1 – اقتدار نظریه او بر 4 بخش استوار است :

گرا              2 – پدر سالار   3- تجارتی        4- دمکراتیک

1- اقتدارگرا: وی معقتد است باید نظام اقتدار گرا را ببینیم .وی می گوید هر چه سیبرت و شرام گفته اند درست است ولی او نظرات آنها را قبول ندارد و می گوید در نظریه ی اقتدارگرا : دستورها , اندیشه ها ونگرش هایی که آمادگی افراد را برای پذیرش قدرت سیاسی افزایش دهند پذیرفته می شود .

2- نظام پدر سالار : در کنار نظام اقتدار گرا یک نظام پدر سالار داریک که خیلی با اقتدار عمل می کند ( بعنوان مثال شارل دوگل , رئیس جمهرو پس از جنگ در فرانسه مانند یک پدر سالار عمل کرده است ) در این نظام به انتقال ارزش ها , رویه ها و علاقه هایی که از سوی اقلیت حاکم موجه شناخته می شوند و باید در میان عموم مردم اشاعه یابند توجه می شود .

3- نظام تجارتی : معتقد است که نظامی است که در بازار کاربرد دارد . او معتقد است که آزادی که در نظام تجارتی وجود دارد به بازار بستگی دارد و می گوید اقلیتی خاص تمام نظام رسانه ای جهان را کنترل می کنند و منلا قیمت نفت , برنج را آنها بالا و پایین می برند .(اشاره به مرلاک)

* اشاره : افت بورس دربازار مالزی برای زمین زدن مالزی که توسط بازی رسانه ای رخ داد و مالزی را از برنامه های بزرگی که در پیش داشت بازداشت .

ویلیامز می گوید بازار تجارتی در اختیار معدودی سرمایه دار است که مسائل مورد نیازی را که اصولا باید توسط رسانه مطرح شود را , آنها مطرح می کنند و ممکن است چیزی را که صلاح ندانند مطرح نکنند .

4- نظام دمکراتیک : وی معتقد است این نظام فقط در ذهن ماست و در ذهن مطرح می کنیم اما نتوانسته ایم در عمل تا کنون پیاده کنیم و معلوم نیست که در نظام رسانه ای مردم نقش داشته باشند .