در سال 1994 در کنفرانسی جهانی با موضوع ارتباطات، الگور، معاون رئیس جمهور آمریکا، پیشنهاد ساخت شبکه ای جهانی و اطلاعاتی را مطرح کرد. به این ترتیب به بیان ضرورت وجود ارتباطی جهانی میان مردم در سراسر دنیا، با یک شبکه عظیم اطلاعاتی پرداخت و این ارتباط را به عنوان وسیله ای برای پیشرفت و توسعه در سطح جهان معرفی کرد.

در سال 2001 با ادغام پنج صنعت کامپیوتر، مخابرات، لکترونیک،چاپ و تفریح و سرگرمی،  صنعت جدید اطلاع رسانی به ارزش 3500 میلیار دلار پدید آمد. شرکتهای خصوصی بزرگتر، شرکتهای کوچکتر را خریدند و بخش بزرگتری از کار و سهم بیشتری از بازار اطلاع رسانی را در اختیار گرفتند.(1)

با توجه به اینکه به نقل از برخی از منابع معتبر اینطور گفته شده بود که تا اوایل دهه 1980، رسانه های مهم دنیا در دست 23 شرکت بزرگ بود، این تعداد در سال 1990 تنها به 10 شرکت تقلیل یافت. به این ترتیب از تعداد این شرکتها کاسته شد اما بر قدرت انها افزوده شد. این شرکتها به قدری قدرتمند بودند که توانستند وجود رابطه آزاد و همراه با دموکراسی را از دسترس همگان دور کنند و آینده را در ابهامی باورنکردنی فرو برند.

به این ترتیب این شرکتها به دنبال تحت کنترل درآوردن عرصه فعالیت های رسانه ای بودند تا شرایطی به وجود بیاید که در آن تنها چند گرداننده محدود، همه چیز را در دست گیرند و به سایرین اجازه هیچ فعالیتی را ندهند.

بنابراین نوعی انحصار طلبی رسانه ای به وجود آمد که این انحصار موجب می شود تا تنوع و تفاوت دیدگاهها و نگرش ها در عرصه رسانه ای، تقریبا از بین برود. به گونه ای که که مخاطبان وسیله ارتباط جمعی صرفا از زاویه دید همین شرکتها به دنیا و وقایع آن نگاه کنند.

در رابطه با رسانه، نظریاتی بسیاری وجود دارد اما نظریه سلطه در این میان از شهرت خاصی برخوردار است. نظریه سلطه، رسانه ها را ابزاری در دست طبقه حاکم جامعه، و در خدمت منافع آنها می داند. از دید این نظریه، رسانه های همگانی دارای این ویژگیها هستند:

- مرکز انها در دست یک گروه است

- کنترل آنها توسط عده ای معدود است

- این رسانه ها یک بعدی و استاندارد هستند