لازارسفلد به همراه كاتز و برتون تحقيقات خود را بر روي نقش هاي وسايل ارتباط جمعي  متمركز نمود . ازجمله نقش هايي كه لازارسفلد و همكارانش براي وسايل ارتباط جمعي قائل بودند و بر روي آنها تحقيقات خود را انجام داده اند ، عبارتند از :

1.    وظايف اخلاقي وسايل ارتباط جمعي كه بيانگر نوعي هنجار در جامعه بود .

2.    وظايف نامطلوب وسايل ارتباط جمعي و تاثيرات منفي آن .

3.    جايگاه اجتماعي و كسب اطلاعات لازم از اين نوع وسايل ارتباطي .

اين نقشها چون جنبه روانشناختي دارند لذا تحقيقات بر روي  روحيات حالات و رفتار مخاطبان صورت مي گرفت .

جريان دو مرحله اي پيام بدين صورت است كه : رسانه ها برنامه اي را با اهداف خاص خود توليد و پخش مي كنند . اين برنامه ها بصورت  يكنواخت اثر  نمي كنند بلكه با توجه به زمينه و ذهنيت قبلي كه وجود دارد اثرگذار است  و برخورد پيام  رسانه ها به مردم در دو مرحله  صورت ميگيرد . در مرحله نخست ؛ پيام ابتدا از رسانه به رهبران فكري منتقل شده و در مرحله بعد اين رهبران فكري هستند كه پيام را به اطرافيان خود منتقل مي كنند  . يعني وقتي پيام بر روي رهبران فكري كه حلقه واسطه بين رسانه ها و توده  مردم هستند اثر ميگذارد با پذيرفتن پيام  ، و نقل آن در بين اطرافيان  ،  افراد  خانواده ، اقوام و بطور كلي گروههايي  انساني كه او را مي شناسند و از او تاثير مي پذيرند ،  باعث برقراري پيام  و تاثيرگذاري آن در بين عموم ميشود .

به نظر لازارسفلد و همكارانش ، راديو و تلويزيون نياز به يك نوع واسطه براي انتقال پيام دارند كه از آنها به رهبران فكري ، عقيدتي يا گروههاي مرجع ياد مي شود . رهبران فكري به دو گروه تقسيم مي گردند :

1.    گروه نخستين : افرادي مثل خانواده ، دوستان و همكلاسيها ، همسالان و ...

2.    گروههاي مطلع : كسانيكه يك شناخت نسبي از محيط اطرافشان دارند و ميتوانند بصورت يگ گروه هم باشند .

ايراد كلي واره بر اين نظريه عبارتست از اينكه ؛ همه اين گفته ها و فرض ها اجرائي نيست  و ممكن است  كسي به اين موارد اعتقادي نداشته باشد و نيز اين گروهها قابل اندازه گيري نيستند و تاثير گذاري گروه نخستين در افراد متفاوت است .

لازارسفلد و برلسون در دو كتاب «‌رأي گيري » و «انتخاب مردم» اهدافي از جمله : الف )  حد  و اندازه تاثيرات پيام بر روي مخاطبان   و ب)  چگونه  تاثير گذاري آثار وسايل ارتباط جمعي بر روي توده هاي مردم  را  دنبال مي كردند .