جایگاه ارتباط سنتی در توسعه - از نظر پروفسور معتمدنژاد
وي با اشاره به مطالعات تخصصي غربي مربوط به ارتباطات سنتي از دهه 1950 تاكنون در زمينه هايي همچون شناخت تاثير شيوه هاي ارتباطي در ظهور و سقوط تمدن ها، بررسي تفاوت هاي ذهني و فكري جوامع داراي فرهنگ شفاهي و فرهنگ مكتوب و چاپي، عرضه نظريه هاي نوسازي و توسعه و نيز چگونگي كاربرد اين ارتباطات در توسعه ملي و سياستگذاري و برنامه ريزي درباره آنها، عنوان مي كند كه در بسياري از اين مطالعات با ديدي منفي به ارتباطات سنتي نگريسته شده است و تنها بعضي از سازمان هاي بين المللي مانند يونسكو ديدگاه مثبتي به اين نوع ارتباطات در بعضي موارد داشته اند. (۱۸)
دكتر معتمدنژاد بويژه در مورد ارتباطات سنتي، ديدگاه مثبتي نسبت به گزارش كميسيون مك برايد داشته و بر جنبه هاي مختلف كاربرد ارتباطات سنتي در عصر حاضر تاكيد مي كند.
از جمله موارد مرتبط در گزارش كميسيون مك برايد در اين مورد مي توان به تاكيد اين گزارش بر (( ضرورت توجه به ارتباطات سنتي در سياست گذاري هاي ملي )) اشاره كرد. به عنوان مثال در پايان قسمت چهارم از فصل يكم اين گزارش آمده است: ((ارتباطات ميان فردي و سنتي، نه تنها به لحاظ جايگاه و نقش اجتماعي خاص آنها، بلكه به سبب كاربرد آنها در تصحيح برخي از گرايش هاي رايج، بايد مورد حراست و حمايت و همچنين ترغيب و تشويق قرار گيرد. اين گرايش ها، تمايل به محدود كردن انجام فعاليت هاي ارتباطي به حرفه اي ها، توجه فوق العاده به اخبار و اطلاعات و بي اعتنايي به مباحثه ها و تبادل نظرها، علاقه به ورود تكنولوژي ها تنها به لحاظ مدرن بودن و جالب بودن و بدون توجه به سودمندي اجتماعي آنها را شامل مي شوند. به طور كلي، سياست هاي ارتباطي زماني مي تواند جالب توجه باشد و موثر واقع شوند كه ارزش و اعتبار ارتباطات ميان فردي، در تمام سطح ها و همچنين رسانه هاي گروهي و رسانه هاي سازماندهي شده محلي، مورد نظر قرار گيرند...)) (۱۹)
دكتر معتمدنژاد از فعاليت ها و اقدامات يونسكو و بويژه گزارش كميسيون مك برايد به عنوان ((بهترين نمونه همكاري و همبستگي جهاني)) براي ايجاد تعادل بيشتر در جريان اطلاعات جهاني، بهبود ساختارهاي ارتباطي و پيشبرد سياست هاي ملي ياد مي كند. (۲۰)
وي همچون بسياري از پژوهشگران ارتباطي بر اين باور است كه ويژگي ها و پيامدهاي كاربرد ارتباطات سنتي اسلامي و تركيب آنها با تكنولوژي هاي جديد ارتباطي در جريان انقلاب اسلامي ايران براي پژوهشگران ارتباطي غرب، غير قابل انتظار و غافلگير كننده بوده است.
در اين مورد اليهو كاتز، محقق معروف آمريكايي عنوان مي كند: (( سازمان راديو و تلويزيون ملي ايران كه پيشرفته ترين سازمان راديو و تلويزيون آسيايي پس از ژاپن و نيرومندترين سازمان راديو و تلويزيوني جهان سوم به شمار مي رفت، در برابر شبكه ارتباطات ميان فردي انقلاب اسلامي ايران، مركب از روحانيون، بازاري ها و دانشجويان فلج شده و در برابر مراكز ارتباطات سنتي اسلامي كاربرد خود را از دست داد.))