نظریه گلوله جادویی
نظریه گلوله جادویی بر این باور است که پیام همانند یک گلوله است که از دهانه یک تفنگ (یک رسانه) به مغز یک نفر (مخاطب) شلیک می شود. در این دیدگاه رسانه یک منبع قدرتمند و خطرناک تلقی می شود، چرا که گیرنده یا مخاطب در مقابل هر گونه تاثیر پیام ناتوان است و هیچ چاره یی برای فرار وی از تحت تاثیر قرار گرفتن در مقابل پیام در این مدل ها دیده نشده است. مردم همانند یک اردک نشسته تصور شده اند. منفعل و بلاتکلیف و آن گونه که هیچ اداره ای از خود ندارند. البته مردم نیز همان طور بودند و آن گونه فکر می کردند که رسانه ها به آنان دیکته می کردند چرا که هیچ گونه مجرای اطلاعاتی دیگری به غیر از اطلاعات دریافتی نداشتند.
نظریه گلوله جادویی در بررسی های به عمل آمده توسط محققانی همچون لازارسفلد و برلسون و گودت درست از آب در نیامد. آن ها تحقیقاتی را در سال های ۱۹۴۴ تا ۱۹۶۸ پیرامون انتخابات ریاست جمهوری انجام می دادند. پروژه تحقیقاتی آن ها در طی کاندیداتوری آقای فرانکلین روزولت در سال ۱۹۴۰ مشخص کرد که بین رسان های و رفتارهای سیاسی مردم روابطی وجود دارد. اکثریت مردمانی که در معرض تاثیر پیام های رسانه یی قرار نداشتند، بیشترین تاثیرپذیری را از ارتباطات میان فردی پذیرفته بودند که اثر آن از اثر رسانه ها بیشتر بوده است. تاثیر تبلیغات انتخاباتی آن قدر که در نظریه گلوله جادویی به آن تاکید شده بود، قوی و موثیر نبود تا مخاطب را ترغیب کند یا آنان را در یکسان سازی فکری و همانندسازی در عمل (مثلا انتخاب فردی خاص) کمک نماید و یا به سوی اهداف پیام بکشاند.