ديدگاه‌هاي مك لوهان و رايزمن در حوزه ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي

ديدگاه مارشال مک لوهان در خصوص وسايل ارتباط جمعي: 

از میان مشهورترین پیروان نظریات دیوید رایزمن می توان به مارشال مک لوهان جامعه شناس و فیلسوف کانادایی و استاد دانشگاه تورنتو اشاره کرد. او در سال 1911 در کانادا به دنیا آمد. مشهورترین آثار مک لوهان عمدتاً در مورد ارتباطات کهکشان گوتنبرگ، شناخت وسایل ارتباطی، برای درک رسانه‌ها، پیام و ما ، ساز جنگ و صلح در دهکده جهانی و جنگل الکترونیک قرن بیستم نام دارد

مک لوهان درواقع با دنباله روی از مارکس و با توجه به نقش تعیین کننده عوامل و شیوه‌های تولید در بحث مربوط به دیالتیک تاریخی می‌گوید: زندگی انسانها در آغاز برابر بود، عده‌ای سوء استفاده کردند و نابرابری ایجاد شد و تنازع طبقاتی پدید آمد .

مک لوهان در اوایل دهه 1960 نظریه تحول تاریخی بر مبنای ارتباطات را طرح کرد وگفت : انسان‌ها در جوامع اولیه ارتباطات صمیمانه‌ای داشتند. ارتباطات رو در رو برقرار و مبنا حواس انسانی بود . و تمام حواس انسان به کار گرفته می‌شد.

وی همچنین می‌گوید: وسایل ارتباطی امتداد حواس انسان است. همچنان که لباس امتداد پوست و دوچرخه امتداد پا است . عامل تحول این دیدگاه مک لوهان نظام‌ها و شیوه‌های ارتباطی است‌. وی اساسا تمدن را امتداد حواس و رسانه را گسترش یافته حواس بشر می‌داند .

مک لوهان معتقد است در هر دوره تمدن بشر یکی از حواس بشر غلبه دارد:

1- دوره کهکشان شفاهی یا تمدن باستانی: پیام‌ها از طریق تسلط بیان و دریافت سمعی منتقل می شود به این دلیل حس غالب شنوایی است و در این عصر ارتباطات چهره به چهره و صمیمی است. فرد در این اوضاع و احوال مستقیما در محیط طبیعی خود قرار دارد و خود را با گروه اجتماعی خود یعنی قبیله ادغام می‌کند.

2-  عصر تمدن بصری یا کهکشان گتنبرگ: در این عصر حس غالب بینایی است و به اعتقاد او موجبات جدایی انسان از محیط گرم روستایی شد و بدبختی ماشینی بشر آغاز می‌شود. به این دلیل که ارتباط افراد از طریق نشریات و کتاب‌ها به صورت مجزا و بی روح انجام می‌گیرد. (عصر چاپی، نخبه‌گرایی، خرد گرایی، فرد گرایی، انسان‌گرایی، ناسیونالیسم، اصالت انسایت)

3- عصر کهکشان مارکونی یا تمدن الکترونیک: در این دوره مجددا حس شنوایی در آن غلبه می‌یابد. به نظر مک لوهان در این عصر مجددا تنوع اصالت بشر باز می‌گردد و جه فرهنگ مبتنی بر رسانه‌های الکترونیک جدید، کسب اعتبار مجدد بیان شفاهی است. و از این جهت نوعی رجعت به وضع جامعه ابتدایی فاقد کتابت به شمار می‌آید. منتهی با تفاوت آشکار به نظر مک لوهان این امر رجعتی به نظام قبیله‌ای در یک سطح جهانی محسوب می شود‌. (دهکده جهانی)

 از نظر مك‌لوهان، وسیله همان پیام است، و معقتد است جوامع بشر در اثر ماهیت وسایل ارتباطی شکل گرفته‌اند تا در نتیجه محتوای ارتباط. وي در بخش دیگری از آراء خود رسانه‌ها را به دو گروه گرم و سرد تقسیم می‌کند. او رسانه‌های همه حسی را سرد و رسانه تک حسی را گرم می‌داند. در تعبیر دیگری، رسانه‌های گرم را شامل آن ابزارهایی می‌داند که قادرند مفهوم مورد نظر را به کمک ذهن و تخیل مخاطب کامل کنند. اما در رسانه‌های سرد نمی‌توانند چنین امکانی را برای مخاطبان خود فراهم سازند. به این ترتیب رادیو گرم است چون شنونده سعی می‌کند آنچه را می‌شنود با تصورات خود در ذهنش تکمیل کند. در مقابل تلویزیون رسانه سرد است چون همه چیز را به بیننده نشان می‌دهد و جای فعالیت چندانی برای وی نمی‌گذارد.

وی در تفاوت بین سینما و تلویزیون می‌گوید: فیلم در سینما توسط چشم‌ها دیده می‌شود اما در تلویزیون بیش از دیده شدن لمس می‌شود. مک لوهان نسبت به تحولات تکنولوژی که رسانه‌ها دید کاملا خوشبینانه‌ای دارد و امیدوار است با پیشرفت‌های فنی بشر به یک جامعه آرمانی دست یابد که در آن همگان همه چیز بدانند‌. تحقق این امر به نظر او با رسانه‌های جمعی خواهد بود‌.

مک لوهان در کتاب برای درک رسانه‌ها می‌گوید: ارشمیدس گفته است یک نقطه اتکا در جهان به من نشان بدهید تا من توسط آن دنیا را تکان بدهم. مک لوهان معتقد است که اگر ارشمیدس امروز زنده بود حتماً رسانه‌ها را به ما نشان می‌داد.