نظریه پردازان معمولاً سه عامل اساسی را به طرق مختلف به یکدیگر ارتباط می دهند :تکنولوژی ارتباطات ، شکل و محتوای رسانه ها و تغییرات اجتماعی (ساختار اجتاعی ،ترتیبات نهادی ، توزیع نظریات، عقاید ، ارزشها و رفتارها).

خلاصه ای از دیدگاههای اساسی که به نحوی این سه عامل را به یکدیگر مربوط ساخته اند ذکر می شوند :

1-نظریات رابطه متقابل :

             تحت این عنوان توصیف های متعددی از رسانه ها انجام گرفته که همگی انها رابطه رسانه ها را با تغییرات اجتماعی در تعامل و متکی بر یکدیگر در نظر می گیرند وی هیچ یک از آنها به تاثیر عمده و مشخصی اشاره نمی کنند . منابع مالی و  زمان مورد نیاز برای رشد رسانه ها ، اختراعات و ابداعاتی که رسانه ها بر آنها استوارند و فضای اجتماعی –فرهنگی که رسانه ها آزادند که در آن فعالیت کنند همگی از جامعه ریشه می گیرند . رسانه های همگانی متقابلاً به تغییرات دامن می زنند و تقاضا را برای خدمات خود در جامعه سرعت می بخشند و به ایجاد فضای آزاد فرهنگی و سیاسی که رسانه ها باید به وجه مطلوب تری در چارچوب آن فعالیت نمایند کمک می رسانند و در مسیر حرکت خود به انتشار اندیشه های جدید و نوآوری ها می پردازند . گابریل تارد جامعه شناس فرانسوی در اواخر قرن هجدهم معتقد بود که «اثرات در هم آمیخته و مداومی این دو عام را به یکدیگر مربوط می سازند (منظور ساختار اجتماعی و تکنولوژی است)بدین معنی که توسعه تکنولوژی ظهور مطبوعات را ممکن ساخت ،روزنامه ها نیز به نوبه خود به تشکیل همگان های گسترده تر کمک کردند. این همگان ها نیز با وسعت بخشیدن به وفاداری های اعضاء خویش به ایجاد شبکه گسترده ای از گروههای همجوار و بی ثبات کمک نمودند.بر اساس این دسته از نظریات ، این دو تاثیر چنان در هم آمیخته اند که هیچ کدام از رسانه ها و یا جامعه را نمی توان بدون در نظر گرفتن دیگری تصور کرد و هر یک از این دو شرط لازم برای حضور دیگری محسوب می شود ولی شرط کافی محسوب نمی شود .

2- نظریات «ایده آلیستی»:

           واژه ایده آلیستی دارای مفاهیم گوناگون است و به صورت های مختلف به کار برده شده است . استفاده از این واژه توسط بعضی نظریه پردازان تا اندازه ای گمراه کننده است . در اینجا این واژه به معنی این فرضیه است که رسانه ها (یا بطور کلی فرهنگ)نخستین عوامل شل دهنده جامعه و در عین حال آئینه ای برای انعکاس آن می باشند . مشکل اساسی در استفاده از این واژه ، ناشی از تفاوتی است که بعضی ها بین تکنولوژی  و  محتوا  از  یک طرف و بعضی نظریات ، از طرف دیگر می گذارند که تاکید راصرفاً بر جنبه های مختلف تکنولوژی قرار می دهند . بطور کلی تحت این عنوان با توجه به فرضیه فوق الذکر پنج دیدگاه مختلف قرار می گیرند که عبارتند از : رسانه ها و تغییر در ارزش های فردی ، رسانه ها به عنوان موتور تغییر ، جبر گرایی تکنولوژیک ، نظریه کاشت و نظریه امپریالیسم فرهنگی .