نظريههاي انديشمندان ارتباطي در مورد توسعه
در الگوي لرنر، چهار مرحله مطرح گشته است. وي با طرح نظريه « گذر از نظام سنتي ، نوسازي خاور ميانه » براساس تحقيق و پژوهش خود در كشورهاي ايران، تركيه، مصر، سوريه، اردن و لبنان، نتيجه ميگيرد: « ارتباطات جمعي عامل مهم تحرك جوامع « سنتي » و تبديل انسانها از حالت سنتي به متجدد ميباشد. وي در اين زمينه، تحرك جغرافيايي، سوادآموزي، استفاده از رسانههاي جمعي و مشاركت اقتصادي و سياسي را مهمترين مراحل نوسازي كشورهاي جهان سوم معرفي مي نمايد. توجه به آثار ارتباط جهت توسعه اقتصادي از دهه 1950 ، موردنظر كشورهاي جهان سوم قرارگرفته است. مراحلي كه لرنر معرفي ميكند عبارتند از :
1- تحرك جغرافيايي: هر جامعه براي نوسازي بايد به نسبت معيني از شهرنشيني عبور كند. به نظر او هر گاه جامعه اي بيش از 10 درصد جمعيت خود را به شهرهاي بيش از 50 هزار نفر بكشاند، روند توسعه كند پيش مي رود و حال آنكه اگر اين ميزان از رقم 25 درصد تجاوز كند، روند نوسازي با ميزان برابري از افزايش جامعه رشد مي كند و موجب ارتقاي آموزش و پرورش مي گردد و از اينجا مرحله دوم توسعه آغاز ميشود.
2- سواد آموزي: مهاجرت افراد به شهرها، نيازهاي شغلي جديد و مناسبات اجتماعي را متحول مي سازد و نياز به علم اندوزي را در زندگي شهري ايجاد ميكند.
3- استفاده از رسانه ها: افزايش سطح معلومات افراد، امكان استفاده از رسانهها را بيشتر مي كند و همدلي را كه همانند جويي و به كار گيري شيوه زيست جوامع غربي است، ميسر مي سازد