نظریه های کاربردی
دنيس مككوئيل، تئوري مشاركت دموكراتيك
رسانهها را به عنوان آخرين و جديدترين تئوري هنجاري رسانهها اما مشكلتر از بقيه
براي فرموله كردن ميداند و علت آنرا چنين توضيح ميدهد كه از يكسو اين تئوري
همسو با نهادهاي معمولي رسانهها نيست و از سوي ديگر برخي از پايهها و انگارههاي
فكري آن در ديگر تئوريها نيز يافت ميشود. بنابراين اگر چه استقلال كامل اين
تئوري زير سئوال است، ولي استحقاق آن را دارد كه به طور جداگانه مورد بحث قرار
گيرد. مككوئيل در ادامه مينويسد: "اين تئوري نيز به عنوان يك عكسالعمل در
قبال تئوريهاي ديگر تجربيات ديگر در مورد رسانههاست. جايگاه آن، بيشتر در جوامع
ليبرال توسعه يافته ميباشد، اما در بعضي عناصر با تئوري رسانههاي توسعهبخش ـ
خصوصا به هنگام تاكيد بر ارتباطات افقي به جاي عمودي ـ مشابهت دارد."
اين تئوري به عنوان عكسالعملي در برابر تجاري و انحصاري شدن رسانههاي قدرتمند
خصوصي در تئوري آزادي رسانهها و همچنين تمركزگزايي بوروكراتيك رسانهها در تئوري
مسئوليت اجتماعي است. سرخوردگي از رسانههاي دولتي كه ميتوانست در پيشرفتهاي
اجتماعي موثر باشد از عوامل ديگر شكلگيري اين تئوري است. گرايش برخي از رسانههاي
دولتي به شيوههاي پدرسالارانه و نخبهگرايانه همراه با نزديكي بسيار با قدرت حاكم
و در ضمن تاثيرپذير در مقابل فشارهاي سياسي و اقتصادي از عوامل سرخوردگي مذكور
بود.
واژه مشاركت دموكراتيك (Democratic-Particip ant) مفهومي است به
منزله رهايي از شيفتگي نسبت به احزاب سياسي رسمي و سيستمهاي دموكراسي پارلماني كه
به نظر ميرسد از ريشهها و بنيادهاي خود جدا افتاده است. همچنين واژهاي است كه
گريز از جامعه تودهوار (mass society)
دارد. جامعهاي كه بيش از حد تمركز يافته است و نميتواند فرصتهاي واقعي ابراز
عقيده را براي افراد و اقليتها فراهم كند. از سوي ديگر همانگونه كه جيسي برگمن
در مقاله 1987 خود با عنوان "آينده موج پراكنيهاي رسانههاي عمومي"
نوشت: به نظر ميرسد كه تئوري آزادي رسانهها به خاطر انهدام دروني خود به وسيله
بازار، شكست خورده است. همچنين تئوري مسئوليت رسانهها به خاطر پيچيدگي كه در
دولتهاي بوركراتيك دارد و اينكه در خدمت سازمانهاي بزرگ رسانهاي و متخصصين
رسانهاي است كافي نيست. زيرا خودگرداني رسانهها و تكيه بر سازمانهاي بزرگ
رسانهاي نتوانسته مانع پيشرفت رسانههايي شود كه به وسيله مراكز قدرت رهبري شود.
"اچ. ام. انزنس برگر" در مقاله مولفههاي تئوريهاي رسانهها درباره اين
تئوري مينويسد: محور تئوري مشاركت دموكراتيك رسانهها عبارت است از نيازها، منافع
و آرزوهاي گيرندگان فعال رسانهها در يك جامعه سياسي. در اين تئوري از حقوقي چون
حق داشتن اطلاعات، حق پاسخگويي، حق به كارگيري ابزارهاي ارتباطي و رسانهها براي
تعامل در مقياسهاي كوچك اجتماعي و حق حفظ منافع گروههاي كوچك و خرده فرهنگها
پاسداري ميشود. اين تئوري ضرورت وحدت رسانهها، تمركز رسانهها، تخصصگرايي شديد،
بيطرفي و كنترل دولتي رسانهها را نفي ميكند و از آنسو، كوچك بودن ابعاد رسانهها،
محلي بودن آنها، تنوع آنها، نهادزدايي، تبادل متقابل نقشهاي فرستنده و گيرنده و
پيوندهاي ارتباط افقي در همه سطوح اجتماعي و تعامل و تعهد را مورد تاييد قرار ميدهد.
دنیس مـككـوئيــل، تئوري مشاركت دموكراتيــك رســانهها را آمــيزهاي از عناصـر
تئوريكي چـون آزاديگـــرايــي (Liberalism)، رويـاگـــرايي
(utopianism) سوســياليـسم، تســاويطلبي (egalitarianism)،
محيطگرايي (environmentalism) و محليگرايي (Localism)
ميداند و ميافزايد كه موسسات رسانهاي كه بر اساس اين تئوري طراحي ميشوند بيش
از ساير رسانهها با زندگي اجتماعي مردم سروكار دارند و بيشتر تحت كنترل مخاطبان
خود هستند و فرصتهاي بيشتري را براي دسترسي و مشاركت گيرندگان پيام نسبت به كنترل
كنندگان پيام فراهم ميكنند.
تجربه اجراي اين تئوري بسيار فراوان و متنوع است. انتشار نشريات زيرزميني،
راديوهاي غيرمجاز، تلويزيونهاي كابلي، نشريات مخفي (Samizdat)،
ريز رسانهها (micro-media) در مناطق
روستايي، اوراق چاپي خياباني يا همسايگي (Street or neighbourhood heets)
و پوسترهاي سياسي بخشي از آنهاست. ضمن آنكه تحولات تكنولوژيكي رسانهها [مانند
زيراكس، نوار كاست، نوار ويدئو، اسكن كامپيوتري و از اين قبيل] امكان باز توليد
ارزان (Reproduction) پيام را فراهم
كرده است.
بايدها و نبايدهاي اين تئوري را ميتوان در 9 مقوله به شرح زير خلاصه كرد.
بايدها:
۱. توسعه رسانههاي جماعتي و كوچك اقوام،
گروهها، سازمانها و اجتماعات محلي
۲. ارتباطات افقي و مشاركت كامل در توليد
پيام از سوي گيرندگان
۳. شكلگيري محتوا براساس خواست مخاطبان
۴. بيطرفي
نبايدها:
۵. وحدت پيام
۶. تمركز رسانهها
۷. تمايل به تخصصگرايي در رسانهها
۸. كنترل بوروكراتيك دولتي يا متمركز سياسي
بر رسانهها
۹. شكلگيري رسانههاي بزرگ، يكسويه و
حرفهاي
كشورهاي جهان سوم يا در حال توسعه، از
دهه 1970 و در زمان دبيركلي مختار امبو در يونسكو، اين فرصت را يافتند كه نگاه
جديد به جايگاه خود در عرصه رسانهها در جهان بياندازند. گزارش مكبرايد و پانزده
همـكارش با محــتواي تلاش براي دســتيابي به نظـم نـوين ارتباطي كه با عنــوان يك
جهان و چندين صدا (Many Voice, one world) در 1979 به
كنفرانس عمومي يونسكو ارائه شد، تصوير دقيقتري را براي نگاه مذكور فراهم كرد.
در واقع اوضاع خاص كشورهاي جهان سوم چه از نظر اقتصادي و چه سياسي و عدم انطباق
چهار تئوري هنجاري قبلي بر آنها، افزايش آگاهي ملتها و تمايل به مبارزه با شيوههاي
تازه سلطه استعماري و نيل به استقلال فرهنگي و ارتباطي، همراه با طرح موضوع نظم
نوين ارتباطي در يونسكو، بستر پيدايش تئوري رسانههاي توسعهبخش شد.
در اين تئوري، مقابله با وابستگي، سلطه خارجي و اقتدار مستبدانه داخلي دنبال ميشود
و در تلاش براي استفاده مثبت از رسانهها به منظور توسعه ملي، حاكميت ملي و هويت
فرهنگي و طرفدار مشاركت دموكراتيك عمومي است.
مهمترين ويژگي تئوري رسانههاي توسعه بخش، قبول اين نكته است كه توسعه اقتصادي و
در قبال آن تغيير اجتماعي كه معمولا با سازندگي ملي (Nation-building)
همراه است. اين اصل را ايجاب ميكند كه آزاديهاي رسانهها و روزنامهنگاران با
ميزان مسئوليتپذيري آنان در راستاي كمك به اهداف توسعه بخش تعريف ميشود و همزمان
با اين امر، اهداف جمعي به جاي آزاديهاي شخصي مورد تاكيد قرار ميگيرد.
يك عنصر نسبتا جديد كه در تئوري رسانههاي توسعهبخش به چشم ميخورد، تاكيد بر حق
برقراري ارتباط Right to communicate ميباشد كه از
بند 9 بيانيه حقوق بشر نشات گرفته كه طي آن هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد. به
موجب اين حق، هر فردي بدون تفتيش بايد بتواند به ارسال و دريافت اطلاعات و عقايد
به وسيله هر نوع رسانه و بيتوجه به مرزها دست زند.
بايدها و نبايدهاي تئوري رسانههاي توسعهبخش را ميتوان در يازده بند به شرح زير
خلاصه كرد.
بايدها:
۱. كمك به اهداف توسعه
۲. استفاده از رسانهها براي حفظ هويت
فرهنگي
۳. استفاده از مشاركت عمومي در خلق پيام
(ارتباط افقي)
۴. درهم آميختن آزادي با مسئوليت از سوي
پيامآفرينان
۵. تاكيد بر اهداف عمومي به جاي اهداف فردي
۶. آزادي براساس اولويتهاي اقتصادي و
نيازهاي توسعه
۷. اولويت براي زبان و فرهنگ ملي
۸. اولويت براي انتشار اطلاعات كشورهاي در
حال توسعه ديگر
۹. مداخله و يا محدود كردن رسانهها از سوي
دولت به نفع اهداف توسعه از طريق سوبسيد، كنترل مستقيم و يا سانسور
نبايدها:
۱۰. پذيرش استبداد داخلي
۱۱. پذيرش سلطه خارجي
مهمترين مباني اين تئوري كه پس از سازماندهي رسانههاي شوروي
در سال 1917 آغاز شد آن است كه بنا به تعريف، در يك جامعه سوسياليستي، طبقه كارگر
يا پرولتاريا قدرت را در اختيار دارد و براي حفظ اين قدرت لازم است ابزار
"توليد فكري" را نيز كنترل كند. بنابراين تمام رسانهها بايد تحت كنترل
سازمانهاي كارگري و در نهايت كمونيستي باشند. همچنين از آنجا كه جامعه
سوسياليستي يك جامعه غيرطبقاتي است ـ يا مطلوب است كه باشد ـ بنابراين مطبوعات نيز
نبايد در راستاي تعارض سياسي عمل كنند. علاوه بر آن از مطبوعات انتظار ميرود كه
در شكل دادن جامعه به سوي كمونيسم نقش ايفا كرده و وظايف مشخصي همچون اجتماعي
كردن، كنترل غيررسمي اجتماعي و بسيج اجتماعي را براي تحقق اهداف اجتماعي و اقتصادي
مسلك كمونيستي دنبال كنند و سرانجام بايد پيشفرضهاي ذهني ماركسيسم درباره تاريخ
(خطوط قرمز مسلك كمونيستي) به صورت يك واقعيت عيني از سوي مطبوعات منعكس شود تا
سبب كاهش افق تفاسير شخصي در اين مورد گردد. بديهي است به تبع تمامي اين مباني
ارزشهاي خبري رسانههاي شوروي متفاوت با ارزشهاي خبري نظامهاي ليبرال خواهد شد.
تمامي اين مباني بر اين اصل استوار است كه تسليم بيقيد و شرط رسانهها در مقابل
سانسور قبل از انتشار و كنترل نهايي حكومت يك اصل قطعي است، ضمن آنكه از رسانهها
انتظار ميرود كه عليرغم محدوديتهاي فوق، خودگردان بوده و از روشهاي حرفهاي
استفاده نمايند تا بتوانند خواسته و نيازهاي مخاطبان را [كه مغاير با اصول مسلكي
نباشد] دنبال كنند.
به نظر من ميتوان از تئوري شوروي، تئوري سايهاي را به نام تئوري مسلكي استخراج
كرده و براي اين كار فقط كافي است كه به جاي طبقه پرولتاريا، از طبق مسلكي حاكم
استفاده كنيم. در آن صورت با اقتباس از مككوئيل بايدها و نبايدهاي آن مشتمل بر 7
مورد زير خواهد بود.
بايدها:
۱. در خدمت خواستهها و كنترل طبقه مسلكي
حاكم
۲. عهده دار وظيفه مسلكي كردن جامعه
۳. موظف به هنجارسازي، آموزش و اطلاعرساني
و انگيزاندن و بسيجگري
۴. برآورده كننده خواستهها و نيازهاي
مخاطبان ضمن وظيفهدار بودن در برابر جامعه
۵. اعمال سانسور
۶. مجازات پس از انتشار
نبايدها:
۷. مالكيت رسانهها از سوي افراد غيرمسلكي
حاكم
تئوری مسئوليت اجتماعی رسانهها
چند عامل سبب شكلگيري تئوري مسئوليت
اجتماعي رسانهها شد. نخست آنكه بازار آزاد در نظام سرمايهداري ليبرال، نتوانسته
بود آزادي مطبوعات، امكان دسترسي افراد و گروهها به انتشار مطبوعات را با فوايدي
كه از آن ميرفت تامين كند. دوم آنكه پيشرفت تكنولوژي مطبوعات امكان دسترسي افراد
و گروهها به انتشار مطبوعات را كاهش داده و به عبارتي توسعه مطبوعات سبب افزايش
قدرت يك طبقه شده نه همه طبقات. از سوي ديگر توسعه رسانههاي جديد نياز به نوعي از
كنترل اجتماعي بر آنها را به وجود ميآورد. به اين ترتيب تئوري مسئوليت اجتماعي به
پيوند ميان استقلال و وظايف اجتماعي رسانهها پرداخت. در اين نظريه اگر چه مالكيت
خصوصي رسانهها كاملا مشروع شمرده شده اما پيامآفرينان فقط در قبال خريداران پيام
و همچنين سهامداران رسانهها مسئول نبوده بلكه رسانهها در سطح كلان در قبال
جامعه نيز مسئوليت دارند. ضمن آنكه بايد جايگاهي براي ديدگاههاي مختلف باشند.
نظريه مسئوليت اجتماعي در تلاش انطباق سه اصل نسبتا واگرا است:
الف. فرد آزاد است و قدرت انتخاب دارد.
ب. رسانهها نيز آزادند.
ج. رسانهها در برابر جامعه مسئولند؛ اگرچه براي حل اين تعارضات راه حل مشخصي وجود
ندارد.
اين تئوري به دو نوع راه حل اساسي توجه كرده است:
الف. توسعه موسسات عمومي اما مستقل براي مديريت رسانهها، توسعهاي كه به نوبه خود
افق و قدرت سياسي مفهوم مسئوليت اجتماعي را افزايش دهد.
ب. رويكرد به تخصصهاي حرفهاي به منظور دستيابي به استانداردهاي بالايي از كارايي
و خودگرداني رسانهها، در واقع حرفهگرايي آنگونه كه توسط تئوري مسئوليت اجتماعي
تشويق ميشود علاوه بر آنكه تاكيدي است بر حفظ استانداردها بالاي توليد و عرضه
پيام، بر نوعي توازن و بيطرفي نيز توجه دارد.
بايدها و نبايدهاي نظريه مسئوليت اجتماعي را ميتوان در 10 بند به شرح زير خلاصه
كرد.
بايدها:
۱. پذيرش مسئوليتهاي اجتماعي از سوي رسانهها
۲. وابستگي به ارزشهايي چون صداقت، دقت،
عينيت و بيطرفي در حد استانداردهاي بالاي حرفهاي
۳. متعهد در برابر وظايف اجتماعي، قبل از
تعهد در مقابل مالكان رسانه يا خواست گيرندگان پيام
۴. كثرتگرا و منعكس كننده گرايشات مختلف
اجتماعي و جايگاهي براي طرح نقطه نظرات گوناگون
۵. مشروع شمردن دخالت دولت براي پاسداري از
اهداف عمومي
۶. ايجاد سيستمهاي قانوني براي فعاليتهاي
رسانهاي و تشكيل سنديكاهاي حرفهاي و جلوگيري از انحصارطلبي رسانهاي
۷. تشكيل گروههاي تحقيقاتي براي ارائه
گزارشهاي مستمر درباره رسانهها
۸. برقراري سوبسيدهاي حمايتي براي رسانهها
نبايدها:
۹. حمله به اقليتها
۱۰. تشويق جامعه به بينظمي، خشونت و...
اساس اين تئوري همان سخن ديرينه كه اظهار عقيده آزاد و علني
بهترين راه رسيدن به حقيقت و كشف خطاست، بنا شده است. اين نظريه معتقد است كه زيان
خاص سركوب عقايد آن است كه نژاد بشر و اعقاب او و نيز نسل موجود را از وجود كساني
كه از نظر عقيدتي با او اختلاف دارند و حتي بيشتر از كساني كه آن را حفظ ميكنند،
محروم سازند. پس به اين ترتيب اگر عقيدهاي صحيح است، آنها از فرصت تبديل اشتباه
به حقيقت محرومند و اگر عقيدهاي غلط است فرصت درك حقيقت را در برخورد با اشتباه
از دست خواهند داد. ترقي جامعه بستگي به انتخاب صحيح يا غلط راهحلها دارد.
در اين نظريه، مطبوعات آزاد، جزء جداييناپذير و اساس جامعه آزاد و عقلاني شناخته
شده است. در واقع صفت عقلاني نماينده فاصله گرفتن از افشاي خصمانه ديدهگاههاي
جايگزين است. ضمن اينكه جامعه را از آمال و آرزوهاي اعضاي خود آگاه ميكند و
تمامي اينها در راستاي تركيب حقيقت، رفاه و آزادي به صورتي توام است.
در نظريه آزادي رسانهها، اگرچه به اعتقاد به برتري تخصصهاي حرفهاي اشاره نشده،
اما خصلت نظام سرمايهداري ـ ليبرال متناسب براي رشد اين نظريه سبب است.
بايدها و نبايدهاي نظريه آزادي رسانهاي را ميتوان در 14 بند به شرح زير خلاصه
كرد.
بايدها:
۱. حمله به هر نوع حزب و دسته سياسي يا
رسمي حكومتي
۲. انتشار عقايد و باورهاي با برچسب درست و
نادرست
۳. استقلال حرفهاي در سازمانهاي رسانهاي
[با نيروهاي متخصص]
۴. آماده براي مواجهه با عواقب قانوني
تجاوز به حقوق ديگران
۵. مسئول در برابر قانون
۶. حراست از اعتبار، مالكيت و حريم خصوصي
افراد
۷. توان خودگرداني
نبايدها:
۸. سانسور
۹. ايجاد قيد كسب امتياز براي پيام آفريني
و انتشار
۱۰. حمله به افراد خصوصي
۱۱. افشاي اطلاعات مربوط به امنيت ملي
۱۲. ايجاد اجبار در انتشار
۱۳. ايجاد محدوديت در جمعآوري اطلاعات
۱۴. ايجاد محدوديت در واردات و صادرات پيام
البته در اين نظريه تناقضاتي نيز وجود دارد كه بحث در باب آن از قرن هفدهم تاكنون
ادامه داشته است. اين ديدگاه در شكل ابتدايي خود فقط به اين نكته ميپردازد كه هر
فرد در انتشار هر آنچه كه در دست دارد بايد آزاد باشد اما نمود عملي چنين نظريهاي
از تصور ذهني آن فاصله زيادي دارد. اين پرسش كه آيا اين آزادي به خودي خود هدف
است، يا وسيلهاي براي رسيدم به هدف است هيچگاه پاسخ مشخصي پيدا نكرده است. از
ديرباز، طرفداران اين نظريه معتقد بودهاند كه اگر از آزادي تا آنجا استفاده شود
كه اخلاق و يا قدرت حاكميت دولت تهديد شود، بايد از آن ممانعت شود. و اين همان است
كه اتهيل دوسلاپول در كتاب "مردان مطبوعات و مردان حكومت" در سال 1973
نوشت: هيچ ملتي آزادي نامحدود مطبوعاتي را كه در مسير تجزيه كشور يا گشودن باب
انتقاد از دولتي مردمي گام بردارد، تحمل نخواهد كرد. اين امر را اگر با تمايلات
ذاتي سلطهجويانه مطبوعات و ديگر رسانهها همراه كنيم و گسترش منافع مالي خارجي در
مطبوعات را نيز در نظر بگيريم، مبهم بودن پاسخ بيشتر مشخص ميشود. از آن سو، اين
ديدگاه نيز وجود دارد كه آزادي در مفهوم كلي، يعني آزادي از قيد دولت.
در چنين نظامي فقدان استقلال واقعي روزنامهنگاران و اطاعت آنها
از عوامل حكومت، اساس هنجارهاي رسانهاي را تشكيل ميدهد. از آنسو حكومت براي
كنترل مطبوعات از يك رويكرد تمركزگرا با استفاده از سانسور پيش از انتشار استفاده
كرده و با تدوين و نهادي كردن رويههاي توبيخ در مقابل انحراف از مجموعه راهبردهاي
سياسي، آنها را وادار به تمكين ميكند.
در چنين نظامي، كارگزاران حكومت به كنترل كيفي توليدات رسانهاي ميپردازند و با
وضع مقررات و آييننامههاي خاص، جزئيات بخشي از كنترل و مداخله خود را مدون كرده
و ضمن مشروع شمردن انتصاب اعضاي سردبيري رسانهها، از انواع مجازاتها از جمله وضع
مالياتها و مجازاتهاي اقتصادي تا تعليق انتشار استفاده ميكنند.
مككوئيل توضيح ميدهد كه چنين نظام رسانهاي را ميتوان در حكومتهاي ناشي از
سلطه نظاميان بر كشور به وضوح ديد. ضمن آنكه در كوتاه مدت ممكن است در شرايط،
تهديدات جنگي و يا شورش نيز چنين نظامي بر رسانههاي يك كشور حاكم شود.
مجموعه اين نظريه در تلاش است كه رسانهها را تسليم كساني نمايد كه به شكلي مشروع
يا نامشروع قدرت را در جامعه به دست گرفتهاند.
بايدها و نبايدهاي اين نظريه را ميتوان در 12 بند به شرح زير خلاصه كرد.
بايدها:
۱. مطيع قدرت شكل گرفته
۲. وابستگي اغلب تحت فشار به قدرت حكومت
۳. اعمال سانسور و تنبيه
۴. قانونگذاري در راستاي كنترل مستقيم
حكومت بر توليد پيام
۵. اعمال انواع فشارهاي غيرمستقيم
۶. كنترل ورود رسانهها به داخل كشور
۷. دخالت و كنترل در شوراهاي پيامآفرينان
۸. مجاز دانستن اعمال تعليق در انتشار از
سوي دولت
نبايدها:
۹. ايجاد اختلال در قدرت شكل گرفته
۱۰. استقلال در عملكرد پيامآفرينان
۱۱. به هم زدن نظم موجود
۱۲. حمله به ارزشهاي سياسي و اخلاقي حاكم
نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط : (بخش دوم)
21- اوزگود و آژ وژوژمال : مفهوم "تحقیقات نمایشی" و "تحقیقات رسانه ای"
22- هیلتر و موسولینی و کاملین: در آمریگا پیشگامان نظریه تزریقی هستند که مربوط می شود به نظریه ارتباطی با منشاء سیاسی
23- سرژ جاکوتین : نظریه ارتباطی با منشاء سیاسی - مخاطب منفعل است – پیام اثرفوری وعمیق دارد – کتاب : تجاوزه به توده ها: انسان را می توان شرطی ساخت، تبلیغات سیاسی، تجاوز به خلق با توده ها – تبلیغاتی موفق است که غریزه تاریخی انسان را بشناسد : غریزه تغذیه، میل جنسی، عشق مادری و دشمنی - تئوری تزریقی (تاثیر قدرتمند وسایل جمعی) اثری قوی، مستقیم و فوری بر مخاطبان دارد - که جزو ئتوری گلوله ای است که رابطه نزدیکی به نظریه محرک و پاسخ دارد (بعد عاطفی توجه می شود نه بعد ادراکی) – گیرندگان منفعل است و در این نظریه پیام و رسانه اهمیت دارد – وسایل ارتباطی قدرتمند می تواند مغزهای بی دفاع را تحت تاثیر قرار دهد – مخاطبان با وسایل ارتباطی در رابطه هستند – این نظریه تکرار و انتشار پیام را عامل اصلی تاثیر در رفتار مخاطب می داند (نمایشنامه جنگ جهانی توسط ارسون ولز با همکاری گروه تآتر مرکوری) – این نظریه بیشتر در جوامع توتالیتر (خودکامه) که امکان بازخورد از طرف گیرنده به دلیل جو سیاسی حاکم وجود ندارد، می باشد – این نظریه مورد استفاده هیتلر و گوبلز قرار گرفت (دشمنی) – عوامل موثر در این اثر گذاری عمیق عبارتند از : 1- سرعت گسترش رادیو و دربرگیری آن و پس از آن تلویزیون 2- ضرورت ترغیب مردم و جلب نظر آنان در زمینه تبلیغات تجارتی یا مبارزات انتخاباتی 3- مطالعات دهه 1930 که روی تاثیر تصاویر متحرک بر روی کودکان متمرکز شده بود – تک قطبی کردن رسانه توسط هیتلر در طی جنگ جهانی دوم (غریزه دشمنی)
24- فردیناندتونیس : آلمانی – نظریه ای با منشاء جامعه شناسی – تفکیک دو نوع جامعه : 1- اجتماع یا جامعه معنوی (گمن شافت) 2- جامعه صوری (گزل شافت) – گمن شافت : نوعی همبستگی عمیق، احساسی، طبیعی و ارگانیک مسلط است – گزل شافت : نظم قانونی، تقسیم کار، مالکیت و تضاد در اعضای گروه حاکم است – به اعتقاد تونیس : مطبوعات یک رکن تشکیل دهنده افکار عمومی مثبت است – کتاب ها: 1- اجتماع و جامعه 2- رسم اجتماعی 3- مطالعه و انتقادات جامعه شناسی 4- مقدمه ای بر جامعه شناسی – تونیس می گوید : مطبوعات می توانند جامعه ای جهانی نظیر بازار جهانی بوجود آورند – افکار عمومی (مثل ارتش و بورکراسی) رابطه ای بوجود می آورد و آن نقش فراملی آنهاست – جامعه معنوی و جامعه صوری
25- ماکس وبر: مطبوعات : نقش های جدیدی در توازن قدرت، وضع اقتصادی و وضعیت حرفه ای پیدا کرده اند – جامعه را به سنتی (بدون تعقل) و عقلایی (بر اساس ویژگی مطبوعات و جامعه مدنی) تقسیم کرده است – سه نوع اقتدار : 1-سنتی : بر اساس مشروعیت نظامی (فرمانبری) 2- پیشوایی یا کاریزماتیک : به خصوصیات ویژه پیشواست (فرمان پذیری) 3- قانونی : مشروعیت نظام قانونی (شهروندی نه رعیتی) – خصوصیات مطبوعات شامل : 1- عامل جدیدی در قدرت اجتماعی 2- نقش تازه در سرمایه گذاری و گردش ثروت 3- از بین بردن هویت و نام و نشان و تبدیل به موسسات اقتصادی ، اداره ارگانیک را بوجود می آورند – کتابها : 1- اقتصاد جامعه 2- مجموعه مقالات جامعه شناسی معرفت 3- مجموعه مقالات جامعه شناسی مذهب 4- اصول اخلاقی پروتستان در سرمایه داری 5- تئوری سازمانهای اقتصادی و اجتماعی
26- هارولد لاسول : آمریکایی - لئوناردو داوینچی علوم رفتاری است – علاوه بر تجربه گرایی از تحلیل محتوا نیز استفاده می کرده – لاسول تحلیل محتوا را تحلیل فضا هم نامیده است – 5 عنصر چه کسی، چه چیزی، از چه مجرایی، و به چه کسی، و با چه تاثیری را می گوید – سه نفش پیام برای وسایل ارتباط جمعی قائل است : 1- نظارت بر محیط 2- ایجاد و توسعه همبستگی های اجتماعی افراد (نقش راهنمایی) 3- انتقال میراث فرهنگی (نقش آموزشی) – او می گوید: نقش دو کارکردهای اجتماعی وسایل ارتباط جمعی در کشورهای آزادی گرا شامل : انتقال میراث فرهنگی است – تاکید بر عنصر پیام در پنج عنصر لاسول مشهود است – مطالعه در آثار اجتماعی ارتباطات – برای ایفای نقش سیاسی گروه افکار عمومی را از هم جدا می کند: کسانی که افکار عمومی را می سازند و کسانی که تحت تاثیر آن هستند – گروه های هیجان آفرین و گروهای سازمان دهنده را از فروید گرفته است – دو نوع ساخت تشکیل دهنده ارتباطات : 1- زیر ساخت ها یا ابزار تکنولوژیک ارتباطات 2- رو ساخت ها یا عناصر غیر تکنولوژیک مثل : سازمان ها ، مقررات اندیشه ها که ضمن تاثیرپذیری از هم به روی هم اثر هم می گذارند را مطرح می کند
27- چارلز رایت : نقش سرگرمی را به 3 نقش لاسول اضافه می کند.
28- پل لازاسفلد : جامعه شناس اتریشی – مطالعه تجربی ارتباطات – تحلیل محتوای نقش رادیو – تاثیر پیام های ارتباطی بر روی جوامع (رادیو) – کارکرد گرایی و تجربه گرایی – تحقیقاتش را بر مبنای طرح الگوی دو مرحله ای بودن ارتباطات شکل می گیرد. که این طرح را ابتدا لاسول بیان می کند- اما در واقع این نظریه مربوط به الیهو کاتز است – نتیجه تحقیقات لازاسفلد و برلسون در مورد پیام : 1- پیام به صورت یکنواخت اثر نمی کند 2- برخورد توده مخاطبان با پیام بر اساس ساخت های قبلی است (موضع گیری) 3- پیام رسانه ها از طریق واسطه ها به مخاطبان می رسد – رهبران فکری – گروه های مرجع – افراد گروه های موثر از رسانه ها – رهبران افکار شامل : 1- گروه نخستین : مثل خانواده، همسایگان 1- گروه مطلع : گروه های مطبع اجتماعی که می توانند اثرگذار باشند – انتقال پیام توسط جریان دومرحله ایی (رهبران فکری) – لازاسفلد و کاتز : محتوای برنامه های تخیلی مورد علاقه مردم به احتیاجات گروهی پاسخ می دهد که فرهنگ جزیی را در جامعه تشکیل می دهد و منزلت کلی دارد. – تغییرات اجتماعی و تحقیقات میدانی – لازاسفلد و مرتن : وسایل ارتباط جمعی دارای نقش وظیفه اخلاقی است که بعضی از این وظایف نامطلوب جنبه ی تخدیرکنندگی دارد - لازاسفلد و الیهو کاتز: جریان دومرحله ای ارتباطات که کتاب نفوذ شخصی حاصل مشترک این دو نظریه پرداز می باشد – رسانه ها بسیار کمتر از شبکه روابط میان فردی موثر است – لازاسفلد اثار اجتماعی وسایل ارتباط جمعی را به کوتاه مدت و بلندمدت تقسیم می کند.
29- سی رایت میلز : منتقد نظریه لازاسلفد می گوید : گستره وسیع علوم موجود چیزی نیست که بتوان آن را با واژه تجربه بوسیله داده های آماری در مورد افراد امروزی تشخیص داد
30- ژان کلوتیه : صاحب نظر کانادایی – کتاب : ارتباطات سمعی، بصری و خطی - دوران ارتباطات اجتماعی شامل : 1- ارتباطات شخصی (رو در رو) مستقیم 2- ارتباط نخبگان (مذهبی تکیه بر وعظ و خطابه) 3- ارتباط جمعی (توده ای) خبری شدن روزنامه ها، رادیو و تلویزیون – ارتباط فردی ، گسترش انواع رسانه های فردگرا – عصر ارتباطات (شخصی – نخبگان – جمعی- فردی)
31- نظریه های مطالعات فرهنگی : عامل فرهنگ موثرتر از عامل اقتصاد است – به طبقه گرایش دارد – به جهان بینی نظر دارد – مدافعان این نظریه : پولانزاس – ریموند ویلیامز – استوات هال – جیمز کار – میلی باند – دالاس اسمیت – آنتونی گرامشی – لویی آلتوسر می باشند.
32- آنتونی گرامشی : ایتالیایی – مکتب ساختارگرا – هژمونی و برتری جویی فرهنگی عامل تسط فرهنگی دولتهاست – هژمونی به صورت اعملا قدرت معنوی تکیه بر اخلاق و اندیشه و آنرا از آن چه سلطه می خواند و متکی بر قدرت فیزیکی است جدا می کند – نهادی مهم جامعه مدنی شامل : مدرسه، کلیسا، خانواده و احزاب و وسایل ارتباطی است که عوامل اصلی حفظ و بازآفرینی فرهنگ هستند – بدون نفوذ در این نهادها تحکیم قدرت سیاسی ممکن نیست – کتابش: دولت و جامعه مدنی
33- لویی التوسر : فرانسوی – مکتب ساختارگرا – مقاله ش: ایدئولوژی و دستگاه های ایدئولوژیک است – دستگاه های ایدئولوژیک همان : نهادهای خانواده و مدرسه و ارتباطات جمعی است – نقش اصلی این نهادها را بازآفرینی نیروی انسانی مورد نیاز جوامع سرمایه داری و بارآفرینی و تحکیم ایدئولوژی حاکم برای جوامع معرفی می کند – وسایل ارتباط جمعی جدید جزء ابزارهای اساسی قدرت حاکم است.
34- رالف میلی باند : انگلستان – کتابش : دولت در جامعه سرمایه داری – فرآیند مشروعیت دهی سیاسی
35- رایمون ویلیامز : با انتشار کتابهایی در زمینه فرهنگ و ارتباطات می گوید : چیزی به نام توده وجود ندارد آن چه وجود دارد فقط رای های مشاهده مردم بعنوان توده است – نقش خاصی روبناهای اجتماعی مخصوصا وسایل ارتباط جمعی را در حفظ و ثبات نظام سرمایه داری غربی مورد تاکید قرار می دهد.
36- استوارت هال : با مطالعات جدید انتقادی درباره فرهنگ ارتباط ، دیدگاه مشابه ویلیامز دارد – گونه های مرکزگشایی گفتمان تلویزیونی (شامل : هژموتیک – توافقی و متصاد) را بررسی می کند.
37- دالاس اسمیت : همکار قدیمی ویلبرشرام اما با دیدگاه متضاد – اصطلاح "کالای مخاطب" برای دالاس اسمیت است – نقش وسایل ارتباط جمعی جوامع سرمایه داری را در سلطه جویی سیاسی تجزیه و تحلیل کرده است – مدل ارتباط انسانی 1988 را بررسی می کند – انواع ارتباط شامل : 1- ادارکی = وابسته به تعریفی است که از کلمات و جمله ها داریم، عمومی و قابل فهم و بیشتر حامل پیام های منطقی است2- عاطفی = ورای زبان است.
38- هربرت الچول : کتاب : عوامل قدرت 1984 – مطبوعات مستقل نمی توانند وجود داشته باشند زیرا در کنترل اوضاع سیاسی قرار دارند و عوامل اقتصادی و اجتماعی آنها را کنترل می کند – اکثر نظریه های دولت، مطبوعات در مقیاس : 1- اقتدارگرایی 2- آزادی گرایی هستند – سه مدل رسانه ای دارد شامل : 1- مدلی که در رابطه با جهان اول وجود دارد (لیبرال، سرمایه داری) = بازار 2- مدلی که در جریان جهان دوم وجود دارد (شوروی و نظام سوسیالیست، مارکسیست) 3- مدلی که در جهان سوم وجود دارد (در حال توسعه) – تقسیم جنبش های رسانه ای شامل : 1-بازار2-اشتراکی3-در حال پیشرفت – یک تقسیم بندی مطلق نیست و به درک چگونگی عملکرد رسانه ها کمک می کند – در مدلهای اشتراکی و در حال پیشرفت مطبوعات نقش سیاسی مشخصی دارند – در کشورهای بازار مطبوعات بالاتر از سیاست قرار دارند – قوانین هفت گانه ژورنالیسم الچول : 1- در همه نظام های مطبوعاتی، رسانه های خبری عوامل کسانی هستند که قدرت سیاسی و اقتصادی دارند 2- محتوای رسانه های خبری غالبا منافع کسانی را منعکس می کنند که هزینه هایشان را تامین می کنند 3- همه نظام های رسانه ای بر این ادعا هستند که به آزادی بیان پایبندند هر چند آزادی را به شیوه های مختلف تعریف می کنند 4- همه رسانه ها مدعی هستند که اصل مسئولیت اجتماعی را رعایت می کنند 5- در هر یک از سه مدل (اشتراکی، بازار و در حال توسعه) مدل های دیگر را "منحرف" می خوانند 6- دانشکده های ژورنالیسم، ایدئولوژیها و نظام های ارزشی جامعه ای را که در آن فعالیت می کنند به دیگران منتقل می کنند که این دانشکده ها به صاحبان قدرت در جهت حفظ کنترل آنها بر رسانه ها کمک می کنند 7- عملکرد رسانه ها غالبا با تئوریهایی که بر اساس آن فعالیت می کنند متفاوت است.
39- نظریه شکاف آگاهی : توسط تیکهونور – دونوهو – اولین مطرح شد – این سه نظریه پرداز مقاله ای با عنوان "جریان رسانه های جمعی و رشد تفکیکی در آگاهی دارند- وقوع شکاف آگاهی را در علائق عمومی، مسائل عمومی و اخبار علمی می دانند- شکاف نفوذ را مطرح می کنند – شکاف نفوذ در افراد تحصیلکرده بخاطر اطلاعات بیشتری که دارند بیشتر می توانند در جامعه نفوذ داشته باشد و عقاد دیگران را نیز می دانند – رسانه ها فاصله اطلاعاتی بین طبقات مختلف مردم را بیشتر می کند – شیوه ارتباطات مردم با رسانه ها با هم متفاوت است – میزان دسترسی و نحوه استفاده از اطلاعات مردم با هم فرق می کند که باعث شکاف می شود - شکاف آگاهی و فن آوری های جدید را مطرح می کند- این فن آوری های جدید هنگامی بین افراد تحصیلکرده بیشتر می شود که دسترسی بیشتر به آن دارند و باعث فقر اطلاعاتی در جامعه می گردد – در این نظریه مردم جامعه به دو گروه تقسیم می شوند : 1-گروه اول: اعضاء تحصیل کرده هستند که اطلاعات زیادی دارند و در مورد همه چیز اظهار نظر می کنند 2- گروه دوم : دانش و سواد کمتری دارند و آگاهی آنها در مورد مسائل پیرامونشان اندک است – آقایان تیکهونور ، دونوهو و اولین در تایید نظریه شکاف آگاهی 5 دلیل عمده ارائه کردند: 1- افراد گروه اول مهارتهای ارتباطی بهتری دارند، سطح سوادشان بیشتر است، قدرت خواندن و درک مطالب آنها بهتر است، اطلاعات کسب شده را به راحتی به خاطر می سپارند 2- گروه دوم توانایی نگهداری اطلاعات را به راحتی دارند و به درستی از آن استفاده می کنند 3- گروه اول به لحاظ موقعیت اجتماعی ارتباط بیشتری با هم نوعان خود دارند 4- گروه اول به لحاظ نوع زندگی در معرض دستیابی به رسانه ها، پذیرش و نگهداری و کاربری آنها را می دانند، مکانیسم های مواجهی، گزینشی، پذیرش و حفظ در دو گروه متفاوت است. در افراد پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالا-پایین متفاوت است 5- ماهیت نظام رسانه ای این است که بیشتر برای افراد باسطح تحصیلات بالاتر و دارای پایگاه اجتماعی بهتر، طرح ریزی می شود. نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط : (بخش دوم) چکیده کلیدوار بخش دوم سه کتاب نظریه های : دکتر دهقان - پرویز اجلالی و هرمز مهرداد تقدیم حضور علاقمندان رشته ارتباطات می گردد. دسترسی به بخش اول! و دسترسی به بخش سوم! و بخش پایانی
۴۰- مارشال مک لوهان: کانادایی – نظریه تحول تاریخی ارتباطات – مکتب تورنتو – پیامبر و نیوتون عصر جدید نام گرفته – علاقمند به ادبیات عصر الیزابت – معروف به پیشگوی فرزانه – مشهورترین آثارش: 1-کهکشان گوتنبرگ 2- شناخت وسایل ارتباطی 3- جنبش های دهه 1990 4- جنگ و صلح در دهکده جهانی 5- پیام و ماساژ 6- جنگ الکترونیک 7- برای درک رسانه – دنباله رو عقاید مارکس است – دیالتیک تاریخی را مطرح می کند که زندگی انسان ها در آغاز برابر بوده عده ای سوءاستفاده کردند و نابرابری ایجاد شد و تنازع طبقاتی پدید آمده است- اوایل دهه 1960 نظریه تحول تاریخی را بر مبنای ارتباطات مطرح می کند – ارتباطات رو در رو برقرار و مبنای حواس انسانی بوده است – وسیله همان پیام است – صورت بر محتوا رجحان و برتری دارد – شیوه های نشر هر فرهنگ بر محتوای آن اثر دارد - وسایل ارتباطی امتداد حواس انسان است – عصرهای ارتباطی مک لوهان عبارتند از : 1- عصر کهکشان شفاهی یا تمدن باستانی: بیان و دریافت سمعی 2- عصر بصری یا کهکشان گوتنبرگ : حس بینایی، چاپ 3- عصر کهکشان مارکونی یا تمدن الکترونیک : شنوایی، تنوع اصالت بشر – دهکده جهانی (عصر سوم) و رسانه های در این عصر دو گروه هستند : گرم = تک حسی مثل رادیو، سرد= همه حسی مثل تلویزیون - رسانه های گرم: شامل ابزارهایی هستند ه قادرند مفهوم مورد نظر را به کمک ذهن و تخیل مخاطب کامل کنن (عکس، رادیو، سینما، کتاب، سخنرانی، الفبای صوتی، فیلم و تک حسی) رسانه های سرد : نمی توانند چنین امکانی را برای مخاطب فراهم کنند. چون همه چیز را به ببینده نشان می دهد و جای فعالیت چندانی برای او نمی گذارد. (خاط تصویری، تلفن، تلویزیون، سینما، گفتار و همه حسی) – وسایل سرد نیاز به مشارکت دارند. – مک لوهان می گوید : اگر ارشمیدوس نقطه اتکایی می خواست تا جهان را جابجا کند، من رسان های را می خواهم تا جوامع را دگرگون کند – فنآروی = کمدی الهی است از دید مک لوها – دوچهره مکتب فرانفکورت : مک لوهان و وانیتس هستند – نظرات این دو دانشمند را به دلیل توجه زیاد به وسایل ارتباط جمع جبر تکنولوژی می گویند – منتقدان مک لوهان : ژان کازنو ، حمید مولانا، چارلز استاینبرگ – انتقادهای وارده : 1- تحولات تاریخی و پیدایش رسانه جدید باعث از بین رفتن رسانه های قدیمی نمی شود 2- پیدایش جامعه آرمانی یا دهکده جهانی مک لوهان در وضعیتی است که ماهیتا با نظام قبیله ای نخست متفاوت است 3- مک لوهان جوامع کم سواد را جامعه سرد و جوامع اروپایی را گرم می نامد.
نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط : (بخش اول)
۱- پائولوفریره : دانشمند برزیلی – نظریه فراگرد ارتباطی مشارکتی – الگوی محاوره و بصیرت – کتاب آموزش ستمدیدگان شامل: گفت و شنود آزاد، مشارکت در کوشش های رهایی دهند، اعتقاد به توانایی افراد برای فراگیری در راس آنها – نقش آموزش ارتباطات – آموزش مخزنی شامل : محاوره، طرد تفاوت در فرستنده و گیرنده، اعتقاده به توانایی و خلاقیت فرد، مشارکت در کوشش هایی رهایی بخش ارتباطی – و همچنین وی برای رسانه ها نقش هوشیار سازی را مطرح می کند.
2- گوستاولوبون : جامعه شناس فرانسوی – نظریه روانشناسی اجتماعی – انبوه خلق – وی می گوید: مطبوعات از ارکان پیدایش متغییر انبوه خلق است. کتابهایش: جماعت یا انبوه خلق ، روانشناسی سوسیالیسم ، روانشناسی جماعت ،روانشناسی انقلاب – تودها های مردم را به همگن و ناهمگن تقسیم کرده است. – انبوه خلق شامل : قراردای = مربوط به شخصیت سیاسی یا گروه های ورزشی و هنری اجتماعی، اتفاقی = زلزله، تصادف – نمایشی (رقص گرا) = چهارشنبه سوری، دستجات مذهبی، فعال = تیم ورزشی – تقسیم بندی انبوه خلق شامل : روانگرا (روان انبوه) ، متشکل (سازمان یافته)
1- هربرت بلومر : دو عامل را در تشکیل انبوه خلق موثر می داند : 1- تجمع افراد 2- مجاورت آنها با یکدیگر 2- مکتب فرانکفورت : نظریه سلطه در کنار رهایی – اولین مطالعات و تحقیقات انتقادی درباره وسایل جدید ارتباطی در نیمه اول قرن بیستم.
3- سزهاملینگ : هلندی – منتقد مکتب فرانکفورت – ارتباطات را به دو دسته تقسیم می کند : 1- سرکوب کننده : در خدمت صاحبان سرمایه 2- آزاد کننده : در خدمت جامعه – به جامعه اطلاعاتی هم انتقاد دارد و معتقد است به جای جامعه اطلاعاتی باید جامعه ارتباطی را به کار برد.
4- هربرت مارکوزه : نظریه انسان تک ساحتی - شبکه های الکترونیکی جهان در رابطه با جریان اطلاعات و تمامیت فرهنگی سوال برانگیز است – فرهنگ بسته بندی شده رسانه ها – رسانه ها در پی تقویت خواسته های کازبند.
5- فردیناندو سوسور : با همکاری کلودلوی اشتروس مردم شناس معاصر به نظریه مکتب ساختارگرا دست یافتند – پدر نخستین زبانشناسی نوین – تحلیل گفتمان
6- تئودور آدورنو : وسایل ارتباط جمعی باید با نفوذ در فرهنگ جامعه و از طریق جنگ موضعی به تدریج زمینه ی بدست گرفتن قدرت را فراهم کند – تاکید بر نقش های اجتماعی منفی وسایل ارتباط جمعی – صنعت فرهنگ و آثار منفی – فرهنگ توده و صنایع فرهنگی – نگران فرهنگ توده ای : دروغ بودن فرهنگ ، از تاثیرات سرکوبگر و بی حس کننده 3- موجب درهم ریختگی شعور انسان 4- رسانه ها دیگر تسلط به نظر نمی رسند.
7- ماکس هورکهایمر : منتقد مکتب فرانکفورت – فرهنگ توده و صنایع فرهنگی - وسایل ارتباط جمعی و یکی از نظریه پردازن – محقق معاصر در نظریه های مکتب فرانکفورت در مورد بررسی ریشه های مطالعات انتقادی در زمینه ارتباطات جمعی – سه زوال فردیت : 1- یکپارچه شدن آگاهی انسان بوسیله ارتباطات هدایت شده 2- ناچیز شمردن خصلت و کیفیت فرد در تحول اشکال تولید 3- دگرگونی در ساختمان روانی انسان به دلیل اجتماعی شدن یکپارچه انسان ها .
8- نیکولاس پولانزاس : تاکید بر مفهوم اطمینان کنش ارتباطی – نظریه مطالعات فرهنگی – منتقد آلتوسر که این دو اقتصادی را آلتوسر در نظر نگرفته است : 1- نادیده گرفتن دستگاه های ایدئولوژیک دولت 2- عدم بررسی عمیق موضوع
9- ادگارمورن : نظریه زمان زدگی – به مساله صنایع فرهنگی و فرهنگ توده شکل تازه می بخشد –جامع ترین اثر انتقادی در مورد صنایع فرهنگی و فرهنگ توده در کشورهای غربی - فرهنگ سطحی و مبتذل در سطح انبوده است – خاصیت را از بین می برد – به جای نویسنده در مطبوعات و رسانه های جدید نویسا بوجود می آید- ستاره پرستی و شخصیت سازی و همین طور تولیدات فرهنگی سطحی افراد را در ارضای نیازهای خود بویژه نیاز همانند جویی و فرافکنی پاسخ می دهد – فرهنگ جوامع را فرهنگ موزاییکی توصیف می کند – فرهنگی که خودی نیست بلکه برگرفته از فرهنگ های دیگر است.
10- زیگونت بامان : برای تبدیل فرهنگ توده صرفا احداث یک ایستگاه تلویزیونی کافی نیست بلکه شرایط و موقعیت های خاص زندگی ابتدا باید یکسان شود تا ترکیبات و شرایط صحیح برای پذیرش پیام ارتباط جمعی فراهم شود.
11- یورگن هابرماس : آلمانی و پیشگام مکتب فرانکفورت – عقل ارتباطی و حوزه عمومی – کنش استراتژیک و کنس ارتباطی یا عمل تفاهمی – گستره، حوزه عمومی – و نابودی گستره همگانی و عمومی را مطرح می کند – کتابهایش : فضای عمومی در مورد نقش مثبت مطبوعات و افکار عمومی را در دوران دموکراتیک غربی تجزیه و تحلیل کرده است و در این کتاب گفته که تحت تاثیر استیلای سرمایه داری قرار می گیرد و به مشروعیت نظام حاکم می پردازد و ادامه این بحث را در کتاب : فرد و مشروعیت باز می کند – به هگل قرن 20 معروف است – آخرین جانشین مکتب فرانکفورت است – مهمترین حرف هابرماس : تسلط سرمایه داری بر مطبوعات گستره همگانی توسط مطبوعات مسموم شد – در زندگی اجتماعی پیشین تحت سیطره روحانیت، کلیسا و دادگاه های تفتیش عقاید، باورها و رفتارهای مربوط به آداب و روابط فئودالی مورد بزرگداشت قرار می گرفت اما ثروت رو به افزایش صاحبان سرمایه به مرور این برتری را تحلیل می برد – پارادوکس فئودالی سازی دوباره معتقد بود – کاهش خودمختاری گستره همگانی – هابرماس به خط مشی ادوارد برنیز پدر روابط عمومی آمریکای نوین در مدیریت افکار عمومی حساسیت نشان داد – آخرین بحث هابرماس : کنش ارتباطی و کنش استراتژیک است – او اعتقاد دارد: آرمان های عصر روشنگری چون آزادی، بر آفت سرمایه داری مبتلا گشته و راه خروج از آن در عقلانیت ارتباطی عمومی و ایجاد گفتمان و تفاهم ارتباطی است که می تواند به شکل گیری جامعه انسانی و ارمانی کمک کند - عمل ارتباطی (شفاهی) – حوزه عملی بین جامعه مدنی و دولت – فئودالی سازی دوباره ارتباطات – مدیریت اطلاعات (پذیرش پیام و دستکاری افکار عمومی) – حوزه عمومی بورژووازی (چیزی بیش از آگاهی کاذب نیست) – فضای عمومی – عمل ارتباطی شفاهی بر اساس مشترک در حوزه فرهنگ
12- جرمی تافستال – تاپیوواریس – آرماند ماتلار – کارل نوردنترنگ = نظریه های اقتصادی سیاسی مربوط به این افراد می باشد.
13- گابریل تارد : نظریه قوانین تقلید – همگان ها و قوانین تقلید – نظریه همگان ناشی از مطبوعات است – کلام بالدار روزنامه ها از مرزهایی می گذرد که در گذشته صدای مشهورترین سخنواران از آن نمی گذشت – افکار عمومی حاصل نهایی فعالیت عامه را گویند – وفاق عمومی اگر به شدت تعمیم و گشترس یابد به وفاق عمومی تبدیل می شود – همگان از طریق مطالعات روزنامه های واحد بوجود می آید
14- راجرز : نظریه نشر نوآوری یا چندمرحله ای
15- آلبرت باندورا : نظریه یادگیری اجتماعی
16- جرج زیمل : نظریه شبکه های ارتباطی – پدر علم روانشناسی اجتماعی
17- جان دیویی : مکتب اصالت عمل – نخستین فیلسوف علم ارتباطی
18- رابرت پارک: نظریه جامعه شناسی شیکاگو – نخستین نظریه پرداز ارتباط جمعی
19- جان دیویی و رابرت پارک : این دو نظریه پرداز می گویند : دنیا را با رسانه ها می توان تغییر داد.
20- بورشتاین : مفهوم شبه رویداد را مطرح می کند.
نظریه ساخت اجتماعی واقعیت :Social Fact
واژه Fact در لغت بهمعنی واقعیت، حقیقت، امر واقع و مسلم میباشد و Social نیز از ریشه Socialize و بهمعنی اجتماعی است. در اصطلاح واقعیت یا امر اجتماعی هر آن چیزی است که مسلم و قطعی شمرده میشود. یک امر اجتماعی شامل هر وضع، رابطه، رویداد یا هر واقعیتی خواهد بود که بههر صورت جنبهای از حیات اجتماعی را متجلی میسازد. امور اجتماعی پدیدههای واقعی هستند. واقعیت، کیفیتی مرتبط با پدیدههایی است که آنها را دارای وجودی مستقل از خواست و اراده خود میدانیم و نمیتوانیم آنها را کنار بگذاریم. واقعیت امری نسبی است؛ به این معنا که انسانها در جوامع مختلف واقعیتهای کاملاً متفاوتی را مسلّم فرض میکنند.
نظریه وابستگی مخاطبان :dependent audience
مخاطب در این نظریه منفعل
است،چون معتقد به یک رابطه سه گانه بین رسانه ، جامعه و مخاطب است.مخاطب عصر حاضر
به خاطر وجود دو نیاز به رسانه وابسته است :
1- نیاز به بهداشت اطلاعات (اطلاع از تحولات جامعه نوین و مدرن شهری )
2- نیاز به ندانستن و گریز از واقعیت (برنامه های طنز در اوقات فراغت)
مروری بر پنج اسطوره هربرت شیلر در دنیای رسانه ها
هربرت شیلر آمریكایی یكی از نظریه پردازان وسایل
ارتباط جمعی در آمریكا است
كه نگاهی منفی راجع به وسایل ارتباط جمعی دارد و میگوید آن چه كه در مورد نقش
مثبت وسایل ارتباط جمعی گفته میشود واقعی نیست اومعتقد است نقش این وسایل
آن طوری كه باید مطلوب باشد نیست بلكه نقشی مخرب و منفی بر روی انسان دارند
و در مورد این ابزار اسطورهسازی صورت گرفته كه او تلاش کرده این اسطورهها را
بشكند.
هارولد آدامز اینیس (1894-1952) مورخ اقتصادی اهل کانادا و نظریه پرداز حوزه ارتباطات است که تحقیقاتی متمرکز بر نقش رسانه ها در فرآیندهای ارتباطات دارد. تحقیقات او، بر پایه روش تاریخی (تاریخچه رسانه ها) و مربوط به سرتاسر جهان و با محوریت نقش ارتباطات در توسعه اجتماعی ، سیاسی ، و فرهنگی انجام شده است.
رويكرد "كاربردها و خشنودسازي" يا "استفاده و رضامندي"، يكي از مشهورترين نظريات ارتباط جمعي است. در این رويكرد که به مخاطبان رسانهها پرداخته ميشود، تأكيد ميشود كه انگيزۀ مخاطبان در مصرف محصولات رسانهاي، رضامندي و ارضای برخي از نيازهاي تجربهشده آنان است؛ مصرف نیز به سمت و سوي اين رضامندي جهتگيري شده است.
اين رويكرد ريشه در پژوهشهاي سالهاي 1940م در ايالات متحده آمريكا دارد. در این پژوهشها به بررسي مسئله رضامنديای كه مخاطبان سريالهاي احساسي به دنبال آن بودند و كسب ميكردند، پرداخته شده بود.
رويكرد استفاده و خشنودي اولين بار در مقالهاي از «اليهو كاتز» توصيف شد. در آن مقاله، كاتز به اين ادعاي «برنارد برلسون» كه حوزه پژوهش ارتباطات به نظر مرده ميآيد، پاسخ داد و استدلال كرد كه حوزهاي كه مُشرف به موت است مطالعه ارتباط جمعي تحت عنوان متقاعدسازي است.
از جمله مطالعات اوليهاي كه به خشنوديهايي كه رسانههاي جمعي براي مخاطبان فراهم ميكنند، میپردازد، به مطالعات «لازارسفلد» و «استنتون» و «رايلي» ميتوان اشاره كرد.
«بلاملر» و «مككوايل» نيز در سال 1969م در مطالعهاي راجع به انتخابات سال 1964 انگلستان، از اين رويكرد به عنوان راهبرد كلي پژوهش استفاده كردند.
نظریة شکاف آگاهی بر این عقیده استوار است که رسانه ها فاصلة اطلاعاتی بین طبقات مختلف مردم را روز به روز بیشتر می سازند. چرا که شیوة ارتباطات آنان با رسانه ها متفاوت است و چگونگی برخورداری آنان با میزان دسترسی به رسانه ها و نحوة استفاده از اطلاعات نیز یکی از عوامل وجود این شکاف محسوب می شود.
ویلیام دیل و تیموتی بیل − ریموند ویلیامز (۱۹۲۱ - ۱۹۸۸) نظریهپردازِ ادبی و رمانشناس و مارکسیستِ برجستهی انگلستانی بود، و یکی از بنیانگذارانِ مطالعاتِ فرهنگی (cultural studies). او در ولز (جنوبِ غربیِ جزیرهی بریتانیا) به دنیا آمد و در خانوادهای متعلق به طبقهی کارگر پرورش یافت (مادرش خانهدار بود و پدرش دیدبانِ راهآهن). ریموند ویلیامز در ۱۹۳۹ با کمکهزینهی دانشگاهیْ وارد دانشگاهِ کمبریج شد، آنجا ادبیات خواند و عضو کلوبِ سوسیالیستهای دانشگاهِ کمبریج شد. در ۱۹۴۲ با فراخواندهشدن به خدمتِ نظامْ تحصیلاتاش ناتمام ماند و در جنگ جهانی دوم بهعنوان فرماندهی تانک خدمت کرد. بعد از جنگ، به دانشگاهِ کمبریج بازگشت و تحصیلاتاش را به پایان رساند.
نظریه جان تامپسون : رسانه ومدرنیته
رونق تعامل رسانه اي
بيشترين اشکال تعامل اجتماعي در تاريخ بشر به صورت رودررو بوده است .
افراد از طريق گرد همائي و تبادل اشکال نمادين در محدوده يک مکان فيزيکي مشترک، با هم تعامل داشته اند. سنت ها پيش از هر چيز خصلتي شفاهي داشته و بقايشان به فراگرد مداوم نوسازي از طريق داستانگوئي و فعاليت ها ي مربوط به آن، در بافت هاي تعاملي رودررو وابسته بوده و دستيابي جغرافيائي نيز به نسبت محدود بوده است.
تحول رسانه هاي ارتباطي، اشکال جديد عمل و تعامل و نيز انواع جديد روابط اجتماعي را به وجود مي آورد. با تحول رسانه هاي ارتباطي، تعامل اجتماعي از مکان فيزيکي جدا شده، آنچنانکه افراد با وجود آنکه در يک محيط مشترک زماني- مکاني سهيم نيستند، مي توانند با يکديگر تعامل داشته باشند.
نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط : (بخش ششم)
۱۰۱- لیمپن : بحث افکار عمومی را مطرح می کند – تصاویر اذهان ما
نظریه های کاربردی علوم ارتباطات در چند خط : (بخش پنجم)
۸۱- مک نلی : مدل میانجی ارتباطی را در سال 1959 مطرح می کند – مهمترین عمل دروازه بانی خبر بویژه در مورد اخبار بین المللی پیش از آنکه به روزنامه برسد، اتفاق می افتد – دروازه بانان فقط خبر را رد نمی کنند، بلکه میانجی های شکل و ذات خبر را تغییر می دهند – دروازه بانان فقط رسانه نیستند بلکه گیرندگان ابتدایی خبر هم هستند – بازخورد کمتر اتفاق می افتد و اغلب با تاخیر انجام می شود.
منبع: / خبرگزاری / آریا