ابطال‌پذیری :

"کارل پوپر" مبدع نظریه ابطال‌پذیری معتقد است که علم با مشاهدات آغاز نمی‌شود بلکه با مسئله آغاز می‌شود. هر انسانی نسبت به جهان اطراف خود آگاهی و ناآگاهی‌هایی دارد که از برخورد این دو در ذهن، مسئله شکل می‌گیرد و حدس و گمان برای حل مسئله ما را به عالم خارج می‌برد. اما نه برای اثبات آن بلکه برای ابطال آن، وی می‌گوید تا زمانی که مواردی برای ابطال تئوری خود نیافته‌ایم آن را در حد فرضیه ابطال نشده می‌پذیریم. بنا بر نظر پوپر ذهن ما مثل یک نقاش عمل می‌کند نه مثل یک دوربین عکاسی، یعنی تصورات ما عینی نمی‌باشد بلکه ذهنی است.

پوپر مراحل علم را به دو دسته تقسیم می کند:

الف)گرد آوری و شکار           ب)داوری

در مرحله گردآوری یا شکار که مرحله فرضیه سازی است، ما قادر خواهیم بود باورها و تصورات خود را دخیل نماییم.اما برای عینیت بافتن تئوری آن را به آزمون تجربی بدهیم و وارد مرحله داوری بشویم تا از قسمتهای ابطال شده صرفنظر کنیم و قسمت هایی از تئوری راکه تأیید شده بپذیریم.پوپر می گوید علم فرایندی انباشتی است و داوری تجربی باعث عینیت علم می گردد.روش پوپر در واقع تلفیق استقراء و قیاس و به عبارت دیگر ترکیب تجربه و منطق و حس و عقل می باشد بدین خاطر به آن روش پوزیتیویسم منطقی می گویند.

 

کاوش گری انسان و علم:

می دانید که برای زنده ماندن باید نفس کشید .کره زمین سرد است.مردم چین به زبان چینی  صحبت می کنند.بسیاری از چیزهایی که ما می دانیم از توافق و اعتقاد سرچشمه می گیرند.مقدار ناچیزی از آنها بر مبنای تجربه و اکتشافات شخصی است.بنیاد اصلی شناخت،توافق است،از آنجا که به تنهایی نمی توانید همه آن چیزهایی را که نیاز دارید از طریق تجربه و اکتشافات شخصی بیاموزید .

ما در دنیایی زندگی می کنیم که دو نوع واقعیت درآن وجود دارد:

ـ واقعیت تجربی (experimental reality):از طریق تجربه مستقیم

ـ واقعیت توافقی (agreement reality):

حال این سؤال پیش می اید که چیزی واقعی است:هر کدام باید با هم پشتیبان منطقی و هم  پشتیبان تجربی داشته باشد یعنی این حکم باید با عقل سلیم جور درآید و با مشاهدات واقعی در جهان موافق باشد .مثلاً چرا دانشمندان این حکم را که بخش تاریک ما سرد است را می پذیرند؟زیرا اولاً این حکم با عقل سلیم جور است چون گرمای سطح آن ناشی از تابش خورشید است،ثانیاًسنجش های علمی بر روی بخش تاریک ما این نظر را تأیید می کند.