در تعریف نظریه سه دیدگاه وجود دارد: 1. نظریه یک گفتمان است.  2. نظریه همان گفتمان است.  3 . نظریه ارتباط بین گفتمان ها است.

   گفتمان، مجموعه ای از نظام های نشانه ای و دلالتی در تمام عرصه های تجربی ما هستند. به عبارتی گفتمان یک نظام نشانه ای است.

   بر همین اساس می توان گفت نظریه، مشاهده ی چیزها و ارتباط دادن به آن ها بر اساس نوع ویژه گفتمان است. نظریه های اجتماعی بیش ترین سهم را در نظریه ها دارند و نظریه ادبی دومین حوزه در نظریه هاست که در سده ی 20 به آن پرداخته شده است.

   نظریه همیشه در برابر چیزی تعریف می شود ( مشاهده ی چه چیزی است؟ ). " کلینگر " نظریه را این طور تعریف می کند: " سازه، مفاهیم، تعاریف و قضایا ( گزاره ) که به منظور تبیین و پیش بینی پدیده ها از طریق تشخیص روابط بین متغییرها تعریف می شود ( تبیین نظام یافته ای از پدیده ها ).

   نظریه از نگاه " پوپر " این طور تعریف شده است: " نظریه های علمی، گزاره های جهانی هستند. گزاره ها باید با تجربه قابل ابطال باشند. " ( مثلا « فردا باران خواهد آمد » )

   " ایزر " در رد این نگاه می گوید: " ابطال پذیری نظریه، به نظریه های حوزه علوم انسانی راه ندارد. " او نظریه را به دو بخش الف. نظریه سخت ( که ابطال پذیر نیست )  ب. نظریه نرم ( که حتا اگر کارکردش به حقیقت نپیوندد ابطال نمی شود بلکه راه گشایی است برای بوجود آمدن نظریه ای دیگر ) تقسیم می کند


در تعریف نظریه سه دیدگاه وجود دارد: 1. نظریه یک گفتمان است.  2. نظریه همان گفتمان است.  3 . نظریه ارتباط بین گفتمان ها است.

   گفتمان، مجموعه ای از نظام های نشانه ای و دلالتی در تمام عرصه های تجربی ما هستند. به عبارتی گفتمان یک نظام نشانه ای است.

   بر همین اساس می توان گفت نظریه، مشاهده ی چیزها و ارتباط دادن به آن ها بر اساس نوع ویژه گفتمان است. نظریه های اجتماعی بیش ترین سهم را در نظریه ها دارند و نظریه ادبی دومین حوزه در نظریه هاست که در سده ی 20 به آن پرداخته شده است.

   نظریه همیشه در برابر چیزی تعریف می شود ( مشاهده ی چه چیزی است؟ ). " کلینگر " نظریه را این طور تعریف می کند: " سازه، مفاهیم، تعاریف و قضایا ( گزاره ) که به منظور تبیین و پیش بینی پدیده ها از طریق تشخیص روابط بین متغییرها تعریف می شود ( تبیین نظام یافته ای از پدیده ها ).

   نظریه از نگاه " پوپر " این طور تعریف شده است: " نظریه های علمی، گزاره های جهانی هستند. گزاره ها باید با تجربه قابل ابطال باشند. " ( مثلا « فردا باران خواهد آمد » )

   " ایزر " در رد این نگاه می گوید: " ابطال پذیری نظریه، به نظریه های حوزه علوم انسانی راه ندارد. " او نظریه را به دو بخش الف. نظریه سخت ( که ابطال پذیر نیست )  ب. نظریه نرم ( که حتا اگر کارکردش به حقیقت نپیوندد ابطال نمی شود بلکه راه گشایی است برای بوجود آمدن نظریه ای دیگر ) تقسیم می کند.

   تفاوت نظریه در حوزه علوم تجربی و علوم انسانی

   کارکرد نظریه ها در حوزه ی تجربی، کارکرد پیش بینی است. در حالی که در حوزه ی علوم انسانی، تبیین و نقشه برداری است ( یک جور نقشه راه دادن است )

   با این توضیحات می توان گفت هدف نظریه " ایجاد یک شبکه هدفمند " است.

   به اعتقاد نجومیان، ما درون نظریه ها زندگی می کنیم چون به تجربه ی بی نظم ما از جهان، نظم و معنی می دهند. در واقع نظریه ها قدرت تحلیل و درک عمیق پدیده ها و روابط بین آن ها را به ما می دهند.

   از طرفی می توان گفت ما با نظریه  نوعی نظام ارزشی می سازیم و نظریه نقش تحمیل ایدئولوژی را بر عهده دارد. " بوردیو " در همین رابطه می گوید؛ ما از گریق یک نظریه، قدرت سلطه پیدا می کنیم.