چند عامل سبب شكل‌گيري تئوري مسئوليت اجتماعي رسانه‌ها شد. نخست آن‌كه بازار آزاد در نظام سرمايه‌داري ليبرال، نتوانسته بود آزادي مطبوعات، امكان دسترسي افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را با فوايدي كه از آن مي‌رفت تامين كند. دوم آن‌كه پيشرفت تكنولوژي مطبوعات امكان دسترسي افراد و گروه‌ها به انتشار مطبوعات را كاهش داده و به عبارتي توسعه مطبوعات سبب افزايش قدرت يك طبقه شده نه همه طبقات. از سوي ديگر توسعه رسانه‌هاي جديد نياز به نوعي از كنترل اجتماعي بر آن‌ها را به وجود مي‌آورد. به اين ترتيب تئوري مسئوليت اجتماعي به پيوند ميان استقلال و وظايف اجتماعي رسانه‌ها پرداخت. در اين نظريه اگر چه مالكيت خصوصي رسانه‌ها كاملا مشروع شمرده شده اما پيام‌آفرينان فقط در قبال خريداران پيام و هم‌چنين سهام‌داران رسانه‌ها مسئول نبوده بلكه رسانه‌ها در سطح كلان در قبال جامعه نيز مسئوليت دارند. ضمن آن‌كه بايد جايگاهي براي ديدگاه‌هاي مختلف باشند.

نظريه مسئوليت اجتماعي در تلاش انطباق سه اصل نسبتا واگرا است:

الف. فرد آزاد است و قدرت انتخاب دارد.

ب. رسانه‌ها نيز آزادند.

ج. رسانه‌ها در برابر جامعه مسئولند؛ اگرچه براي حل اين تعارضات راه حل مشخصي وجود ندارد.
اين تئوري به دو نوع راه حل اساسي توجه كرده است:

الف. توسعه موسسات عمومي اما مستقل براي مديريت رسانه‌ها، توسعه‌اي كه به نوبه خود افق و قدرت سياسي مفهوم مسئوليت اجتماعي را افزايش دهد.

ب. رويكرد به تخصص‌هاي حرفه‌اي به منظور دستيابي به استانداردهاي بالايي از كارايي و خودگرداني رسانه‌ها، در واقع حرفه‌گرايي آن‌گونه كه توسط تئوري مسئوليت اجتماعي تشويق مي‌شود علاوه بر آن‌كه تاكيدي است بر حفظ استانداردها بالاي توليد و عرضه پيام، بر نوعي توازن و بي‌طرفي نيز توجه دارد.
بايدها و نبايدهاي نظريه مسئوليت اجتماعي را مي‌توان در 10 بند به شرح زير خلاصه كرد.
˜‏ بايدها:

۱. پذيرش مسئوليت‌هاي اجتماعي از سوي رسانه‌ها

۲. وابستگي به ارزش‌هايي چون صداقت، دقت، عينيت و بي‌طرفي در حد استانداردهاي بالاي حرفه‌اي
۳. متعهد در برابر وظايف اجتماعي، قبل از تعهد در مقابل مالكان رسانه‌ يا خواست گيرندگان پيام
۴. كثرت‌گرا و منعكس كننده گرايشات مختلف اجتماعي و جايگاهي براي طرح نقطه نظرات گوناگون

۵. مشروع شمردن دخالت دولت براي پاسداري از اهداف عمومي

۶. ايجاد سيستم‌هاي قانوني براي فعاليت‌هاي رسانه‌‌اي و تشكيل سنديكاهاي حرفه‌اي و جلوگيري از انحصارطلبي

رسانه‌‌اي

۷. تشكيل گروه‌هاي تحقيقاتي براي ارائه گزارش‌هاي مستمر درباره رسانه‌ها

 ۸. برقراري سوبسيدهاي حمايتي براي رسانه‌ها

˜‏ نبايدها:

۹. حمله به اقليت‌ها

۱۰. تشويق جامعه به بي‌نظمي، خشونت و...