نظریه کثرت گرایی
بررسی مفروضات نظریه کثرت گرایی :
نظریه کثرت گرایی دارای 7 مفروضه می باشد که شامل :
1- وحدت گرایی موجود در دولتهای مطلقه می تواند علیه آزادی اساسی گروه ها به کار گرفته شود و اصولاً تقسیم بندی جغرافیایی را برای نمایندگی گروه ها نامناسب می دانند.
2- ماهیت انسان از همبستگی و روابط انسانها با یکدیگر ناشی می شود و بر این اساس افراد به صورت طبیعی در درون گروه ها وحدت و همبستگی می یابند و همچنین اینکه گروه ها به عنوان اشخاص حقیقی اصیل به حساب می آیند و از تعامل دو نقش متعارض فردی و جمعی از افراد هم سود و منفعت طلب تشکیل شده اند .
3- چون منافع گروه های مختلف متباین است ، سازش میان علائق از طریق گفتگو و مراوده حاصل می شود و باید حداقل سلطه و قدرت مرکزی با حداکثر پراکندگی قدرت ، تلفیق شود و گروه می تواند در مقابل قدرت سازمان یافته دولت به طور مناسبتری ایستادگی کند .
4- کثرت گرایان وجود گروه ها و دستجات مختلف را برای اثبات وتحول جوامع سیاسی مطلوب می دانند .
5- به نظر آنان منابع قدرت صرفاً نظامی نیست و می تواند انواع متفاوتی داشته باشد .
6- قدرت به صورت غیر سلسله مراتبی و رقابتی آرایش یافته است که از این لحاظ دیدگاه کثرت گرایان به نظریه موازنه قدرت شبیه می شود .
7- بهترین روش گزینش رهبران انتخابات است و انتخاب کنندگان نسبت به انتخاب خود بی اطلاع و بی تفاوت هستند .
فرضیات کثرت گرایی :
حکومت به وسیله اقلیتها حفظ و به این ترتیب آزادی سیاسی تامین می شود .
- حقوق شهروندی ، از جمله آزادی بیان ،...
- وجود نظام انتخاباتی رقابتی
- گستره متنوعی از گروه های همسود متداخل که در پی کسب نفوذ سیاسیند .
- میانجیگری و داوری حکومت میان تقاضاها
- فرمانروایی قانونی متجلی شده در یک فرهنگ سیاسی حمایت
- سهیم بودن گروه های متعدد در قدرت و مبادله قدرت
- پراکندگی انواع مختلف از منابع غنی در میان جمعیت
- توافق ارزشی در زمینه روشهای سیاسی ، دامنه مشی های مختلف و عرصه مشروع نظام سیاسی وجود دارد .
- وجود موازنه میان شهروندان فعال و غیر فعال برای حفظ ثبات سیاسی
دیدگاه هستی شناسانه کثرت گرایی :
ماهیت فلسفی نظریه کثرت گرایی :
در دیدگاه فلسفی با توجه کثرت گرایی به اصالت ذات تغییر یابنده و جایگزینی کثرت گرایی زمینی به جای وحدت گرایی آسمانی و توجه به ماهیت کشفی و عینی گرا و انضمامی از لحاظ فلسفی ، کثرت گرایی به نسبی گرایی می انجامد که در نتیجه زمینه را برای فلسفه اصالت عمل باز می کند .
ماهیت شناخت شناسانه نظریه کثرت گرایی :
کثرت گرایی با توجه به مصادیق و واقعیت سازی همراه با نفی حقیقت یابی توسط عقل ابزاری و توجه به مشاهده و آزمون و مخالفت با متافیزیک از لحاظ شناختی در زمره علم شناسی اثبات گرا و مکتب مدرنیته قرار می گیرد .
ماهیت روش شناختی نظریه کثرت گرایی :
مباحث روشی ، عمدتاً به شیوه استدلال مربوط می شود ونظریه کثرت گرایی از لحاظ روشی ، بر اساس روش منطقی کوانتا ، به استدلال و تمثیل جهت ارائه مدل می پردازد که روش تلفیقی تعاون نگراست و اجتماع نقیصین برای وصف و تفسیر را لازم می داند اما توان ارائه تفسیر روند تحول را ندارد و می خواهد با بهره گیری از مفاد منطق کوانتا از دو جلوه اصالی فرد و ضروری جمع در راستای گروه گرایی قدم بردارد .
ماهیت ارزشی نظریه کثرت گرایی :
با توجه به اینکه این نظریه در قالب اندیشه فلسفی پوزیتویستی قرار می گیرد معتقد به جدایی دانش از ارزش است و تجزیه گرایی آنان را همانند پسا تجدد گراها از موضع گیری ارزشی باز می دارد .
کثرت گرایان به منطقی میانه علاقه مندند که تجلی آن گستره حوزه عمومی بین دو حوزه خصوصی و حکومت است آنها سعی دارند با تقویت گروه های اجتماعی در عمل نقش دولت را کاهش دهند کثرت گرایان نه امیدوار و نه خواهان اضمحلال حکومت هستند ، بلکه مایلند دندان زهرآگین آن را بکشند و از ظرفیت آن در تامین خواسته های جامعه دموکراتیک بهره ببرند آنها همچون مارکسیستها معتقد به عدالت اجتماعی هستند برای کثرت گرایان لیبرال ، ازادی و برای کثرت گرایان رادیکال ، تخصیص و توزیع منافع اجتمالی ، دارای اهمیت اساسی می باشد . آنها نقش قدرت را نادیده نگرفته و سعی دارند از طریق موازنه قدرت اجتماعی به اهداف مردمی و دموکراتیک برسند و با بهره گیری از مزایای دو جلوه اصالی فرد و ضروری جمع در راستای گروه گرایی قدم بردارند .
انتقادات به کثرت گرایی :
1-یکی از انتقاداتی که به نظریه کثرت گرایی وارد است این است که آنها نمی توانند بسیاری از دشواریهای دیدگاه خاص خود را دریابند آنها یک موضوع عمده را نادیده گرفته اند و آن اینکه ، گروه هم می توانند مانند دولت سرکوبگر ، تنگ نظر و ویرانگر آزادی باشند .
2-آنها ماهیت یا میزان دقیق دخالت دولت در امور گروه ها را بررسی نکرده اند و هیچ گونه استدلال دقیقی در خصوص حدود فعالیت دولت و یا گروه ها در میان نیست .
3-پلورالیستها امکان دستکاری فرد از طریق گروه های همدست با دولت را به غفلت گرفته اند یعنی همان امکان که موسولینی در 1926 در تاسیس رژیم شراکتی خود نهایت بهره برداری را از آن کرد ( فولادوند 1376 : 398 )