((جامعه اطلاعاتی)) در دهه‌های اخیر و بویژه در ده سال گذشته ــ نیمه دوم آخرین دهه قرن بیستم و نیمه اول نخستین دهه قرن بیست و یكم ــ به صورت یكی از مهم‌ترین موضوع‌های مورد توجه متفكران و متخصصان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی درآمده و در عرصه روابط بین‌المللی، مناسبات منطقه‌ای و صحنه زندگی ملی كشورها نیزجایگاه برجسته‌ای پیدا كرده است.

اندیشه‌های مربوط به پیدایی و پیشرفت «جامعه اطلاعاتی» برای نخستین‌بار در دهه‌های 1960 و 1970، در آثار علمی چند تن از اقتصاددانان و جامعه‌شناسان دانشگاه‌های ایالت متحده و پیش از همه در كتاب‌ها و مقاله‌های «فریتز ماكاروپ» و «دانیل بل» مطرح شدند. دکتر معتمدنژاد عنوان می کند که بر اساس دیدگاه‌های دو محقق اخیر، «جامعه اطلاعاتی» از ویژگی‌های زیر برخوردار است:

ــ كارگران اطلاعاتی (Information Workers) به معنای دقیق كلمه، در كشورهای ثروتمند و پیشرفته كه اكثریت نیروی كار آن‌ها را كارگران صنعتی (Industrial Workers) تشكیل می‌دهند، به وسیع‌ترین گروه در حال اشتغال تبدیل شده‌اند. به طوری كه می‌توان گفت در این كشورها یك «طبقه جدید معرفتی» (دانش‌مدار - Knowledge Class) پدید آمده است؛

ــ در این كشورها یك ساختار تكنولوژی فكری (Intellectual Technology) نیز در كنار ساختار تكنولوژی صنعتی ایجاد شده است؛

ــ عنصر اصلی كالاها و فرآورده‌های مورد استفاده در صنعت و زندگی خانگی كشورهای مذكور را بیش از پیش، اطلاعاتِ بسته‌بندی‌شده تشكیل می‌دهد.  (۳۹)

وی معتقد است که اندیشه «تكنولوژی فكری» در نظریات نخستین متفكران جامعه اطلاعاتی، پیش از شكل‌گیری اندیشه نقش‌های اجتماعی «تكنولوژی‌های اطلاعات ارتباطات» و شبكه‌های جهانی كنونی، طرف توجه واقع شده است، اما به طوری كه كه صاحب‌نظران یادشده مشخص ساخته‌اند، اساس این «جامعه اطلاعاتی» بر این واقعیت که اطلاعات و معرفت‌ها به عامل مهم پویایی اقتصادی تبدیل شده و در عین حال، هم به عنوان وسایل توسعه و هم به عنوان هدف‌های توسعه مورد توجه قرار گرفته‌اند، استوار گردیده است.

دکتر معتمدنژاد درباره این دیدگاه ‌ـ كه در آن دوره بیشتر ((جامعه پساصنعتی))  نامیده می‌شد ـ  معتقد است که صاحب‌نظران مذكور، به «جامعه پساصنعتی» به عنوان پدیده‌ای كه بیش از هر چیز به مكانیسم بازار وابسته است و «دانیل بل» از آن به عنوان «یك شیوه فكری اقتصادی» نام برده است، نگاه نمی‌كردند، بلكه بیشتر به آن به عنوان مجموعه مكانیسم‌های مختلف نظارتی برای مقابله با پیچیدگی‌های اجتماعی ــ كه در آن زمان به طور سریع در حال افزایش بودند ــ می‌نگریستند (۴۰)

وی همچنین بیان می کند که نکته مهم دیگری كه از سوی این متفكران طرف توجه قرار نگرفته یا تنها در كتاب «جامعه پساصنعتی آینده» دانیل بل به آن اشاره شده بود، ‌اهمیت نقش اجتماعی تكنولوژی‌های نوین اطلاعات و ارتباطات است.

دکتر معتمدنژاد معتقد است که دیدگاه‌های خوش‌بینانه مربوط به «جامعه اطلاعاتی» ‌كه در كتاب‌هایی همچون« موج سوم»  نوشته «آلوین تافلر» آمریكایی و كتاب معروف «جامعه اطلاعاتی به مثابه جامعه پساصنعتی» ‌نوشته «وی. ماسودا» پژوهشگر ژاپنی عرضه گردیده بودند، بیشتر گرایش داشتند تا این فرضیه را به اثبات برسانند كه رسانه‌های الكترونی نوین اساساً دموكراتیك و تمركززدا هستند و ساختارهای ارتباطات دور باید بیش از آن‌كه به عنوان كالاهای خصوصی متعلق به صاحبان آن‌ها نگریسته شوند، به منزله تاسیسات عمومی مبتنی بر خدمت به تمام اعضای جامعه ‌طرف توجه قرار گیرند و بر این اساس، برغم هزینه‌های سنگین تولید و كاربرد آن‌ها، در برنامه‌ریزی‌های ارتباطی بلندمدت جایگاه برجسته و خاص خود را پیدا كنند.  (۴۱)

وی بر این باور است که در عین حال و با وجود نگرش‌های مثبتی كه نسبت به نقش خدمت عمومی ارتباطات نوین وجود داشتند، از اوایل دهه 1980 با روی كار آمدن حكومت‌های محافظه‌كار «مارگارت تاچر» و «رونالد ریگان» در انگلستان و ایالات متحده‌آمریكا، فضای سیاسی و اقتصادی اروپای غربی تغییر كرد و كشورهای عضو اتحادیه اروپایی نیز به پیروی از سیاست جدید آزادی‌گرایی اقتصادی رهبران دو كشور بزرگ آنگلوساكسون، به بازنگری در سیاست‌های اقتصادی مشترك خود و بازاندیشی در دیدگاه‌های مربوط به جامعه نوین آینده پرداختند. به گونه‌ای كه با هواداری آن‌ها از استوار ساختن ارتباطات دور بر مقتضیات پیشبرد مالكیت خصوصی و بازار آزاد، دیدگاه‌های مبتنی بر نظریات «دانیل بل» و همفكران وی درباره «جامعه اطلاعاتی»، جای خود را به دیدگاه‌های جدید منطبق با آزادی‌گرایی اقتصادی دادند.