هارولد لاسول:

مطالعات تجربي در زمينه ارتباطات را که بيشتر متکي بر يافته هاي کمي و تجربي است، توسط لاسول شکل گرفت.لاسول تنها سياستدان نيست، چراکه درطيف گسترده اي از رشته هاي مختلف علمي نظيراقتصاد، جامعه شناسي، علوم سياسي و غيره بعنوان انديشمند و صاحبنظر شناخته شده است، بهمين دليل به وي لئوناردو داوينچي علوم رفتاري ميگويند.

لاسول علاوه بر تجربه گرايي از تفکيک تحليل محتوا استفاده کرد. برخي او را مبتکر روش تحليل محتوا مي دانند. لاسول از تحليل محتوا که خود آن را تحليل فضا مي ناميد، براي يافتن اثرات تبليغات سياسي برافکار عمومي استفاده کرد. تحليل محتواي عناصر، محتواي پيام زا مشخص مي کند. تحليل رسانه، مسئله مجرا را مشخص مي سازد و بررسي مخاطب نيز مفهوم بررسي چه کسي را، مشخص مي کند.

از زمان لاسول به بعد مسئولان ارتباطات اجتماعي تاحد زيادي مفهوم چه کسي را به مفهوم افراد و شرکت هاي صاحب رسانه ها و کنترل کنندگان آنها مي پرداخت ؛ ناديده گرفتند.

لاسول که تحقيقات گسترده اي درباره تبليغات جنگ جهاني اول انجام داده بود، تحقيقات خاصي را در دهه هاي 30 و 40 در مورد راديو آمريکا انجام داد. لاسول با تفکيک مقوله تبليغات از آموزش، تبليغات را درمعني گسترده آن، فن تحت تأثير قرار دادن عمل انسان از طريق دستکاري تصورات تعريف کرد، در حالي که آموزش را محدود به انتقال فنون، مثل خواندن و نوشتن و مهارتهاي فکري و بدني مي دانست. در تبليغات، تمايلات ارزشي تنفر يا علاقه شکل مي گيرد، در حالي که نگرشهاي سنتي به نظر او عمدتاً آموزشي است.

وي درسال1948درمقاله اي تحت عنوان«ساخت و کارکرد ارتباطات در جامعه» براي پيام سه نقش مشخص راتعريف ميکند:

  نظارت ( حراست ) بر محيط ( نقش خبري )

  ايجاد و توسعه همبستگي هاي اجتماعي افراد ( نقش راهنمايي )

  انتقال ميراث فرهنگي ( نقش آموزشي )

4 ـ  چارلز رايت نقش سرگرمي را به اين نقش ها اضافه کرد.

در مطالعات تجربي (کارکردگرايي) لاسول با تأکيد بر نقش هاي بي طرفانه ارتباطات و استقلال آن عملاً روابط مستقيم و غيرمستقيم رسانه ها را با ساختارهاي گوناگون اجتماعي فراموش مي کند. اين در حالي است که در زمينه سه نقش ارتباطات تأثير اين ساختارها مشهود است. در راهنمايي افکار عمومي، سياسي و خبري جامعه تأثير دارد و در انتقال ميراث فرهنگي يا نقش آموزشي، معيارهاي خاص جامعه وحتي معيارهاي جوامع مسلط مثل دموکراسي حقوق بشردخالت مي کند.

بطور کلي در مکتب تجربي، توجه اساسي به فرد و رفتار فردي است. لاسول براساس تجربه و تحليل آثار ارتباطات ترغيبي نخستين مدل پايه اي ارتباطات جمعي را طراحي کرد. اين مدل فرايند ارتباطات را شامل 5 عنصر مي داند:

1 ـ  چه کسي     2 ـ چه مي گويد؟    3 ـ  از چه کانالي؟   4‌ ـ‌  به چه کسي؟    5 ـ باچه تأثيري؟

در اين مطالعه تأکيد بيشتر بر عنصر پيام است.

باتوجه به عناصرتشکيل دهنده ارتباطات ميتوان دو نوع ساخت را در آن پيش بيني کرد: زير ساختها يا ابزار تکنولوژيک ارتباطات