اما به هرحال ازبین رسانه ها، مطبوعات توجه بیشتری را به خود جلب کرده است. " نگرین" معتقد است:" درمیان وسایل ارتباط جمعی، تنها مطبوعات است که از چندین نظریه برای تبیین وتوجیه کنش ها و اهدافش برخوردار است، سایر رسانه ها به گونه ای متناسب با الزامات خود همواره ازاین نظریه ها سود جسته اند."
درمورد نظریه های مربوط به آزادی مطبوعات، اختلا فی جزیی وجود دارد. عده ای این نظریه ها را به دو دسته اقتدارگرایی وآزادی گرایی تقسیم می کنند. فرد سیبرت، تئودرپیترسون و ویلبرشرام این نظریه ها را به چهاردسته تقسیم می کنند. نظریه اقتدارگرایی، نظریه آزادی گرایی، نظریه مسوولیت اجتماعی ونظریه کمونیستی روسی. البته دو نظریه کمونیستی روسی و مسوولیت اجتماعی را بسط و تعدیل یافته دو نظریه اول می دانند. " دومینیک " نیز ترجیح می دهد این نظریه ها را به سه دسته تقسیم کند: اقتدارگرایی، آزادی گرایی ومسوولیت اجتماعی. الگوی چهار مفهمومی سیبرت و پیترسون و شرام نقطه عزیمت بحث ها و نقادی های فراوانی واقع شده است. متفکران برجسته آزادی مطبوعات با نقد این الگو، الگوهای بدیلی ارائه کرده اند. برای مثال می توان به الگوی پنج مفهومی رالف لاونشتین
( اقتدارگرایی، اقتدارگرایی اجتماعی، آزادی گرایی، آزادی گرایی اجتماعی و سنترالیسم اجتماعی) الگوی پنج مفهومی ویلیام هچن اقتدارگرایی غربی( آزادی گرایی و مسوولیت اجتماعی) کمونیستی، انقلا بی و توسعه ای، الگوی سه مفهومی هربرت آلتشول بازله ( جهان اول) مارکسیستی ( جهان دوم) ودرحال توسعه (جهان سوم) والگوی تلفیقی رابرت پیکارداقتدارگرایی غربی ( آزادی گرایی، مسوولیت اجتماعی و سوسیالیستی دموکراتیک)، کمونیستی، انقلا بی و توسعه ای اشاره کرد. " نگرین " معتقد است درنتیجه محدودیت های چهارنظریه مذکور، دونظریه دیگر نیز اضافه شده است: نظریه رسانه توسعه ای ونظریه رسانه مشارکتی مردم سالار. نظریه رسانه توسعه ای متناسب با وضعیت کشورهای جهان سوم، وضع شده است و نظریه رسانه مشارکتی مردم سالار، نظریه ای است درادامه نظریه آزادی گرایی درجهت رهایی رسانه ها به ویژه مطبوعات ازکنترل افرادی معدود، دیوانسالاری دولتی و سیاست های متمرکز.
وی به دلیل تغییروتحولاتی که درجهان رخ داده است، معتقد است که هنوزجا برای اصلاح این نظریه ها وارائه نظریه های جدید، باز است. دراینجا به بررسی الگوی چهارمفهومی سیبرت پیترسون وشرام که کماکان برنظریه های مطبوعات سایه افکنده است و همچنین نظریه رسانه مشارکتی مردم سالار ونظریه رسانه توسعه ای که متناسب با کشورهای درحال توسعه وضع شده است، اکتفا می کنیم. ذکراین نکته نیزحائزاهمیت است که این نظریه ها، حکم نمونه آرمانی دارند وبه صورت محض و خالص دردنیای واقعی یافت نمی شود. این نظریه ها را همانند هرنمونه آرمانی دیگرتنها باید برپایه فایده آنها مورد ارزیابی قرارداد، نه واقعیت تجربی آنها. به هرحال باید توجه داشت تفاوتی که درمطبوعات جوامع مختلف مشاهده می شود، تا اندازه زیادی می تواند ناشی ازعواملی چون نیازها و خواسته های متفاوت مردم وتجربه های خاص آنها وازهمه مهمترساختاراجتماعی وسیاسی، بویژه نظام کنترل اجتماعی ای باشد که مطبوعات درون آن عمل می کنند. " دبلیو، جی شپارد " نظام های کنترل اجتماعی را که بوسیله آن بین افراد ونهادها تنظیم می شوند را به دو دسته تقسیم می کند: یک دسته نظام هایی هستند که کنترل، به طورخودکار وازطریق ضمانت های اجرایی فشارهای اجتماعی اعمال می شود، کنترلی که به احساس عمومی مردم نسبت به حق اجتماع برفرد برمی گردد و دسته دوم، نظام هایی هستند که کارکنترل توسط سازمانهای نهادی وابزارهای قانونی وجریمه های خاص صورت می گیرد. " سیبرت " ، " پیترسون " و " شرام " معتقدند، برای مطالعه نظام اجتماعی وارتباطش با مطبوعات باید به عقاید وپیش فرض های عمده جامعه درخصوص ماهیت انسان، ماهیت جامعه و دولت، ارتباط انسان با دولت وماهیت معرفت و حقیقت توجه کرد. به سخن دیگردرتحلیل نهایی، تفاوت نظام های مختلف مطبوعاتی، تفاوتی فلسفی است.هرچند به نظر می آید مبنایی ترین و اصولی ترین تحلیل، دستیابی برمبانی فلسفی موجود درپس نظام های متفاوت مطبوعاتی باشد، اما نباید ازنقش عوامل سیاسی - اجتماعی درتبیین تفاوت نظام های مطبوعاتی نیزغافل بود، بویژه درجوامعی که مبانی فلسفی منسجمی برساختارسیاسی - اجتماعی به دلایل مختلف ازجمله، عدم وفاق بین فرهیختگان، روشنفکران وگروهها واقشارمختلف اجتماعی، حاکم نیست. با این توضیح کوتاه، می پردازیم به بررسی نظریه های معروف درخصوص آزادی مطبوعات یعنی نظریه اقتدارگرایی، آزادی گرایی، مسوولیت اجتماعی، توتالیترروسی، رسانه توسعه ای و رسانه مشارکتی مردم سالار.