همچنین دیدگاه‌های انتقادی دکتر معتمدنژاد به الگوهای غربی توسعه بویژه نظریه نوسازی دانیل لرنر ــ که قائل به ارایه یک الگوی واحد برای نوسازی همه کشورهای جهان سوم است ــ و نظریه نشر نوآوری های اورت راجرز ــ که قائل به ارایه الگوهای متناوب برای توسعه کشورهای جهان سوم است ــ از دیگر مواردی است که سعی شده است در این مقاله به آن پرداخته شود.

از استاد معتمدنژاد كه با بزرگواري قبول زحمت فرموده و با وجود نقايص كار و گردآوري ناقص نظراتشان، مرا همچون هميشه مورد عنايت قرار دادند، بسيار سپاسگزارم. با آرزوي طول عمر و سلامتي استاد، در 3 بخش توجه شما را به اين مقاله جلب مي‌كنم. منابع به صورت كامل در بخش آخر آمده است.



چكيده

این مقاله نگاهی به نظریات ارتباطی دکترمعتمدنژاد ( پدر علوم ارتباطات ایران ) داشته و سعی می کند به صورت گذرا دیدگاههای وی بویژه در زمینه توسعه و مسایل پیرامون آن را بررسی کند. همچنین دیدگاههای انتقادی دکتر معتمدنژاد به الگوهای غربی توسعه بویژه نظریه نوسازی دانیل لرنر ــ که قائل به ارایه یک الگوی واحد برای نوسازی همه کشورهای جهان سوم است ــ و نظریه نشر نوآوری های اورت راجرز ــ که قائل به ارایه الگوهای متناوب برای توسعه کشورهای جهان سوم است ــ از دیگر مواردی است که سعی شده است در این مقاله به آن پرداخته شود.

واژه های کلیدی: ارتباطات، توسعه، توسعه ملی، دکتر کاظم معتمدنژاد

دلایل اهمیت ارتباطات در توسعه

دکتر معتمد نژاد از دو جهت برای ارتباطات در برنامه ریزیهای توسعه ملی نقش شایانی در نظر گرفته است. وی از یک سو، وسایل و امکانات گوناگون ارتباطی را جزء عوامل آگاهی دهی، هماهنگ سازی و سازماندهی مورد نظر در ارایه و اجرای طرح های مختلف توسعه می داند که در جلب همکاری ها و مشارکت های عمومی برای تامین نتایج مطلوب نقش و اثری تعیین کننده دارد و از سویی دیگر، از ارتباطات همانند مواردی چون در آمد سرانه و سطح سواد به عنوان یک شاخص توسعه یاد می کند و آن را جزء زمینه های اصلی توسعه همچون کشاورزی، صنعت، آموزش و بهداشت دانسته و مقام ممتازی در برنامه های توسعه ملی برای آنها در نظر گرفته است. (۱)

وي با تاکید بر این نکته که در برنامه های توسعه ملی (( ارتباطات توسعه)) و (( توسعه ارتباطات)) لازم و ملزوم یکدیگرند، بر لزوم برنامه ریزی های ویژه برای پیشرفت و گسترش توامان این دو تاکید می نماید. (۲)

دکتر معتمدنژاد با تاکید بر نقش اجتماعی وسایل ارتباط جمعی در توسعه تاکید می کند که آگاهی صحیح به کارکردهای واقعی مطبوعات، رادیو و تلویزیون و سینما برای سیاستگذاران و برنامه ریزان مملکتی بسیار سودمند است، زیرا در صورتی که مسوولان مختلف مملکتی به قدرت های بالقوه و بالفعل وسایل ارتباط جمعی وقوف کامل داشته باشند، می توانند در تصمیم گیریهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... خویش در مورد مسایل مملکتی و همچنین ( برنامه ریزی برای توسعه و پیشرفت کشور)، از آنها به طور شایسته بهره گیرند و از دست زدن به بهره مندی های  نامناسب در این زمینه که معمولا باعث محدودیت فعالیت مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی و یا استفاده تبلیغاتی افراطی از آنها می گردد، خودداری کنند. (۳)

وی با اشاره به این مطلب که بازنگری در وظایف اجتماعی وسایل ارتباط جمعی و معرفی درست کاربردها و عملکردهای آنها در سطح عمومی جامعه آثار مثبت فراوانی دارد، بر این باور است که شناخت واقعی و عینی نقش ها و تاثیر گذاری های مطبوعات ، رادیو و تلویزیون ، سینما و سایر وسایل ارتباطی نوین، سبب بیداری افکار عمومی و جلب توجه هر چه بیشتر مردم به بهبود شرایط زندگی دسته جمعی می گردد و علاقه آنان را به مشارکت در امور مملکتی و کمک به پیشرفت برنامه های توسعه در سطح ملی و حفظ استقلال کشور در سطح بین المللی افزایش می دهد. (۴)

وی بازشناسی نهادهای فکری و فرهنگی و بویژه ارتباطی اقتباس شده از غرب در طول تجددخواهی یک قرن اخیر را برای بازنگری عملکردها و کاربردهای ارتباطات ضروری دانسته و به ریشه یابی نگرش های قوم مدارانه غربی و تصویر پردازی های مغرضانه و تحریف گرانه وسایل ارتباط جمعی غرب در مورد نهضت های استقلال طلبی و انقلابی معاصر توجه ویژه ای دارد. (۵)

در همین راستا، از یک سو دکتر معتمدنژاد به بررسی متقابل برخوردهای تاریخی شرق و غرب مشتمل بر ریشه یابی دیدگاههای منفی روزنامه نگاران غرب درباره جهان سوم و همچنین بازشناسی روزنامه نگاری آزادی گرای مورد تقلید در شرق پرداخته و از سوی دیگر در دو جهت متعارض، روابط سلطه و وابستگی کنونی شمال و جنوب _ بین کشورهای هسته مرکزی سرمایه داری سلطه گر و ممالک پیرامونی جهان سوم _ را بررسی انتقادی می نماید. (۶)

وی نظریات اندیشمندان انتقادنگر غربی و جهان سومی در تجزیه و تحلیل عملکردهای کنونی وسایل ارتباط جمعی  جوامع سرمایه داری را به (آثار اجتماعی منفی صنایع فرهنگی و فرهنگ توده مورد نظر تئودور آدرنو)، (وسایل ارتباط جمعی به مثابه ابزارهای سلطه سیاسی مورد نظر لوئی آلتوسر)، (لزوم بازنگری اصول حقوقی و حرفه ای ارتباطی مورد نظر هربرت شیلر) و (ساختار قدرت فراملی ارتباطات و تاثیرگذاری آن در ایجاد شرایط سلطه و وابستگی مورد نظر خوآن سوماویا) تقسیم می کند.