افكارعمومي و روابط عمومي
اصطلاع روابط عمومي كه ترجمه كلمه به كلمه اصطلاح انگليسي publik Relation است در دهه اول قرن بيستم نخستين بار در ايالت متحد آمريكاه به صورت يك حرفه تخصصي درآمد.
انسانها برای دستیابی به مقاصد و اغراض خود، نیاز به
برقراری ارتباط با انسانها و
سازمانهای دیگر دارند و با تعامل و اتکا با محیط خارج، به زندگی خود ادامه میدهند. در بعد حکومتی نیز حکومتها برای اقناع و ترغیب و برای
اثرگذاری بر افکار عمومی
و کنترل رفتار و هدایت امور و در نهایت دسترسی به اهدافشان، طرحهایی دارند تا پس از شناخت، حمایت و پشتیبانی افکار عمومی را برای موفقیت برنامههای
خود جلب نمایند و از این طریق به خواستههای
خود دست یابند.
در واقع افکارعمومی باعث پیدایش نیرویی میشود که همه به دنبال جلب و جذب آن هستند. و آیا
حکومت برای اقناع افکار
عمومی از مجاب کردن مخاطب استفاده میکند یا گفتگو با مخاطب جهت رسیدن به شناختی عمیقتر و همفهمی از طریق مشارکت؟ آیا حضور پرشور مردم در
مراسمی مانند بیست
و دو بهمن و مسائلی همچون انرژی هستهای دیدگاه مشارکتی است و آیا مردم همان عامهی آگاه و فعال هستند یا عامهای ابزاری، دستآویز شده و احساسی؟
چرا عموم مردم
در مواردی از هرگونه حمایت و پشتیبانی مادی و معنوی نسبت به فرد، سازمان یا امری دریغ نمیکنند ولی در موارد دیگر مسئله را به شدت رد کرده و یا
توجهی به آن نشان
نمیدهند. نگاهی به شعارهای مطرح شده بیندازید. آگاهی اکثریت حضور مردم در «انرژی هستهای حق مسلم ماست» خلاصه میشود و تنها همین. امروزه افکار
عمومی ما ابزاری است در دست حکومت، ابزاری است
که تنها برای مشروعیت بخشیدن به کارها از حضورشان بهره میگیرند. به حضور مردم و اعتراضاتشان به انرژی هستهای
توجه کنید و مقایسهاش
کنید با مسئلهی قطع درختان لویزان، یا برجی که در میدان نقش جهان اصفهان ساخته شده، و البته فریادهای کوچکی که در اعتراض به آنها برخاست،
شنیده و پوشش خبری نشد.
مطبوعات و رادیو و تلویزیون و به طور کلی همهی وسایل
ارتباط جمعی از جمله ابزار
پرقدرت بسیار مناسب برای اثرگذاری بر روی افکار عمومی و ایجاد افکارعمومی هستند. رسانهها با برجستهسازی امکان تولد افکار عمومی را فراهم میکنند
و تا حدی در رشد، جهتگیری و سمت و سوبخشی به
آن مؤثر هستند. حکومت نیز از این طریق به نظارت و هدایت افکارعمومی میپردازد .
تاريخچه روابط عمومي در جهان
تاريخ اديان و مذاهب جهان مملو از روشهاي مختلف رهبران و پيشوايان ديني در تأثيرگذاري برافكار عمومي و جلب اعتماد و اطمينان در مردم است، بگونهاي كه پيامبران ديني را ميتوان نخستين” افسران روابط عمومي“ ناميد. همزمان با ادامه حيات ديني در جهان، حيات فرهنگي ملتهاي مختلف نيز مملو از نشانه هايي بوده كه به طريقي با فعاليتهاي روابط عمومي به معني اعم آن در رابطه بوده است.
اصطلاح”روابط عمومي“ براي نخستين بار در ايالات متحده آمريكا و در نوشته هاي اداره اتحاديه راه آهن ايالات متحده بكار برده شد و در دهه اول قرن بيستم نخستين دفاتر روابط عمومي در مؤسسه هاي اين كشور ايجاد گرديد.
در سال 1906 اولين شركت خصوصي كه تنها خدمات روابط عمومي را به مشتريـان خود ارايه ميكرد، بوجودآمد. نخستين شركت روابطعمومي توســط ”ايويلي“ فارغ التحصيل دانشگاه پرنيسون و خبرنگار اقتصادي در شهر نيويورك تأسيس شد. پس از اين شركت مؤسسه هاي ديگر نيز به تأسيس دفاتر روابط عمومي اقدام كردند و روابط عمومي به عنوان يك حرفه به وجود آمد و شناخته شد .
تاريخچه روابط عمومي در ايران
روابط عمومي در ايران ( قبل از انقلاب اسلامي )
روابط عمومي در ايران براي نخستين بار در سال 1330 در شركت نفت ايران
ايجاد شد و مرحوم دكتر
”حميد نطقي“ استاد دانشكده علوم ارتباطات
اجتماعي پايه گذار آن به شمار مي رود. تحول
روابط عمومي تا آن اندازه بود كه ظرف حدود 20 سال انجمني به نام انجمن
روابط عمومي ايران و چند مؤسسه مشاوره در روابط عمومي بوجود آمد و حتي دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي اين رشته را
در سطوح ليسانس تدريس كرد. از سال 1345
بود كه وزارتخانه ها به تدريج اداره اطلاعات،
تبليغات و انتشارات را به نام روابط عمومي برگرداندند.
روابط عمومي در ايران ( پس از پيروزي انقلاب اسلامي )
دفاتر روابط عمومي پس از انقلاب تحت نام ”روابط عمومي و ارشاد اسلامي“ به طور اعم فعاليتهاي ارتباطي و روابط عمومي را انجام مي دادند.
در سال 1363 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي سيمناري را با شركت روابط عمومي ها در تهران برگزار كرد كه در واقع زيربناي حركت روابط عمومي را براي تجديد حيات آن پي ريزي كرد .
در حال حاضر رشته روابط عمومي در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبائي و دانشگاههاي علمي ـ كاربردي تدريس مي شود و ادارات كل روابط عمومي وزارتخانه ها و مؤسسات در مراكز استان نيز اقدام به تشكيل دوره هاي آموزشي روابط عمومي براي كارمندان خود كرده اند. ازسال 1368 نيز سازمان اموراداري و استخدامي كشور آييننامه كاري دفاتر روابط عمومي را تصويب كرد . ( اداره كل روابط عمومي وزارت جهاد كشاورزي www.pr.maj.ir )
تعريف روابط عمومي
تعريف يونسكو :
روابط عمومي بخشي از مديريت است كه وظيفه تقويت روابط دو جانبه، ايجاد تفاهم
و همكاري در جلب نظر مردم، حفاظت از منابع سازماني به همراه بهرهگيري و هدايت
افكار عمومي را به عهده دارد.
" ادوارد
برنيز " پدر روابط عمومي مدرن :
روابط عمومي يعني سه مفهوم "مردم را مطلع كنيد" ، "مردم را همگرا
كنيد" و "مردم را متقاعد كنيد.
تعريف انجمن جهاني روابط عمومي
روابط عمومي بخشي از نظام مديريتي سازمان است كه با تلاش آگاهانه و اقدامات عملي و قابل اجرا در جهت ارتباط متقابل و تفاهم در سازمان بر مي آيد. در اين صورت روابط عمومي ايده آل روابط عمومي است كه با استفاده از ابزارهاي ارتباطي پيام خود را بگونه اي عرضه نمايد تا براي مخاطبان مختلف قابل فهم و درك باشد.
شرح وظايف روابط عمومي
مهمترين وظيفه روابط عمومي، شناخت افكار عمومي و نفوذ در آن براي جلب رضايت افكارعمومي نسبت به سازمان است كه هم در درون سازمان و هم در بيرون از سازمان دنبال ميشود.بيترديد، اين وظيفه در قالب مجموعهاي از فعاليتهاي ارتباطي صورت ميگيرد كه ميتوان آنها را تحتعناوين ارتباطات، امور فرهنگي و نمايشگاهها، انتشارات، سنجش افكار و پژوهش و برنامهريزيدستهبندي كرد.
يكي از مهمترين متغيرها و موضوعات اصلي در روابط عمومي افكار عمومي است .
انجمن جهاني عمومي ، افكار عمومي را مجموعه عقايد يك جامعه به يك موضوع مي داند كه آن افراد در باره آن موضوع ، داراي منافع و عقايد مشترك هستند .
اهداف اصلي مديريت افكارعمومي در روابط عمومي ، در حال شكل گيري ، نگهداري افكار عمومي موافق و ايجاد افكار عمومي جديد است . ( مقاله استاد حميد واعظي ديماه 85)
- در حالت دوم نقاط قوت را داريم، ولي سازمان را همواره تهديدهايي باز مي دارد. روابط عمومي چه شكل هايي از برنامه ريزي را مي تواند داشته باشد. روابط عمومي با توليد اخبار، تبليغات و انواع ارتباطات، افكار عمومي را به سمتي هدايت مي كند كه مخاطبان، سياست هاي داخلي سازمان را بپذيرند. بر اساس قوت ها سعي كنند تهديدها را كاهش دهند. با ايجاد ارتباط سعي كنند تهديدهاي عوامل محيطي كم شود.
مراحل برنامه ريزي (روابط عمومي ها بايد به اين هفت مرحله توجه نمايند)
1- شناخت مساله يا فرصت و تعريف آن
در اولين مرحله به دنبال اين هستيم كه چه كاري را انجام دهيم. اگر مي خواهيم نمايشگاه برگزار كنيم بايد ارزيابي دقيقي داشته باشيم و اطلاعات واقع بينانه را گرد آوري كنيم. در اين مرحله خرد، انديشه و شناخت قبل از انجام كار به عنوان ملاك اصلي است و بعد به انتخاب فعاليت خودمان مي پردازيم.
2- تعيين هدف ها
بر اساس اهداف سازماني فعاليت ها چقدر با اهداف سازمان ارتباط دارد. بين هدف و سياست ها، سياست ها با راهبردها، راهبردها با راهكارها و راهكارها با برنامه و در نهايت برنامه ها با فعاليت ها ارتباط وجود دارد. سير حركتي كه انتخاب كرده ايم درست است يا نه، آيا مساله قابل انجام است يا نه، اهداف سازمان را تحقق مي بخشد يا خير و به عنوان روابط عمومي آيا در راستاي اهداف سازمان فعاليت مي كنيم يا نه.
3- تعيين فروض در برنامه ريزي
فرض ها، حالت ها و سناريوهاي مختلفي كه مي تواند متصور باشد را تصور مي كنيم. در برنامه ريزي سه فرض: خوش بينانه، بدبينانه و بر اساس وضع موجود داريم كه سازمان ها بر اساس وضع موجود ادامه فعاليت را تصور مي كنند و بر اساس آن برنامه ريزي را انجام مي دهند.
سازمان ها عموماً سه فرض را پيش بيني مي كنند كه اگر سازمان دچار بحران شد بتواند به گام هاي بعدي برسد. اگر حالت اول دچار مشكل شد بايد دو حالت ديگر مكمل حالت اول باشند تا سازمان دچار شك نشود.
4- تعيين و ارزيابي گزينه ها و برنامه هاي ارتباطي
در تعيين ارزيابي گزينه ها، واحدهاي روابط عمومي به دنبال جستجو و يافتن راه هاي مختلفي هستند كه مي تواند آنها را به هدف برساند و مهم ترين ابزارها را در انجام فعاليت ها به كار مي گيرند و بسيار محتاط هستند و كمتر ريسك مي كنند و ترجيح مي دهند از گزينه هايي كه كم هزينه ترين و كم خطرترين است استفاده كنند و ادامه دهنده فعاليت هاي قبلي باشند. مدير جديد همه بنيان ها را به هم نمي ريزد، وقتي تغييرات را به وجود مي آوريم بايد آماده انتقاد باشيم. نظام هاي مديريتي در عمر مديريت خودشان به اهداف و فعاليت هاي عيني و مشخصي دست پيدا مي كنند و محافظه كار هستند چون عمر مديريتي اجازه نمي دهد.
5- صورت بندي فعاليت ها
يكي از مسايل اساسي روابط عمومي ها اين است كه به ليست مشخصي از برنامه ها دست پيدا كنند و براي اين فعاليت هاي مشخص، چه كارهايي و به چه شكلي بايد صورت بگيرد.
6- زمان بندي برنامه و بودجه بندي
يعني چه مدت زماني و چه منابع مالي مي تواند منافع ما را تامين كند.
7- ارزش يابي
در ارزش گذاري برنامه اي دنبال نظرسنجي، اثر سنجي، نيازسنجي، اطلاع رساني، تبليغات و بازخورد پيام ها هستيم. گام هفتم در طراحي مجدد برنامه خيلي مورد استفاده است و نتايج آن در برنامه ريزي مجدد و فعاليت ها مورد استفاده قرار مي گيرد.
چه ديدگاههاي در رابطه با روابط عمومي وجود دارد (مفهوم روابط عمومي)
1- تشبيه به اندام هاي انساني
گوش: يكي از تعابير گوش است كه مي تواند به انتقال اطلاعات كمك كند و در آرام سازي سازمان موثر باشد. روابط عمومي بايد پيام ها و انتقادها را شنيده و به مديريت منعكس نمايد.
چشم: وظيفه روابط عمومي ديده باني و تعيين افق ها و آينده نگري است.
دست و پا: بيشتر به جنبه اجرايي بودن روابط عمومي نگاه مي كند. روابط عمومي بايد به نيازهاي آني پاسخ دهد و به آن بخش كه مي تواند در تغيير سازمان موثر باشد مشاوره بدهد.
قلب: روابط عمومي مركز تپنده سازمان است. مركز هماهنگي و پل ارتباطي درون سازماني و برون سازماني است و ارتباطات را سازماندهي مي كند.
مغز: روابط عمومي در مشاوره، راه حل، تصميم گيري و تصميم سازي سازمان شركت كند. روابط عمومي با آن بينش كارشناسي كه دارد بايد تشخيص دهد چه كاري انجام دهد، توانايي مشاوره دادن را داشته باشد. چه كارهايي اثرگذاري آن بيشتر است و يك راه حل مرقون به صرفه پيدا كند.
2- فيزيكي
آئينه تمام نماي سازمان: روابط عمومي ويترين سازمان است. اگر در سازماني واحدهاي ديگر كارشان را درست انجام ندهند، اتفاقي نمي افتد و آثار و نتايج آن فقط در داخل سازمان منعكس مي شود، ولي روابط عمومي اگر درست عمل نكند قضاوت مي شود كه همه سازمان خوب عمل نمي كند. روابط عمومي به عنوان كارگزار ارتباطي بايد كاري بكند كه حلقه هاي ارتباطي درست عمل كنند.
اتاق شيشه اي: روابط عمومي بايد اطلاعات خود را در معرض ديد همگان قرار دهد و ببيند چه كساني موافق و چه كساني مخالف هستند و بايد توانايي مجاب كردن مخاطبان درون و برون سازماني را داشته باشد. روابط عمومي ها بايد شرايط را به گونه اي فراهم كنند تا از فعاليتهاي آنها نقد شود.
روابط عمومي در مركز سه ضلعي قرار دارد. يك ضلع علم، ضلع ديگر حرفه، تجربه و تكنيك و ضلع سوم هنر است.
كساني در حوزه روابط عمومي موفق اند كه اين سه تكنيك را داشته باشند. بخش زيادي از فعاليت ها جنبه تجربي دارد. يعني بايد اطلاعات و دانش افراد روابط عمومي از مابقي افراد بيشتر باشد. بخش ديگر هنر است كه آموختني نيست و در ذات انسان است و مانند يك نوع مديريت است. روابط عمومي تا چه حد توانايي دارد كه به ديگران پاسخ منفي بدهد و آنها را متقاعد كند و اگر پاسخ مثبت مي دهد به دليل اين نيست كه مي خواهد باج بدهد، بلكه آن كار واقعاً درست است.
روابط عمومي يك علم است. يك علم بين رشته اي كه مي تواند شاخه هاي مختلف علوم را در داخل خودش قرار بدهد. ارتباطات، روان شناسي، سياست، جامعه شناسي به نوعي در روابط عمومي قرار مي گيرد. در روابط عمومي از ضروريات است.
تأثيرسخنان رياست محترم جمهوري برافگار عمومي درگفت وگو با دولت آمريكا
از رييس جمهوري سوال شد، آيا ايران آماده گفت وگو با دولت آمريكا است؟ از اين گفت وگو اميد دارد كه چه حاصل شود؟ چگونه مشكلات بين دولتهاي آمريكا و ايران حل مي شود؟
رييس جمهوي گفت، ما از اول اعلام كرده ايم كه آماده مذاكره باهمه كشورها هستيم . 28 سال قبل وقتي كه انقلاب ما موفق و پيروز شد، ما ديكتاتوري مورد حمايت غرب را كنار زديم و دمكراسي و آزادي را به دست آورديم . احمدي نژاد افزود، از آن زمان ما آمادگي خود را براي گفتگو بين دو كشور اعلام كرديم .ما آماده داشتن روابط دوستانه و گفت وگو با همه كشورهاي جهان هستيم و در آن زمان تنها رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي و رژيم صهيونيستي مستثني بودند كه اكنون آپارتايد از بين رفته است . " به ديگران در جهان مي گوييم كه ما خواهان روابط دوستانه و برادرانه هستيم .ملت ايران با فرهنگ و با تمدن است و خواهان گفت وگو و مذاكره است. ما به مذاكره و گفت وگو معتقديم و همه مسائل مي توانند به آساني حل شوند، نيازي به تهديد نيست، نيازي به اسلحه و بمب نيست و اگر گفت وگو كنيم نيازي به درگيري نخواهد بود .ما منطق روشني در اين مورد داريم . ما نحوه اداره جهان را زير سوال مي بريم و ما معتقديم روش كنوني منجر به صلح و امنيت جهان نمي شود و راه حلهايي كه ما داريم بر اساس ارزشها و روابط انساني بين كشورها است . با دولت آمريكا هم مذاكره مي كنيم و مشكلي نداريم ولي تحت شرايطي كه احترام متقابل براي هر دو طرف باشد . ديديد كه براي اين كه به امنيت عراق كمك كنيم سه بار با آمريكايي ها صحبت كرديم و سال قبل، پيش از اين كه به نيويورك بيايم اعلام آمادگي كردم كه در سازمان ملل با آقاي بوش رييس جمهور آمريكا درباره مسايل مهم بين المللي مناظره انجام شود . اين نشان مي دهد كه ما آماده گفت وگو هستيم .آماده بحث در حضور همه هستيم تا حقيقت مشخص شود و سوئ تفاهم برطرف شود و راه براي روابط دوستانه و برادرانه باز شود . فكر مي كنم كه اگر دولت آمريكا رفتار گذشته را كنار بگذارد مي تواند دوست خوبي براي ما باشد . 28 سال است كه آنها مداوما ما را تهديد كرده ، به ما توهين كرده و از پيشرفتهاي علمي ما جلوگيري كرده اند . شما مي دانيد كه صدام ديكتاتور، توسط دولت آمريكا و دولتهاي اروپايي در حمله به ايران حمايت شد .او هشت سال جنگ جنايتكارانه را ادامه داد و 200 هزار ايراني جان خود را در اين جنگ از دست دادند و 600 هزار نفر نيزمجروح شدند . او از سلاحهاي شيميايي استفاده كرد .هزاران ايراني قرباني سلاحهاي شيميايي شدند، آقاي نوباوه كه خبرنگار رسمي و بين المللي ما است در سازمان ملل سالها اخبار اين سازمان را پوشش مي داد، او خود يكي از قربانيان سلاحهاي شيميايي عراق عليه ما است . از آن زمان ما تحت تبليغات مختلف، محاصره اقتصادي، تحريمهاي اقتصادي و سياسي بوده ايم، چرا؟ براي اين كه از دست يك ديكتاتور آزاد شده ايم و براي اين كه آزادي و دمكراسي براي خود مي خواهيم، اين را متوجه نمي شوم . به نظر ما اگر دولت آمريكا حقوق مردم ايران را به رسميت بشناسد و به تماميت كشورها احترام بگذارد و دست دوستي به سوي همه ايرانيان دراز كند مي بينند كه ايرانيان بهترين دوستان آنها هستند .
بنظر ميرسد اين مطلب رياست محترم جمهوري تأثير بيشتري بر افگارعمومي داشت .
منابع:
سايت اداره كل روابط عمومي وزارت جهاد كشاورزي
( مقاله استاد حميد واعظي ديماه 85)
جناب آقاي احمدي در سفر به آمريكا
روش تحقيق
روش تحقيق كتابخانه اي و اسنادي است و براي جمع آوري اطلاعات از كتاب و مقالات و اينترنت كمك گرفته شده است.
مقدمه
« ما در آستانه تحول تاريخي بزرگي قرار داريم، ديگر آن جايي (outside) وجودندارد. جهان به هم نزديك شده است.
يك زمين واحد داريم، در اين فضا تهديدات (Threats) و فرصتهاي (opportunities)تازه روييدن گرفته است. تمامي مسايل ضروري ما صبغه جهاني دارد. موقعيت فعلي ما،بشري (و نه ملي) است».
كارل ياسپرس
براي شروع مطلب و براي تحليل كردن اين سئوال، ابتدا اجازه دهيد تا نگاهي كوتاه واجمالي به هر يك از دو مقوله «امنيت ملي» و «افكار عمومي» داشته باشيم و در ادامه بهبحث اصلي و موضوع مورد نظر بپردازيم.
«جهاني شدن» (Globalization) را بايد مهمترين پديدهاي دانست كه كل حياتانسان در عصر حاضر را تحت تأثير قرار داده است و چنان كه گمان زده ميشود، دردهههاي آتي اين فرايند موضوع بيشتر فعاليتهاي علمي و عملي انسان معاصر خواهدبود.
جهاني شدن اگرچه از پيشينه تاريخي طولاني اي برخوردار است. اما چنان كهرابرتسون (Robert son) اظهار داشته، ورود اين مفهوم به حوزه مطالعات انساني تقريباًبه سال 1960 برميگردد و در كمتر از دو دهه، اعتبار قابل توجهي براي خود مييابد، بهگونهاي كه در دهه 1980 از اين اصطلاح در مباحث مختلف انساني بهره برده ميشدهاست. با اين حال بحث از «امنيت جهاني» به علت پيچيدگي آن، بسيار تازه مينمايد و بهسال 1999 باز ميگردد.
فري امري و اريك تريست با اشاره به اين واقعيت كه ايده جهاني شدن در «ناخودآگاه»نسلهاي پيشين نيز بوده است، ميگويند: «ميتوان از تحولات جهان آگاه بود، بيآن كه از اينآگاهي، آگاهي داشت».