخش‌های سویس وجود دارد یا نمایندگی دانشگاهی و غیره) را با هم مقایسه نکنیم بلکه توازن قدرت میان نخبگان سیاسی و عموم مردم را در کشورهای مختلف مقایسه نماییم. چنین جدولی بر مبنای پرسش‌هایی از این دست شکل خواهد گرفت که آیا دولتی خاص اجازه‌ی تأثیرگذاری مستقیم در تصمیم‌گیری‌ها را به اتباع خود می‌دهد؟، آیا آزادی بیان را محدود می‌کند؟، اتباع خود را در گولاگ‌ها یا سیستم‌های بازداشتگاهی مشابه محبوس می‌سازد؟، آیا با ملّت‌های دموکراتیک‌تر رفتاری متخاصمانه دارد؟، آیا به شرایط کار نامطلوب امکان شکل‌گیری می‌دهد یا حتّی این که آیا به انواعی از برده‌داری امکان ظهور می‌دهد یا خیر؟.

1. دوات جمهوری خلق چین اغلب یک دولت اقتدارگرای مدرن انگاشته می‌شود. این جمهوری تنها با یک حزب اداره می‌شود که آن را حزب کمونیست چین می‌خوانند. سیاستگذاری‌ها در چین در جلسات سطوح بالا انجام می‌شود که در آن‌ها مردم هیچ‌گونه تأثیری در تصمیم‌هایی که برایشان گرفته می‌شود ندارند. دولت چین با حساسیت بسیار بر اینترنت این کشور نظارت می‌کند و هرچه را که کمترین شائبه‌ی حساسیت سیاسی در آن باشد، تحت نظر دارد. همچنین طبق گزارش گزارشگران بدون مرز، در لیست سیاه «دشمنان اینترنت» قرار دارد. آنهاهمچنین به دلیل نگرانی از این‌که شهروندانشان از سایت‌های عمده‌ی ایجادکننده‌ی شبکه‌های اجتماعی همچون فیس بوک و تویتر برای راه‌اندازی تظاهرات عمومی استفاده کنند، آن‌ها را مسدود می‌کنند. علاوه بر این آن تعداد از شهروندان که در اینترنت مطالب دموکراسی‌خواهانه منتشر کنند، از سوی دولت مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و گاه حتّی زندانی می‌شوند. معیار دیگری که بر مبنای آن بسیاری مدّعی می‌شوند که چین به حقوق شهروندان خود تجاوز کرده ‌است، تحمیل سیاست تک‌فرزندی در 1979 بود که زوج‌های متعلق به قوم هان را که ساکن مناطق شهری هستند، به داشتن تنها یک فرزند محدود می‌کند. هرچند که این سیاست برای کنترل جمعیت اعمال شد، امّا در نتیجه‌ی آن بسیاری از کودکان مؤنّث سقط یا کشته شدند(زیرا ممکن بود برخی زوج‌ها بر داشتن پسر برای بقای نام فامیل‌شان تأکید داشته باشند). علاوه بر این مشکلات بسیاری هم برای والدین دارای بیش از یک فرزند به‌وجود آمد، از جمله پرداخت جریمه، فشار برای سقط جنین یا عقیم‌سازی اجباری. دولت کمونیست ویتنام نیز اغلب اقتدارگرا خوانده می‌شود. ویتنام از سوی حزب کمونیست ویتنام اداره می‌شود که تنها حزب سیاسی قانونی در این کشور است. سیاست‌ها و قوانین همگی به‌طور یک‌سویه از طرف حزب وضع می‌شود و مردم در فرایند تصمیم‌گیری هیچ قدرتی ندارند. هرگونه مخالفت سیاسی ممنوع است. مخالفانی چون ویِت خانگ خواننده و آهنگ‌ساز و نگوین چی تین شاعر، به‌طور معمول دستگیر و زندانی می‌شوند و دولت مکرّراً مخالفان را به «براندازی حکومت»، «تهدید امنیت کشور» یا تلاش برای «سرنگونی دولت سوسیالیست مردمی»متهم می‌کند. در ویتنام اعتراضات با دقّت بسیار از سوی دولت تحت نظر قرار می‌گیرد؛ در این میان اعتراضات تابستان 2011 در حمایت از حاکمیت ویتنام بر جزایر پاراسل و اسپارتلی در شهرهای هانوی و سایگون و نیز اعتراضات کوچک‌تر درباره‌ی ادعاهای ارضی دولت از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. اینترنت نیز در این کشور به شدّت سانسور می‌شود، بیش‌تر سایت‌هایی که محتوای ضدّ کمونیستی، انتقادی یا ضدّ دولتی دارند یا حامی جمهوری سابق ویتنام هستند از سوی دولت مسدود می‌شوند. سایت‌های ایجادکننده‌ی شبکه‌ی اجتماعی از جمله فیس بوک نیز مسدود شده‌اند. ویتنام نیز در لیست سیاه «دشمنان اینترنت» گزارشگران بدون مرز قرار دارد. پس از جنگ ویتنام صدها هزار نفر از ساکنان جنوب ویتنام به اردوگاه‌های بازآموزی فرستاده شدند و در آن‌جا مجبور به کار و زندگی در شرایط بسیار نامطلوب بودند.

ولادیمیر پوتین و حسنی مبارک دو تن از رهبران اقتدارگرای روسیه و مصر

در روسیه هم پس از گزارش‌های متعدّد درباره‌ی جابه‌جایی آرای انتخابات پارلمانی 2011 و نیز ریاست جمهوری 2012 ویژگی‌های عمومی اقتدارگرایی در حال بروز است، این وضعیت با وضعیتی درآمیخته شده است که در آن حزب روسیه‌ی متحد که اکثریت آن طرفدار کرملین‌اند از جایگاهی ممتاز برخوردار است، دادگاه‌ها به طور مکرّر آرای سویافته صادر می‌کنند، مقرراتی وضع می‌شود که پیش‌برد مخالفت معنادار با دولت با مشکل مواجه می‌سازد و بر سر مشروعیت دور سوم ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین بحث‌هایی هست و تمام این‌ها نشان از احتمال بروز اقتدارگرایی در نظام سیاسی روسیه دارد. هنوز باید منتظر نتایج اظهارات اخیر رئیس جمهور(نخست‌وزیر سابق) پوتین و نخست وزیر (رئیس جمهور سابق) مدودف درباره‌ی لیبرالی کردن نظام سیاسی بود، البته به نظر می‌رسد که چنین گفتمانی تلاشی پوپولیستی برای برآمدن از پس نارضایتی‌های اجتماعی باشد.

 

تئوری مشاركت دموكراتيك رسانه‌ها

دنيس مك‌كوئيل، تئوري مشاركت دموكراتيك رسانه‌ها را به عنوان آخرين و جديدترين تئوري هنجاري رسانه‌ها اما مشكل‌تر از بقيه براي فرموله كردن مي‌داند و علت آن‌را چنين توضيح مي‌دهد كه از يك‌سو اين تئوري همسو با نهادهاي معمولي رسانه‌ها نيست و از سوي ديگر برخي از پايه‌ها و انگاره‌هاي فكري آن در ديگر تئوري‌ها نيز يافت مي‌شود. بنابراين اگر چه استقلال كامل اين تئوري زير سئوال است، ولي استحقاق آن را دارد كه به طور جداگانه مورد بحث قرار گيرد. مك‌كوئيل در ادامه مي‌نويسد: "اين تئوري نيز به عنوان يك عكس‌العمل در قبال تئوري‌هاي ديگر تجربيات ديگر در مورد رسانه‌هاست. جايگاه آن، بيشتر در جوامع ليبرال توسعه يافته مي‌باشد، اما در بعضي عناصر با تئوري رسانه‌هاي توسعه‌بخش ـ خصوصا به هنگام تاكيد بر ارتباطات افقي به جاي عمودي ـ مشابهت دارد."
اين تئوري به عنوان عكس‌العملي در برابر تجاري و انحصاري شدن رسانه‌هاي قدرتمند خصوصي در تئوري آزادي رسانه‌ها و هم‌چنين تمركزگزايي بوروكراتيك رسانه‌ها در تئوري مسئوليت اجتماعي است. سرخوردگي از رسانه‌هاي دولتي كه مي‌توانست در پيشرفت‌هاي اجتماعي موثر باشد از عوامل ديگر شكل‌گيري اين تئوري است. گرايش برخي از رسانه‌هاي دولتي به شيوه‌هاي پدرسالارانه و نخبه‌گرايانه همراه با نزديكي بسيار با قدرت حاكم و در ضمن تاثيرپذير در مقابل فشارهاي سياسي و اقتصادي از عوامل سرخوردگي مذكور بود.
واژه مشاركت دموكراتيك (Democratic-Particip ant) مفهومي است به منزله رهايي از شيفتگي نسبت به احزاب سياسي رسمي و سيستم‌هاي دموكراسي پارلماني كه به نظر مي‌رسد از ريشه‌ها و بنيادهاي خود جدا افتاده است. هم‌چنين واژه‌اي است كه گريز از جامعه توده‌وار (mass society) دارد. جامعه‌اي كه بيش از حد تمركز يافته است و نمي‌تواند فرصت‌هاي واقعي ابراز عقيده را براي افراد و اقليت‌ها فراهم كند. از سوي ديگر همان‌گونه كه جي‌سي برگمن در مقاله 1987 خود با عنوان "آينده موج ‌پراكني‌هاي رسانه‌هاي عمومي" نوشت: به نظر مي‌رسد كه تئوري آزادي رسانه‌ها به خاطر انهدام دروني خود به وسيله بازار، شكست خورده است. هم‌چنين تئوري مسئوليت رسانه‌ها به خاطر پيچيدگي كه در دولت‌هاي بوركراتيك دارد و اين‌كه در خدمت سازمان‌هاي بزرگ رسانه‌‌اي و متخصصين رسانه‌‌اي است كافي نيست. زيرا خودگرداني رسانه‌ها و تكيه بر سازمان‌هاي بزرگ رسانه‌‌اي نتوانسته مانع پيشرفت رسانه‌هايي شود كه به وسيله مراكز قدرت رهبري شود. "اچ. ام. انزنس برگر" در مقاله مولفه‌هاي تئوري‌هاي رسانه‌ها درباره اين تئوري مي‌نويسد: محور تئوري مشاركت دموكراتيك رسانه‌ها عبارت است از نيازها، منافع و آرزوهاي گيرندگان فعال رسانه‌ها در يك جامعه سياسي. در اين تئوري از حقوقي چون حق داشتن اطلاعات، حق پاسخگويي، حق به كارگيري ابزارهاي ارتباطي و رسانه‌ها براي تعامل در مقياس‌هاي كوچك اجتماعي و حق حفظ منافع گروه‌هاي كوچك و خرده فرهنگ‌ها پاسداري مي‌شود. اين تئوري ضرورت وحدت رسانه‌ها، تمركز رسانه‌ها، تخصص‌گرايي شديد، بي‌طرفي و كنترل دولتي رسانه‌ها را نفي مي‌كند و از آن‌سو، كوچك بودن ابعاد رسانه‌ها، محلي بودن آن‌ها، تنوع آن‌ها، نهادزدايي، تبادل متقابل نقش‌هاي فرستنده و گيرنده و پيوندهاي ارتباط افقي در همه سطوح اجتماعي و تعامل و تعهد را مورد تاييد قرار مي‌دهد.
دنیس مـك‌كـوئيــل، تئوري مشاركت دموكراتيــك رســانه‌ها را آمــيزه‌اي از عناصـر تئوريكي چـون آزادي‌گـــرايــي (Liberalism)، رويـاگـــرايي (utopianism) سوســياليـسم، تســاوي‌طلبي (egalitarianism)، محيط‌گرايي (environmentalism) و محلي‌گرايي (Localism) مي‌داند و مي‌افزايد كه موسسات رسانه‌‌اي كه بر اساس اين تئوري طراحي مي‌شوند بيش از ساير رسانه‌ها با زندگي اجتماعي مردم سروكار دارند و بيشتر تحت كنترل مخاطبان خود هستند و فرصت‌هاي بيشتري را براي دسترسي و مشاركت گيرندگان پيام نسبت به كنترل كنندگان پيام فراهم مي‌كنند.
تجربه اجراي اين تئوري بسيار فراوان و متنوع است. انتشار نشريات زيرزميني، راديوهاي غيرمجاز، تلويزيون‌هاي كابلي، نشريات مخفي (Samizdat)، ريز رسانه‌ها (micro-media) در مناطق روستايي، اوراق چاپي خياباني يا همسايگي (Street or neighbourhood heets) و پوسترهاي سياسي بخشي از آن‌هاست. ضمن آن‌كه تحولات تكنولوژيكي رسانه‌ها [مانند زيراكس، نوار كاست، نوار ويدئو، اسكن كامپيوتري و از اين قبيل] امكان باز توليد ارزان (Reproduction) پيام را فراهم كرده است.
بايدها و نبايدهاي اين تئوري را مي‌توان در 9 مقوله به شرح زير خلاصه كرد.
˜‏ بايدها:
۱. توسعه رسانه‌ها‌ي جماعتي و كوچك اقوام، گروه‌ها، سازمان‌ها و اجتماعات محلي
۲. ارتباطات افقي و مشاركت كامل در توليد پيام از سوي گيرندگان
۳. شكل‌گيري محتوا براساس خواست مخاطبان
۴. بي‌طرفي
˜‏ نبايدها:
۵. وحدت پيام
۶. تمركز رسانه‌ها
۷. تمايل به تخصص‌گرايي در رسانه‌ها
۸. كنترل بوروكراتيك دولتي يا متمركز سياسي بر رسانه‌ها
۹. شكل‌گيري رسانه‌هاي بزرگ، يك‌سويه و حرفه‌اي

 

تئوری رسانه‌های توسعه‌بخش

كشورهاي جهان سوم يا در حال توسعه، از دهه 1970 و در زمان دبيركلي مختار امبو در يونسكو، اين فرصت را يافتند كه نگاه جديد به جايگاه خود در عرصه رسانه‌ها در جهان بياندازند. گزارش مك‌برايد و پانزده همـكارش با محــتواي تلاش براي دســتيابي به نظـم نـوين ارتباطي كه با عنــوان يك جهان و چندين صدا (Many Voice, one world) در 1979 به كنفرانس عمومي يونسكو ارائه شد، تصوير دقيق‌تري را براي نگاه مذكور فراهم كرد.
در واقع اوضاع خاص كشورهاي جهان سوم چه از نظر اقتصادي و چه سياسي و عدم انطباق چهار تئوري هنجاري قبلي بر آن‌ها، افزايش آگاهي ملت‌ها و تمايل به مبارزه با شيوه‌هاي تازه سلطه استعماري و نيل به استقلال فرهنگي و ارتباطي، همراه با طرح موضوع نظم نوين ارتباطي در يونسكو، بستر پيدايش تئوري رسانه‌هاي توسعه‌بخش شد.
در اين تئوري، مقابله با وابستگي، سلطه خارجي و اقتدار مستبدانه داخلي دنبال مي‌شود و در تلاش براي استفاده مثبت از رسانه‌ها به منظور توسعه ملي، حاكميت ملي و هويت فرهنگي و طرفدار مشاركت دموكراتيك عمومي است.
مهم‌ترين ويژگي تئوري رسانه‌هاي‌ توسعه بخش، قبول اين نكته است كه توسعه اقتصادي و در قبال آن تغيير اجتماعي كه معمولا با سازندگي ملي (Nation-building) همراه است. اين اصل را ايجاب مي‌كند كه آزادي‌هاي رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران با ميزان مسئوليت‌پذيري آنان در راستاي كمك به اهداف توسعه بخش تعريف مي‌شود و هم‌زمان با اين امر، اهداف جمعي به جاي آزادي‌هاي شخصي مورد تاكيد قرار مي‌گيرد.
يك عنصر نسبتا جديد كه در تئوري رسانه‌هاي توسعه‌بخش به چشم مي‌خورد، تاكيد بر حق برقراري ارتباط Right to communicate مي‌باشد كه از بند 9 بيانيه حقوق بشر نشات گرفته كه طي آن هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد. به موجب اين حق، هر فردي بدون تفتيش بايد بتواند به ارسال و دريافت اطلاعات و عقايد به وسيله هر نوع رسانه‌ و بي‌توجه به مرزها دست زند.
بايدها و نبايدهاي تئوري رسانه‌هاي توسعه‌بخش را مي‌توان در يازده بند به شرح زير خلاصه كرد.
˜‏ بايدها:
۱. كمك به اهداف توسعه
۲. استفاده از رسانه‌ها براي حفظ هويت فرهنگي
۳. استفاده از مشاركت عمومي در خلق پيام (ارتباط افقي)
۴. درهم آميختن آزادي با مسئوليت از سوي پيام‌آفرينان
۵. تاكيد بر اهداف عمومي به جاي اهداف فردي
۶. آزادي براساس اولويت‌هاي اقتصادي و نيازهاي توسعه
۷. اولويت براي زبان و فرهنگ ملي
۸. اولويت براي انتشار اطلاعات كشورهاي در حال توسعه ديگر
۹. مداخله و يا محدود كردن رسانه‌ها از سوي دولت به نفع اهداف توسعه از طريق سوبسيد، كنترل مستقيم و يا سانسور
˜‏ نبايدها:
۱۰. پذيرش استبداد داخلي
۱۱. پذيرش سلطه خارجي

تئوری رسانه‌های شوروی [مسلكی]

مهم‌ترين مباني اين تئوري كه پس از سازماندهي رسانه‌هاي شوروي در سال 1917 آغاز شد آن است كه بنا به تعريف، در يك جامعه سوسياليستي، طبقه كارگر يا پرولتاريا قدرت را در اختيار دارد و براي حفظ اين قدرت لازم است ابزار "توليد فكري" را نيز كنترل كند. بنابراين تمام رسانه‌ها بايد تحت كنترل سازمان‌هاي كارگري و در نهايت كمونيستي باشند. هم‌چنين از آن‌جا كه جامعه سوسياليستي يك جامعه غيرطبقاتي است ـ يا مطلوب است كه باشد ـ بنابراين مطبوعات نيز نبايد در راستاي تعارض سياسي عمل كنند. علاوه بر آن از مطبوعات انتظار مي‌رود كه در شكل دادن جامعه به سوي كمونيسم نقش ايفا كرده و وظايف مشخصي هم‌چون اجتماعي كردن، كنترل غيررسمي اجتماعي و بسيج اجتماعي را براي تحقق اهداف اجتماعي و اقتصادي مسلك كمونيستي دنبال كنند و سرانجام بايد پيش‌فرض‌هاي ذهني ماركسيسم درباره تاريخ (خطوط قرمز مسلك كمونيستي) به صورت يك واقعيت عيني از سوي مطبوعات منعكس شود تا سبب كاهش افق تفاسير شخصي در اين مورد گردد. بديهي است به تبع تمامي اين مباني ارزش‌هاي خبري رسانه‌هاي شوروي متفاوت با ارزش‌هاي خبري نظام‌هاي ليبرال خواهد شد.
تمامي اين مباني بر اين اصل استوار است كه تسليم بي‌قيد و شرط رسانه‌ها در مقابل سانسور قبل از انتشار و كنترل نهايي حكومت يك اصل قطعي است، ضمن آن‌كه از رسانه‌ها انتظار مي‌رود كه علي‌رغم محدوديت‌هاي فوق، خودگردان بوده و از روش‌هاي حرفه‌اي استفاده نمايند تا بتوانند خواسته‌ و نيازهاي مخاطبان را [كه مغاير با اصول مسلكي نباشد] دنبال كنند.
به نظر من مي‌توان از تئوري شوروي، تئوري سايه‌اي را به نام تئوري مسلكي استخراج كرده و براي اين كار فقط كافي است كه به جاي طبقه پرولتاريا، از طبق مسلكي حاكم استفاده كنيم. در آن صورت با اقتباس از مك‌كوئيل بايدها و نبايدهاي آن مشتمل بر 7 مورد زير خواهد بود.
˜‏ بايدها:
۱. در خدمت خواسته‌ها و كنترل طبقه مسلكي حاكم
۲. عهده دار وظيفه مسلكي كردن جامعه
۳. موظف به هنجارسازي، آموزش و اطلاع‌رساني و انگيزاندن و بسيج‌گري
۴. برآورده كننده خواسته‌ها و نيازهاي مخاطبان ضمن وظيفه‌دار بودن در برابر جامعه
۵. اعمال سانسور
۶. مجازات پس از انتشار
˜‏ نبايدها:
۷. مالكيت رسانه‌ها از سوي افراد غيرمسلكي حاكم

تئوری مسئوليت اجتماعی رسانه‌ها

چند عامل سبب شكل‌گيري تئوري مسئوليت اجتماعي رسانه‌ها شد. نخست آن‌كه بازار آزاد در نظام سرمايه‌داري ليبرال، نتوانسته بود آزادي مطبوعات، امكان دسترسي افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را با فوايدي كه از آن مي‌رفت تامين كند. دوم آن‌كه پيشرفت تكنولوژي مطبوعات امكان دسترسي افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را كاهش داده و به عبارتي توسعه مطبوعات سبب افزايش قدرت يك طبقه شده نه همه طبقات. از سوي ديگر توسعه رسانه‌هاي جديد نياز به نوعي از كنترل اجتماعي بر آن‌ها را به وجود مي‌آورد. به اين ترتيب تئوري مسئوليت اجتماعي به پيوند ميان استقلال و وظايف اجتماعي رسانه‌ها پرداخت. در اين نظريه اگر چه مالكيت خصوصي رسانه‌ها كاملا مشروع شمرده شده اما پيام‌آفرينان فقط در قبال خريداران پيام و هم‌چنين سهام‌داران رسانه‌ها مسئول نبوده بلكه رسانه‌ها در سطح كلان در قبال جامعه نيز مسئوليت دارند. ضمن آن‌كه بايد جايگاهي براي ديدگاه‌هاي مختلف باشند.
نظريه مسئوليت اجتماعي در تلاش انطباق سه اصل نسبتا واگرا است:
الف. فرد آزاد است و قدرت انتخاب دارد.
ب. رسانه‌ها نيز آزادند.
ج. رسانه‌ها در برابر جامعه مسئولند؛ اگرچه براي حل اين تعارضات راه حل مشخصي وجود ندارد.
اين تئوري به دو نوع راه حل اساسي توجه كرده است:
الف. توسعه موسسات عمومي اما مستقل براي مديريت رسانه‌ها، توسعه‌اي كه به نوبه خود افق و قدرت سياسي مفهوم مسئوليت اجتماعي را افزايش دهد.
ب. رويكرد به تخصص‌هاي حرفه‌اي به منظور دستيابي به استانداردهاي بالايي از كارايي و خودگرداني رسانه‌ها، در واقع حرفه‌گرايي آن‌گونه كه توسط تئوري مسئوليت اجتماعي تشويق مي‌شود علاوه بر آن‌كه تاكيدي است بر حفظ استانداردها بالاي توليد و عرضه پيام، بر نوعي توازن و بي‌طرفي نيز توجه دارد.
بايدها و نبايدهاي نظريه مسئوليت اجتماعي را مي‌توان در 10 بند به شرح زير خلاصه كرد.
˜‏ بايدها:
۱. پذيرش مسئوليت‌هاي اجتماعي از سوي رسانه‌ها
۲. وابستگي به ارزش‌هايي چون صداقت، دقت، عينيت و بي‌طرفي در حد استانداردهاي بالاي حرفه‌اي
۳. متعهد در برابر وظايف اجتماعي، قبل از تعهد در مقابل مالكان رسانه‌ يا خواست گيرندگان پيام
۴. كثرت‌گرا و منعكس كننده گرايشات مختلف اجتماعي و جايگاهي براي طرح نقطه نظرات گوناگون
۵. مشروع شمردن دخالت دولت براي پاسداري از اهداف عمومي
۶. ايجاد سيستم‌هاي قانوني براي فعاليت‌هاي رسانه‌‌اي و تشكيل سنديكاهاي حرفه‌اي و جلوگيري از انحصارطلبي رسانه‌‌اي
۷. تشكيل گروه‌هاي تحقيقاتي براي ارائه گزارش‌هاي مستمر درباره رسانه‌ها
۸. برقراري سوبسيدهاي حمايتي براي رسانه‌ها
˜‏ نبايدها:
۹. حمله به اقليت‌ها
۱۰. تشويق جامعه به بي‌نظمي، خشونت و...

تئوری آزادی رسانه‌‌ای

اساس اين تئوري همان سخن ديرينه كه اظهار عقيده آزاد و علني بهترين راه رسيدن به حقيقت و كشف خطاست، بنا شده است. اين نظريه معتقد است كه زيان خاص سركوب عقايد آن است كه نژاد بشر و اعقاب او و نيز نسل موجود را از وجود كساني كه از نظر عقيدتي با او اختلاف دارند و حتي بيشتر از كساني كه آن را حفظ مي‌كنند، محروم سازند. پس به اين ترتيب اگر عقيده‌اي صحيح است، آن‌ها از فرصت تبديل اشتباه به حقيقت محرومند و اگر عقيده‌اي غلط است فرصت درك حقيقت را در برخورد با اشتباه از دست خواهند داد. ترقي جامعه بستگي به انتخاب صحيح يا غلط راه‌حل‌ها دارد.
در اين نظريه، مطبوعات آزاد، جزء جدايي‌ناپذير و اساس جامعه آزاد و عقلاني شناخته شده است. در واقع صفت عقلاني نماينده فاصله گرفتن از افشاي خصمانه ديده‌گاه‌هاي جايگزين است. ضمن اين‌كه جامعه را از آمال و آرزوهاي اعضاي خود آگاه مي‌كند و تمامي اين‌ها در راستاي تركيب حقيقت، رفاه و آزادي به صورتي توام است.
در نظريه آزادي رسانه‌ها، اگرچه به اعتقاد به برتري تخصص‌هاي حرفه‌اي اشاره نشده، اما خصلت نظام سرمايه‌داري ـ ليبرال متناسب براي رشد اين نظريه سبب است.
بايدها و نبايدهاي نظريه آزادي رسانه‌‌اي را مي‌توان در 14 بند به شرح زير خلاصه كرد.
˜‏ بايدها:
۱. حمله به هر نوع حزب و دسته سياسي يا رسمي حكومتي
۲. انتشار عقايد و باورهاي با برچسب درست و نادرست
۳. استقلال حرفه‌اي در سازمان‌هاي رسانه‌‌اي [با نيروهاي متخصص]
۴. آماده براي مواجهه با عواقب قانوني تجاوز به حقوق ديگران
۵. مسئول در برابر قانون
۶. حراست از اعتبار، مالكيت و حريم خصوصي افراد
۷. توان خودگرداني
˜‏ نبايدها:
۸. سانسور
۹. ايجاد قيد كسب امتياز براي پيام آفريني و انتشار
۱۰. حمله به افراد خصوصي
۱۱. افشاي اطلاعات مربوط به امنيت ملي
۱۲. ايجاد اجبار در انتشار
۱۳. ايجاد محدوديت در جمع‌آوري اطلاعات
۱۴. ايجاد محدوديت در واردات و صادرات پيام
البته در اين نظريه تناقضاتي نيز وجود دارد كه بحث در باب آن از قرن هفدهم تاكنون ادامه داشته است. اين ديدگاه در شكل ابتدايي خود فقط به اين نكته مي‌پردازد كه هر فرد در انتشار هر آن‌چه كه در دست دارد بايد آزاد باشد اما نمود عملي چنين نظريه‌اي از تصور ذهني آن فاصله زيادي دارد. اين پرسش كه آيا اين آزادي به خودي خود هدف است، يا وسيله‌اي براي رسيدم به هدف است هيچ‌گاه پاسخ مشخصي پيدا نكرده است. از ديرباز، طرفداران اين نظريه معتقد بوده‌اند كه اگر از آزادي تا آن‌جا استفاده شود كه اخلاق و يا قدرت حاكميت دولت تهديد شود، بايد از آن ممانعت شود. و اين همان است كه اتهيل دوسلاپول در كتاب "مردان مطبوعات و مردان حكومت" در سال 1973 نوشت: هيچ ملتي آزادي نامحدود مطبوعاتي را كه در مسير تجزيه كشور يا گشودن باب انتقاد از دولتي مردمي گام بردارد، تحمل نخواهد كرد. اين امر را اگر با تمايلات ذاتي سلطه‌جويانه مطبوعات و ديگر رسانه‌ها همراه كنيم و گسترش منافع مالي خارجي در مطبوعات را نيز در نظر بگيريم، مبهم بودن پاسخ بيشتر مشخص مي‌شود. از آن‌ سو، اين ديدگاه نيز وجود دارد كه آزادي در مفهوم كلي، يعني آزادي از قيد دولت.

تئوری اقتدارگرا و خودكامه

در چنين نظامي فقدان استقلال واقعي روزنامه‌نگاران و اطاعت آن‌ها از عوامل حكومت، اساس هنجارهاي رسانه‌اي را تشكيل مي‌دهد. از آن‌سو حكومت براي كنترل مطبوعات از يك رويكرد تمركزگرا با استفاده از سانسور پيش از انتشار استفاده كرده و با تدوين و نهادي كردن رويه‌هاي توبيخ در مقابل انحراف از مجموعه راهبردهاي سياسي، آن‌ها را وادار به تمكين مي‌كند.
در چنين نظامي، كارگزاران حكومت به كنترل كيفي توليدات رسانه‌اي مي‌پردازند و با وضع مقررات و آيين‌نامه‌هاي خاص، جزئيات بخشي از كنترل و مداخله خود را مدون كرده و ضمن مشروع شمردن انتصاب اعضاي سردبيري رسانه‌ها، از انواع مجازات‌ها از جمله وضع ماليات‌ها و مجازات‌هاي اقتصادي تا تعليق انتشار استفاده مي‌كنند.
مك‌كوئيل توضيح مي‌دهد كه چنين نظام رسانه‌‌اي را مي‌توان در حكومت‌هاي ناشي از سلطه نظاميان بر كشور به وضوح ديد. ضمن آن‌كه در كوتاه مدت ممكن است در شرايط، تهديدات جنگي و يا شورش نيز چنين نظامي بر رسانه‌هاي يك كشور حاكم شود.
مجموعه اين نظريه در تلاش است كه رسانه‌ها را تسليم كساني نمايد كه به شكلي مشروع يا نامشروع قدرت را در جامعه به دست گرفته‌اند.
بايدها و نبايدهاي اين نظريه را مي‌توان در 12 بند به شرح زير خلاصه كرد.
˜‏ بايدها:
۱. مطيع قدرت شكل گرفته
۲. وابستگي اغلب تحت فشار به قدرت حكومت
۳. اعمال سانسور و تنبيه
۴. قانون‌گذاري در راستاي كنترل مستقيم حكومت بر توليد پيام
۵. اعمال انواع فشارهاي غيرمستقيم
۶. كنترل ورود رسانه‌ها به داخل كشور
۷. دخالت و كنترل در شوراهاي پيام‌آفرينان
۸. مجاز دانستن اعمال تعليق در انتشار از سوي دولت
˜‏ نبايد‌ها:
۹. ايجاد اختلال در قدرت شكل گرفته
۱۰. استقلال در عملكرد پيام‌آفرينان
۱۱. به هم زدن نظم موجود
۱۲. حمله به ارزش‌هاي سياسي و اخلاقي حاكم

نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط : (بخش دوم)

 21-  اوزگود و آژ وژوژمال : مفهوم "تحقیقات نمایشی" و "تحقیقات رسانه ای"

 22-  هیلتر و موسولینی و کاملین: در آمریگا پیشگامان نظریه تزریقی هستند که مربوط می شود به نظریه ارتباطی با منشاء سیاسی

 23-  سرژ جاکوتین : نظریه ارتباطی با منشاء سیاسی - مخاطب منفعل است – پیام اثرفوری وعمیق دارد – کتاب : تجاوزه به توده ها: انسان را می توان شرطی ساخت، تبلیغات سیاسی، تجاوز به خلق با توده ها – تبلیغاتی موفق است که غریزه تاریخی انسان را بشناسد : غریزه تغذیه، میل جنسی، عشق مادری و دشمنی  - تئوری تزریقی (تاثیر قدرتمند وسایل جمعی) اثری قوی، مستقیم و فوری بر مخاطبان دارد -  که جزو ئتوری گلوله ای است که رابطه نزدیکی به نظریه محرک و پاسخ دارد (بعد عاطفی توجه می شود نه بعد ادراکی) – گیرندگان منفعل است و در این نظریه پیام و رسانه اهمیت دارد – وسایل ارتباطی قدرتمند می تواند مغزهای بی دفاع را تحت تاثیر قرار دهد – مخاطبان با وسایل ارتباطی در رابطه هستند – این نظریه تکرار و  انتشار پیام را عامل اصلی تاثیر در رفتار مخاطب می داند (نمایشنامه جنگ جهانی توسط ارسون ولز با همکاری گروه تآتر مرکوری) – این نظریه بیشتر در جوامع توتالیتر (خودکامه) که امکان بازخورد از طرف گیرنده به دلیل جو سیاسی حاکم وجود ندارد، می باشد – این نظریه مورد استفاده هیتلر و گوبلز قرار گرفت (دشمنی) – عوامل موثر در این اثر گذاری عمیق عبارتند از : 1- سرعت گسترش رادیو و دربرگیری آن و پس از آن تلویزیون 2- ضرورت ترغیب مردم و جلب نظر آنان در زمینه تبلیغات تجارتی یا مبارزات انتخاباتی 3- مطالعات دهه 1930 که روی تاثیر تصاویر متحرک بر روی کودکان متمرکز شده بود – تک قطبی کردن رسانه توسط هیتلر در طی جنگ جهانی دوم (غریزه دشمنی)

24-  فردیناندتونیس : آلمانی – نظریه ای با منشاء جامعه شناسی – تفکیک دو نوع جامعه : 1- اجتماع یا جامعه معنوی (گمن شافت) 2- جامعه صوری (گزل شافت) – گمن شافت : نوعی همبستگی عمیق، احساسی، طبیعی و ارگانیک مسلط است – گزل شافت : نظم قانونی، تقسیم کار، مالکیت و تضاد در اعضای گروه حاکم است – به اعتقاد تونیس : مطبوعات یک رکن تشکیل دهنده افکار عمومی مثبت است – کتاب ها: 1- اجتماع و جامعه 2- رسم اجتماعی 3- مطالعه و انتقادات جامعه شناسی 4- مقدمه ای بر جامعه شناسی – تونیس می گوید : مطبوعات می توانند جامعه ای جهانی نظیر بازار جهانی بوجود آورند – افکار عمومی (مثل ارتش و بورکراسی) رابطه ای بوجود می آورد و آن نقش فراملی آنهاست – جامعه معنوی و جامعه صوری

 25-  ماکس وبر: مطبوعات : نقش های جدیدی در توازن قدرت، وضع اقتصادی و وضعیت حرفه ای پیدا کرده اند – جامعه را به سنتی (بدون تعقل) و عقلایی (بر اساس ویژگی مطبوعات و جامعه مدنی) تقسیم کرده است – سه نوع اقتدار :  1-سنتی : بر اساس مشروعیت نظامی (فرمانبری) 2- پیشوایی یا کاریزماتیک : به خصوصیات ویژه پیشواست (فرمان پذیری) 3- قانونی : مشروعیت نظام قانونی (شهروندی نه رعیتی) – خصوصیات مطبوعات شامل : 1- عامل جدیدی در قدرت اجتماعی 2- نقش تازه در سرمایه گذاری و گردش ثروت 3- از بین بردن هویت و نام و نشان و تبدیل به موسسات اقتصادی ، اداره ارگانیک را بوجود می آورند – کتابها : 1- اقتصاد جامعه 2- مجموعه مقالات جامعه شناسی معرفت 3- مجموعه مقالات جامعه شناسی مذهب 4- اصول اخلاقی پروتستان در سرمایه داری 5- تئوری سازمانهای اقتصادی و اجتماعی

 26-  هارولد لاسول : آمریکایی  - لئوناردو داوینچی علوم رفتاری است – علاوه بر تجربه گرایی از تحلیل محتوا نیز استفاده می کرده – لاسول تحلیل محتوا را تحلیل فضا هم نامیده است – 5 عنصر چه کسی، چه چیزی، از چه مجرایی، و به چه کسی، و با چه تاثیری را می گوید – سه نفش پیام برای وسایل ارتباط جمعی قائل است : 1- نظارت بر محیط 2- ایجاد و توسعه همبستگی های اجتماعی افراد (نقش راهنمایی) 3- انتقال میراث فرهنگی (نقش آموزشی) – او می گوید: نقش دو کارکردهای اجتماعی وسایل ارتباط جمعی در کشورهای آزادی گرا شامل : انتقال میراث فرهنگی است – تاکید بر عنصر پیام در پنج عنصر لاسول مشهود است – مطالعه در آثار اجتماعی ارتباطات – برای ایفای نقش سیاسی گروه افکار عمومی را از هم جدا می کند: کسانی که افکار عمومی را می سازند و کسانی که تحت تاثیر آن هستند – گروه های هیجان آفرین و گروهای سازمان دهنده را از فروید گرفته است – دو نوع ساخت تشکیل دهنده ارتباطات : 1- زیر ساخت ها یا ابزار تکنولوژیک ارتباطات 2- رو ساخت ها یا عناصر غیر تکنولوژیک مثل : سازمان ها ، مقررات اندیشه ها که ضمن تاثیرپذیری از هم به روی هم اثر هم می گذارند را مطرح می کند

 27-  چارلز رایت : نقش سرگرمی را به 3 نقش لاسول اضافه می کند.

28-  پل لازاسفلد : جامعه شناس اتریشی – مطالعه تجربی ارتباطات – تحلیل محتوای نقش رادیو – تاثیر پیام های ارتباطی بر روی جوامع (رادیو) – کارکرد گرایی و تجربه گرایی – تحقیقاتش را بر مبنای طرح الگوی دو مرحله ای بودن ارتباطات شکل می گیرد. که این طرح را ابتدا لاسول بیان می کند- اما در واقع این نظریه مربوط به الیهو کاتز است – نتیجه تحقیقات لازاسفلد و برلسون در مورد پیام : 1- پیام به صورت یکنواخت اثر نمی کند 2- برخورد توده مخاطبان با پیام بر اساس ساخت های قبلی است (موضع گیری) 3- پیام رسانه ها از طریق واسطه ها به مخاطبان می رسد – رهبران فکری – گروه های مرجع – افراد گروه های موثر از رسانه ها – رهبران افکار شامل : 1- گروه نخستین : مثل خانواده، همسایگان 1- گروه مطلع : گروه های مطبع اجتماعی که می توانند اثرگذار باشند – انتقال پیام توسط جریان دومرحله ایی (رهبران فکری) – لازاسفلد و کاتز : محتوای برنامه های تخیلی مورد علاقه مردم به احتیاجات گروهی پاسخ می دهد که فرهنگ جزیی را در جامعه تشکیل می دهد و منزلت کلی دارد. – تغییرات اجتماعی و تحقیقات میدانی – لازاسفلد و مرتن : وسایل ارتباط جمعی دارای نقش وظیفه اخلاقی است که بعضی از این وظایف نامطلوب جنبه ی تخدیرکنندگی دارد -  لازاسفلد و الیهو کاتز: جریان دومرحله ای ارتباطات که  کتاب نفوذ شخصی حاصل مشترک این دو نظریه پرداز می باشد – رسانه ها بسیار کمتر از شبکه روابط میان فردی موثر است – لازاسفلد اثار اجتماعی وسایل ارتباط جمعی را به کوتاه مدت و بلندمدت تقسیم می کند.

 29-  سی رایت میلز : منتقد نظریه لازاسلفد می گوید : گستره وسیع علوم موجود چیزی نیست که بتوان آن را با واژه تجربه بوسیله داده های آماری در مورد افراد امروزی تشخیص داد

 30-  ژان کلوتیه : صاحب نظر کانادایی – کتاب : ارتباطات سمعی، بصری و خطی  - دوران ارتباطات اجتماعی شامل : 1- ارتباطات شخصی (رو در رو) مستقیم 2- ارتباط نخبگان  (مذهبی تکیه بر وعظ و خطابه) 3- ارتباط جمعی (توده ای) خبری شدن روزنامه ها، رادیو و تلویزیون – ارتباط فردی ، گسترش انواع رسانه های فردگرا – عصر ارتباطات (شخصی – نخبگان – جمعی- فردی)

 31-  نظریه های مطالعات فرهنگی : عامل فرهنگ موثرتر از عامل اقتصاد است – به طبقه گرایش دارد – به جهان بینی نظر دارد – مدافعان این نظریه : پولانزاس – ریموند ویلیامز – استوات هال – جیمز کار – میلی باند – دالاس اسمیت – آنتونی گرامشی – لویی آلتوسر می باشند.

 32-  آنتونی گرامشی : ایتالیایی – مکتب ساختارگرا – هژمونی و برتری جویی فرهنگی عامل تسط فرهنگی دولتهاست – هژمونی به صورت اعملا قدرت معنوی تکیه بر اخلاق و اندیشه و آنرا از آن چه سلطه می خواند و متکی بر قدرت فیزیکی است جدا می کند – نهادی مهم جامعه مدنی شامل : مدرسه، کلیسا، خانواده و احزاب و وسایل ارتباطی است که عوامل اصلی حفظ و بازآفرینی فرهنگ هستند – بدون نفوذ در این نهادها تحکیم قدرت سیاسی ممکن نیست – کتابش: دولت و جامعه مدنی

 33-  لویی التوسر : فرانسوی – مکتب ساختارگرا – مقاله ش: ایدئولوژی و دستگاه های ایدئولوژیک است – دستگاه های ایدئولوژیک همان : نهادهای خانواده و مدرسه و ارتباطات جمعی است – نقش اصلی این نهادها را بازآفرینی نیروی انسانی مورد نیاز جوامع سرمایه داری و بارآفرینی و تحکیم ایدئولوژی حاکم برای جوامع معرفی می کند – وسایل ارتباط جمعی جدید جزء ابزارهای اساسی قدرت حاکم است.

34-  رالف میلی باند : انگلستان – کتابش : دولت در جامعه سرمایه داری – فرآیند مشروعیت دهی سیاسی

 35-  رایمون ویلیامز : با انتشار کتابهایی در زمینه فرهنگ و ارتباطات می گوید : چیزی به نام توده وجود ندارد آن چه وجود دارد فقط رای های مشاهده مردم بعنوان توده است – نقش خاصی روبناهای اجتماعی مخصوصا وسایل ارتباط جمعی را در حفظ و ثبات نظام سرمایه داری غربی مورد تاکید قرار می دهد.

 36-  استوارت هال : با مطالعات جدید انتقادی درباره فرهنگ ارتباط ، دیدگاه مشابه ویلیامز دارد – گونه های مرکزگشایی گفتمان تلویزیونی (شامل : هژموتیک – توافقی و متصاد) را بررسی می کند.

37-  دالاس اسمیت : همکار قدیمی ویلبرشرام اما با دیدگاه متضاد – اصطلاح "کالای مخاطب" برای دالاس اسمیت است – نقش وسایل ارتباط جمعی جوامع سرمایه داری را در سلطه جویی سیاسی تجزیه و تحلیل کرده است – مدل ارتباط انسانی 1988 را بررسی می کند – انواع ارتباط شامل : 1- ادارکی = وابسته به تعریفی است که از کلمات و جمله ها داریم، عمومی و قابل فهم و بیشتر حامل پیام های منطقی است2- عاطفی = ورای زبان است.

 38-  هربرت الچول : کتاب : عوامل قدرت 1984 – مطبوعات مستقل نمی توانند وجود داشته باشند زیرا در کنترل اوضاع سیاسی قرار دارند و عوامل اقتصادی و اجتماعی آنها را کنترل می کند – اکثر نظریه های دولت، مطبوعات در مقیاس : 1- اقتدارگرایی 2- آزادی گرایی هستند – سه مدل رسانه ای دارد شامل : 1- مدلی که در رابطه با جهان اول وجود دارد (لیبرال، سرمایه داری) = بازار 2- مدلی که در جریان جهان دوم وجود دارد (شوروی و نظام سوسیالیست، مارکسیست) 3- مدلی که در جهان سوم وجود دارد (در حال توسعه) – تقسیم جنبش های رسانه ای شامل : 1-بازار2-اشتراکی3-در حال پیشرفت – یک تقسیم بندی مطلق نیست و به درک چگونگی عملکرد رسانه ها کمک می کند – در مدلهای اشتراکی و در حال پیشرفت  مطبوعات نقش سیاسی مشخصی دارند – در کشورهای بازار مطبوعات بالاتر از سیاست قرار دارند – قوانین هفت گانه ژورنالیسم الچول : 1- در همه نظام های مطبوعاتی، رسانه های خبری عوامل کسانی هستند که قدرت سیاسی و اقتصادی دارند 2- محتوای رسانه های خبری غالبا منافع کسانی را منعکس می کنند که هزینه هایشان را تامین می کنند 3- همه نظام های رسانه ای بر این ادعا هستند که به آزادی بیان پایبندند هر چند آزادی را به شیوه های مختلف تعریف می کنند 4- همه رسانه ها مدعی هستند که اصل مسئولیت اجتماعی را رعایت می کنند 5- در هر یک از سه مدل (اشتراکی، بازار و در حال توسعه) مدل های دیگر را "منحرف" می خوانند 6- دانشکده های ژورنالیسم، ایدئولوژیها و نظام های ارزشی جامعه ای را که در آن فعالیت می کنند به دیگران منتقل می کنند که این دانشکده ها به صاحبان قدرت در جهت حفظ کنترل آنها بر رسانه ها کمک می کنند 7- عملکرد رسانه ها غالبا با تئوریهایی که بر اساس آن فعالیت می کنند متفاوت است.

 39-  نظریه شکاف آگاهی : توسط تیکهونور – دونوهو – اولین مطرح شد – این سه نظریه پرداز مقاله ای با عنوان "جریان رسانه های جمعی و رشد تفکیکی در آگاهی دارند- وقوع شکاف آگاهی را در علائق عمومی، مسائل عمومی و اخبار علمی می دانند- شکاف نفوذ را مطرح می کنند – شکاف نفوذ در افراد تحصیلکرده بخاطر اطلاعات بیشتری که دارند بیشتر می توانند در جامعه نفوذ داشته باشد و عقاد دیگران را نیز می دانند –  رسانه ها فاصله اطلاعاتی بین طبقات مختلف مردم را بیشتر می کند – شیوه ارتباطات مردم با رسانه ها با هم متفاوت است – میزان دسترسی و نحوه استفاده از اطلاعات مردم با هم فرق می کند که باعث شکاف می شود - شکاف آگاهی و فن آوری های جدید را مطرح می کند- این فن آوری های جدید هنگامی بین افراد تحصیلکرده بیشتر می شود که دسترسی بیشتر به آن دارند و باعث فقر اطلاعاتی در جامعه می گردد – در این نظریه مردم جامعه به دو گروه تقسیم می شوند : 1-گروه اول: اعضاء تحصیل کرده هستند که اطلاعات زیادی دارند و در مورد همه چیز اظهار نظر می کنند 2- گروه دوم : دانش و سواد کمتری دارند و آگاهی آنها در مورد مسائل پیرامونشان اندک است – آقایان تیکهونور ، دونوهو و اولین در تایید نظریه شکاف آگاهی 5 دلیل عمده ارائه کردند: 1- افراد گروه اول مهارتهای ارتباطی بهتری دارند، سطح سوادشان بیشتر است، قدرت خواندن و درک مطالب آنها بهتر است، اطلاعات کسب شده را به راحتی به خاطر می سپارند 2- گروه دوم  توانایی نگهداری اطلاعات را به راحتی دارند و به درستی از آن استفاده می کنند 3- گروه اول به لحاظ موقعیت اجتماعی ارتباط بیشتری با هم نوعان خود دارند 4- گروه اول به لحاظ نوع زندگی در معرض دستیابی به رسانه ها، پذیرش و نگهداری و کاربری آنها را می دانند، مکانیسم های مواجهی، گزینشی، پذیرش و حفظ در دو گروه متفاوت است. در افراد پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالا-پایین متفاوت است 5- ماهیت نظام رسانه ای این است که بیشتر برای افراد باسطح تحصیلات بالاتر و دارای پایگاه اجتماعی بهتر، طرح ریزی می شود.   نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط : (بخش دوم) چکیده کلیدوار بخش دوم سه کتاب نظریه های : دکتر دهقان - پرویز اجلالی و هرمز مهرداد تقدیم حضور علاقمندان رشته ارتباطات می گردد. دسترسی به بخش اول! و دسترسی به بخش سوم!  و بخش پایانی

 ۴۰- مارشال مک لوهان: کانادایی – نظریه تحول تاریخی ارتباطات – مکتب تورنتو – پیامبر و نیوتون عصر جدید نام گرفته – علاقمند به ادبیات عصر الیزابت – معروف به پیشگوی فرزانه – مشهورترین آثارش: 1-کهکشان گوتنبرگ 2- شناخت وسایل ارتباطی 3- جنبش های دهه 1990 4- جنگ و صلح در دهکده جهانی 5- پیام و ماساژ 6- جنگ الکترونیک 7- برای درک رسانه – دنباله رو عقاید مارکس است – دیالتیک تاریخی را مطرح می کند  که زندگی انسان ها در آغاز برابر بوده عده ای سوءاستفاده کردند و نابرابری ایجاد شد و تنازع طبقاتی پدید آمده است- اوایل دهه 1960 نظریه تحول تاریخی را بر مبنای ارتباطات مطرح می کند – ارتباطات رو در رو برقرار  و مبنای حواس انسانی بوده است – وسیله همان پیام است – صورت بر محتوا رجحان و برتری دارد – شیوه های نشر هر فرهنگ بر محتوای آن اثر دارد -  وسایل ارتباطی امتداد حواس انسان است – عصرهای ارتباطی مک لوهان عبارتند از : 1- عصر کهکشان شفاهی یا تمدن باستانی: بیان و دریافت سمعی 2- عصر بصری یا کهکشان گوتنبرگ : حس بینایی، چاپ 3- عصر کهکشان مارکونی یا تمدن الکترونیک : شنوایی، تنوع اصالت بشر – دهکده جهانی (عصر سوم) و رسانه های در این عصر دو گروه هستند : گرم = تک حسی مثل رادیو، سرد= همه حسی مثل تلویزیون  - رسانه های گرم: شامل ابزارهایی هستند ه قادرند مفهوم مورد نظر را به کمک ذهن و تخیل مخاطب کامل کنن (عکس، رادیو، سینما، کتاب، سخنرانی، الفبای صوتی، فیلم و تک حسی) رسانه های سرد : نمی توانند چنین امکانی را برای مخاطب فراهم کنند. چون همه چیز را به ببینده نشان می دهد و جای فعالیت چندانی برای او نمی گذارد. (خاط تصویری، تلفن، تلویزیون، سینما، گفتار و همه حسی) – وسایل سرد نیاز به مشارکت دارند. – مک لوهان می گوید : اگر ارشمیدوس نقطه اتکایی می خواست تا جهان را جابجا کند، من رسان های را می خواهم تا جوامع را دگرگون کند – فنآروی = کمدی الهی است از دید مک لوها – دوچهره مکتب فرانفکورت : مک لوهان و وانیتس هستند – نظرات این دو دانشمند را به دلیل توجه زیاد به وسایل ارتباط جمع جبر تکنولوژی می گویند – منتقدان مک لوهان : ژان کازنو ، حمید مولانا، چارلز استاینبرگ – انتقادهای وارده : 1- تحولات تاریخی و پیدایش رسانه جدید باعث از بین رفتن رسانه های قدیمی نمی شود 2-  پیدایش جامعه آرمانی یا دهکده جهانی مک لوهان در وضعیتی است که ماهیتا با نظام قبیله ای نخست متفاوت است 3- مک لوهان جوامع کم سواد را جامعه سرد و جوامع اروپایی را گرم می نامد.

نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط : (بخش اول)

۱-      پائولوفریره : دانشمند برزیلی – نظریه فراگرد ارتباطی مشارکتی – الگوی محاوره و بصیرت – کتاب آموزش ستمدیدگان  شامل: گفت و شنود آزاد، مشارکت در کوشش های رهایی دهند، اعتقاد به توانایی افراد برای فراگیری در راس آنها – نقش آموزش ارتباطات – آموزش مخزنی  شامل : محاوره، طرد تفاوت در فرستنده و گیرنده، اعتقاده به توانایی و خلاقیت فرد، مشارکت در کوشش هایی رهایی بخش ارتباطی – و همچنین وی برای رسانه ها نقش هوشیار سازی را مطرح می کند.

2-      گوستاولوبون : جامعه شناس فرانسوی – نظریه روانشناسی اجتماعی – انبوه خلق – وی می گوید: مطبوعات از ارکان پیدایش متغییر انبوه خلق است. کتابهایش: جماعت یا انبوه خلق ، روانشناسی سوسیالیسم ، روانشناسی جماعت ،روانشناسی انقلاب – تودها های مردم را به همگن و ناهمگن تقسیم کرده است. – انبوه خلق شامل : قراردای = مربوط به شخصیت سیاسی یا گروه های ورزشی و هنری اجتماعی، اتفاقی = زلزله، تصادف – نمایشی (رقص گرا) = چهارشنبه سوری، دستجات مذهبی، فعال = تیم ورزشی – تقسیم بندی انبوه خلق شامل : روانگرا (روان انبوه) ، متشکل (سازمان یافته)

1-      هربرت بلومر : دو عامل را در تشکیل انبوه خلق موثر می داند : 1- تجمع افراد 2- مجاورت آنها با یکدیگر 2-      مکتب فرانکفورت : نظریه سلطه در کنار رهایی – اولین مطالعات و تحقیقات انتقادی درباره وسایل جدید ارتباطی در نیمه اول قرن بیستم.

3-      سزهاملینگ : هلندی – منتقد مکتب فرانکفورت – ارتباطات را به دو دسته تقسیم می کند : 1- سرکوب کننده : در خدمت صاحبان سرمایه 2- آزاد کننده : در خدمت جامعه – به جامعه اطلاعاتی هم انتقاد دارد و معتقد است به جای جامعه اطلاعاتی باید جامعه ارتباطی را به کار برد.

4-      هربرت مارکوزه : نظریه انسان تک ساحتی - شبکه های الکترونیکی جهان در رابطه با جریان اطلاعات و تمامیت فرهنگی سوال برانگیز است – فرهنگ بسته بندی شده رسانه ها – رسانه ها در پی تقویت خواسته های کازبند.

5-      فردیناندو سوسور : با همکاری کلودلوی اشتروس مردم شناس معاصر به نظریه مکتب ساختارگرا دست یافتند – پدر نخستین زبانشناسی نوین – تحلیل گفتمان

6-      تئودور آدورنو : وسایل ارتباط جمعی باید با نفوذ در فرهنگ جامعه و از طریق جنگ موضعی به تدریج زمینه ی بدست گرفتن قدرت را فراهم کند – تاکید بر نقش های اجتماعی منفی وسایل ارتباط جمعی – صنعت فرهنگ و آثار منفی – فرهنگ توده و صنایع فرهنگی – نگران فرهنگ توده ای : دروغ بودن فرهنگ ، از تاثیرات سرکوبگر و بی حس کننده 3- موجب درهم ریختگی شعور انسان 4- رسانه ها دیگر تسلط به نظر نمی رسند.

7-      ماکس هورکهایمر : منتقد مکتب فرانکفورت –  فرهنگ توده و صنایع فرهنگی - وسایل ارتباط جمعی و یکی از نظریه پردازن – محقق معاصر در نظریه های مکتب فرانکفورت در مورد بررسی ریشه های مطالعات انتقادی در زمینه ارتباطات جمعی – سه زوال فردیت : 1- یکپارچه شدن آگاهی انسان بوسیله ارتباطات هدایت شده 2- ناچیز شمردن خصلت و کیفیت فرد در تحول اشکال تولید 3- دگرگونی در ساختمان روانی انسان به دلیل اجتماعی شدن یکپارچه انسان ها .

8-      نیکولاس پولانزاس : تاکید بر مفهوم اطمینان کنش ارتباطی – نظریه مطالعات فرهنگی – منتقد آلتوسر که این دو اقتصادی را  آلتوسر در نظر نگرفته است : 1- نادیده گرفتن دستگاه های ایدئولوژیک دولت 2- عدم بررسی عمیق موضوع

9-      ادگارمورن : نظریه زمان زدگی – به مساله صنایع فرهنگی و فرهنگ توده شکل تازه می بخشد –جامع ترین اثر انتقادی در مورد صنایع فرهنگی و فرهنگ توده در کشورهای غربی - فرهنگ سطحی و مبتذل در سطح انبوده است – خاصیت را از بین می برد – به جای نویسنده در مطبوعات و رسانه های جدید نویسا بوجود می آید- ستاره پرستی و شخصیت سازی و همین طور تولیدات فرهنگی سطحی افراد را در ارضای نیازهای خود بویژه نیاز همانند جویی و فرافکنی پاسخ می دهد – فرهنگ جوامع را فرهنگ موزاییکی توصیف می کند – فرهنگی که خودی نیست بلکه برگرفته از فرهنگ های دیگر است.

10-  زیگونت بامان : برای تبدیل فرهنگ توده صرفا احداث یک ایستگاه تلویزیونی کافی نیست بلکه شرایط و موقعیت های خاص زندگی ابتدا باید یکسان شود تا ترکیبات و شرایط صحیح برای پذیرش پیام ارتباط جمعی فراهم شود.

11-  یورگن هابرماس : آلمانی و پیشگام مکتب فرانکفورت – عقل ارتباطی و حوزه عمومی – کنش استراتژیک و کنس ارتباطی یا عمل تفاهمی – گستره، حوزه عمومی – و نابودی گستره همگانی و عمومی را مطرح می کند – کتابهایش : فضای عمومی در مورد نقش مثبت مطبوعات و افکار عمومی را در دوران دموکراتیک غربی تجزیه و تحلیل کرده است و در این کتاب گفته که تحت تاثیر استیلای سرمایه داری قرار می گیرد و به مشروعیت نظام حاکم می پردازد و ادامه این بحث را در کتاب : فرد و مشروعیت باز می کند – به هگل قرن 20 معروف است – آخرین جانشین مکتب فرانکفورت است – مهمترین حرف هابرماس : تسلط سرمایه داری بر مطبوعات گستره همگانی توسط مطبوعات مسموم شد – در زندگی اجتماعی پیشین تحت سیطره روحانیت، کلیسا و دادگاه های تفتیش عقاید، باورها و رفتارهای مربوط به آداب و روابط فئودالی مورد بزرگداشت قرار می گرفت اما ثروت رو به افزایش صاحبان سرمایه به مرور این برتری را تحلیل می برد – پارادوکس فئودالی سازی دوباره معتقد بود – کاهش خودمختاری گستره همگانی – هابرماس به خط مشی ادوارد برنیز پدر روابط عمومی آمریکای نوین در مدیریت افکار عمومی حساسیت نشان داد – آخرین بحث هابرماس : کنش ارتباطی و کنش استراتژیک است – او اعتقاد دارد: آرمان های عصر روشنگری چون آزادی، بر آفت سرمایه داری مبتلا گشته و راه خروج از آن در عقلانیت ارتباطی عمومی و ایجاد گفتمان و تفاهم ارتباطی است که می تواند به شکل گیری جامعه انسانی و ارمانی کمک کند -  عمل ارتباطی (شفاهی) – حوزه عملی بین جامعه مدنی و دولت – فئودالی سازی دوباره ارتباطات – مدیریت اطلاعات (پذیرش پیام و دستکاری افکار عمومی) – حوزه عمومی بورژووازی (چیزی بیش از آگاهی کاذب نیست) – فضای عمومی – عمل ارتباطی شفاهی بر اساس مشترک در حوزه فرهنگ

12-  جرمی تافستال – تاپیوواریس – آرماند ماتلار – کارل نوردنترنگ = نظریه های اقتصادی سیاسی مربوط به این افراد می باشد.

13-  گابریل تارد : نظریه قوانین تقلید – همگان ها و قوانین تقلید – نظریه همگان ناشی از مطبوعات است – کلام بالدار روزنامه ها از مرزهایی می گذرد که در گذشته صدای مشهورترین سخنواران از آن نمی گذشت – افکار عمومی حاصل نهایی فعالیت عامه را گویند – وفاق عمومی اگر به شدت تعمیم و گشترس یابد به وفاق عمومی تبدیل می شود – همگان از طریق مطالعات روزنامه های واحد بوجود می آید

14-  راجرز : نظریه نشر نوآوری یا چندمرحله ای

 15-  آلبرت باندورا : نظریه یادگیری اجتماعی

 16-  جرج زیمل : نظریه شبکه های ارتباطی – پدر علم روانشناسی اجتماعی

 17-  جان دیویی : مکتب اصالت عمل – نخستین فیلسوف علم ارتباطی

18-  رابرت پارک: نظریه جامعه شناسی شیکاگو – نخستین نظریه پرداز ارتباط جمعی

19-  جان دیویی و رابرت پارک : این دو نظریه پرداز می گویند : دنیا را با رسانه ها می توان تغییر داد.

 20-  بورشتاین : مفهوم شبه رویداد را مطرح می کند.

سلطه رسانه‌ای چیست؟

در سال 1994 در کنفرانسی جهانی با موضوع ارتباطات، الگور، معاون رئیس جمهور آمریکا، پیشنهاد ساخت شبکه ای جهانی و اطلاعاتی را مطرح کرد. به این ترتیب به بیان ضرورت وجود ارتباطی جهانی میان مردم در سراسر دنیا، با یک شبکه عظیم اطلاعاتی پرداخت و این ارتباط را به عنوان وسیله ای برای پیشرفت و توسعه در سطح جهان معرفی کرد.

ادامه نوشته

هربرت مارکوزه

از اعضای مکتب فرانکفورت بوده و دارای دو کتاب «انسان تک ساحتی(تک‌بعدی)»، «اروس(میل به زندگی) و تمدن» را نوشته است. اروس(میل به زندگی) در مقابل تاتالوس (میل به مرگ) قرار دارد. از نظر فروید میل به زندگی همان غریزه جنسی است، اما مارکوزه میل به زندگی را صرفاً در غریزه جنسی نمی‌داند. لیبرالیسم سیاسی را سرکوبگر می‌داند. تغییرات اجتماعی که به همراه خود نگرش‌های آزادگرایانه‌تری را نسبت به جنسیت و موقعیت اجتماعی زنان به ارمغان آورده، خود شکلی از سرکوب است.  این نظام تولیدی و این جامعه تکنولوژیکی انسان تک ساحتی را بوجود می‌آورد. بواسطه رسانه‌ها و از طریق تبلیغات و صنعت نیازهای کاذبی بوجود آمده که نه‌تنها طبقه کارگر را به آن معنای گذشته از بین برده و آنان را به طبقه متوسط تبدیل کرده بلکه بروز هرگونه انقلابی را نیز از بین برده است.

نظریه کنش گفتاری Speech act theory

توسط جان آستین مطرح شد. 1 -  جملات خبری گونة اصلی جملات زبان هستند، 2 -کاربرد اصلی زبان اطلاع‌دادن است. 3 - صدق و کذب معنا را می‌توان تعیین کرد.  صدق و کذب معنا مشخص نمی‌شود. (مانند من فردا پول شما را می‌دهم) بجای صدق و کذب جمله می‌توان جا یا نابجا بودن جمله را مشخص کنیم. گوینده در صدق و کذب معنا تأثیر دارد مانند نظر یک قاضی.

نظریه کاتارسیست

تماشای خشونت از طریق تلویزیون یا از طریق رسانه‌ها باعث فرونشاندن یا کاهش انگیزه‌‌های خشونت در افراد می‌شود. مخالف نظریه یادگیری اجتماعی «تقلید (کورکورانه) و همزاد پنداری (شناختی)» است. نظریه یادگیری به دو عامل تأکید دارد: 1) محرک، 2) پاسخ. یعنی اگر محرک با اهداف خاصی تنظیم شود پاسخ همانی خواهد بود که ما انتظار داریم.

مفهوم ارتباطات

مفهوم ارتباطات به تعبیر ادومین امری، ارتباطات در معنای عام یعنی فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر (ساریخانی-۱۳۷۸-ص ۱۹). چارلز کولی نیز ارتباطات را ساز و کاری میداند که از خلال آن روابط انسانها برقرار می شود و گسترش مییابد. بنابراین ارتباط، انتقال پیام به دیگری و اساس شکلگیری جامعه انسانی است که ماهیت جوامع فعلی بر پایه آن تعریف میشود. روابط انسان براساس ارتباط پدید میآید و تمامی مظاهر فکری و ابزار انتقال آن در مکان و زمان بر پایه این سازوکار توسعه مییابد (همان، ص ۲۰). میکی اسمیت نیز به طور مفید و مختصر ارتباطات را این گونه تعریف میکند: فرایند انتقال اطلاعات، احساسها، حافظه و افکار در میان مردم. به طورکلی ارتباطات در برگیرنده روند مبادله اطلاعات به مفهوم عام و یا به عبارتی به مثابه پیوند و
ادامه نوشته

                         (( دانلود رایگان کتاب های ارتباطات ))

كتاب هاي زير از مجموعه كتاب‌هاي الكترونيك است
كه توسط دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها منتشر شده است



 
برای مطالعه متن کامل نسخه دیجیتال کتاب هاي زيربه سايتشان مراجعه فرمائيد

  • نظریه کاشت یا مارپیچ سکوت

    الیزابت نوئل نیومن در نظریه مارپیچ سکوت تلاش دارد تا نشان دهد چرا مردم در صورتی که فکر کنند در اقلیت قرار دارند تمایلی به بیان عقایدشان نخواهند داشت. نظریه مارپیچ سکوت به تشریح فشار فزاینده‌ای می‌پردازد که به گمان مردمی که فکر می‌کنند در اقلیت هستند، برای پنهان کردن عقایدشان بر آن‌ها وارد می‌شود.
    ادامه نوشته

    نظریه برجسته سازی

    این نظریه (1970) می گوید رسانه ها در انتقال پیام ها نوعی اولویت یا برجسته سازی به وجود می آورند.
    ادامه نوشته

    نظریه مسئولیت اجتماعی

    ویژگیهای این نظریه به قرار ذیل است :

    ادامه نوشته

    نظریه رسانه های آزاد:

    این نظریه ریشه در انقلاب کبیر فرانسه دارد یعنی ظهور رسانه ها فارغ از کنترل نظام حاکم.اصول و ارزش های پشت سر این نظریه همان ارزش های دولت های لیبرال دموکراتیک است تعنی باور به برتری فرد ،خرد ،حقیقت و پیشرفت و نهایتا حاکمیت اراده مردم.

    ادامه نوشته

    نگاهی به زمینه شکل گیری دانش ارتباطات

    نگاهی به زمینه شکل گیری دانش ارتباطات

     

    توسعه علم ارتباطات در جهان و در جایگاه امروزی نتیجه کار مداوم اندیشمندان بسیاری است که در ادامه بر اندیشه آنان مروری داریم.

     

    1. اندیشمندان اروپایی علم ارتباطات :

    با ظهور حزب نازی در آلمان، اساتید دانشگاهی یهودی اخراج شدند و صدها تن از مغزهای متفکر مانند «آلبر انیشتین»، «میلتون اچ. اریکسون» و ... به کشور آمریکا مهاجرت کردند. همچنین بسیاری از متفکران کلیدی تحقیقات ارتباطی مانند کورت لوین و پاول لازارسفلد از جمله این مهاجران بودند.

    علاوه بر این بسیاری از محققان متولد آمریکا نیز دوره های تحصیل خود را در دانشگاههای اروپا پشت سر گذاشته بودند. بنابراین با وجود اینکه علم ارتباطات در آمریکا متولد شد ریشه های تاریخی آن را می توان در اروپا پیدا کرد.

    در این میان گابریل تارد، قاضی فرانسوی نظریه قوانین تقلید را ارائه کرد و بدین ترتیب بر حوزه علم ارتباطات آمریکایی بطور مستقیم اثرگذاشت. این نظریه بیان می کند که چگونه افراد تحت تأثیر رفتار کسانی قرار می گیرند که در زندگی روزمره با آنها تماس دارند. این نظریه چهارسال بعد در آمریکا پایه و اساس نظریه معروف نشر نوآوری راجرز و نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت باندورا گردید. تارد مشاهده کرد میزان تطابق نظر افراد با یک اندیشه جدید اغلب تابع یک منحنی S است. یعنی ابتدا تعداد کمی با یک ایده جدید خو می گیرند، سپس افزایش پیدا می کند و درنهایت کاهش می یابد زیرا عده کمی برای تطبیق با نوآوری باقی می ماند.

    جرج زیمل، پدر علم روانشناسی اجتماعی و تحقیق در زمینه نفوذ و تأثیرات گروه بر رفتارهای شخصی است. زیمل نظریه شبکه های ارتباطی را ارائه می کند و از دیدگاه او، پرسش اصلی و ضروری برای درک تغییرات رفتاری انسان این است که هر فرد با قدرت ارتباطی خود به چه کسانی متصل می شود ؟

     

    ادامه نوشته

    نظریه های ارتباطات


    نظریه های ارتباطات

    1. نظریه های ارتباطی با منشاء روان شناسی (در اواخر دهه 80)

    ·        گوستاو لوبون : انبوه خلق

    ·        گابریل تارد : همگان ها

     

    2. نظریه های ارتباطی با منشاء جامعه شناسی

    ·        فردیناند تونیس : جامعه معنوی و جامعه صوری

    ·        مارکس وبر : جامعه سنتی

           جامعه عقلانی

     

    3. نظریه های ارتباطی با منشاء سیاسی

    ·        جاکوتین

     

    4. نظریه تحول تاریخی ارتباطات

    ·        ژان کلویته : ارتباطات شخصی

             ارتباطات نخبگان

             ارتباطات جمعی

             ارتباطات فردی

    ·        مک لوهان : کهکشان شفاهی

             کهکشان گوتنبرگ

             کهکشان مارکنی

    ·        دیوید رایزمن : دوران سنت راهبر

              دوران درون رهبر

              دوران دگرراهبر

     

    5. نظریه های تجربی ارتباطات

    ·        هارولد لاسول : مطالعه آثار اجتماعی ارتباطات

    ·        پل لازارسفلد : تحلیل محتوا، نقش رادیو

    ادامه نوشته

    آشنایی با اندیشمندان ارتباطات


    آشنایی با اندیشمندان ارتباطات

    الف) اندیشمندان اروپایی علم ارتباطات :

    ·  گابریل تارد : نظریه قوانین تقلید (نشر نوآوری (راجرز) و یادگیری اجتماعی (باندورا) و همگان ها

    ·  جرج زیمل : نظریه شبکه های ارتباطی، پدر روانشناسی اجتماعی و تحقیق در زمینه نفوذ و تأثیرات گروه بر رفتارهای شخصی  

     

    ب) اندیشمندان آمریکایی علم ارتباطات :

    ·        جان دیویی : مکتب اصالت عمل، نخستین فیلسوف علم ارتباطی

    ·  رابرت پارک : نظریه جامعه شناسی شیکاگو و نخستین نظریه پرداز ارتباط جمعی

    ·        چارلز کولی : نظریه خود آیینه سان

    ·        جرج هربرت مید : نظریه مفهوم خود

     

    ج) پیشتازان علم ارتباطات :

    ·        هارولد لاسول، مطالعه در آثار ارتباطات

    ·  پل لازارسفلد : کتاب نفوذ شخصی و مطالعات تجربی ارتباطات /کمدی الهی/

    ·        کورت لوین : پویایی گروهی، دروازه بانی خبر

    ·  هاوند : اعتبار منبع، استفاده از جاذبه های ترس و آثار آنی در مقابل آثار آتی آن.

    ·        اوت راجرز : نظریه اشاعه نوآوری

    ·        الیزابت نوئل نیومن : نظریه مارپیچ سکوت

    ·        دیوید آلتید : نظریه سلطه

    ·        دنیس مک کوئیل : نظریه های هنجاری

    آشنایی با آثار نظریه پردازان ارتباطات جمعی

    آشنایی با آثار نظریه پردازان ارتباطات جمعی

     (۲۰۱۰-۱۹۴۰)

    ردیف

    نام

    تخصص

    آثار

    1

    نیل پستمن

    فناوری رسانه‌ای (محدودیت‌ها و مخُاطرات آن)

    زندگی در عیش مردن از خوشی(۱۹۸۵)؛ مخالفت‌های وجدانی(۱۹۹۲) پایان آموزش(۱۹۹۶)

    2

    فیلیپ شلزینگر

    رسانه و سیاست، اخلاق رسانه‌ها

    اسکاتلند باز؟(۲۰۰۱)؛ تماشای خشونت زنان(۲۰۰۲)؛ کنار هم قراردادن واقعیت: اخبار بی بی سی(۲۰۰۲)

    3

    ویلبر لانگ شرام

    ارتباطات جمعی

    فرایند و تأثیرات ارتباطات (ویراستار با همکاری دی.اف. رابرتز)(۱۹۵۴)

    4

    استوارت هال

    مارکسیسم، ایدئولوژی و دستگاه ایدئولوژیک دولت، تفسیر متون

    رمزگذاری/ رمزگشایی(۱۹۸۰)  سیاسی‌کردن بُحران(۱۹۷۸)

    5

    جی. تاملینسون

    جهانی‌سازی رسانه‌ای

    جهانی‌سازی و فرهنگ(۱۹۹۹)؛ رسانه و نوگرایی(۱۹۹۵)؛ امپریالیسم فرهنگی(۱۹۹۱)

    6

    جرِمی تانستال

    دولت رسانه‌ای منطقه‌ای وملی انگلیس، سلسله ‌مراتب قدرت در سازمان‌های رسانه‌ای، رابطة بین رسانه‌های انگلیس و آمریکا

    حلقه ی رسانه یی آنگلوـ آمریکن(با دیوید مکین) (۱۹۹۹)؛ قدرت روزنامه: مطبوعات ملی جدیددر بریتانیا(۱۹۹۶)؛ رسانه‌های بزرگ(۱۹۹۱

    7

    لیسبس فون ُزونن

    بازنُمایی فمینیسم و جنسیت در رسانه‌ها

    مقالاتی در باب گردآوری شامل پرسش گری رسانه‌ای (جی. داونینگ و دیگران)(۱۹۹۵)

    8

    آنتونیو گرامشی

    مارکسیسم، هژمُونی یا ُسلطه،  ستیز قدرت از طریق ایده‌ها و نشر آن ها

    مقالات مختلف در درمجله های ایتالیایی از جمله لا اوردان نیووا و اَوانتی در دو دهه ی اخیر و تجربه ی کارُبردی شان

    9

    کلاوس براون جنسن



    روش‌شناسی پژوهش در

    نظریه ی ارتباطات

    کتاب راهنمای رسانه‌ها و پژوهش‌های ارتباطی (۲۰۰۲)؛  کتاب راهنمای روش‌شناسی‌های کیفی برای پژوهش رسانه‌های جمعی(با همکاری اِن. یانکوفسکی،۲۰۰۵)

    10

    الیهو کاتز

    نشر ایده‌ها از طریق رسانه‌های جمعی، جهانی‌سازی، الگوی ارتباطی ـ مشارکت در خلق الگوی جریان دو مرحله‌ای

    رخدادهای رسانه‌ای(۱۹۹۲)؛ صدور معنا(۱۹۹۰) نفوذ شخصی: نقش که مردم در جریان ارتباطات جمعی ایفا می کنند (با همکاری پاول لازارسفلد)(۱۹۵۶)

    11

    پاول فلیکس لازارسفلد

    روش ارتباطی ـ مشارکت در خلق

    الگوی جریان دو مرحله‌ای ارتباطات؛ روش‌های مخاطب‌پژوهی

    انتخاب مردم(۱۹۴۸)؛ نفوذ شخصی: نقش که مردم در جریان ارتباطات جمعی ایفا می کنند(با همکاری الیهو کاتز) (۱۹۵۶)

    12

    تامار لیبس

    رمزگذاری متون رسانه‌ای، دریافت، انسان‌شناسی فرهنگی

    انتقال معنا(با همکاری کاتز)(۱۹۹۹)؛ رسانه، آیین و هویت(ویراستار)(۱۹۹۸)

    13


    دنیس مک‌کوئیل


     

    نظریه‌های رسانه‌های جمعی و ارتباطات، الگو‌های ارتباطی، تأثیر متون رسانه‌ای بر مخاطبانشان

    الگو‌های ارتباطات(۱۹۸۱)؛ نظریه ی ارتباطات جمعی(۱۹۸۳)؛ اجرای رسانه‌ای(۱۹۹۲)

    14

    دیوید مورلی

    مخاطب‌پژوهی، فناوری‌های ارتباطاتی، اَمپریالیسم فرهنگی

    قلمروهای خانگی: رسانه‌ها، بسیج و هویت(۲۰۰۰)؛مطالعات سراسری تلویزیون(با همکاری سی. براونزدان)(۱۹۹۹)

    15

    کارل نورد‌استرنگ

    نظریه ی ارتباطات، ارتباطات بین‌المللی،  اخلاق رسانه‌ای

    ویراستار و نویسنده ی بسیاری از گزارش‌ها،جُستارها و دارای مقالاتی علمی-پژوهشی در فصلنامه ها

    16

    لوئیس آلتوسر

    مارکسیسم، دستگاه‌های دولتی ایدئولوژیک

    ایدئولوژی و ساز و برگ‌های ایدئولوژیک دولت (۱۹۷۷)؛ مارکسیسم و انسان‌گرایی(۱۹۶۹) تناقُض ها و تعین چندعاملی(۱۹۶۲)

    17

    این آنگ


    مخاطبان رسانه‌ها، هویت سیاسی، جهانی‌سازی، قوم‌مداری و بازنمایی

    درباب چینی صحبت نکردن: زندگی بین آسیا و غرب(۲۰۰۱)؛ جستجوی ناامیدانه مخاطب(۱۹۹۱)؛ جنگ‌های اتاق نشیمن:      مرورفکری مخاطبان رسانه‌ها در جهانی پُست‌مدرن(۱۹۹۶)

    18


    رولان بارت

    اثرات رسانه‌های جمعی، خلق معنا، خوشایند بودن مطالعه

    اُسطوره‌شناسی‌ها(۱۹۵۷)لذت متن(۱۹۷۳)

    19

     

    دانیل بل

    اثرات رسانه‌های جمعی، نوگرایی

    تناقضات فرهنگی سرمایه‌داری (۱۹۹۶)؛پایان ایدئولوژی(۲۰۰۰)

    20

    دانیل بیل تریست

    آثار جدلی رسانه‌ای ، سانسور، طبقه‌بندی فیلم، تلویزیون واقعیت

    دارای مقالات بسیاری در مجله های علمی نظیر:مجله ی اروپایی ارتباطات،رسانه ها ،فرهنگ و جامعه ،مجله ارتباطات بین المللی،درونداد ها و سیاست فرهنگی

    21

    جِی. جی. بلوملر

    تعامل مخاطب با متون رسانه‌ای ـ همکار مولف نظریه ی استفاده و رضامندی

    استفاده از رسانه‌های جمعی(با همکاری ای. کاتز) (۱۹۷۴) در سیاست(با همکاری دنیس مک کوئیل،۹۷۹) ، نقش نظریه در مطالعات استفاده و رضامندی(مقاله ی پژوهشی در مجله ی ارتباط پژوهی شماره ی ۶)

    22


    پیر بوردیو

    جامعه‌شناسی فرهنگی، به‌خصوص گونة تفکر سرمایة فرهنگی

    تمایزها(۱۹۷۹)منطق عمل(۱۹۹۰)

    23

    مانوئل کستلز

    جامعه‌شناسی رسانه‌ها نظریه ی مارکسیستی

    پرسش شهرنگر. رویکردی مارکسیستی (۱۹۷۷) شهر، طبقه، و قدرت(۱۹۷۸)درت هویت، عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ، جلد دوم(۲۰۰۴)

    24

    نوآم چامسکی

    ساختارهای قدرت نهادهای رسانه‌ای؛ جریان اصلی رسانه‌های جمعی؛جهانی‌سازی

    تولید رضایت: اقتصاد سیاسی رسانه‌های جمعی(۱۹۸۸)،کنترل رسانه ها(۲۰۰۲)،سلطه یا بقا:جست و جوی امریکایی برای سلطه ی جهانی(۲۰۰۳)،درک قدرت(۲۰۰۲)،توهم الزام نگر:اندیشه ی نظارتی در جوامع دموکراتیک(۱۹۸۹) و دیگر آثار ...

    25

    جیمز کاران

    جهانی‌سازی،

    ارتباطات جمعی

    رسانه‌های جمعی و جامعه (۲۰۰۵)، جنگ‌های فرهنگی: رسانه‌ها و چپ انگلیسی ( ۲۰۰۵)،غربی سازی مطالعات رسانه یی (ویراستار)(۲۰۰۰)

    26

    جین ای. جی.

    ام.وندایک

    رسانه‌های جدید؛ تأثیرات اجتماعی و فرهنگی فناوری

    جامعه ی شبکه یی(۱۹۹۹)،دموکراسی دیجیتال(۲۰۰۰)،تقسیم عمیق:نابرابری در جامعه ی اطلاعاتی(۲۰۰۵)

    27

    مارجوری

    فرگوسن

    جهانی‌سازی رسانه‌ها، فناوری‌های رسانه‌ای؛بازنُمایی زن در رسانه‌ها

    همیشه زنانه: مجلات زنان و راه ورسم زنانگی(۱۹۸۳)،مطالعات فرهنگی در پرسش (با همکاری پیتر گولدینگ)(۱۹۹۷)،عضویت و همکاری با مجله هایی نظیر:فرهنگ و ارتباطات و ارتباطات

    28

    جان فیسک

    گفتمان محاط بر رخدادهای رسانه‌ای، تولید معنا

    موضوعات رسانه‌ای(۱۹۹۶)درک فرهنگ عامه پسند(۱۹۸۹)فرهنگ تلویزیون(۱۹۸۷)

    29

    جورج گربنر

    رسانه و فرهنگ ـ واضع نظریه ی پرورش( کشت)

    مناظره ی رسانه های جهانی(۱۹۹۳) نویسنده و ویراستار مقالات منتخب از مجله های علمی-پژوهشی

    30

    پیتر گولدینگ

    رسانه‌ها و فرهنگ اروپایی

    فرهنگ اروپایی و رسانه‌ها( نویسنده و ویراستار در مجله ی ارو پایی )2010


    ادامه نوشته

    نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط : (بخش چهارم)

     ۶۱- اورت راجرز : قابل قبول ترین نظریه پرداز ارتباطات در دوره معاصر – کتاب : اشاعه نوآوری: در کشورهای در حال توسعه به نقش توسعه بخشی ارتباطات اشاره دارد – نظریه اشاعه نوآوری یا جریان چندمرحله ای ارتباط – به نظر راجرز ناهمرهنگی (تفاوت افراد در حال کنش) همرنگی (ثبات ها) در پذیرش یا عدم پذیرش نوآوری تاثیر دارد – ویژگی های یک نوآوری بر نرخ اقتباس اثر می گذارد : 1- امتیاز نسبی 2- سازگاری 3- پیچیدگی 4- آزمایش پذیری 5- مشاهده پذیری – تجدید نظر و پالایش در نظریه اولیه فرآیند تصمیم گیری را مطرح می کند – تطبیق پیدا کردن با وضعیتی متغییر که شخصی آن را نو و جدید تصور می کند – مدل جریان انتشار نوآوری ها و ابداعات را را شومیکر مشترکا مطرح می کند – راجرز می گوید : فرآیند تصمیم گیری مرکب از چند مرحله است : آگاهی، ترغیب (اقناع)، تصمیم، انتخاب ( اجرا) و تایید (شخصیت)–  1- آگاهی : مواجهه با نوآوری در رسانه های نقش زیادی دارد 2- اقناع یا علاقه : شکل گیری نگرش نسبت به نوآوری که به روابط بین فردی منجر می شود 3- تصمیم یا ارزشیابی : فعالیتی که به قبول یا رد نوآوری منتهی می شود 4- اجرا یا آزمون : استفاده از نوآوری 5- تثبیت یا پذیرش – راجرز با تقسیم افراد یا دیگر واحدهای تصمیم گیری از نظر نرخ انتقال یک نوآوری پنج اقتباس گر را مشخص می کند : 1- نوآوران : افراد خطرپذیری که مشتاق آزمایش افکار جدید هستند و فراملی رفتار می کنند 2- اقتباس گران اولیه : رهبران فکری 3- اکثریت اولیه : رابطه ای با نزدیکان قوی دارند ولی موقعیت رهبری ندارند 4- اکثریت متاخر : افراد مردمی که اغلب به خاطر ضرورت اقتصادی یا افزایش فشار شبکه های اجتماعی، نوآوری را می پذیرد. 5- کندروها (جان سخت ها) : افرادی سنتی، کسانی که وابستگی محلی زیادی دارند و منزوی اند – راجرز نتایج نوآوری را به سه طبقه تقسیم می کند : 1- نتایج مطلوب در برابر نتایج نامطلوب 2- نتایج مستقیم در برابر غیرمستقیم 3- نتایج قابل انتظار در برابر نتایج غیرمنتظره.

    ادامه نوشته

    معرفی کتاب: ارتباطات و سلطه فرهنگی

    کتاب «ارتباطات و سلطه فرهنگی» از چهار بخش و یک پیشگفتار مولف درباره چگونگی تدوین این اثر و پسگفتار تشکیل شده است،مقدمه‌ای تفضیلی در نقد و بررسی‌آراء‌و آثار شیلر به قلم دکتر معتمد‌نژاد که خواننده را به خوبی با دیدگاه‌ها و آراء‌این محقق آشنا می‌سازد از مطالب کلیدی و مهم این کتاب به شمار می‌رود.
    ادامه نوشته

    نگاه جامعه شناسان به رسانه

    الف (دنیس مک کویل  و " نظریه میانجی میان رسانه و جامعه "  در نگاه دنیس مک کوایل " نظریه میانجی رسانه و جامعه "  و نظریه ” جایگزین رسانه و جامعه "  و نظریه “ جامعه توده وار ” با بر شمردن پیش فرضهای نظریه میانجی و خصایص آنها ، و با الگوی روابط این نظریه ، رسانه ها را بیش تر وابسته به نهادهای سیاسی ، اقتصادی ، حقوقی و … می دانند تا کنترل کننده آنها . 
    ادامه نوشته