روزنامهنگاری الکترونيکی؛ ابزار رسيدن به جامعه آرمانی هابرماس
روزنامهنگاری الکترونيکی؛ ابزار رسيدن به جامعه آرمانی هابرماس
مقدمه
دنياي امروز،دنياي ارتباطات است.زندگي بشر تقريبا در تمام جنبهها به شکلي انکار ناپذير به فنآوريهاي نوين مخابراتي-ارتباطي وابسته است.اين فنآوريها اگر چه در تمامي جوامع به شکلي يکسان و متعادل مورد استفاده قرار نميگيرند،اما به دليل تواناييهاي شگرف و بي سابقهاي که دارند،در آينده عموميت بيشتري خواهند يافت.
پيدايي و پيشرفت اينترنت در ايجاد شرايط گذار از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي جايگاه برجسته اي پيدا کرده است.شبکه اينترنت که اکنون به قول برخي از محققان ارتباطي ستون فقرات ارتباطات اطلاعاتي سراسري کره زمين و به عبارت ديگر، "شبکه شبکه هاي اطلاع رساني"جهان شناخته مي شود،معرف ساختار تحول يافته يک شبکه اطلاعاتي نظامي است.(معتمدنژاد،1384)
نقش کامپيوترها در شبکه هاي ارتباطي باعث شده است تا مردم قدرت ارتباطي را از رسانه ها پس بگيرند.اين امر به معني اين است که قدرت ارتباطي از حالت"محدود به گسترده"(يک منبع براي همه مخاطبان)به حالت" گسترده به گسترده"نقل مکان کرده است.تکنولوژي هاي ارتباطي در حال قدرت بخشيدن به مخاطب هستند.اين تکنولوژي هاي نوين ارتباطي موجب شده اند تا مخاطبان،کنترل فعال تري را بر جريان هاي اطلاعات اعمال کنند و رفتارهايي را نيز به جريان هاي رسانه اي تحميل کنند.اين جا به جايي در واقع همان انقلاب ارتباطي است.بنابراين تغييرات عظيم تکنولوژي هاي ارتباطي نيز به مثابه جلوه اي از سخت افزاري انقلاب ارتباطي در خور توجه است.(شکرخواه1382)
توسعه،گسترش و نفوذ اينترنت در تمامي مفاهيم زندگي اجتماعي حقيقي موجب خلق پديده هاي جديدي با پيشوند سايبر[1] يا الکترونيکي شده است.ابعاد آن از مفاهيمي کاملا ملموس همچون فروشگاه مجازي گرفته تا مفاهيمي انتزاعي همچون دموکراسي مجازي گسترش يافته است.با توجه به ويژگي هاي منحصر به فرد اينترنت،هر کدام از اين مفاهيم تعريف شده نياز به باز تعريف پيدا مي کنند.چرا که شناخت،کنترل و استفاده بهينه از ظرفيت هاي اينترنت در هر کدام از اين پديده ها و لزوم ارائه تعاريف جديد،شناخت ويژگي ها، مزايا و معايب و کشف تاثيرات و ظرفيت هاي هر کدام موجب مي شود تا اينترنت و فرزندان رو به تزايد و ناشناخته آن به غولي هزارپا و هزار چشم که به دنبال بلعيدن زندگي بشر است تبديل نشوند.
روزنامه نگاري الکترونيک[2] يکي از مفاهيم شگرفي است که همراه با موج سوم،يعني انقلاب اطلاعات(انقلاب صنعتي دوم)در دنياي ارتباطات شکوفا شد.اين پديده با شکل گيري شبکه هاي اطلاع رساني،در آغاز به صورت کاملا ساده با انتقال متن پيام هاي بين افراد از طريق کامپيوترهايشان آغاز شد،اما به مرور با استفاده از ظرفيت هاي بي شمار اينترنت، شکل متنوع تر و بهينهتري پيدا کرد؛تا جايي که امروزه به ياري جديدترين دستاوردهاي فنآوري اطلاعات و مخابرات،حتي قالب هاي تعريف شده روزنامهنگاري را در نورديده و با ترکيب متن،تصوير،صدا،فيلم،انيميشن و...خود را به عنوان رسانهاي جديد مطرح ساخته است.همين ويژگي چند رسانهاي سايبر ژورناليسم[3] و ترکيب آن با ويژگيهاي فضاي مجازي موجب شده است که بار ديگر مطبوعات چاپي به چالشي سخت تر از چالشهاي گذشته کشيده شوند.اساس رسانه هاي مجازی[4] بر بازخورد[5] استوار است که اصلا در رسانه هاي نوشتاري وجود ندارد.همين امر همه استفادهکنندگان از فضاي سايبر را به روزنامهنگاراني مشارکت کننده و فعال تبديل مي کند و موقعيت رسانه هاي چاپي را بيشتر به خطر مي اندازد.
سوالي که در اينجا مطرح مي شود اين است که پديده روزنامهنگاري الکترونيک با به چالش کشيدن مطبوعات، رکن چهارم دموکراسی،خود چه نقشي در ايجاد ارتباط آزاد و جهان آرمانی هابرماس آرماني خواهد داشت؟
نظريه کنش ارتباطي هابرماس
هابرماس انواع کنشهاي اجتماعي را به دو دسته کلي تقسيم ميکند؛کنشهاي معقول و هدفدار و کنشهاي ارتباطي.تاکيد او بر کنشهاي ارتباطي است و مبناي تمام نظريههاي او همين نوع ارتباط است که ارتباطي تحريف نشده و بدون اجبار ميباشد.به نظر هابرماس طي کنشهاي ارتباطي،کنشهاي افراد درگير،نه از طريق حسابگريهاي خودخواهانه موفقيت بلکه از طريق کنشهاي تفاهم آميز،هماهنگ ميشود.افراد دخيل در کنش ارتباطي اساسا در بند موفقيت شخصيشان نيستند بلکه هدفهايشان را در شرايطي تعقيب ميکنند که بتوانند برنامههاي کنشيشان را بر مبناي تعريفهايي از موقعيت مشترک هماهنگ سازند.هدف کنش ارتباطي،دستيابي به تفاهم ارتباطي است.
او ساختارهاي اجتماعي که موجب تحريف ارتباط ميشوند را بررسي ميکند و عقيده دارد که بايد موانع بر سر راه ارتباط آزاد برداشته شود.مبناي جامعه آرماني آتي هابرماس در جهان معاصر وجود دارد.
هابرماس در ادامه بحث خود به مساله عقلانيت و قفس آهنين ماکس وبر هم اشاره ميکند و راه رهايي از اين قفس را عقلانيت نهفته در کنش ارتباطي ميداند.عقلانيت کنش ارتباطي به ارتباط رها از سلطه و ارتباط آزاد و باز ميانجامد.عقلانيت در اينجا مستلزم رهاسازي و رفع محدوديتهاي ارتباط است.هابرماس براي رسيدن به اين عقلانيت به دو مانع عمده که از جمله موانع ارتباط آزاد نيز هستند اشاره ميکند؛ مشروع سازيهاي حکومتها و دولتها و از آن کلي تر ايدئولوژيهاي حاکم براي رسيدن به ارتباط باز و آزاد که بايد اين دو مانع برطرف شوند.
بر اساس همين تعريف از عقلانيت،هابرماس نقطه پايان فراگرد تکاملي مورد نظر خود را يک جامعه عقلاني ميداند و نظام ارتباطي مد نظر او نظاميست که در آن افکار آزادانه ارائه ميشوند و در برابر انتقاد حق دفاع دارند.
به عقيده هابرماس در مباحثه هيچ نيرويي به جز قدرت استدلال بهتر نبايد به کار گرفته شود و هيچ انگيزه اي مگر انگيزه جستجوي هميارانه حقيقت نبايد در ميان باشد.بحث کنندگان موضوع هاي بحث و نوشته ها مگر به منظور محک زدن اعتبار داعيه هاي مورد بحث هيچ محدوديتي نبايد داشته باشند.
در جهان نظري مباحثه اقتدار و قدرت،تعيين کننده برنده استدلال نيست و اين موقعيت گفتاري آرماني است.در اين موقعيت تنها استدلال بهتر پيروزي مي يابد.
قدرت شواهد و برهان تعيين کننده اعتبار است و تنها استدلالهايي که مباحثه کنندگان بر سر آنها توافق دارند حقيقت دارند.از اين رو هابرماس نظريه حقيقت توافقي را قبول دارد که بخشي از فراگرد ارتباط است و تحقق کامل آن هدف نظريه تکاملي هابرماس مي باشد.(ريتزر1379)
هابرماس استدلال ميکند که توانايي ما در برقراري ارتباط يک هسته عام دارد.توانش ارتباطي فقط به معني بيان جملههاي مبتني بر دستور زبان نيست.ما هنگام سخن گفتن با جهان پيرامون،با سوژههاي ديگر و با نيت ها،احساسها و آرزوهاي خود ارتباط برقرار ميکنيم.ما در هر يک از اين ابعاد ارتباطي،درباره آنچه که به صراحت يا به طور ضمني ميگوييم و يا فرض ميگيريم همواره،اگر چه معمولا به طور ضمني،دعوي اعتبار ميکنيم.بديهي است که دعويهايي از اين قرار ميتواند مورد مخالفت،نقد،دفاع و تجديد نظر قرار گيرد.راه حلهاي مختلفي براي حل و فصل دعاوي مورد اختلاف وجود دارد.يکي از اين راهها،يعني آوردن دليل در تائيد يا رد يک دعوي،به طور سنتي براي ايده عقلانيت به مثابه امري اساسي به شمار آمده است و در واقع بر پايه تجربه حصول تفاهم در ارتباطهاي فارغ از زور است که هابرماس نظريه عقلانيت خود را تدوين ميکند.
کليد حصول تفاهم امکان استفاده از تعقل و توسل به دليل و برهان براي شناسايي صدق دعاوي در يک فرايند بين اذهاني و نقدپذير است.
مشارکتجويان در يک عمل ارتباطي هنگامي که درباره وضعيتشان با يکديگر به تفاهم ميرسند در يک سنت فرهنگي خاص قرار دارند که ميتوانند هم آن را به کار گيرند و هم از نو بسازند؛آنها در هماهنگ کردن کنشهاي خود از طريق شناسايي بين اذهاني دعاوي اعتبار نقدپذير بر عضويت در گروههاي اجتماعي تکيه دارند و در همان حال يکپارچگي اين گروههاي اجتماعي را تقويت ميکنند.کنش ارتباطي به لحاظ کار ويژه حصول تفاهم به انتقال و باززايي معرفت فرهنگي،به لحاظ کار ويژه هماهنگ کردن کنش به پيوستگي اجتماعي و استقرار همبستگي گروهي و به لحاظ کار ويژه جامعهپذيري به شکلدهي هويتهاي شخصي خدمت ميکند (هابرماس1384).
روزنامه الکترونيکي
روزنامه اينترنتي نشريهاي است قابل دسترس در شبکه جهاني وب که در دورههاي زماني مشخص و با زبان نشانهگذاری ابرمتن [6]و ديگر ابزارهاي گرافيک کامپيوتري اطلاعات خبري را بر روي صفحه يک کامپيوتر نشان ميدهد.يک روزنامه اينترنتي ميتواند نسخه مجازي همتاي چاپي خود يا کاملا شبيه آن باشد.برخي از روزنامه هاي اينترنتي فقط بر روي اينتر نت وجود دارند.(دبليو اليوت1379)
کرافوردکيليان نويسنده کانادايي،سه نوع روزنامهنگاري سايبر تعريف ميکند: اول نسخه آنلاين روزنامهها و مجلات سنتي،دوم بيان ديدگاه،اخبار و گزارشهاي گروههاي مدافعهگر و سوم بازتاب آراء افرادي است که گرچه در رسانههاي تجاري کار ميکنند،خواستار دريچهاي براي انعکاس عقايد خود هستند.(شکرخواه1384)
اولين روزنامه الکترونيکي در سال1992توسط شيکاگو تريبيون با نام شيکاگو آنلاين بر روي وب منتشر شد.
در ايران،همشهري اولين روزنامهاي بود که در سال1373،نسخه الکترونيک روزنامه چاپي خود را منتشر کرد.اولين روزنامه الکترونيک محضي که در ايران منتشر شد نيز خانه ملت است که توسط مجلس شوراي اسلامي تهيه و منتشر ميشود.(اکرمی1381)
انواع روزنامهنگاري سايبر
سه نوع روزنامهنگاري سايبر که در سطح جهاني با اتکاء به تکنولوژيهاي ويژه وب رو به گسترش است به شرح زيرند:
1- روزنامهنگاري مبتني بر حاشيهنگاري[7] که متمرکز بر روزنامهنگاري با مشارکت مخاطبان مي باشد؛در آن امکان افزودن نظر به متن وجود دارد.
2 - روزنامهنگاري مبتني بر منبع نامحدود [8]که متمرکز بر مشارکت مخاطبان است اما هيچ مقالهاي پيش از آن که مخاطبان دربارهاش نظرات خود را اعمال نکرده باشند،منتشر نميشود.
3 - روزنامهنگاري فراسازگارانه [9]در اين نوع متون،تصاوير ثابت و متحرک،صدا و توليدات ديداري-شنيداري در مسير ايجاد جنبههاي جديدي از بيان و تجسم بخشيدن به افکار،ايدهها و تجسم بخشيدن به خلاقيتهاي انسانها به کار برده مي شود.(شکرخواه1384(
ويژگيهاي چالش برانگيز روزنامهنگاري سايبر
روزنامهنگاري الکترونيک با اتکاء به فنآوريهاي پيشرفتهاي که بر آن بنا شده است، امکانات بسياري در اختيار دارد که پيش از اين هرگز در اختيار مطبوعات چاپي نبود. ويژگيهايي که شناخت آنها به فهم يک ابزار مناسب در رسيدن به جامعه آرماني هابرماس کمک خواهد کرد.
يک روزنامه الکترونيکی علاوه بر متن از امکاناتي چون صدا،تصوير،پويانمايي[10] و فيلم براي ارائه اطلاعات به مخاطب استفاده ميکند.در واقع يک روزنامه الکترونيکی به صورت بلقوه مي تواند يک چندرسانهاي قوي باشد و ضمن حفظ قابليتهاي سنتي مطبوعات چاپي امکانات جديدي از ترکيب قابليتهاي راديو و تلوزيون نيز ارائه دهد.در واقع اين چند رسانه امکان ارائه تصويري کاملتر از واقعيت را در اختيار دارد که به افزايش ميزان بازنمايي واقعيت در اين رسانه کمک ميکند که در نهايت منجر به برقراري ارتباط بهتري با مخاطب خواهد شد.ذهن چنين مخاطبي براي پردازش داده ها،اطلاعات کامل تر و بيشتري را از طريق هر دو حس شنوايي و ديداري دريافت مي کند و در نتيجه در ساختن تصويري از واقعيت جزئيات بيشتري در اختيار دارد.
طبق تحقيقات پژوهشگران سوني اگر ديدن و شنيدن خبر با يکي از فعاليتهاي فکري و فيزيکي مرتبط مانند استفاده از پيوندها در ابرمتن[11] همراه باشد درصد اخباري که در حافظه مخاطب ميماند به 75 درصد خواهد رسيد؛اين در حالي است که در روزنامه اين رقم به 19درصد کاهش مييابد.(سرابی)
وجود فرامتن در رسانههاي سايبر از ديگر مزايايي است که سايبر ژورناليسم را متفاوت ميکند.فرامتن جذابترين وجه رسانههاي سايبر است.با يک کليک بر روي بعضي از واژههاي اينتر نتي که به طريقي متمايز شدهاند ميتوان به ادبيات جهاني آن واژه دست يافت.به عبارت بهتر،مفهوم فرامتن اين است که متون در جهان رسانههاي سايبر به يکديگر گره خوردهاند و زمان و مکان در اين گره خوردگي نابود شده است. استفاده از اين امکان به معني دستيابي مخاطب به ادبيات جهاني يک واژه است.
به ديگر سخن هر واژه فرامتني،امکان دستيابي مخاطب را به تمام اسناد مربوط به آن واژه در سپهر رسانههاي سايبر را فراهم ميسازد. (شکرخواه1382)
اين ويژگي بهترين عامل براي روزنامههاي سايبر جهت رهايي از چارچوبها و اصول روزنامهنگاري و خبرنويسي است.اين امکان موجب ميشود مخاطب هنگام گرفتن يک خبر يا اطلاعات خاص تنها به همان شش عنصر محدود نشود و از طريق پيوندهاي مختلف به اطلاعات مورد نياز پيش زمينهاي،اطلاعات تکميلي و مطالب حاشيهاي که گاهي امکان درج در ديگر رسانهها را نمييابند و بعضا از خود خبر مهمتر هستند دست يابد.امکاني که به هيچ طريق در ديگر رسانهها وجود ندارد.
از آنجايي که قوانين مربوط به مطبوعات هنوز به فضاي مجازي راه نيافتهاند، انتشار يک نشريه الکترونيکي موانع قانوني کمتري بر سر راه انتشار آزادانه اطلاعات دارد.در شرايطي که انتشار يک روزنامه چاپي مشکلات قانوني فراواني به ويژه در جوامعه توسعه نيافته دارند و از آنجا که انتشار هرعقيدهاي در روزنامههاي چاپي يا ممکن نيست و يا بازخوردهاي غير قابل جبراني دارد،اينترنت بهترين امکان براي نشرعقايد،اخبار،تحليلهاي شخصي آزاد از هر گونه قيد و بند و حتي احساسات است.
در واقع فضاي روزنامههاي الکترونيک فضايي بس آزادتر و دموکراتيکتر از ديگر رسانههايي است که تحت کنترل هاي بسيار شديد و سانسورهاي بي حد حصر هستنداز مخاطب مدارانهترين ويژگيهاي روزنامههاي آنلاين ميتوان به تعاملي[12] بودن آنها اشاره کرد.امکاناتي در سايت هاي خبري و روزنامههاي آنلاين براي درج نظر مخاطب وجود دارد.هر خواننده ميتواند پس از مطالعه مطلب،نظر خود را بدون نياز به اعلام هويت واقعي و رها از هر گونه نگراني به خاطر برخوردهاي احتمالي درج کند.در بسياري از سايتهاي خبري نظرات ارائه شده توسط مخاطبان در زير خبر مربوطه قرار ميگيرد و همه ميتوانند حتي انتقادها و گاهي هتاکيها و توهينها را نيز در محيطي آرام و بدون تشنج ببينند.در چنين فضاي دو سويهاي تنها استدلال و قدرت بحث و برهانهاي محکم است که پيروز ميدان بحث و جدل خواهد بود و هيچ گونه برتري در زور،قدرت، ثروت و از اين دست نيست.از طرف ديگر انتشار اخبار و اطلاعات تنها در دست گروه فرستنده نميباشد و گيرندگان نيز در اين پروسه ارتباطي فعالانه سهيم اند و ميتوانند به توليد و نشر اخبار بپردازند.
به علاوه اينکه مخاطبان عصر ديجيتال دوست دارند پيامها و اخبار مورد نظر خودرا انتخاب کنند و اين امر دستهبندي آنان را عميقتر ميسازد و رابطه فردي ميان فرستنده و گيرنده را افزايش ميدهد.(سرابی)
مخاطب رسانههاي مدرن امروز براي کسب خبر به انواع کانالهاي موثق و غير موثق دسترسي دارد و همين امر رقابت در دنياي رسانهها را سخت تر ميکند.مطمئنا رسانه اي در اين رقابت پيروز است که بتواند علاوه بر رعايت اصل صحت در ارائه اخبار،اصل سرعت را نيز رعايت کند. روزنامههاي الکترونيک تنها رسانهاي هستند که امکان ارائه خبر در لحظه را بيش از هر رسانه ديگري در اختيار دارند.پخش خبر در تلوزيون و راديو و ماهواره و چاپ آن در روزنامه مستلزم طي مراحل زمانبري است که خبر را از حالت آنلاين و به لحظه خارج ميکند.خبر رساني لحظهاي موجب ميشود مخاطب اطلاعات کمتري را از دست بدهد و به نوعي به افزايش آگاهي او کمک ميشود.
يک ويژگي ذاتي اينترنت که به بهترين نحو در خدمت خبر رساني و اطلاع رساني قرار گرفته،رهايي از زمان و مکان است.امکان اطلاع رساني لحظه به لحظه از هر جاي دنيا و براي هر مخاطبي موجب فشردگي زمان و مکان در اين فضا شده است.
با اينترنت خبر از گروهي به گروه ديگر منتقل ميشود و در واقع ما شاهد پايان دوران انحصار خبر رساني هستيم.(سرابی)
يک روزنامه آنلاين،ساعت و لحظه مشخصي براي انتشار ندارد، همه لحظه ها در اختيار اوست.همچنين مشکل توزيع که تا چندي پيش و هنوز در بعضي جوامع از مهمترين مشکلات نشريات چاپي است در يک روزنامه سايبر معنا پيدا نميکند.مخاطبان آن در سرتاسر جهان ميتوانند به اطلاعات آن دسترسي پيدا کنند بدون اينکه آن رسانه متحمل هزينههاي سرسامآور انتقال باشد.يک روزنامه آنلاين حتي اگر براي مخاطبان خاصي منتشر شود باز هم همه به آن دسترسي دارند.توزيع يک روزنامه الکترونيکي به عادلانهترين نحو ممکن صورت ميگيرد؛براي همه.
يکي از عواملي که در دروازهباني خبر در مطبوعات چاپي موثر است و شايد موجب نوعي سانسور شود،محدوديت فضاست.عاملي که نه تنها در يک روزنامه آنلاين وجود ندارد بلکه نامحدود بودن اين فضا از ويژگيهاي آن است.اين ويژگي دست تهيهکنندگان آن را براي ارائه تمام اخباري که از دروازه خبري بر اساس معيارهاي ايدئولوژيکي و خط مشي رسانهاي عبور ميکنند باز ميگذارد و موجب ميشود که محدوديت فضا سدي علاوه بر ديگر سدهاي ارائه اطلاعات نگردد.نهايت اين که اين امر به افزايش اعتماد مخاطب ميانجامد و موجب ميشود که مخاطب براي ارضاء نياز خبري خود،به رسانههای دیگر گرايش پيدا نکند.
وبلاگ[13]؛روزنامهنگاري ساختار شکن
وبلاگ ها در آغاز پيدايش به عنوان دفتر خاطراتي بودند که دل نوشته هاي افراد را منتشر ميکردند.با گسترش وبلاگ ها و کشف امکانات بسيار آنها در پشتيباني يک ارتباط کاملا دو طرفه،کاربري آنها از حالت دل نوشته تنها خارج شد و به مرور به وسيله اي براي انتقال اطلاعات و اخبار تبديل گشت.روي آوردن بسياري از روزنامه نگاران حرفهاي به وبلاگ ها و انتشار اخبار پشت پرده و حاشيهاي که از دوازه خبري عبور داده نميشدند يکي از دلايلي بود که وبلاگ ها را وارد عرصه روزنامهنگاري الکترونيک کرد.نوعي از روزنامهنگاري که به خاطر شخصي بودن و داشتن يک پيشينه مثل دفترچه خاطرات در بستر آن-وبلاگ- به اصول خبري پايبند نيست و براي ارائه اخبار،خود را محدود به چارچوب ها نميکند.
در واقع روزنامهنگاري آنلاين در اين بستر وبلاگي حتي محدوديت رعايت اصول خبرنويسي را هم بر نميتابد.
از ويژگيهاي جذاب آن،استقلال از نهادهاي رسمي رسانهاي است.به تعبير دکتر يونس شکرخواه بلاگر ها کارت خبرنگاري ندارند اما خبرنگارند و اين شايد اصلي ترين مشخصه جديدترين شکل سايبر ژورناليسم باشد که در قالب يک روزنامه نگاري عمومي جلوهگر شده است و احتمالا سنگ پايه دموکراسي سايبر را خواهد گذاشت.(شکرخواه1382)
نتيجه گيري
روزنامهنگاري سايبر ميتواند جريان يک سويه اطلاعات را يا از بين ببرد و يا آن را تقويت کند.اگر روزنامهنگاري سايبر به دست شرکتهاي بزرگ زنجيرهاي(فراملي)بيفتد،جريان يک سويه اطلاعات مستحکمتر خواهدشد،اما اگر روزنامهنگاري سايبر را روزنامهنگاران در دست بگيرند،جريان يک سويه اطلاعات به زير کشيده خواهد شد،آزادي بيان نيز همتقدير همين جريان يک سويه اطلاعات است.(شکرخواه1384)
فضاي سايبر اين امکان را دارد که در تملک غولهاي رسانهاي و سوداگران عرصه اقتصاد درآيد که هم با روح جامعه عادلانه اطلاعاتي در تعارض است و هم سدي در تحقق جامعه آرماني هابرماس خواهد شد.از طرف ديگر فضاي دموکراتيک حاکم بر روزنامهنگاري الکترونيک و ويژگيهاي منحصر به فرد آن که برقراري ارتباط باز و آزاد مورد نظر هابرماس را پشتيباني ميکند،اکنون به بحث دموکراسي الکترونيک انجاميده است.
جامعه آرماني هابرماس جامعهاي مبتني بر ارتباط تحريف نشده،رها از سلطه و آزاد مي باشد،روزنامهنگاري سايبر با داشتن قابليت پشتيباني ارتباط تحريف نشده ميتواند يکي از عناصر جامعه آرماني هابرماس باشد و به گروههاي سرکوبشده و ناديده گرفته شده مانند جوانان،زنان،اقليتهاي قومي و نژادي که فرصت ابراز و بيان آزاد عقايد خود را در فضاهاي حقيقي ندارند، امکان ابراز عقيده بدهد.
روزنامهنگاري الکترونيکی امکان برقراري ارتباط آزاد و همچنين مباحثه فارغ از اقتدار و قدرت را فراهم ميآورد و از آنجا که مشارکتکنندگان در اين ارتباط و مباحثهها بعضا جز با کلام و متن خود امکان حضور در فراگرد ارتباطي را ندارند،قدرت شواهد و برهان آنهاست که ضامن ادامه و همچنين موفقيت آنها در استدلال ميباشد.غايت اين ارتباطات،دستيابي به تفاهم ارتباطي و نتيجه مباحثات رسيدن به حقيقت توافقي است که مباحثهکنندگان بر سر آن توافق دارند.
در سايبر ژورناليسم باز خورد ابراز عقيده از سوي افراد به صورت نمادهايي از دنياي مجازي است.در حالي که در دنياي واقعي،ابراز عقيده الزاما با ابراز عقيدههاي نمادين پاسخ داده نميشود و بازخوردهايي حقيقي در پي خواهد داشت که گاهي موجب بروز خودسانسوري در ابراز عقيده که نوعي تحريف در ارتباط آزاد است،ميشود.
نهايت اينکه روزنامهنگاري الکترونيکی ميتواند به عنوان ابزاري مفيد و کارآمد براي رسيدن به جامعه آرماني و عقلانيت مورد نظر هابرماس که همانا آرزوي بسياري از صاحبان انديشه ميباشد، ايفاي نقش کند.
منابع
1-اکرمي،ح(1381)ردپاي روزنامهنگاري الکترونيک در مطبوعات ايران،رسانه،سال سيزدهم،شماره اول،صص94-117.
2-هابرماس،يورگن(1384)نظريه کنش ارتباطی ترجمه کمال پولادی،تهران،موسسه انتشاراتی روزنامه ايران.
3-دبيو اليوت،چ(1379)ارزيابي روزنامههاي اينترنتي آسيا ترجمه حسن نورايي بيدخت،رسانه،سال يازدهم،شماره اول،صص62-75.
4-ريتزر،جرج(1379)نظريه جامعهشناسي در دوران معاصر ترجمه محسن ثلاثي،تهران،انشارات علمي.
5-سرابی،س،انقلاب ديجيتال،اينترنت و خبر،پژوهش و سنجش،سال هشتم،شماره27،صص269-279.
6-شکرخواه،يونس(1384)روزنامهنگاری سايبر،جامعه اطلاعاتی و آزادی بیان،تهران،نشر ثانيه.
7-شکرخواه،ي(1382)چالشهاي روزنامهنگاري الکترونيک در برابر روزنامهنگاري مطبو عاتي راديويي و تلوزيوني،رسانه،سال چهاردهم،شماره اول،صص27-35.
8-معتمدنژاد،کاظم(1384)جامعه اطلاعاتي،انديشههاي بنيادي،ديدگاههاي انتقادي و چشم اندازهاي جهاني،تهران،مرکز پژوهش هاي ارتباطات.