نظريه‌هاي مك لوهان :

مارشال مک لوهان

وي از مشهورترين پيروان نظريات ديويد رايزمن است. او کانادايي است و پس از پايان تحصيلات مهندسي به ادبيات عصر اليزابت علاقه مندي نشان داد و رساله دکتراي خود را در اين زمينه نوشت. امروزه او را به عنوان پيشگويي فرزانه مي شناسند، هرچند نظريات وي خالي از نظريه پردازي هاي پندارگرانه نيست و با نظريات موافق و مخالف بسياري روبروست.

چنانچه گفته شد از ارسطو تا رايزمن تحول جامعه انساني بيش از پيش با عامل چگونگي انتقال و انتشار معرفت و سرانجام با ارتباط جمعي، آنهم نه به صورت قاطع و تعيين کننده مطرح شده بود، اما مک لوهان بدون اينکه از مسير فکري خارج شود، مي‌کوشد بر پيشرفت هاي فني که مستقيماً بر رسانه هاي جمعي تأثير مي گذارند، تکيه کند و در واقع موضوع را از جايي آغاز کند که رايزمن به دليل شرايط تاريخي زمان خود آن را رها کرده بود، تغيير وسايل ارتباطي شرط اصلي و عامل تحولات زندگي اجتماعي وگذار از يک مرحله به مرحله ديگر معرفي مي شود.

مک لوهان در دهه 1960 بويژه از تلويزيون به عنوان رسانه اي هوشمند ياد مي کند و امواج آن را «بشارت الکترونيک» نام مي‌نهد. وي مدعي است که شيوه ارتباط يا روش انتقال معلومات يا انتشار پيام، نه تنها در رفتار و تصورات انسان موثر است، بلکه در سيستم اعصاب و ادراکات حسي او نقش دارد. او پا را از اين حدّ فراتر گذاشته تا آنجا که مي گويد:«وسايل ارتباط جمعي عامل انتقال فرهنگ هستند». مک لوهان بر اين باور بود که اغلب تکنولوژي ها يک اثر تشديد کننده دارند و موجب مي‌شوند تا حواس آدمي از يکديگر کاملاً جدا شوند. از اين رو هريک از وسايل ارتباطي در امتداد يکي از حواس انسان هستند، چنانچه سنگ در امتداد دست، دوچرخه در امتداد پا، عکس در امتدا چشم، راديو در امتداد گوش و شنوايي قرار دارد که سرانجام موجب تعادل ميان ساير حواس نيز مي شود.

مک لوهان در اين زمينه براي هريک از وسايل ارتباطي ويژگي خاصي قائل است و وسايل ارتباطي را از نظر حرارتي به دو دسته تقسيم مي کند: در اين تقسيم بندي (عكس، راديو و سينما) را يك وسيله ارتباطي گرم مي داند، زيرا او معتقداست اين دسته از وسايل ارتباطي، تنها در امتداد يكي از حواس آدم هستند (تك حسي) و توصيف و تشريح زيادي را دربردارند، يعني با حجم زيادي از داده ها همراه و از نظر بيان مقصود كامل هستند. حال آنكه وسيله ارتباطي سرد (خط تصويري، تلفن و تلويزيون) كه كمتر به شرح و توصيف مي پردازند، مشاركت زيادي را مي طلبند (چندحسي). طبق نظر مك لوهان، جوامع نيز به دو دسته سرد و گرم تقسيم مي شوند. او ( جوامع كم سواد) را جامعه سرد و (جامعه اروپايي) را جامعه گرم مي نامد.