اگوست كنت : اميل دوركيم
اگوست كنت جزء انديشمندان فرانسوي بود كه همزمان با انقلاب فرانسه در عصر روشن انديشي و شرايطي كه فرانسه درگيرو
دار رهايي از چنگال كليسا بود مطالعات خود را آغاز كرد ابتدا شخصيت انقلابي داشت اما به مرور اطلاح طلب شد . او به تدريس
رياضيات و ساير علوم پرداخت اما در محضر سن سيمون مطالب جامعه شناسي را مطالعه كرد . اگوست كنت جامعه بشري را
مثل جهان طبيعي مطالعه كرد و گفت به جاي تكيه بر سنت ، بايد به شواهد پرداخت ، يعني روش مشاهده ، آزمايش ، مقايسه و
تاريخي را در مطالعاتش به كار گرفت .
اميل دوركيم از جمله جامعه شناسان فرانسوي در يك خانواده يهودي كه همزمان با حوادث
جنگ جهاني اول در فرانسه ، نگرشهاي علمي خود را آغاز كرد . اين انديشمند كتبي دارد ( تقسيم كار ، قواعد و روش ،
خودكشي ، صور بنيادي حيات ديني ) دوركيم بر اساس جمعيت و تقسيم كار جامعه را به دو بخش :
الف ) مكانيكي يعني سنتي و ...
ب ) ارگانيكي يعني جديد
تقسيم مي كند او پيرامون دين معتقد است كه دين منشاء اجتماعي دارد و به توتيسم و آنيميسم و طبيعت گرايي در دين معتقد
است .
كارل ماركس :
ماركس از جمله انديشمندان اجتماعي مي باشد كه با متفكراني چون فوئر باخ
– هگل – انگلس و كانت در ارتباط بوده است . او
مطالعاتش را پيرامون جامعه شناسي
– اقتصاد – تاريخ و فلسفه ادامه داد . ابتدا به روزنامه نگاري و سپس به تدريس در
دانشگاه پرداخت . او جزء اولين انديشمنداني بود كه بي عدالتي ها را آشكار ساخت . مخالف با دولت بود . دين را افيون توده
ها مي دانست و به تضاد حاكم و محكوم اشاره كرد .
از جمله اصطلاحات مهم ماركس و موارد اصلي مي توان به اين موارد اشاره كرد :
-1 بهره كشي يعني وقتي فقر زياد است ساعات كار زياد ، دستمزد كم . پس سود واقعي به جاي رسيدن به
توليد كنندگان به كار فرمايان مي رسد يعني استثمار و بهره كشي
-2 او رابطه طبقاتي را عامل اصلي انقلاب و اقتصاد و نيروي توليد را زيرز بنا مي داند .
2
جرج زيمل :
آقاي جرج زيمل در منطقه برلين متولد و در خانواده اي تقريباً مرفه با گرايش كليمي ، زندگي و مطالعات خود را آغاز كرد . به
دليل اين كه محل زندگي او بسيار شلوغ و پرازدحام بود ، ناخواسته مفاهيمي كه مورد مطالعه قرار مي داد مربوط به ( روابط
اجتماعي
– كنش – تعاملات و صور اجتماعي ) بود . او مهمترين صورتهاي اجتماعي را مربوط به مد – غريبه – ماجراجويي –
عشق پنهان
– فقر و .... مي دانست . از جمله نگرشهاي خاص زيمل مي توان به بحث فلسفه پول اشاره كرد . او معتقد است
نكات مثبت پول شامل آزادي فردي
– تشويق به آينده و خوشبيني به جهان مي شود و نكات منفي پول ، شامل بي رحمي هاي
مادي و سد ميان افراد مي شود . زيمل در گذار و عبور جوامع معتقد است ، ما از جامعه وسطايي ( ديني ، فئودالي و قبيله اي )
وارد جامعه جديد يعني كارفرمايي
– فردگرايي با آزادي زياد مي شويم .
مدل هاي ارتباطي :
مدل ارتباطي، معمولاً بازنمود تصويري يا چكيده يك نظريه است. هر مدل با برجسته سازي حوزه هاي خاص مورد توجه اش و
پديدار ساختن چيزي از چشم اندازي خاص، نقش خاص خود را ايفاء مي كند. پژوهش در باب جريان بين المللي اخبار در دهههاي
1980-1970 شروع شد و در آغاز دهه 1980 به اوج رشد خود رسيد. اين پژوهشها با خطوط تازه جستجويي همراه بوده كه
ميتوان براساس دو مقوله عمده آنها را دسته بندي كرد:
1) مطالعات مربوط به جريان واقعي اخبار و محتواي آنها
2) مطالعات مربوط به عوامل تعيين كننده و مدلهاي جريان اخبار شمال-جنوب و مركز-پيرامون.
اين نوع تحليل را بسياري از دانشمندان اروپايي و امريكاي لاتين انجام دادهاند.
در حقيقت واژه جريان در مدلهاي جريان اخبار، دربردارنده يك كيفيت برداري است؛ سه مدل براي سمت و جهت اين جريان
ارائه شده است: مركز- پيراموني، جريان عمودي شمال- جنوب و جريان مثلثي.
ما در اينجا فقط به تشريح دو مدل اول خواهيم پرداخت ؛ زيرا مدل مثلثي در زمان جنگ سرد و با وجود بلوك شرق و قبل از فرو
-
پاشي شوروي مطرح بوده است. اين مدل، شمال را به شرق و غرب تقسيم و سپس هريك را به جنوب متصل مي سازد.
3
مدل شمال- جنوب
آلماني براي اولين بار، در برابر
"تئوري سه جهان" مائو (Karl Haushofer: 1869- اصطلاح شمال- جنوب را هاوس هوفر ( 1946
به كار برد. در اين تقسيم بندي كشورهاي توسعه يافته را شمال و كشورهاي در حال
(Mao Tse-tung: 1893- تسه تونگ ( 1976
توسعه را جنوب ناميدند.
نابرابريهاي شمال و جنوب، بسيار آشكار و گسترده و آثار و عوارض منفي فراواني دربردارند. اين نابرابريها، هم در سطح
زيرساختهاي فنيّ ضروري براي فعاليت رسانهها و ساير امكانات ارتباطي، به چشم ميخورند و هم در سطح توليد محتواهاي
مطبوعاتي، برنامههاي راديوي ي و تلويزيوني، فيلمهاي سينمايي و پيام رايانهاي، خودنمايي ميكنند. به طوري كه تحت تأثير
نابرابريهاي موجود، فاصلههاي عميق و وسيعي در زمينه جريان اطلاعات، معرفتها و چگونگي استفاده از محتواهاي چاپي و
برنامههاي ارتباطي سمعي، بصري و رايانهاي، بين كشورهاي توليدكننده و مصرف كننده آنها، پديد ميآيد. برتري ارتباطي و
اطلاعاتي شمال بر جنوب، به سبب سلطه خبرگزاريهاي بزرگ كشورهاي غربي بر بازار خبري دنيا، روز به روز نابرابريهاي
يادشده را تشديد ميكند. بخش مهمي از جريان بين المللي اطلاعات از طريق فن آوري و شيوه هاي سخن پراكني اتفاق مي افتد.
در اين خصوص، سه ناحيه تحقيقي در ارتباطات بين الملل، جايگاه عمدهاي را به خود اختصاص ميدهد: تلويزيون، سخن پراكني
بين المللي راديويي و جديدترين فنآوري و پديده در روابط بين الملل، يعني اينترنت .
در گزارش كارل نوردنسترنگ و تابيو وريس كه در 1974 به يونسكو ارائه گرديد، دو گرايش عمده در برنامه سازي جهاني
تلويزيوني مشخص شده است: جريان يك طرفه از جانب صادركنندگان بزرگ به ساير نقاط جهان و دوم، حاكميت برنامههاي
سرگرمي. اين مدل بر اين فرضيه اي مبتني است كه جريانهاي خبري، يك جريان عمودي است . اين فرضيه ميگويد، جريان
خبرها از سوي كشورهاي توسعه يافته (شمال) به سوي كشورهاي رو به توسعه (جنوب) است و جريانهاي افقي درون شمال و
درون جنوب (كه حجم دومي از اولي كمتر است)، مكمل آن محسوب ميشود. در حالي كه جريان خبرها در حد مطلوبي از جنوب
به سوي شمال وجود دارد، اما به طرز چشمگيري در مقايسه با حجم جريان خبرها از طرف شمال به سوي جنوب، از حجم
كمتري برخوردار است. علاوه بر اين ، در مدل شمال- جنوب جهتي نيز وجود دارد كه به آن جريان مدور ميگويند. در اين
جريان، خبرهايي كه خبرنگاران شمال در جنوب گردآوري كرده اند، قبل از بازگشت نهايي به رسانه هاي جنوب، براي پردازش و
ويراستاري به شمال فرستاده ميشود. پژوهش هاي عديده اي وجود دارد كه به فرضيه شمال- جنوب پرداخته است. ريزماتا
كه در سال 1975 روزنامههاي آمريكاي لاتين را بررسي كرد، از جمله اين پژوهش گران است. پژوهشهاي وي
(Reyes Matta)
نشان داد كه خبرهاي خارجي در آمريكاي لاتين، تحت سلطه جريان خبري شمال است. در واقع، عمودي بودن جريان شمال-
جنوب، به مثابه يك فرض مشترك ، جايگاه خود را به عنوان سنگ پايه براي پژوهشهاي آتي تثبيت كرده است. پژوهش گران،
4
عموما تلاش كرده اند تا نشان دهند كه سمت جريانها، از شمال به جنوب بوده است. گزينش رسانه ها و مقايسههاي به عمل
آمده، نشان دهنده گرايشي است كه جهت دار بودن جريان را به عنوان يك واقعيت ميپذيرد.
مدل مركز- پيرامون
نمود يافته است. در اين
(Live-١٩٣٠ :Johan Galtung) مدل مركز- پيراموني در تئوري ساختاري امپرياليسم اثر يوهان گالتونگ
تئوري، جهان به دو بخش مركز (جوامع حاكم) و پيرامون (مناطق وابسته) تقسيم شده است. فرضيه گالتونگ را ميتوان در
چهار محور كه وضعيت خبرهاي بين المللي را مشخص ميكند، خلاصه كرد :
1. رويدادهاي خبري مركز، كه در سيستم هاي مطبوعاتي جهان گزارش مي شود، از ثقل بيشتري برخوردار است.
2. ميزان تبادل خبرها ميان ملل مركز و پيرامون و ميزان تبادل خبرها بين خود ملل مركز، با يكديگر تفاوت بسيار زيادي دارد.
3. خبرهاي ملل مركز، سهم بيشتري از رويدادهاي خارجي را در رسانههاي ملل پيرامون به خود اختصاص ميدهد؛ حال آنكه
سهم رويدادهاي پيرامون در رسانههاي مركز كمتر است.
4. جريان خبر در ميان ملل پيرامون، تقريبا بسيار ناچيز است و يا اصلا وجود ندارد. اين امر، بهويژه در طول مرزهاي به وجود
آمده توسط استعمار بيشتر صادق است.
هركدام از كشورهاي امپرياليستي (مركز) علاوه بر اين كه با مستعمرات خود (محيط) در ارتباط هستند، با ساير دول امپرياليستي
نيز تبادل اطلاعات دارند. جريان اطلاعات و اخبار بين مركز و محيط ، همواره به صورت يك سويه بوده از مركز به طرف محيط
5
است. يعني پيامها در كشورهاي مركز توليد و به ممالك محيط ارسال مي شود. در اينجا گفتني است كه ارتباط بين ممالك محيط
به ترتيب از سوي ممالك مركز به شدت محدود و كنترل ميگردد و در نتيجه تماس آن ها با يكديگر تنها از طريق مركز مربوطه
ميسر است.
از طرف ديگر، ارتباط بين ممالك مستعمره وابسته به مركزهاي متفاوت، بسيار اندك است و حتي در برخي موارد هيچ رابطه
مستقيمي بين آنها وجود ندارد. در حقيقت، ارتباط بين ممالك مستعمره مختلف، صرفا از طريق كشورهاي امپرياليستي مقدور
است. مثلا در حالي كه ارتباط تلفني و تلگرافي بين دو مستعمره سابق فرانسه، كنگو و ساحل عاج از طريق پاريس برقرار مي
-
شود، كنيا و تانزانيا از طريق لندن و بوليوي و پاراگوئه از طريق نيويورك قادرند با يكديگر تماس برقرار كنند.
پژوهش هايي انجام شد تا فرضيه گالتونگ را تأييد يا رد كنند. از جمله آنها مي توان به تحليل محتواي رسانههاي ارتباط جمعي
استراليا كه به همت بروس مكنزي و درك اورتون در سال 1981 انجام گرفت، اشاره كرد. آنها نتيجه گرفتند كه انگاره جريان
بين المللي اخبار به داخل و خارج از استراليا تا حد زيادي استعماري باقي مانده و منابع خبري سنّتي بر آنها چيره است. پژوهش
ديگر، كار فرانك كاپلان درباره رسانههاي ايالات متحده بود؛ كه بيان گر گونهاي نارسايي در مقدار، دامنه پوشش و نوع خبرهاي
پخش شده، به ويژه در باب پوشش اخبار جهان در حال توسعه بود.
ريموند ويليامز
"
ريموند ويليامز" ، فيلسوف، محقق و ارتباط شناس راديكال انگليسي، در كتابي باعنوان "ارتباط" كه در سال 1960 منتشر
شد، طبقه بندي زير را براي نظام هاي رسانه اي دنيا پيشنهاد كرد:
1. نظام رسانه اي آمرانه
2. نظام رسانه اي پدرسالار
3. نظام رسانه اي دموكراتيك
4. نظام رسانه اي تجاري
اهميت طبقه بندي ريموند ويليامز، از آن رو است كه او اولين كسي است كه پس از انتشار كتاب چهار نظريه ارتباطي، به انتقاد »
به . «. از آن مي پردازد و نتيجه گيري كتاب را در مورد بدتر بودن نظام رسانه اي كمونيستي درمقايسه با نظام اقتدارگرا، رد مي كند
نظر او، نظام آمرانه نظامي است كه در آن يك اقليت، جامعه را اداره مي كند. هدف اوليه ارتباطات، به طور كلي و رسانه ها به طور
اخص در آن جامعه، انتقال افكار، عقايد و نگرش هاي طبقه حاكم و خصوصيت عمده چنين نظام هايي، حمايت، ابقاء و پيشبرد
نظم اجتماعي بر پايه قدرت اقليت حاكم است ريموند ويليامز، همچنين در مقام مقايسه دو نظام آمرانه و پدرسالار، مي نويسد:
6
نظام پدرسالار، همان نظام آمرانه است، اما نوعي نظام آمرانه با وجدان؛ در حالي كه متوليان نظام آمرانه ادعاي حق حكومت »
دارند. گردانندگان نظام پدرسالار، وظيفه راهنمايي و حمايت براي خود قائلند. در نظام پدرسالار نيز كنترل وجود دارد، ولي
كنترلي كه در جهت پيشرفت اكثريت مردم است. اگر در نظام پدرسالار از انحصار ابزارهاي ارتباطي، از جمله رسانه ها، سخن
گفته مي شود؛ اين كار براي جلوگيري از سوء استفاده از اين ابزارهاست. سانسور در هر دو نظام وجود دارد. ولي در نظام آمرانه،
هدف سانسور، علاقه هاي شخصي است؛ در حالي كه در نظام رسانه اي پدرسالار، سانسور به خاطر علاقه هاي عمومي و در
ريموند ويليامز، نظام كمونيستي شوروي را مصداق نظام پدرسالار مي داند. نظام .«. جهت حمايت ا ز مرد م اعما ل مي شود
دموكراتيك پيشنهادي ريموند ويليامز درباره اداره و مديريت رسانه ها، به گونه اي است كه هيچ نوع كنترل دولتي بر رسانه ها
«. نظا م دموكراتيك، نظامي آرماني است ك ه وجو د خارجي ندارد . ولي باي د براي رسيدن ب ه آن تلاش كرد » : اعمال نمي شود
به عنوان موردي كه برخي از مشخصه هاي نظام رسانهاي دموكراتيك را
(B.B.C) " ويليامز، از سيستم اداره راديو "بي بي سي
دارد، ياد مي كند