جايگاه ارتباطات سنتي در توسعه

دكتر معتمدنژاد در مورد جايگاه ارتباطات سنتي در توسعه با اشاره به فراموش شدن اهميت اين نوع از ارتباطات برغم سوابق ديرين آن در روند توسعه در قرن هاي اخير و محدود شدن آن در مطالعات ادبي و هنري‏، از غافل ماندن نسبت به ارتباطات سنتي انتقاد كرده است. (۱۷)

وي با اشاره به مطالعات تخصصي غربي مربوط به ارتباطات سنتي از دهه 1950 تاكنون در زمينه هايي همچون شناخت تاثير شيوه هاي ارتباطي در ظهور و سقوط تمدن ها، بررسي تفاوت هاي ذهني و فكري جوامع داراي فرهنگ شفاهي و فرهنگ مكتوب و چاپي‏، عرضه نظريه هاي نوسازي و توسعه و نيز چگونگي كاربرد اين ارتباطات در توسعه ملي و سياستگذاري و برنامه ريزي درباره آنها، عنوان مي كند كه در بسياري از اين مطالعات با ديدي منفي به ارتباطات سنتي نگريسته شده است و تنها بعضي از سازمان هاي بين المللي مانند يونسكو ديدگاه مثبتي به اين نوع ارتباطات در بعضي موارد داشته اند. (۱۸)

دكتر معتمدنژاد بويژه در مورد ارتباطات سنتي، ديدگاه مثبتي نسبت به گزارش كميسيون مك برايد داشته و بر جنبه هاي مختلف كاربرد ارتباطات سنتي در عصر حاضر تاكيد مي كند.

از جمله موارد مرتبط در گزارش كميسيون مك برايد در اين مورد مي توان به تاكيد اين گزارش بر (( ضرورت توجه به ارتباطات سنتي در سياست گذاري هاي ملي )) اشاره كرد. به عنوان مثال در پايان قسمت چهارم از فصل يكم اين گزارش آمده است: ((ارتباطات ميان فردي و سنتي‏، نه تنها به لحاظ جايگاه و نقش اجتماعي خاص آنها‏، بلكه به سبب كاربرد آنها در تصحيح برخي از گرايش هاي رايج، بايد مورد حراست و حمايت و همچنين ترغيب و تشويق قرار گيرد. اين گرايش ها، تمايل به محدود كردن انجام فعاليت هاي ارتباطي به حرفه اي ها، توجه فوق العاده به اخبار و اطلاعات و بي اعتنايي به مباحثه ها و تبادل نظرها، علاقه به ورود تكنولوژي ها تنها به لحاظ مدرن بودن و جالب بودن و بدون توجه به سودمندي اجتماعي آنها را شامل مي شوند. به طور كلي، سياست هاي ارتباطي زماني مي تواند جالب توجه باشد و موثر واقع شوند كه ارزش و اعتبار ارتباطات ميان فردي، در تمام سطح ها و همچنين رسانه هاي گروهي و رسانه هاي سازماندهي شده محلي، مورد نظر قرار گيرند...)) (۱۹)

دكتر معتمدنژاد از فعاليت ها و اقدامات يونسكو و بويژه گزارش كميسيون مك برايد به عنوان ((بهترين نمونه همكاري و همبستگي جهاني)) براي ايجاد تعادل بيشتر در جريان اطلاعات جهاني، بهبود ساختارهاي ارتباطي و پيشبرد سياست هاي ملي ياد مي كند. (۲۰)

وي همچون بسياري از پژوهشگران ارتباطي بر اين باور است كه ويژگي ها و پيامدهاي كاربرد ارتباطات سنتي اسلامي و تركيب آنها با تكنولوژي هاي جديد ارتباطي در جريان انقلاب اسلامي ايران براي پژوهشگران ارتباطي غرب، غير قابل انتظار و غافلگير كننده بوده است.

در اين مورد اليهو كاتز، محقق معروف آمريكايي عنوان مي كند: (( سازمان راديو و تلويزيون ملي ايران كه پيشرفته ترين سازمان راديو و تلويزيون آسيايي پس از ژاپن و نيرومندترين سازمان راديو و تلويزيوني جهان سوم به شمار مي رفت، در برابر شبكه ارتباطات ميان فردي انقلاب اسلامي ايران، مركب از روحانيون‏،‏ بازاري ها و دانشجويان فلج شده و در برابر مراكز ارتباطات سنتي اسلامي كاربرد خود را از دست داد.)) (۲۱)

سیاست گذاری ملی ارتباطات  

دکتر معتمدنژاد بهره گیری مناسب و موثر از کاربردهای ارتباطات در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و برنامه ریزی برای پیشرفت و گسترش امکانات و وسایل ارتباطی در حال حاضر را منوط به شرایط و ویژگی های ریشه گیری و پیروزی انقلاب و آرمان ها و هدف های آن می داند. (۲۲)

وی با اشاره به تکنولوژی های نوین ارتباطی و بویژه برنامه های تلویزیونی از طریق پخش مستقیم ماهواره ای و نظریه پردازی های خوش بینانه در مورد کاربردهای مثبت و شگرف ارتباطات که در دهه های گذشته با سخن گفتن از (( دهکده جهانی))، ((انقلاب الکترونی)) و ((موج سوم)) و در سال های اخیر با تاکید بر فرا رسیدن عصر (( فرانوگرایی)) و (( جامعه اطلاعاتی)) عرضه شده اند، بر لزوم توجه واقع بینانه و مصلحت اندیشانه و آینده نگری در این مورد تاکید می ورزد و عدم اهمیت و نگاه نقادانه به این مباحث را  باعث لطمه خوردن به کاربردهای مثبت ارتباطات رای توسعه ملی و برنامه ریزی و سیاست گذاری ارتباطی می داند. (۲۳)

دکتر معتمدنژاد به طور خاص در میان نظریه های خوشبینانه توسعه، نسبت به دو نظریه ((نوسازی)) دانیل لرنر و ((نشر نوآوری ها))ی اورت راجرز دیدگاه انتقادی تری دارد.

وی از یک سو با تاکید بر ضرورت بررسی چگونگی پیدایش و گسترش نظریه ها و الگوهای ((نوسازی)) غربی و همچنین ((نشر نوآوری ها)) در کشورهای جهان سوم و بویژه نظریه ها و الگوهای مبتنی بر کاربرد ارتباطات در این گونه ((نوسازی)) ها که با تجربه های ایران در سال های بعد از جنگ جهانی دوم و بخصوص پس از کودتای 28 مرداد 1332 تا سقوط رژیم سلطنتی در بهمن ماه 1357همزمان است ، خواستار تجزیه و تحلیل اصول مرتبط با  رسالت و سیاست های ملی ارتباطی در قانون اساسی و سایر قوانین و مقررات کشور می شود و چنین رویکردی را برای شناخت بیشتر مظاهر ضد سلطه، استقلال جویی و خوداتکایی مبارزه با غربی گری و مصرف گرایی ضروری می داند. (۲۴)

دکتر معتمدنژاد بر این باور است که آینده نگری ارتباطی ایجاب می کند که در کنار پژوهش های مربوط به ((ارتباطات توسعه)) و ((توسعه ارتباطات)) و برنامه ریزی برای کاربرد ارتباطات در کمک به تحقق هدف های توسعه و همچنین پیشرفت و گسترش وسایل و تکنولوژی های ارتباطی، به سیاست گذاری های ملی ارتباطات نیز توجه خاصی مبذول شود. (۲۵)

وی هدف اصلی سیاست گذاری ملی ارتباطی در کشورهای جهان سوم را که بزعم وی از اوایل دهه 1970 (( 1350 هجری شمسی)) شروع شده است، ایجاد شرایط مطلوب برای استفاده از امکانات ارتباطی در جهت غلبه بر عقب ماندگی های اقتصادی و اجتماعی داخلی و همچنین مقابله با شیوه های نوین سلطه جهانی می داند. (۲۶)

دکتر معتمدنژاد معتقد است که در حال حاضر، تحت تاثیر اندیشه های انتقادی برخی از محققان رادیکال غربی و غیر غربی به سیاست گذاری  و برنامه های ملی ارتباطی در کشورهای جهان سوم، زمینه لازم برای طرد کاربرد ((الگوی حاکم ارتباطات توسعه ای)) که به نوسازی نوع غربی تمام کشورهای جهان سوم به صورت یکنواخت نظر دارد، فراهم شده است.

وی عنوان می کند که این رویکرد جدید،زمینه لازم را برای به کار گرفتن ارتباطات در توسعه ملی با توجه به شرایط تحول تاریخی، هویت فرهنگی، هشیاری سیاسی مردمی، خود اتکایی اقتصادی و مشارکت جمعی فراهم می آورد. (۲۷)