سیری در اندیشه های مک لوهان

مقدمه
در پاسخ به اینکه اصولاً آیا می توان گفت مکتب و فلسفه خاصی به نام مک لوهانیزم وجود دارد آرتور شلزینگر چنین جواب می دهد : " وجود دارد ، چیزی بنام مک لوهانیزم وجود دارد . مک لوهانیزم ترکیب درهم و برهمی است از نظریات پیش پا افتادۀ عادی، حدسیات زیرکانه، مقایسه های دروغین و بصیرتهای خیره کننده، آنچه در ابتدا بیهوده و نومید کننده بنظر میرسد....جلوه های مسخره از نمایش و شعبده بازی های اسرارآمیز... مک لوهانیزم اینهاست و خیلی از چیزهای دیگر.... اما فراموش نکنیم که مجادلات و بحث های کاملاً جدی و عمیق در مک لوهانیزم، بخش مهم و موثری را به خود اختصاص داده اند." (رشید پور، 1352: 6 )
به همین دلیل است که "مک لوهان" و موضوع " مک لوهانیسم " پس از گذشت مدتها همچنان پررونق است. هربرت مارشان مک لوهان نظریه پرداز کانادایی در حوزه ادبیات و ارتباطات است که به سبب نظریه هایش در باره رسانه های جمعی به خوبی شناخته شده است. وی از سال 1964 در دانشگاه تورنتو شروع به تدریس کرد و بخاطر جملۀ قصارش که " رسانه پیام است" مشهور شده است، وی در سال 1967 کتابی بنام " رسانه پیام است" به چاپ رساند. این اثر دارای حجم کم است که در آن بسیاری از عقاید کلیدی وی بصورت جمله های قصار و پاراگراف های کوتاه خلاصه شده است، کیفیت چاپ، صفحه بندی وتصاویری که بر زیبایی محتوا می افزودند توسط کوئنتین فیور( (Quentin Fiore طراحی شد.
عبارت معروف وی " دهکده جهانی" این ایده را به ذهن میرساند که رسانه های جمعی از طریق تأثیرات فرهنگی فراگیرشان جهان را به اندازه یک دهکده تقلیل داده اند. برخی آثار تأثیر گذار مک لوهان عبارتند از: کهکشان گوتنبرگ: شناخت انسان چاپی(1962) ، برای درک رسانه ها (1964)، رسانه پیام است ( همراه با فیور1967)و جنگ وصلح در دهکدۀ جهانی(1968).
عده ای از دانشمندان به شدت از مک لوهان انتقاد کرده اند و دیدگاههای وی در زمینۀ تکنولوژی های رسانه بعنوان "توسعه انسان" را یوتوپیایی دانسته و معتقداند که وی قدرت سخنوری و بلاغت(Rhetoric Power) رسانه های جمعی الکتریکی را درک نکرد.